روزهاي پاياني سال1388 را مي گذرانيم. سالي که به يقين در زمره تاريخي ترين سالهاي دوران انقلاب و تاريخ آينده اين مرز و بوم به ثبت خواهد رسيد. سالي که نظام اسلامي و ملت ايران، تجاربي دشوار و سخت، آزموني عبرت آموز و رويدادهايي تلخ و شيرين را پشت سر گذاشت. حوادث بعد از انتخابات 22«خرداد» را هر چه که نام بگذاريم ، به نظر نگارنده- که البته تاريخ انقلاب اسلامي صحت آن را به اثبات خواهد رسانيد- بيش از هر چيز «لطف و امدادي الهي» بود ابعاد و چهره کريه يک «فتنه بزرگ» با کمترين هزينه ها برملا شد و «حق وحقيقت» به بهترين نحو ممکن به «حقانيت» و «اثبات» خود نايل آمد.
در يک ارزيابي کلي، نظام و ملت بايد بسيار خرسند باشند که بيماري صعب العلاجي چون فتنه خواص و فرصت طلبان بي خرد اين گونه با مدد الهي، با زوال و شکست مواجه گرديد. مي دانيم وقايعي مشابه آنچه که در ايران88 روي داد، در کشورهاي ديگر به منزله انحلال و براندازي دولتها و حکومتها بوده است و از شواهد مکرر و بويژه تجربه يکي دو دهه گذشته برسياسيون کاملا پيداست اما در ايران اسلامي معادلات جور ديگري رقم مي خورند. اکنون که در شده ها و کرده ها و داشته ها و گفته هاي خود در طول چند ماه گذشته مي نگريم بحق بايد گفت3 عنصر استثنايي «امداد الهي» ، «تدبير رهبري» و «حضور ملت» توانست جريان واخورده، اقليت دنيا طلب و خواص بي بصيرت را از يک طرف و توطئه برنامه ريزي شده و دسيسه هماهنگ دشمن را از سوي ديگر چنان درهم بکوبد که اکنون مي توانيم بگوييم: هر چند وقايع سال88 تلخ و عبرت آموز بود، اما نظام اسلامي از لحاظ سطح «کارآمدي»، «ضريب اقتدار» و «شاخص هاي امنيتي» رشد و بالندگي خود را به رخ همگان کشيد و نشان داد که چگونه قادر است گردنه ها و تنش هاي دروني خود- که البته اين بار هم کاملا ريشه و آبشخوري بيروني
داشتند - پشت سر بگذارد و اين يعني «کارآمدي» و «اثربخشي» يک سيستم و نظام سياسي که برمبناي تمام تحليل هاي مديريتي و جامعه شناختي و سياسي، ارزنده ترين نوع قدرت و اقتدار به شمار مي آيد.
برملا شدن چهره حقيقي برخي افراد و خواص ، افشاي نيت هاي پليد، زوال اراده هاي ضد ديني و ضد انقلابي و حضور ميليوني شدن ملت در دو حماسه9 « دي» و
22« بهمن» دستاوردهايي بسيار فراتر از تلخکامي ناشي از اغتشاش آفريني معدودي از اراذل و اوباش بودند. البته در لابه لاي اين آشوبها و اغتشاشات افرادي عقده اي و کينه توز، حتي در روز عاشورا ، حجاب از سر برگرفتند و به تکيه وچادر عزاداري حسيني حمله بردند و در سطل هاي زباله عقده گشايي کردند. عده اي ورشکسته سياسي هم که بحق، به سرنوشتي شوم و عاقبتي بدفرجام گرفتار آمدند و در دام رسانه هاي اغواگر غربي فرو افتادند ، خواهان تحميل بدعتي خطرناک در نظام بودند و از ابطال انتخابات سخن گفتند که در پي آن بسياري ازچارچوبها واصول قانوني نظام از قبيل جمهوري اسلامي ، ولايت فقيه، شوراي نگهبان و حتي راي اکثريت مورد هجمه سنگين و بي سابقه قرار گرفت اما آيا اقتداري که مديريت عالي نظام در نماز جمعه29 خرداد به نمايش گذاشت و سياست نظام را مبني بر اينکه هرگز زير بار بدعت هاي بي پايه و اساس نمي رود اعلام کرد، تعيين کننده تر و شيرين تر از تلخي هاي آشوب و فتنه جويي عده اي فريب خورده نبود؟! در کنار اين اقتدار ، آن هنگام که بسياري از علاقه مندان به نظام و افرادي امثال ما که خواهان برخورد قاطع و سريع با عوامل پشت صحنه فتنه و اغتشاش بوديم ، رهبر فرزانه و دورانديش انقلاب، مسير صبر و فرصت دهي وملاطفت در پيش گرفت واستراتژي «جذب حداکثري، دفع حداقلي» را مطرح ساخت . آيا اين نشان از اوج بالندگي و عظمت نظام اسلامي نيست که قادر است در عين اقتدار ، باب لطف و ملاطفت را همچنان باز نگه دارد؟! شايد برخي در ميانه راه، مسير خطاي خود را تشخيص دهند و از صف ولايت و ملت فاصله نگيرند! نمايش اين حقيقت ها ، بسيار ارزشمند تر و شيرين تر بود . اينها دستاوردهاي نظام اسلامي از فتنه سال88 هستند. پس نظام اولا با مدد الهي ، فتنه اي بزرگ را پشت سر گذاشته و ثانيا ابعادي بي بديل از عظمت نظام اسلامي را به رخ همگان کشيده است . چه دستاوردي از اين بالاتر؟!
وقايع سال88 بار ديگر براي چند صدمين بار اثبات کرد که سه مولفه ، رمز بقاي جمهوري اسلامي هستند:1 - «دين اسلام و قانون اساسي» (که در اصل ولايت فقيه متجلي شده است2)- «بصيرت» به عنوان نياز و الزام هر زمان و هر شرايط3 - «وحدت کلمه» که استراتژيک ترين توصيه و نصيحت امام (ره) بود.
وقايع سال88 ، بار ديگر به ما يادآور شدند که چهار پديده، همواره براي استقلال، تداوم ، کارآمدي ، امنيت و تعالي و پيشرفت نظام جمهوري اسلامي «مخاطره آميز» به شمار مي آمدند . اين چهار پديده که در4 کليد واژه قابل تبيين هستند عبارتند از:
1. فساد؛ در تمام اشکال آن (فساد اخلاقي ، مالي، بي عدالتي، تبعيض، فقر ، بي انضباطي،..)
2. غفلت؛ (غافل شدن از ياد خدا، غفلت از اهداف و آرمانها، غفلت از دشمن، غفلت از آينده...)
3. نفاق؛ (رياکاري هاي ديني و سياسي، پنهان ماندن ماهيت و هويت حقيقي افراد، تقويت نفاق در جامعه و ...)
4. شکاف ؛ (شکاف هاي سياسي، طبقاتي ، اختلافات گروهي و حزبي، نزاع هاي قومي، شکاف نسل ها،...)
وقايع سال جاري نشان داد که نظام اسلامي در سطوحي متفاوت از هر4 نقطه آسيب پذير بوده است هر، چند اين پديده ها عميق نشده اند ولي دشمنان نظام اسلامي همواره تلاش داشته اند از هر4 نقطه نظام را مورد هجمه تبليغاتي و رواني قرار دهند. واقعيت هم همين است که هريک از اين4 پديده بحران ساز يا تمام آنها قادر بوده اند ما را با چالش هايي جدي مواجه سازند. تجربه سالهاي اوليه انقلاب و نفوذ جريان نفاق را در ارکان نظام، غفلت ازتحرکات عده اي از انسانهاي ناپاک تحت لواي شخصيتي که جايگاه و منزلتي در انقلاب داشت وهم خود و هم او را از مسير امام و ولايت منحرف ساختند، قضاياي سالهاي77 و78 که ناشي از غفلت و شکافهاي سياسي کاذب بود، قضاياي مجلس ششم، وقايع سال88 و اينک که در آستانه سال89 هستيم مي توانيم بگوييم هرگونه غفلت ، نفاق ، تشديد اختلافات و دوري از وحدت کلمه و تعميق مظاهر فساد که خواست دشمنان است به منزله تداوم بحران و تنش هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي خواهد بود. پس برهمگان فرض است که نظام اسلامي را در مهار و تقابل با اين پديده ها و عوامل سهمگين و فتنه ساز ياري رسانند.