جوزف بايدن معاون رئيس جمهور ايالات متحده آمريکا در سفر خود به سرزمينهاي اشغالي نتوانسته است واقعيات جاري در خاورميانه را کتمان نمايد!بايدن که مانند بسياري از ديگر اعضاي حزب دموکرات قدرت فراواني در انعکاس وارونه حقايق موجود دارد،اين بار در دانشگاه تل آويو لب به اعتراف گشوده و از قدرت روز افزون کشورمان و توان تهران در تاثيرگذاري بر خاورميانه سخن گفته است.اگرچه ماهيت سخنان بايدن خصمانه بوده است اما اعترافي که از درون خصومت خود را عرضه نمايد ارزش بالايي دارد!
نکته جالب توجه اينکه بايدن اين سخنان را در مرکز ثقل تجمع دشمنان ايران يعني “تل آويو”بيان نموده است.بايدن يک روز قبل از اين سخنان اعلام کرده بود که وي يک صهيونيست است و اسرائيل در قلب او جاي دارد!بنابر هدف آقاي معاون از اين سخنان رنجاندن کساني که در قلب او جاي دارند نبوده است!اظهارات بايدن از جنس “تجزيه و تحليل”يا حتي “تهديد “نيست،بلکه بايدن ترجيح داده است در جمع صميمي ترين دوستان و مخاطبانش پرده از ناتواني ايالات متحده در برابر تهران بردارد.اتفاقا همين حس قرابت ميان بايدن و صهيونيستها بوده است که بيان اين اعترافات از سوي معاون رئيس جمهور ايالات متحده را آسان ساخته است!اگرنه چرا بايدن در سفرهاي خود به حياط خلوت روسيه و عراق اين سخنان را بر زبان نراند؟چرا سناتور سابق ايالت دلاوير و بي حاشيه ترين و به عبارت بهتر
بي تحرک ترين معاون رئيس جمهور تاريخ آمريکا اين اعترافات را در قلب تل آويو بيان نموده است؟
واقعيت امر اين است که واشنگتن سرمايه هنگفتي را جهت ايجاد تغييرات پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران صرف نموده بود را با قمار دموکراتها باخت.حتي اوباما و همراهانش سخنان برژينسکي مبني بر خطرناک بودن اين قمار و مشخص بودن باخت واشنگتن در آن را ناديده انگاشته و بر طبل تغيير نظام جمهوري اسلامي ايران کوبيدند.
دموکراتهاي کاخ سفيد همچنان در تجزيه وتحليل معماي تهران سرگردان وناتوان مانده اندو هر لحظه بر شدت و حدت اين ناتواني افزوده مي شود.ايالات متحده آمريکا از يک سو نمي تواند نقش خود را در نآرامي هاي پس از انتخابات رياست جمهوري دهم در ايران انکار نمايد و از سوي ديگر،در برابر قدرت روزافزون منطقه اي جمهوري اسلامي ايران مبهوت و سرگردان مانده است.تشکيل کمربندي متشکل از جمهوري اسلامي ايران،عراق،سوريه،حزب الله و حماس و تاثيرگذاري
فوق العاده آن بر افکار ملتهاي منطقه قدرت ريسک پذيري مقامات کاخ سفيد را به سمت عدد “صفر”متمايل ساخته است!
در چنين شرايطي رويکرد زيگزاگي حزب دموکرات در قبال تهران نمود بارزتري پيدا مي کند.دموکراتها از يک سو نسبت به قدرت روز افزون تهران در خاورميانه اذعان نموده و از سوي ديگر به دنبال تغيير معادلات سياسي ايران از طريق تشديد تحريمها و مسائلي از اين قبيل هستند.
چندي پيش هيلاري کلينتون از تعهداوباما نسبت به مذاکره با تهران سخن گفته بود.گويا وزير امور خارجه ايالات متحده که بر اساس تسويه حساب درون حزبي خانواده کلينتونها با اوباما در اين مسند حضور دارد دو طرفه بودن بازي “تهران-واشنگتن”را فراموش کرده است.به عبارت بهتر،ايالات متحده آمريکا در نهايت متضمن رفتار ،گفتار و عملکرد خوددر عرصه بين المللي و حق تعيين تکليف براي واکنش يا حتي کنش اوليه طرف مقابل را ندارد.چنين قاعده اي در خصوص جمهوري اسلامي ايران نيز صدق مي کند.پس اقرار ايالات متحده نسبت به تعهدي که در قبال کشورمان دارد مولد هيچ گونه تکليفي براي جمهوري اسلامي ايران نيست.اما مسئله اصلي در خصوص نفس کلمه “تعهد”وارکان آن مي باشد.هيلاري کلينتون و اعضاي دولت اوباما احتمالااز بار سياسي و حقوقي مترتب بر کلمه تعهد ناآگاه هستند!اوباما در ابتداي دوران رياست جمهوري خود تعهد داده بود که در مسائل داخلي کشورمان دخالت نکند اما در جريان ناآرامي هاي انتخابات اين تعهد خود رابه صورتي ناشيانه زير پا گذاشت.البته اين تنها يک مثال است اگرنه پشت پا زدن کاخ سفيدبه تعهدات خود در خصوص بستن زندان گوانتانامو،خروج از عراق،کاهش تنش ها در افغانستان و....جملگي مصاديق بي تعهدي دولت دموکرات اوباما محسوب مي شود.
در نهايت اينکه جوزف بايدن در تل آويو اعتراف بزرگي کرد و از قدرت
روز افزون ايران در برابر چشمان مبهوت صهيونيستهاي افراطي پرده برداري کرد!مسلما هزينه اين پرده برداري براي واشنگتن و تل آويو بسياري سنگين خواهد بود.هزينه اي که کمر اوباما و نتانياهو را در برابر تهران بيشتر از گذشته خم خواهد کرد.