آرشیو
انتخاب نشریه


گفت و گو با حجت الاسلام آذري نژاد، مرد قصه‌ گوي روستاهاي محروم
يک آتش به اختيار ترويج کتاب

اشاره:
داستان ‌خواني برايش اولويت دارد، اينکه در همه جاي ايران کودکان و نوجوانان با کتاب همراه باشند، تمام تلاشش را مي‌کند تا قصه‌هاي خوب را براي بچه‌هاي خوب ايران بخواند. در روزگاري که کتاب اولويت نيست، اقتصاد و معيشت شده تمام دغدغه‌مندي افراد، اسماعيل آذري ‌نژاد طلبه جواني است که ماشين شخصي‌اش را مملو از کتاب کرده و مانند کتابخانه سيار آن را به دور افتاده ‌ترين نقاط کشور که به لحاظ برخورداري محروم هستند مي‌برد، با لباس روحانيت روستا به روستا مي‌رود و براي بچه‌ها کتاب و قصه مي‌خواند، همان نقاطي که شايد کمتر کسي راهش به آنجا افتاده باشد، کتابخانه بنا مي‌کند، حتي از مدادهاي رنگي کودکش براي نقاشي کشيدن استفاده مي کند تا کودکان با يک نقاشي و رنگ هم در شادي کودکانه سهيم باشند. رنگ، بازي و نشاط هدف اول و آخرش است. شروع قصه‌هايش بچه‌ها را دور هم مي‌نشاند، همه کمک مي‌کنند تا بهترين کلاس قصه‌گويي کارش را شروع کند و اينجا تازه اول داستان است. حجت‌الاسلام اسماعيل آذري ‌نژاد از جمله افرادي است که دغدغه و تلاشش رشد فکري کودکان ساکن درروستاهاي محروم است. متولد 58 و ساکن شهرستان دهدشت استان کهگيلويه و بوير احمد است و 5 سالي است با شعار «قصه، توپ و رنگ»، تمام تلاش خود را بر فعاليت در محور کتاب کودک قرارداده است. اين فعال فرهنگي در گفت و گو 
با خبرنگار فارس از فراز و فرود و مشکلات پيش رويش در رساندن کتاب به دورترين نقاط گفت. آنچه در پي مي ‌آيد مشروح اين گفت و گوست؛
* ابتدا خودتان را معرفي کنيد و بفرماييد از چه سالي کار فرهنگي خود را آغاز کرده‌ايد؟
- اسماعيل آذري ‌نژاد، متولد 1358 ساکن استان کهگيلويه و بويراحمد هستم. بيش از 5 سال است در روستاهاي اين استان تمرکز فعاليت‌هايم را در کتاب و کودک قرار داده‌ام.
* با توجه به داشتن هزاران روستا در اين استان چطور فعاليت‌ها را تقسيم کرده و اولويت‌ها را چگونه تعيين مي‌کنيد؟
- از آنجا که کهگيلويه و بويراحمد بيش از هزار روستا دارد و جمعيت روستانشين بسيار محروم هم دارد، از اين رو به کودکان و روستاها به لحاظ فرهنگي کمتر توجه مي‌شود و من نيز شاهد برنامه‌هاي کمي در روستاها هستم. از سوي ديگر چون آموزش در رشد و توسعه امر مهمي محسوب مي‌شود، تمرکزم را روي آموزش قرار دادم.
از طرف ديگر سن کودکي براي رشد هر فردي مهم است. اين دو عامل موجب شد تمرکز فعاليت‌هايم را بر کودک و کتاب قرار دهم.
* آقاي آذري‌ نژاد! هدف اصلي شما از رفتن به دور افتاده‌ترين روستاها چيست؟
- هدف اصلي از سفر به روستاهاي دور و محروم، زيباترکردن دنياي کودکان است. دوست دارم کودکان به رشد فکري برسند. از اين رو کتاب‌هايي که انتخاب مي‌کنم بيشتر در اين راستاست. سعي مي‌کنم کتابي بخوانم که موجب پرورش فکر کودکان شود. از سوي ديگر کتاب به مهربان‌تر شدن بچه‌ها با يکديگر کمک مي‌کند. تمام اين مراحل باعث مي‌شود جامعه ما جامعه‌اي مهربان‌تري نسبت به يکديگر باشد. ما شعار و ابزاري تحت عنوان «قصه، توپ و رنگ» داريم. بنابراين با قصه سعي مي‌کنيم فکر کودک رشد يابد و در ادامه دايره واژگانش توسعه يابد. در اين مسير تلاش داريم کودکان مهارت‌هايي را بياموزند و البته مهم تر از آن شيوه ارتباط با يکديگر را براي آموزش مد نظر داريم. البته نمي‌توانيم براي بچه‌ها به شکل مستقيم سخنراني و نصيحت انجام دهيم يا به نوعي از آموزش مستقيم استفاده کنيم، چراکه اين امور در دنياي امروز منسوخ شده است. من تمام تلاشم را مي‌کنم تا تسهيل‌گر باشم. يعني شرايط را به نحوي آماده کنم تا کودک خودش رشد کرده و بياموزد و سعي نمي‌کنم معلم باشم؛ در اين مسير آموزش قصه يکي از کارکردهايش همين است.
* چرا شما از هزينه شخصي براي رفتن به روستاها صرف مي‌ کنيد؟
- شايد خيلي‌ها باورشان نشود که من از هزينه شخصي استفاده مي‌کنم. برخي‌ها به طور مطمئن مي‌گويند نهاد يا سازماني به تو کمک مي‌کند يا برخي مي‌گويند حتما اين کار برايت نفع مالي دارد؛ اما در پاسخ بايد بگويم واقعا اين گونه نيست، حتي يک ريال هم تاکنون از اين مسير وارد زندگي‌ام نشده است و انگيزه اصلي من براي رفتن به دورافتاده‌ترين روستاها انس بچه‌ها با کتاب است. چون در زندگي شخصي تجربه به من نشان داده کتاب موجب رشد مي‌شود و جهل و فقر معنوي را از بين مي‌برد. از اين رو کتاب باعث رشد فکري بچه‌هاست. من شعار نمي‌دهم، بودن کتاب دست بچه‌ها در دورافتاده‌ترين روستاها که به دور از شهرهستند برايم لذت بخش است. من دغدغه استانم، کشورم و سرزمينم را دارم. احساس مسئوليت مي‌کنم و ناراحتم از اينکه چرا جامعه ما از کتاب دور افتاده است، چرا عدالت آموزشي براي بچه‌ها وجود ندارد. از اين رو بازي فکري و وسايل ورزشي به روستاها مي‌برم. به اين اميد که اين بچه‌ها آينده خوبي داشته باشند.
* شعارتان در اين مسير فرهنگي چيست؟
- بايد در اين مورد توضيح دهم. اگرکتابي در تهران چاپ مي‌شود من بايد يک ماه بعد آن را براي کودکان روستايي بخوانم و يکي از کارهايي که در حال انجام آن هستم اين است که بچه‌ها با پدر ومادرشان ارتباط بهتري داشته باشند. پدر و مادرها براي بچه‌ها قصه بخوانند و هم بچه‌ها براي آنها. من معتقدم کودکي ثروتمند است که پدر و مادر قصه‌گو دارد و بيشترين تلاشم بر اين است که اين فرهنگ را رواج دهم که پدر و مادري به ميدان آمده و براي بچه‌ها قصه بخوانند.
* چه روستاهايي را انتخاب مي‌کنيد و مشکلات سر راه شما چيست؟
- من اغلب، روستاهايي را انتخاب مي‌کنم که داراي محروميت‌هاي بسيار هستند. روستاهايي که افراد کمتري به آنجا مي‌روند، سر مي‌زنند و دسترسي بچه‌ها به کتاب کم است.
* تا کنون به چند روستا سفر کرده‌ ايد؟
- بيش از 100 روستا، اما برخي روستاها هستند که بيش از 40 بار به آنجاها رفته‌ام. من به شخصه توان مالي چنداني ندارم که مدام کتاب بخرم، اما تمام تلاشم را کرده ام و تاکنون بيش از 70 روستا را تحت پوشش قرار داده‌ام، ولي مدام بايد کتاب خريداري شود. چرا که استهلاک کتاب کودک بالاست. کتاب در استفاده مدام دست بچه‌ها پاره مي‌شود، لذا مدام براي مربيان روستاها بايد کتاب و لوازم بازي ببرم که اين کار هم هزينه بر است و تا الان سعي کرده ام در اين مسير از کمک‌هاي دولتي استفاده نکنم. تلاش من بهره از کمک‌هاي مردمي است. به دلايل مختلف کمک‌هاي مردمي هم اين گونه نيست که يک خيّر پولدار و متمول پشت ماجرا باشد. اغلب، خيّرين کوچک با هزينه‌هاي اندک کمک مي‌کنند يا حتي برخي اگر کتاب سالمي هم دارند در اختيار من قرار مي‌ دهند. بنابراين بيش از 98 درصد کمک‌ها مردمي است و واقعا هم به سختي تا کنون گذشته است. هر چند من در يکي دو سال ابتدايي از کتاب‌ها و مدادرنگي‌هاي فرزندم در روستاها استفاده مي‌کردم و براي بچه‌ها قصه مي‌گفتم، تا اينکه به مرور افراد کمک‌هايي کردند و وضعيت بهتر شد. ولي هنوز به آن چيزي که مي‌خواهم نرسيده‌ام، چون کار گسترده است. کتاب‌ها بايد مدام خريداري شود و به دست بچه‌ها برسد.
* فعاليت ‌هاي شما در چند حيطه مد نظر است؟
- اول اينکه براي روستاها که امکان داشته باشد کتابخانه ويژه کودک تاسيس مي‌کنيم يا به کمک بچه‌ها اتاقي را رنگ‌آميزي مي‌کنيم و وسايل بازي آنجا مي‌بريم تا بچه‌هاي روستا براي بازي و مطالعه به آنجا بيايند. دوم اينکه مدارسي که چهره مناسبي ندارند، دودخورده و خراب شده‌اند، به کمک بچه‌ها رنگ مي‌ شوند 
يا اينکه گاهي محله‌اي در حاشيه شهر وجود داشته که هر کسي در و ديوار خانه‌اش را رنگ کرده و اگر خانواده‌اي محتاج‌تر بوده در حد توان برايش آشپزخانه، دستشويي و حمام ساخته ايم.
* در باره کتابخانه سيار هم بگوييد که در حال حاضر از ماشين خودتان با اين عنوان استفاده مي ‌کنيد؟
- يکي از نيازهاي اساسي داشتن ماشين براي کتابخانه سيار است زيرا ما بيش از هزار روستا داريم که اگر بخواهيم کار را گسترش دهيم، دوست دارم چند ماشين ديگر داشته باشيم که آن را مجهز به کتاب و وسايل بازي کرده و به همراه يک متخصص کودک به عنوان راننده به استان‌ها بفرستيم. من دوست دارم کار، مردمي باشد و اين گونه پيش رود. از اين رو نيازمند چند کتابخانه سيار هستيم. از سوي ديگر يک مرکز فرهنگي نياز داريم. بايد مکاني داشته باشيم که فعاليت‌ها را پشتيباني کند و وسايل و کتاب هاي گردآوري شده را به همراه آموزش سفيران يار مهربان در آنجا صورت دهيم. ما نيازمند خانه کودک هستيم. در واقع کتابخانه سيار و خانه کودک در چندين نقطه از شهر و روستاهاي پرجمعيت نيازمنديم. نزديک هفت ماه است درخواست کمک مردمي ارائه شده است. اين درخواست‌ها در فضاي مجازي منتشر شده اما تا به امروز کمکي که مد نظرمان بوده (حتي يک ماشين) تهيه نشده است. ولي برخي وقتي مي‌بينند من طلبه هستم کمک نمي‌کنند. منزل خودم شده انباري از وسايل. ماشينم هم کوچک است و مدام که به روستاها مي‌روم ماشينم پر از وسايل رنگ، کتاب و اسباب‌ بازي است. براي همين، جا به اندازه کافي ندارم و نيازمند يک وسيله مناسب براي اين فعاليت‌ها هستم.
* چه کساني در فعاليت ‌ها به عنوان گروه‌ هاي کمک کننده ياري ‌تان مي‌ کنند؟
- گروه اول دختران نوجوان در روستاها هستند. ما در بسياري از روستاها مدرسه راهنمايي نداريم، بنابراين آمار ترک تحصيل دختران در اين مناطق زياد است. بنابراين، اين گروه مي‌توانند کمک حال ما در ترويج کتاب باشند. ما نيز کمک مي کنيم تا سطح سوادشان پايين نيايد و احساس مفيد بودن داشته باشند. گروه دوم طلبه‌هايي هستند که اغلب از شاگردان خودم هستند، آموزش ديده به روستاها مي‌روند. آنها گروه گروه، آخر هفته به برخي روستاها رفته و به ترويج کتاب مي‌پردازند. گروه ديگر هم عده‌اي از مادران دغدغه‌مند هستند. اينها در امر قصه‌خواني در روستاها فعالند. من نيز مدام برايشان کتاب و وسيله مي‌برم و به نوعي سر مي‌زنم. هر چند کمک‌هاي اين عده اغلب افتخاري است و من نيز ماهانه خيلي ناچيز کمک به آنها مي‌کنم ولي در برابر زحمتي که مي‌کشند پول زيادي محسوب نمي‌شود.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9312/1/39286/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha