آرشیو
انتخاب نشریه


سه نسخه براي احياي جنبش دانشجويي

دکتر حامد حاجي‌ حيدري
از دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران
hajiheidari@PhiloSociology.ir
ديگر نمي‌توان از عنوان سنتي و مرسوم «جنبش دانشجويي» استفاده کرد؛ وخامت حال سياست دانشجويي به حدي است که ديگر اطلاق عنوان «جنبش» به آن دقيق نخواهد بود. گمان مي‌کنم امروز بر هيچ کس پوشيده نيست که جريان‌هاي سياسي دانشجويي در حال حاضر، ارتباط مؤثري با مردم ندارند، و بهترين نسبت آن‌ها با مردم به بيش از دو دهه پيش باز مي‌گردد که آن هم تا حد زيادي مرهون وجهه نافذ جنبش واقعي دانشجويي در مقطع انقلاب بوده است. آنچنان سهم دانشجويان و طلاب حوزه‌هاي علميه در وقوع انقلاب و سپس تأسيس نهادهاي انقلابي پر رنگ بود که بيراه نيست اين انقلاب را انقلاب «حوزه و دانشگاه» بناميم. ولي امروز، نه نقش طلاب در پيشتازي ابتکارات سياسي به آن درخشندگي است که بود، و نه دانشگاه و بايد براي احياي اين نقش، فکري کرد.
نقشي که طلبه‌ها و دانشجويان مي‌توانند در پيشبرد ابتکارات و راه‌حل‌هاي سياسي کشور ارائه دهند، از سوي هيچ يک از اقشار ديگر قابل انجام نيست. آن‌ها ضمن اينکه اطلاعات و اشراف نسبتاً خوبي به دانش و معلومات لازم براي حل مسائل جامعه دارند، در عين حال، بند و بسط‌هاي زندگي فردي و اجتماعي و حرفه‌اي، هنوز به پاي آن‌ها محکم نشده و مي‌توانند فارغ از محافظه‌کاري‌هاي معمول در ساير اقشار، ذهن و فکر خود را به سوي آرمان‌ها رها کنند، و مسيرهاي جديد بگشايند. هر جامعه‌اي براي حفظ بالندگي لازم براي برخورد با طرح مسائل نو به نو به چنين قشر پيشرويي نياز دارد.
پس، هم جامعه به «جنبش دانشجويي» که ديگر نيست احتياج دارد، و هم دانشجويان براي پيشبرد راه حل‌هاي خود نياز به مردم دارند. پس، چيزي که در قلب مشکل امروز نسبت دانشجويان و مردم حضور دارد، فقدان ارتباط بين اين دو نياز است؛ هر دو نياز وجود دارند، ولي ارتباطي ميان آن‌ها برقرار نمي‌شود. براي اصلاح اين وضع و حال، سه توصيه و راه‌حل داريم:
۱- هميشه به مردم راه حل ارائه دهيد، نه شرح مشکلاتيک دشواري مهم در کار فکر سياسي دانشجويي طي اين چند سال اخير اين است که آن‌ها بيشتر در کار انتقاد و زاري و نق و نق هستند، تا ارائه راه حل. مشکلات، اسباب خوشحالي هيچ کس را فراهم نمي‌کنند و طرح مشکلات لاينحل نزد مردم باعث مي‌شود که مآلاً اذعان کنيد که شما هم وظيفه خود را درست انجام نداده‌ايد؛ پس جايي براي اعتماد ميان مردم و ما وجود ندارد، وقتي که مدام خودمان هم عملاً اذعان داريم که ريشه مسائل را درک نمي‌کنيم، يا از آن بدتر، وظيفه خود را در قبال رفع آن‌ها انجام نمي‌دهيم. هر انتقادي بدون طرح راه‌حل، مآلاً به معناي اعتراف منتقد به کم‌کاري خودش نيز هست. اگر دانشجويان براي حل مسائل مهمي همچون فساد، و نارسايي‌هاي اقليمي و محيط زيست، و مسائل بين الملل، و دغدغه‌هاي سياست داخلي، راه حلي ندارند، پس مردم، ناباورانه، خواهند پرسيد که چه کسي راه حلي خواهد داشت؟ فضاي منفي‌بافي و انتقاد بي‌پايان بدون طرح راه حل که امروز سکه رايج محافل روشنفکري و دانشگاهي است، مردم را زده کرده، و خلق را قانع نموده است که روشنفکري و دانشگاهيان از نوعي بيماري شيزوفرني رنج مي‌برند که به پرخاشگري و ساديسم و پس از سرخوردگي از نتيجه از پرخاش، حتي به مازوخيسم جمعي منتهي شده است. روشن است که با چنين تصويري، مردم به آن‌ها اعتماد نخواهند کرد. نقد متين دانشگاهي بايد يک ضميمه عملياتي براي رفع مشکل داشته باشد، و الا اين نحو انتقاد فعلي را همه مي‌توانند داشته باشند.
به گمان من، حتي، بهتر است فعالان سياسي دانشگاهي، براي ايجاد رابطه مستحکم‌تر با مردم يک قدم فراتر بروند و به مردم راه‌حل‌هايي ارائه دهند که براي آنان پذيرفتني هم باشد. 
نبايد در راه‌حل‌هاي انتزاعي و علمي غوطه خورد، بلکه مردم به راه‌حل‌هايي اعتماد خواهند کرد که با زمينه‌هاي محلي و عيني انطباق داشته باشد. همه ما افکار و ايده‌هاي خود را دوست داريم، همان طور که ساير مايملک خود را دوست داريم، و اين، اغلب موجب مي‌شود که ديگران را درک نکنيم. مردم دنبال راه‌حل‌هايي هستند که با تجربيات پيشين و تجربيات امروز محلي و ملموس‌شان ارتباط برقرار کند. پس، کافي نيست که فکر سياسي دانشجويي از شرايط و اوضاع انتقاد کند، حتي کافي نيست که علاوه بر انتقاد از شرايط و اوضاع راه حل ارائه دهد، بلکه در يک گام سوم بايد خود را مقيد سازد که راه‌حل‌هايي ارائه نمايد که توسط مردم همين موطن قابل تصديق باشد.
2- بيشتر عمل کنيد
مردم در عطش «پهلوانان سياسي» هستند که وعده صيد ماهي دهند، و نهنگ آورند. کساني که قول «سه ماهه» بدهند و «دو ماهه» وفا کنند، چه وفا کردني... . مع الأسف، حرکات سياسي دانشجويي طي يک دو دهه اخير، بيشتر، رنگ دنباله‌روي از جناح‌هاي سياسي داشته‌اند. جناح‌هاي سياسي هم اغلب از دانشگاهيان به وقت نياز و انتخابات کمک گرفته‌اند و بعد که بر اسب سياست سوار شده‌اند، وعده‌هاي خود را که همان وعده‌هاي جريان‌هاي سياسي دانشجويي نيز بودند، فراموش کرده‌اند و به اقتضائات عملي سياست تن دادند. نتيجه آن که گوش مردم از وعده و قول پر است. اغلب وقتي از مردم مي‌پرسيم، که چرا به برخي چهره‌هاي اجتماعي توجه ويژه دارند، آن‌ها مي‌گويند به خاطر قول‌هايي که به عمل رساندند؛ به خاطر آن‌چه در واقعيت از عملکرد آن‌ها ديده‌اند. آنچه عملکرد خوب يا بد را مشخص مي‌کند به انتظارات بستگي دارد و اگر ما به عنوان فعال سياسي بتوانيم به مردم بيشتر از آن‌چه گفته‌ايم ارائه کنيم، در اين صورت، در نظر او خوب و قابل اعتماد جلوه خواهيم کرد.
3- هيچ گاه گمان نکنيد که مردم با شما عقد اخوت بسته‌اند
جريانات سياسي دانشجويي مي‌توانند رابطه دوستانه‌اي با مردم داشته باشند، اما، بايد موضوع اين دوستي را از تعهد مردم به موطن و عقايد خويش از هم تفکيک کنند. اين رابطه، مانند رابطه‌هاي ديگر نيست. اگر مردم مجبور شوند ميان ما، و دين و ملت و تاريخ خود، يکي را انتخاب کند، بي‌گمان انتخاب ايشان گزينه دوم خواهد بود. مرتبط با اين نکته، مطلب ديگري هست؛ اين که هرگز نبايد سعي کنيم به دلايل سياسي، خود را هوادار مردم نشان دهيم. ما بايد واقعاً با مردم همراه باشيم؛ مردم اين تصنع‌ها را مي‌فهمند. رابطه‌اي که مبناي آن قدرت‌طلبي باشد، رابطه نيرومندي نخواهد بود و خطر آن از مواهبش بيشتر است که، پايان نافرجامي خواهد داشت.


آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9098/1/4024/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha