آرشیو
انتخاب نشریه


گزارش رسالت از بی‌توجهی به وضعیت کارتن‌خواب‌ها؛
زمستان برای کارتن‌خواب‌ها سردتر است

هنوز هوا ناجوانمردانه سرد نشده اما زمستان از راه آمده. بايد فکري کرد براي آنهايي که سرپناهي ندارند و کارتن، لحاف و تشک شان است. صبح تا شب توي سطل هاي زباله دنبال غذا مي گردند و جايي که بتوان درآن خوابيد. کوچه پس کوچه اي، کنار اتوباني، زير پلي ... وقتي آسمان خسيس مي شود و يک قطره باران و برف نمي بارد، بخت يار کارتن خواب هاست وگرنه بايد دنبال سرپناه درست و حسابي باشند مثلا گرمخانه و جايي که سقفي دارد به غير از آسمان. اما هر چه باشد براي از مابهتران يا همان ها که نامشان مسئول و سياستگذار است مهم اين است که زمستان با همه سرماي سياهش زود سپري شود تا خبر مرگ آنان در رسانه ها درج نشود و رو سياهي اش براي زغال نماند! کارتن خواب ها در زمره طردشدگان اجتماعي قرار دارند، اگر طرد نشده بودند به خيابان پناه نمي آوردند. مثل روز روشن است که نداشتن شغل، نبود حمايت هاي دولتي و نابرابري و بي عدالتي برجمعيت کارتن خواب ها 
افزوده و همچنان مي افزايد. البته اين را بايد در نظر داشت که موضوع 
بي خانماني تنها مختص جغرافياي ايران نيست و همه کشورهاي جهان حتي جوامع توسعه يافته هم با اين مسئله روبه رو هستند. اما براي اينکه بدانيم اين پديده نوظهور از چه زماني در کشور ما مطرح شده بايد به روايت رسانه ها 
استناد کنيم. گفته مي شود از سال 1382 پس از مرگ شماري از 
کارتن خواب ها در تهران و انتشار تصاويري دردناک از وضعيت آنان در خبرگزاري ايسنا، اين پديده به رسميت شناخته شد و تازه شصت برخي از مسئولان خبردار شد که اين مسئله حاد اجتماعي در کشور ما وجود دارد اما به رغم بازتاب هاي متعدد رسانه اي و آگاهي مسئولان بازهم نظاره گر  بهبود وضعيت آنان نبوده ايم و حتي برخي افراد، کارتن خوابها را نامهربانانه در شمار 
ژن هاي ضعيف جامعه قرار داده اند، بي ترديد اين نوع نگرش حاصل بي اقدامي است. مسئولان ما هربار به جاي حل مسئله به دنبال پاک کردن صورت مسئله بوده اند و همين دو سال پيش بود که شهيندخت مولاوردي، معاون پيشين رئيس جمهور در امور زنان و خانواده، از پروژه عقيم سازي زنان کارتن خواب سخن گفت و بزرگمهر حسين پور، کاريکاتوريست و کارگردان انيميشين بسيار ساده انگارانه و با لحني غيردردمندانه مطرح کرد: «به جاي احساسات خرج کردن هايي که راه را به ناکجا مي کشاند، به جاي حرف هاي سطحي و بدون دانش... بايد فکري بکر کرد. 
بايد در اين روزگار تلخ، سنگيني تحمل ناپذير هستي را از کول و دوش بچه هايي که سرگردان، ضعيف... مريض و با کوله باري از مريضي و ژن هاي ضعيف وارد اين جهان مي شوند برداشت. بايد با توضيح ماجرا و محبت و آگاه سازي از سرنوشت بچه هايشان، عقيم سازي اين کارتن خواب ها 
و آشفتگان بي جا و مکان از توليد کارتن خواب هاي 
آينده جلو گيري کرد. بايد به اين انسان هايي که اينسان ، بدبخت... بي چاره و سرگردان در حال توليد مثل هستند... فرمان ايست داد.»
هنگامي که اين سخنان مطرح شد، حرفي از سند حقوق شهروندي به ميان نيامد و از قضا هيچ يک از آقايان مسئول نگفتند مطابق اين بند يا تبصره بايد به فکر راه چاره اي براي آنان بود. البته از همان ابتدا کارکرد انتخاباتي اين سند براي ما مشخص بود اما به هر روي شما را ارجاع مي دهيم به فصل دوم مهم ترين حقوق شهروندي، «حيات سلامت زندگي شايسته بند۳-۲: بهره مندي از زندگي  شايسته از جمله خوراک،پوشاک،مسکن،آموزش ،بهداشت و درمان مناسب از حقوق شهروندان محسوب 
مي شود. بند ۳-۳از موظف بودن دستگاه هاي اجرايي براي افزايش سطح سلامت عمومي، حفظ حقوق بنيادين حيات، شرايط مطلوب براي زندگي، کاهش ميزان مرگ و مير و چندين حقوق ديگرشهروندي صحبت به ميان آورده اند.»
به هر روي در همان برهه از زمان اين پرسش نزد جامعه شناسان و تحليلگران مسائل اجتماعي مطرح شد که دولت چه کارهايي براي آنان انجام داده که پس از عدم حصول نتيجه، تصميم گرفته پروژه 
عقيم سازي را به منظور توقف رشد کارتن خواب ها در دستور کار قرار دهد؟ پاسخ هيچ بود. دولت هيچ کاري انجام نداده. آمارها درباره شمار آنان متناقض است، گاهي از 14 تا 15 هزار و گاه 20 هزار کارتن خواب در تهران سخن گفته مي شود. نمي دانيم به کدام يک از اين اعداد و ارقام مي شود، استناد کرد اما اين را 
مي دانيم که سامان سراهاي تهران فقط مي تواند براي ۵ هزار کارتن خواب گنجايش داشته باشد و اين مسئله تکليف باقي کارتن خواب ها را نامشخص مي سازد. وقتي هوا خيلي سرد مي شود، ديگر معادله مرگ آنان چندان پيچيده نيست. 
ظاهرا مدتي قبل دوکارتن خواب، سرماي هوا را تاب نياورده و در مقابل سامان سرايي در منطقه 21، جان خود را از دست داده اند البته گفته مي شود، اين اتفاق به علت مصرف زياد مواد مخدر رخ داده اما اگر اين فرضيه هم درست باشد بايد به اين امر تصريح داشت که بسياري از کارتن خواب ها براي اينکه بتوانند زيرسقف آسمان، سرماي ناجوانمردانه را طاقت بياورند، در مصرف مواد مخدر زياده روي مي کنند پس همچنان صورت مسئله برسرجاي خود باقي است زيرا ازنظرگاه جامعه شناسان و کساني که دستي بر آتش رسيدگي به کارتن خواب ها دارند، موضوع به اين سادگي ها نيست. به چند دليل مهم، از جمله اينکه احداث گرمخانه همانند يک مسکن موقت عمل مي کند و بايد ريشه يابي کرد و پرسيد چرا هر سال برتعداد بي خانمان ها و بي سرپناهان افزوده مي شود؟ 
حبيب‌الله مسعودي فريد، معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور در اين بار گفته است: «عمده علت کارتن خوابي، اعتياد، فقر و بيکاري است. بسياري از افرادي که از شهرستان به تهران براي يافتن شغل و وضعيت اجتماعي‌ مناسب‌تر مهاجرت مي‌کنند، زماني که موفق نمي‌شوند به سمت اعتياد کشيده شده و سرانجام 
کارتن خوابي، سرنوشت آنها مي‌شود. اختلالات رواني شديد که منجر به طرد فرد از خانواده شده باشد نيز يکي از علل اصلي بي‌خانماني در کشور است.»
اما بعد از دانستن علت کارتن خوابي بايد بر اين امر تاکيد کرد که حتي اگر گرمخانه به تعداد کافي هم وجود داشته باشد بازهم در اصل ماجرا تغييري حاصل نمي شود و آن طور که مريم غلام زاده، آسيب شناس اجتماعي به خبرگزاري مهر گفته، «برخي از کارتن خواب ها از آسيب ديدگان پر خطري هستند که به دليل اعتياد بالا خود تمايلي به حضور در 
گرمخانه ها ندارند و برخي از کارتن خوابها خود داوطلبانه به گرمخانه ها مراجعه مي کنند برخي ديگر نيز توسط گشت ها در محل هايي که قابل مشاهده است مانند زير پل ها، کنار خيابان ها، پياده روها و ساير مکان هايي 
که در دسترس است شناسايي و جمع آوري 
مي شود اما برخي از کارتن خوابها در مکان هايي مستقر مي شوند که دسترسي به آنها وجود ندارد مانند خانه هاي مخروبه و نيمه کاره و خودشان هيچ تمايلي به آمدن به گرمخانه ها ندارند.» 
 سعيد خراطها، جامعه شناس عنوان مي کند: «ساماندهي کارتن خواب ها در گرمخانه ها  يک مُسکن است. وقتي اصطلاح ساماندهي را 
به کار مي بريم و در کنارش اسم گرمخانه را 
مي آوريم، معلوم است حداکثر به دنبال يک مُسکن مي رويم در حالي که مسئله کارتن خواب ها 
حل نمي شود. چون اين مُسکن شرايطي که منجر 
مي شود به اينکه افراد به خيابان کشيده شوند و شب را در خيابان بگذرانند و کارتن خواب باشند را دوا 
نمي کند چون به علت ها مراجعه نمي شود.»
آمارها نشان مي دهد بالغ بر 100 ميليون کارتن خواب در تمامي کشورهاي جهان زيست مي کنند که البته اين ميزان بسيار کمتر از آنچه که هست، تخمين زده شده زيرا اين آمار فقط در ايران حدود 40 هزار نفر برآورد مي شود که همين رقم هم جاي بحث داشته و بيش از اين هاست بنابراين نمي توان با ناديده گرفتن کارتن خواب ها و يا بيان اظهارنظرهاي صرفا سياسي نظير اينکه ساماندهي و يا رسيدگي به آنان بارمالي براي نظام دارد، از زيربار اين مشکل شانه خالي کرد. اگر سياست و تدبيري هم چون شانه خالي کردن از زيربار مشکلات چاره کار بود، هرسال بر تعداد آمار 
بي خانمان ها افزوده نمي شد. پس بايد چشمها را شست و جور ديگر ديد. 
در اين ميانه برخي هم کاسه داغ تر از آش شده و مدعي هستند که چون کارتن خواب ها به انواع بيماري‌هاي مسري و عفوني مانند ايدز، هپاتيت و سل مبتلايند پس بايد سياست عقيم سازي را اجرا و دنبال کرد زيرا اغلب کشورهاي توسعه يافته به اين کار دست
مي زنند. اين اظهارنظرها هم در نوع خود تامل برانگيز است زيرا همان طور که پيش از اين مطرح شد، علت العلل رواج کارتن خوابي در کشور ما بيکاري و فقرست و تا هنگامي که اين چرخه معيوب در سيستم سياستگذاري ما حاکميت داشته باشد، نمي توان با اقداماتي نظير عقيم سازي جلوي بحران را گرفت. حتي به فرض هم که اين اقدام انجام بشود، بازهم بايد شاهد افزايش کارتن خواب ها و بي خانمان هاي جديد باشيم چون باتوجه به عدم چاره انديشي براي ايجاد اشتغال واقعي و درمان بيماري مزمن اقتصاد، فقر همچنان توليد خواهد شد و در اندک زماني بسياري از افراد متعلق به دهک هاي 
پايين و مياني جامعه، سرپناه شان سقف آسمان خواهد بود و در دل خيابان زيست مي کنند! پس بهتر است از سياست بازي و سياست زدگي دست برداشت. بعضي مسائل شوخي بردار نيستند. رشد و توليد بي خانماني به معناي از دست دادن سرمايه انساني و کاهش بهره وري هرچه بيشتر در اقتصاد خواهد بود. هرچند به دنبال تحليل هاي اقتصادي اين ماجرا نيستيم اما اين را بايد بدانيم که اگر امروز کاري براي آنها نکنيم فردا خيلي دير است. 
عباس ديلمي زاده، مديرعامل جمعيت خيريه 
«تولد دوباره» معتقد است: «در جوامعي که سيستم هاي 
رفاه اجتماعي، کمرنگ تر است و دهک هاي پايين مورد حمايت اجتماعي قرار نمي گيرند، مسئله کارتن خوابي هم جدي تر و بيشتر است. در جوامع توسعه يافته هم کارتن خوابي وجود دارد، اما دو مدل برنامه براي 
بي خانمان ها اجرا مي شود و کارتن خواب ها در اين کشورها طرد نشده و به حاشيه شهر نمي روند، از طرفي شهرداري و دولت با در اختيار قرار دادن سرپناه، 
وعده هاي غذايي ساده و حتي کارهاي دست پايين در محل هاي خاص از اين افراد حمايت مي کنند.»
اميرمحمود حريرچي در قامت جامعه شناس به ما مي گويد: 
« کارتن خواب ها در اغلب کشورهاي جهان الکليست هستند و توانمندسازي آنها در قالب يک پروسه طولاني و آينده نگرانه انجام مي شود. به عنوان مثال در کانادا و شهر ونکوور دولت به حقوق شهروندي آنها احترام مي گذارد. حق بيکاري شان را پرداخت و يا دوره هاي کسب مهارت برگزار مي کند. حتي آنها در محيط هايي 
که کار مي کنند، از معافيت هايي برخوردار 
مي شوند. از سوي ديگر چون دولت در امر کمک رساني و حمايت به آنها پيشگام است، خيريه ها نيز دست به کار 
مي شوند. شهرداري کشورهاي توسعه يافته داراي واحد قوي مددکاري اجتماعي بوده و تحت نظر ان جي او و خيريه ها به کارتن خواب ها کمک مي کنند. 
چون مي بينند که دولت هم خودش را کنار نکشيده است. به لحاظ بهداشت و درمان و مسائل تغذيه اي و سرپناه حمايت هاي ويژه صورت مي گيرد و حتي مردم عادي هم به تبعيت از دولت مشتاق رسيدگي و حمايت کردن از آنها هستند.»
او مي افزايد: «در کشور ما فعاليت داوطلبانه وجود ندارد. بررسي ها نشان مي دهد ايراني ها 2 دقيقه در روز فعاليت داوطلبانه انجام مي دهند. البته مردم ما به تبعيت از دولت، رغبتي براي حمايت ندارند درحالي که مردم سايرکشورهاي جهان به شدت راغب هستند که به فرياد همنوعانشان برسند. اگر مسئولان ما به حقوق شهروندي معتقد باشند آن وقت مردم هم احساس تکليف مي کنند. مسئله اين است که حتي همين سند حقوق شهروندي هم رعايت نمي شود و انگار رونمايي از آن به نوعي فريب افکارعمومي بود. لايحه حقوق و تکاليف شهروندي بايد بتواند برابري را برقرار کند. الان مسئولان ما زندگي شيک و لوکس خودشان را دارند بعد دم از رفع فقر و بيکاري و رعايت حقوق شهروندي مي زنند. درحالي که خودشان هم مي دانند 
اينگونه اسناد اعتبار قانوني ندارد. در حال حاضر نه مسئولان و نه نمايندگان مجلس بين مردم نيستند و نمي دانند دردشان چيست.»
او در ادامه تاکيد مي کند: «اگر گفته مي شود علت 
کارتن خوابي؛ فقر و بيکاري و اعتياد است، سوال اينجاست که علت گرايش افراد به بيکاري و فقر و اعتياد چيست؟ چرا اين مثلث بايد در جامعه ما ابعاد گسترده اي داشته باشد؟ اگر فرد کار ندارد يعني مورد حمايت قرار نگرفته که مهارتي کسب کند. اينجا حقوق مردم مطرح است که اسمش را گذاشته اند حقوق شهروندي. طبعا وقتي به اين حقوق توجه نشود، مسئولين ما خيلي راحت صورت مسئله را پاک مي کنند و اين ها وقتي مي بينند فرد معتاد شده و بيکار است و گوشه خيابان افتاده و به اصطلاح کارتن خواب شده، پيش خودشان مي گويند همين که هست درحالي که تمام آدم‌هاي اين کشور مثل بسياري از کشورهاي جهان، حق و حقوقي دارند. يعني سردمداران و مسئولين دولتي نسبت به مردم ديني دارند که بايد ادا کنند و بايد کساني که به هر دليلي دچار اين مشکل شده اند را زيرچتر حمايت هاي 
خويش قرار داده و به سياست توانمندسازي و اصل پيشگيري توجه کنند.»
اين جامعه شناس براين مسئله تصريح مي کند که حداکثر کار انجام گرفته براي کارتن خواب ايجاد گرمخانه است، درحالي که آنها از اين گرمخانه ها فراري اند. مسئولين ما هيچ وقت نپرسيده اند که چرا آنها حاضرند شب را در خيابان باشند اما به گرمخانه پناه نياورند. اين مکان ها 
براي بي خانمان ها و کارتن خواب ها مثل پادگان و زندان است. فقط يک توالت عمومي وجود دارد که در آن را 6 بعدازظهر مي بندند چون مي گويند اين ها 
توي توالت مواد مخدر مصرف مي کنند به همين علت فرد کارتن خواب ترجيح مي دهد روي همان کارتن بخوابد ولي به گرمخانه نرود. ما بي خانمان ها را به عنوان معلولين اجتماعي مي شناسيم اما به حال خود رهايشان کرده ايم و اساسا به فکر توانمندسازي آنها نيستيم. درحالي که هر معلول اجتماعي فرياد 
مي زند من ناتوانم، توانمندم کنيد و به دادم برسيد پس بايد به دادش برسيم. حتي در گرمخانه هايي هم که ايجاد کرده اند، کمکي به اين ها نمي شود و حتي غذا هم نمي دهند. ببخشيد که اين اصطلاح را مطرح مي کنم اما متاسفانه آقايان مسئول ما اين ها را به شکل انگل جامعه مي بينند. درحالي که اين ها ثمره بي برنامگي و عدم پيشگيري مسئولان هستند. تفکر 
محروميت زدايي دربين دست اندرکاران ديده نمي شود 
و فقط به دنبال سياست هايي نظير عقيم سازي هستند تا اساسا صورت مسئله را پاک کنند.
حريرچي با اشاره به اينکه ان جي اوهايي مثل خانه خورشيد تلاش خود را مي کنند تا از کارتن خواب ها 
حمايت نمايند اما اين اقدام مثل لگه گيري است، مي افزايد: «بايد از ريشه اي به اين قضيه پرداخت. مسئوليت اين اقدام برعهده دولت است که محروميت زدايي را دنبال کند تا کار به اينجا نکشد. آسيب ديدگان اجتماعي، قربانيان جامعه هستند. قرباني شرايط موجودند و آن وقت مسئولان ما با افتخار اسامي دهان پرکن و شيک نظير ساماندهي کارتن خواب ها و يا ساماندهي معتادان متجاهر را انتخاب 
مي کنند اما در عمل بايد از اين آقايان پرسيد چرا وضعيت به اينجا کشيده که شما بخواهيد ساماندهي انجام دهيد؟ پرسش ديگر اين است که آيا اين ساماندهي اثربخش بوده و يا صرفا براي زيبايي چهره شهر اقدام به سانسور يا حذف آنها کرده ايد؟ اين مسائل ناشي از نگرش مسئولين مملکتي است. ما بايد قبول کنيم که افراد اين جامعه که حالا به هر دليلي کارتن خوابند، مثل من و شما و ديگري، حق حيات دارند. مني که به عنوان وزير و وکيل مسئوليت دارم چقدر در ايفاي نقش خود کوتاهي کرده ام؟»
 وي مي گويد: «مدتي قبل به ميدان هرندي رفتم و اين ها زيرنايلون زندگي مي کردند و چون وجودشان براي همسايه ها مزاحمت ايجاد مي کرد از طبقات بالاي ساختمان ها روي سر آنها آب جوش مي ريختند 
و يا چادرهاي پلاستيکي يا نايلوني شان را آتش مي زدند. ظاهرا مدتها پيش يکي از مسئولين بالاي مملکتي در حد معاون رئيس جمهور هم به اينجا براي بازديد آمده و گفته با ديدن وضعيت کارتن خواب ها، چندشب خوابم نبرده درحالي که نخوابيدن مسئولان ما اهميتي ندارد، مهم اين است که براي کارتن خواب ها کاري بکنند. قطعا توانمندسازي اين معلولين اجتماعي پروسه اي زمان دار است اما بايد در اين مسير حرکت کرد.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9395/1/58932/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha