آرشیو
انتخاب نشریه


در قاره سبز چه مي گذرد؟
صدر اعظم ناتوان در مقابل اروپاي بر هم ريخته

دکتر حنيف غفاري 
تحليلگر مسائل اروپا 
 شکست آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در تشکيل دولت ائتلافي در آلمان، به سوژه خبري و تحليلي بسياري از رسانه هاي غربي تبديل شده است. پس از شکست مرکل و حزب دموکرات مسيحي  در تشکيل دولت ائتلافي با احزاب سوسيال مسيحي، سبز و دموکرات‌هاي ليبرال، صدر اعظم آلمان دست ياري به سوي حزب سنتي و رقيب خود يعني سوسيال دموکرات دراز کرده است. اگرچه تا هفته گذشته برخي رسانه هاي آلماني با خوشبيني نسبت به احتمال تشکيل دولت ائتلافي ميان ائتلاف احزاب مسيحي و سوسيال دموکراتها مي نگريستند، اما اظهارات اخير زيگمار گابريل وزير امور خارجه فعلي آلمان و يکي از سران حزب سوسيال دموکرات بسياري از اميدها در اين خصوص را نقش بر آب ساخته است. زيگمار گابريل پيش شرط اصلي ائتلاف با ائتلاف احزاب مسيحي را تغيير سياست‌هاي مرکل در قبال منطقه يورو و اتحاديه اروپا دانسته است! بدون شک، تحقق اين پيش شرط اساسا با توجه به روحيات مرکل و اصول حزب دموکرات مسيحي امکانپذير نيست. در چنين شرايطي براي تشکيل دولت ائتلافي  تنها يک راه باقي مي ماند و آن عقب نشيني سوسيال دموکراتها از شروط سخت خود مي باشد. در اين صورت نيز طرفداران حزب سوسيال دموکرات از سران خود نااميد شده و آنها را در خصوص امتيازدهي اقتصادي وسياسي به مرکل متهم خواهند کرد.لازم به ذکر است که پس از شکست سنگين حزب سوسيال دموکرات در انتخابات سراسري امسال در آلمان، سران اين حزب تصميم گرفتند به حضور در دولت ائتلافي خاتمه داده و در قالب اصلي ترين حزب مخالف دولت، به تقابل با مرکل بپردازند. با اين حال شکست صدر اعظم آلمان  در شکل دهي ائتلاف موسوم به "جامائيکا"، بار ديگر سران حزب سوسيال دموکرات را بر آن داشته است تا در خصوص تشکيل دولت ائتلافي فکر کنند. در خصوص آنچه در آلمان و اروپا مي گذرد نکاتي وجود دارد که نمي توان به سادگي از کنار آنها گذشت :
نخست اينکه حتي اگر دولت ائتلافي ميان ائتلاف احزاب مسيحي و حزب سوسيال دموکرات شکل گيرد، مرکل بخش اعظم قدرت خود را طي 4 سال آتي از دست خواهد داد. کمترين شبهه اي وجود ندارد که سوسيال دموکراتها در صورت حضور در دولت ائتلافي امتيازاتي از مرکل خواهند گرفت. اين در حالي‌است که اختلافات  دو حزب سنتي آلمان بر سر موضوعاتي مانند سياست‌گذاري اقتصادي در منطقه يورو ، تعيين مناسبات درون آتلانتيکي با اعضاي ناتو و نحوه مقابله با بحران پناهجويان به قوت خود باقي خواهد ماند. در جريان رقابتهاي انتخابات سراسري امسال در آلمان، مارتين شولتز و مرکل به عنوان دو نامزد احزاب پست صدر اعظمي آلمان، به تخريب يکديگر پرداخته و نهايت تلاش خود را جهت حذف سياسي يکديگر به کار گرفتند. در چنين شرايطي تشکيل دوباره دولت ائتلافي در آلمان ميان ائتلاف احزاب مسيحي و سوسيال دموکراتها براي بسياري از شهروندان آلماني مطلوبيت ندارد. 
نکته دوم، به کاهش قدرت مانور مرکل در معادلات سياسي و اجرايي آلمان و اروپا باز مي گردد. اگرچه مرکل بار ديگر به عنوان صدر اعظم آلمان در راس هرم قدرت در اين کشور قرار خواهد گرفت، اما قدرت تاثيرگذاري وي در معادلات اجتماعي و سياسي برلين کاهش شديدي خواهد يافت. طي سال‌هاي 2013 تا 2017 ميلادي و در پي تشکيل دولت ائتلافي ميان دموکرات مسيحي‌ها و سوسيال دموکراتها، قدرت مرکل نسبت به ادوار نخست و دوم صدر اعظمي خود کاهش يافت. همين مسئله باعث شد تا برخي هم حزبي هاي مرکل از وي بخواهند تا براي مرتبه چهارم براي صدر اعظمي آلمان کانديدا نشود. با اين حال مرکل در نهايت تصميم گرفت به صحنه بيايد و با رقباي خود براي احزاب اين پست رقابت کند. اگرچه محصول اين رقابت در ظاهر پيروزي مرکل بوده است، اما ترکيب آراي انتخابات نشان مي دهد که مرکل از صدر اعظمي قوي به سياستمداري ضعيف در برلين تبديل شده است. بدون شک اين مسئله بر روي قدرت مانور مرکل در اتحاديه اروپا و منطقه يورو نيز تاثير گذار خواهد بود. بسياري از بحران‌هاي منطقه يورو و اتحاديه اروپا در حالي ادامه دارند که هرگونه مواجهه با آنها، نيازمند وجود قدرتي متمرکز و يک مدير سياسي و اقتصادي قوي مي باشد. مرکل هم اکنون از اين قدرت عملا بي بهره است. همين مسئله سبب شده است تا اتحاديه اروپا در سخت ترين شرايط ممکن اصلي ترين هدايتگر خود را از دست بدهد. حتي در چنين شرايطي ممکن است امانوئل ماکرون رئيس جمهور جوان فرانسه سعي کند جايگاه مرکل را به عنوان قوي ترين سياستمدار اروپا تصاحب کند. 
نکته سوم اينکه افول جايگاه سياسي هر دو حزب دموکرات مسيحي و سوسيال دموکرات در آلمان از يک سو و رشد تصاعدي آراي حزب "جايگزيني براي آلمان " که جرياني ضد اسلام و ضد مهاجرت ( وابسته به جريان راست افراطي ) محسوب مي شود، نشان مي دهد که احزاب سنتي جايگاه قبلي خود را در اروپاي واحد از دست داده‌اند. هم اکنون احزاب وابسته به جريان راست افراطي با رويکردي ناسيوناليستي و ضد اروپايي توانسته‌اند گوي سبقت را از احزاب طرفدار اروپاي واحد و منطقه يورو بربايند .بنابراين، اروپا به سمت احياي ناسيوناليسم و بازگشت به فضاي قبل از تشکيل اروپاي واحد و منطقه يورو پيش مي رود. بديهي است که سياستمداران جريان راست ميانه و سوسياليست در اروپا مقصر اصلي ايجاد وضعيت فعلي در قاره سبز محسوب مي شوند. حتي اين امکان وجود دارد که در انتخابات سراسري آينده در آلمان که در سال 2021 ميلادي برگزاري خواهد شد، حزب جايگزيني براي آلمان بتواند با کسب اکثريت آرا، به نخستين و تاثيرگذار ترين حزب در اين کشور تبديل شود.رشد همزمان جريان‌هاي راست افراطي و ملي گرا در اروپا نشان مي دهد که رويکرد جمعي سران اروپايي نتوانسته است موجبات رضايت و اقناع شهروندان کشورهاي مختلف اين مجموعه را فراهم آورد. 
در نهايت اينکه مرکل هم اکنون به صدر اعظمي ناتوان تبديل شده است. بدون شک، اين صدر اعظم ناتوان قدرت مواجهه با معضلات مزمن و دامنه داري مانند بحران اقتصادي، بحران مهاجرت، بحران‌هاي امنيتي و .... را در اروپاي واحد نخواهد داشت. از سوي ديگر، با تشديد بحران‌هاي جاري در اروپا از يک سو و اقبال شهروندان اروپايي به احزاب وابسته به جريان راست افراطي و ملي‌گرا از سوي ديگر، احتمال احياي ناسيوناليسم در اروپا افزايش يافته است.در اين صورت، ديگر نمي توان از وجود اروپاي واحد و متعاقبا منطقه يورو در آينده اي نزديک سخن به ميان آورد. بي دليل نيست که بسياري از تحليلگران و صاحب نظران مسائل امنيتي و سياسي در اروپا معتقدند که روزهاي سخت اروپا در پيش است. حتي بسياري از اين تحليلگران معتقدند که عبور اروپاي واحد از اين دوران سخت به راحتي امکانپذير نيست و در چنين شرايطي مي توان به گزينه ها و احتمالاتي مانند فروپاشي اتحاديه اروپا و منطقه يورو و از بين رفتن بسياري از قراردادها و مناسبات ترسيم شده در اين مجموعه فکر کرد.....

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9098/1/4020/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha