آرشیو
انتخاب نشریه


مديريت جهادي مديريتي برخاسته از فرهنگ جهادي

دکتر ساسان زارع 
در سال‌هاي اخير، يکي از کليدواژه‌هاي اصلي دغدغه‌مندان قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران را مي‌توان توليد علوم انساني بومي دانست؛ بُعدي از علم که شاکله‌ هويت و فرهنگ ملل را در بر گرفته و نگاه و نگرش هر مکتب به جهان اطراف را رقم مي‌زند. آنچه امروزه انسان را بيش از پيش به درک اهميت اين موضوع وامي‌دارد، افشاي روزافزون مسموميت ذاتي علوم انساني رايج به‌عنوان کالايي وارداتي و بومي‌نشده از غرب مستکبر است که آگاهانه و ناآگاهانه اذهان را تصاحب کرده و تأثير مستقيم و غيرمستقيم خود را بر لايه‌هاي مختلف فکر، فرهنگ و ديگر شئون زندگي بشر گذاشته و ما را به بي‌راهه‌اي ناقص از آنچه جهان غرب پيش از ما در آن وادي قدم برداشته رهنمون مي‌شود. نقشه‌اي ناقص از مسيري مسدود که در اين روزها بي‌پرده‌تر از هميشه، عدم کارآمدي آن را لااقل در حوزه‌هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در کشورهاي به‌اصطلاح مدرن و پيشرفته، مشاهده مي‌کنيم.
 پيرو مباحث مطروحه، علم مديريت نيز به‌عنوان يکي از شاخه‌هاي اصلي علوم انساني از گزند نگاه اومانيستي و صرفاً منفعت‌گرايانه و مادي‌نگرانه‌ي غرب مصون نمانده و نگاه غيرالهي حاکم بر پارادايم‌هاي اين حوزه، روزبه‌روز ناکارآمدي اين ابزار را براي طراحي و تحقق جامعه‌  آرماني (حتي با تعريف ناقص ارائه‌شده از سوي غرب مستکبر) لااقل در بُعد حکومت‌داري و نظامات اجتماعي، عيان مي‌سازد.
 با مد نظر قرار دادن تأثيرپذيري غيرقابل‌اجتناب علوم انساني از تحولات عظيم اجتماعي در طول تاريخ بشري، با نگاهي گذرا و مروري اجمالي بر تحولات متأثر اين حوزه از رويش و رشد انقلاب عظيم اسلامي در دهه‌هاي اخير، مي‌توان به سهم اين اتفاق بزرگ تاريخي بر تغيير فرهنگ و گفتمان حاکم بر رويکردهاي مديريتي موجود پي برد؛ رويکردي که به‌زعم کارشناسان علم مديريت، معادلات موجود را بر هم زده و به تولد ادبياتي با عنوان فرهنگ و مديريت جهادي منتج مي‌گردد.
 بعد از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي، فرهنگ و مديريت جهادي و شاخصه‌هاي آن از مفهوم جهاد و نظام ارزشي اسلامي و انقلابي نشأت گرفته و پايه‌ريزي شده است. پيام تاريخي امام خميني (ره) در 26 خرداد 1358، آغاز حرکتِ شورانگيز جهاد سازندگي و فعاليت مديريت جهادي در کشور است. فعاليت‌هاي پُرشتاب مردم در جهاد و با مديريت جهادي، ضمن ارائه‌ خدمات بسيار ارزنده، اثرات زيادي برجاي گذاشت و به‌سرعت‌ مشکلاتي را برطرف کرد و نفوذ گسترده و عميقي به دست آورد که هم‌اينک در سراسر روستاهاي کشور اسلامي، روستائيان در همه حال، با لبخند رضايت بر لب، از جهاد سازندگي مي‌گويند. با تحليل پيام‌هاي امام خميني (ره) و واقعيت وجودي جهاد سازندگي در سال‌هاي اوليه، متوجه مي‌شويم که کار جهاد سازندگي و مديريت آن پديده‌اي منحصربه‌فرد، تاريخي و کم‌سابقه است.
مقام معظم رهبري در خصوص جهاد و نهادهاي انقلابي فرموده‌اند: «شروع نوآوري و حرکت و حساسيت ورود در ميدان ابتکار، نکته‌اي است که اول در امثال جهاد و نهادهاي انقلابي پديد آمد و محور حرکت شد.» (همايش فرهنگ و مديريت جهادي، 1386)
 اهميت نظام مديريتي و سازمان اداري و تشکيلاتي جهاد سازندگي، با توجه به کارايي و کارآمد بودن نظام آن، پيوسته مورد تأييد و تأکيد مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران بوده و خدمات آن در زماني بسيار کوتاه، باعث فعاليت‌هاي عمراني شگرفي در روستاها شده است. مديران اين نهاد در دوران سازندگي و دفاع مقدس نيز با بروز خلاقيت‌ها و ابتکارات خود، شاهکارهاي عظيمي را خلق کردند که باعث حيرت ساير کشورها، علي‌الخصوص ابرقدرت‌هاي وقت شد که متأسفانه اين تجربه‌ عظيم و بزرگ انقلاب شکوهمند اسلامي، آن‌گونه که بايد و شايد، تدوين نگرديد تا بتوان به ابتکارات و رهيافت‌هاي گوناگون آن از ديد علمي و پژوهشي در عرصه‌هاي مختلف اشاره نمود. اما آنچه در ميان قابل ذکر است اينکه اهميت عناصر ارزشي جهاد سازندگي به نوع رهبري، اخلاق اسلامي، ساده‌زيستي، مشارکت‌پذيري، تصميم‌گيري، شبکه‌هاي ارتباطي، نوع تشکل و ترکيب نيروي انساني و پويايي افراد و گروه‌هاي تشکيل‌دهنده‌ آن برمي‌گشت.
 مديريت جهادي در واقع سبکي برخاسته از تفکر بومي و متناسب با مقتضيات فرهنگي و اجتماعي ماست که شايد در مکاتب ديگر، مديريت هم تعاليم مشابهي داشته باشد، ليکن اين تعاليم تکنيکي و تجربي است؛ يعني شيوه و روش و مدل کار است که در جوامع انساني تفاوت چنداني با هم ندارد، اما هر کدام از اين سبک‌ها، کارايي‌هاي مختلفي دارند و شدت و ضعف اثر آن‌ها در فرهنگ‌هاي متفاوت، فرق مي‌کند. در فرهنگ ما، روحي حاکم بر اين تکنيک‌هاست که موضوعيت دارد و آن روح حاکم نسخه بومي ايراني-اسلامي است که بايد بدان توجه نمود و در مقايسات و بررسي‌ها، از اين نکته غفلت نکرد.
 حال با توجه به مباحث پيشين، مي‌توان مروري جزئي‌تر بر مؤلفه‌هاي اساسي فرهنگ و مديريت جهادي داشت.
 فرهنگ جهادي
 ارائه‌ي تعريفي جامع و مانع، که دربرگيرنده‌ي تمام جنبه‌ها و شاخصه‌ها و معيارهاي مترتب بر فرهنگ جهادي باشد، کار راحتي نيست و شايد نتوان به چنين تعريفي هم دست يافت، اما رسيدن به مقصود و ارائه‌  بياني گويا از اين فرهنگ، با اتکا به معيارها و ويژگي‌هاي مورد انتظار از کار جهادي، که خود نمود روحيه و فرهنگ جهادي است، امکان‌پذير است. فرهنگ جهادي همان فرهنگ تحول و آينده‌ساز است. فرهنگ جهادي همان فرهنگ انتظار است که به دنبال تحول در وضع موجود براي رسيدن به وضع مطلوب، در مقابله با حافظان وضع موجود که به يک معنا ضدتحول و ضدانقلاب هستند، قرار مي‌گيرد.
فرهنگ جهادي مجموعه‌اي از ويژگي‌ها و ارزش‌هاي مثبت مديريت و مديران جهادي برخاسته از رفتار و روابط کارکنان است که به‌نوعي نقش الگويي و مثال‌زدني براي جامعه، رفتار اداري و رويه‌هاي اجرايي و مديريتي در ساير حوزه‌ها و ارگان‌ها داشته است؛ به‌گونه‌اي که يکي از کارکردها و انتظاراتي که از وجود جهاد در اذهان و انديشه‌ بخش عمده‌اي از مسئولين و سياست‌گذاران نظام اداري مورد توجه بوده و هست، استفاده از روش‌هاي موفق جهاد در تحقق تحولات اداري است.
 در ادامه بايد گفت که فرهنگ جهادي يک مفهوم کلي است که از جمله مصاديق آن دين‌محوري، ولايت‌مداري، ايثار و ازخودگذشتگي، مردم‌گرايي، ارزش‌مداري، انعطاف‌پذيري، خودباوري، پويايي و مأموريت‌پذيري است. فرهنگ جهادي پديده‌اي اسلامي است که با دو عامل پيدايش زمينه‌ وجود فقر و محروميت و وقوع انقلاب عظيم اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره)، با مأموريت توسعه‌ منطقه‌اي در حوزه‌ روستايي و عشايري و با ظهور سربازان حضرت امام راحل، بيش از دو دهه در تاريخ اسلام و ايران، مجدداً فرصت تجلي پيدا کرده است (محمودزاده و ديگران، 1388) و با تأکيد بر شاخصه‌هايي از قبيل دين‌مداري، ولايت‌محوري، انعطاف‌پذيري، پويايي، خودباوري، مردم‌گرايي، نهادينه کردن اخلاق و ارزش‌هاي ديني در محيط کار، نوآوري، برتري داشتن صفت ديني بر ساير وجوه، آرمان‌گرايي در عين تمايل به واقعيت‌گرايي و عينيت‌گرايي، درک دقيق از زمان و مکان، ترکيب عناصر مادي و معنوي فرهنگ، نگاه خاص و حساسيت نسبت به مفاهيم برجسته و مهم ديني همچون شهامت و شهادت و تحول‌پذيري (مرتضوي و ديگران، 1388)، چارچوبي جديد را در فرهنگ سازماني ارائه داده است.
 پس از بررسي ويژگي‌ها و شاخصه‌هاي مورد توافق فرهنگ جهادي، مي‌توان مظاهر آن را در قالب‌هايي قابل سنجش و مشاهده، از جمله انجام کار با انگيزه و صبغه‌ الهي، خدمت‌رساني خالصانه، جرئت و جسارت، ارزش‌محوري، اعتصام به حبل متين (همايش پروانه‌وار گرد محور نهاد ولايت)، خودباوري، آرمان‌خواهي، عدالت‌منشي و عدالت‌طلبي، ايثار، جهاد دروني (جهاد اکبر و تزکيه)، جهاد بروني با عوامل (جهاد اصغر و مقاومت)، پويايي، تحول و تحرک بي‌وقفه و مبارزه با سکوني و رخوت، استمرار و تلاش بي‌وقفه، مردم‌داري، رجحان خواست مردم بر خود، جوشش دروني، وحدت در انديشه و عمل (مانند بنيان مرصوص) و تعامل بخشيدن به دانش و ارزش در خدمت به همديگر، برشمرد.
مديريت جهادي
 مفهوم مديريت جهادي نيز مانند مفهوم فرهنگ جهادي، چنانچه درخور اين کليدواژه باشد، در مجامع علمي مطرح نشده است و در منابع دانشگاهي، تعريف جامع و معيني بين انديشمندان ندارد، ليکن در اينجا آنچه به‌عنوان مضموني کلي مورد توافق فعالين اين عرصه است، بيان مي‌شود و در ادامه، مؤلفه‌هاي متمايزکننده‌  اين نوع مديريت از ساير انواع مديريت، شرح داده مي‌شود تا بدين ترتيب، اين مفهوم مشخص گردد.
 مديريت جهادي مقوله‌اي است همزاد انقلاب اسلامي که آثار مبارک آن در فرازهايي از دوران دفاع مقدس و خصوصاً نهاد جهاد سازندگي ظهور و بروز پيدا کرده است؛ فرآيندي که از ويژگي‌هاي برجسته‌ آن، اداي تکليف و هم‌راستايي با اراده‌  الهي در جهت تشکيل، حفظ و تحکيم پايه‌هاي حکومتي برآمده از اسلام ناب محمدي (ص)‌ بوده است. مديريت جهادي، يادگاري است گران‌سنگ از دوران دفاع و حماسه که در آن، تهيه و تجهيز سرمايه‌هاي انساني و مادي و برنامه‌ريزي فعاليت‌ها و انجام اقدامات، همه در فضايي برگرفته از آموزه‌هاي اصيل ديني صورت مي‌گرفته است و مهم‌ترين ويژگي آن، ذوب اراده‌ انسان در اراده‌ الهي بوده و البته نماد اين امتزاج عاشقانه، فرمانبري آگاهانه از ولي امر يا ولي فقيه زمان است. لذا از مؤلفه‌هاي کليدي مديريت جهادي، عقل و عشق است. به‌عبارتي مديريت جهادي با بهره‌گيري از ابزار علم و فناوري و هم‌جهت با اراده‌ الهي و براساس نقشه‌ الهي، به تمشيت امور مي‌پردازد. پيروزي انقلاب اسلامي ايران، تجارب دوران دفاع مقدس و سازندگي روستاها و صدها موفقيت علمي و عملي ديگر در سطح کشور و حتي پيروزي مقاومت حزب‌الله لبنان در برابر رژيم تا دندان مسلح صهيونيستي، همه بيانگر کارآمدي مديريت جهادي در عرصه‌هاي سنگين و پيچيده است (عظيمي و حدائق، 1388).
 به‌زعم کارشناسان، مديريت جهادي غير از آن مديريت علمي نيست که براساس فرمول‌ها و قوانين مطرح در دانش مديريت پايه‌ريزي شده است. فرق اين نوع مديريت، که از ترکيب اضافي (جهادي يا اسلامي) برخوردار است، با مديريت مطلق در اين است که مبناي آن را نظام ارزشي اسلام مي‌سازد (مرتضوي و عراقي، 1388).
 نظام ارزشي اسلام نقش مهمي را در نظريه‌هاي علمي مديريت و نيز در شيوه‌هاي عملي آن ايفا مي‌کند. از اين رو، در روش‌هاي عملي مديران مسلمان اثر مي‌گذارد و به حرکت آن‌ها جهت ارزشي مي‌بخشد؛ چنان‌که در اقتصاد اسلامي نيز مطلب اين‌گونه است. در مديريت اسلامي و جهادي نيز نظام ارزشي اسلام مبناي قوانين علمي مديريت قرار مي‌گيرد، نه به جاي آن. از اين رو، مديريت جهادي و اسلامي بر دو پايه‌ زير استوار است:
 · دانش مديريت که برگرفته از علم و مکاتب مديريت است.
 · نظام ارزشي اسلامي که مبناي قوانين مديريت و اساس شيوه‌هاي علمي مديريت مديران قرار مي‌گيرد. (ابراهيمي‌فر، 1386)
 «اساس مديريت در نظام جهادي بر پايه‌ رهبري و هدايت انسان‌ها به‌سوي وظايف خودشان و به‌سوي سازندگي پايه‌گذاري شده است.» مديران در جهاد وظيفه هدايت، رهبري و نقش سوق دادن انگيزه‌ها را براي کار و تلاش داشته و اهم تلاش خود را بر اين گذاشته‌اند که با امر رهبري و اطاعت از رهبري، در تمام صحنه‌هاي حساس انقلاب حضور به هم رسانند و به‌عنوان بازوي انقلاب ايفاي نقش کنند.» (موحد، 1386)
 در واقع مديريت جهادي مصداق مديريتي است که در آن، فرهنگ سازماني در راستاي تحقق اهداف سازمان شکل پيدا کرده است و اهداف سازمان نيز در جهت نيازها و ارزش‌هاي محيطي قرار دارند. فلذا ارزش‌هاي محيطي به‌عنوان تقويت‌کننده‌ اصلي ارزش‌هاي سازماني عمل مي‌کنند که آن هم به نوبه‌ خود، مجدداً به تحقق اهداف سازماني کمک مي‌کند. در يک جمله مي‌توان عنوان داشت: مديريت جهادي، مديريت مبتني بر فرهنگ جهادي است.
  بر اين مبنا، مؤلفه‌هاي اصلي مديريت جهادي را مي‌توان ارزش‌مداري، مردم‌گرايي، پويايي، خودباوري، نوآوري، استمرار، انعطاف‌پذيري، ولايت‌محوري، دين‌محوري و فرهنگ خاص سازماني عنوان داشت (ايرواني، 1388).
 ويژگي‌هاي مديريت جهادي
 براي تبيين ويژگي‌هاي مديريت جهادي، سعي مي‌شود از مدل خاصي استفاده گردد. در اين مدل، سه حوزه‌ ادراکي شناخته‌شده، که به‌ترتيب اولويت، بر يکديگر اثر گذاشته و نهايتاً رفتار فرد را شکل مي‌دهند، معرفي مي‌گردد:
 الف) حوزه‌ تمايلات و گرايش‌ها: ايمان و اعتقاد به آخرت، تقوا، عدالت، نوع‌دوستي، آينده‌نگري، تکامل‌گرايي، تمايل به علم و پژوهش، اعتقاد به مشارکت، اعتقاد به ولايت فقيه، گرايش به نظم و قانون و...
 ب) حوزه افکار و ذهنيات: هوش بالا، جامع‌نگري و نگرش سيستمي، وجود نظام فکري، ژرف‌نگري و عميق‌بيني امور، عرضه‌ افکار، همفکري و مشورت و...
 ج) حوزه‌  رفتار و عينيات: تواضع و فروتني متعادل، اعتمادبه‌نفس، سرعت عمل، عيب‌پوشي، پايبندي به ضوابط به جاي روابط، عمل به وعده‌هاي خود، سعه‌ صدر، نظم در کارها، خلاقيت و ابتکار، ارتباط ساده و صريح، خوش‌رويي، وقار و متانت، پيشگامي در خودشناسي، توان اداره‌ امور سازماني.
 مديريت جهادي واجد خصوصيات و ويژگي‌هايي است که مي‌تواند در موفقيت سازمان‌ها نقش اساسي ايفا نمايد. اين ويژگي‌ها در بطن دستورها، توصيه‌ها، نظرها و شيوه‌هاي به کار گرفته‌شده توسط پيشوايان دين حضور و وجود عيني داشته است، ولي براي استفاده از آن در سطوح سازماني و کاربردي کردن آن‌ها در سازمان‌ها، نياز به کار پيشگامانه و دور از هراس و خودکم‌بيني صاحب‌نظران و عالمان مديريت و همچنين پژوهش مستمر در اين جهت دارد.
 به‌عنوان مثال، ساختار تشکيلاتي گسترده‌ جهاد و دامنه‌ وسيع فعاليت‌ها و برنامه‌هاي اين نهاد، سبک مديريتي خاصي را به نام «مديريت جهادي» در اين مجموعه ايجاد نموده است. اين نهاد به لحاظ معيارهاي علمي مديريت و نيز ويژگي‌هاي ديني و ارزشي ممتاز، از توانايي‌هاي خاصي برخوردار است که عبارت‌اند از:
 1.  تصميم‌گيري مشارکتي توسط افرادي که به موضوع تصميم ارتباط دارند.
 2.  سبک خاص رهبري به‌طور عمده جنبه‌ هدايتي و تفويضي دارد و نه دستوري و تحکم.
 3.   انعطاف‌پذيري سازماني به‌نحوي که همواره ساختار و نيروي انساني، متناسب با وظايف و مأموريت‌هاي جديد متحول شوند.
 4.   برخورداري از نيروي انساني متعهد، متخصص و باانگيزه که همواره در يک فرآيند رشد و ارتقاي علمي و تجربي قرار گرفته‌اند.
 5.   فضاي باز سازماني براي ابراز نظرات و ديدگاه‌ها و برخورد آرا، زمينه‌ بروز خلاقيت‌ها و ابتکارات را در جهاد فراهم ساخته است. (بيدخوري، 1386)
 در بررسي ويژگي‌هاي منحصربه‌فرد مديريت جهادي، که نقطه‌  اصلي تمايز اين سبک و فرهنگ با نمونه‌ غيراسلامي آن است، مي‌توان با مد نظر قرار دادن شعارهاي پيشکسوتان اين عرصه در نهاد مقدس جهاد سازندگي، ويژگي‌هاي ذيل را نيز به‌عنوان مبناي فعاليت در نظر گرفت:
 1. ارائه‌ خدمات بي‌منت و عاشقانه.
 2. توجه به مشارکت مردمي در انجام امور (سازمان‌دهي نيروهاي مردمي).
 3.  بهره‌گيري حداکثري از امکانات موجود تحت اختيار در جهت انجام مأموريت‌هاي محوله بدون گله و شکايت.
 4.اعتماد متقابل به اعضاء و نيروهاي مردمي.
 5.گسستن قيدوبندهاي اداري و تشريفات مربوط به نظام اداري.
 6.بي‌توجهي به امور مادي (حقوق، رفاه، مقام و...) جهادگران حتي در زماني که وجهي به آن‌ها پرداخت مي‌شد، از آن به تعبير کمک‌هزينه ياد مي‌نمودند، نه حقوق.
 7.بي‌توجهي به زمان در انجام مأموريت‌هاي محوله (کار شبانه‌روزي).
 8.انجام امور به‌عنوان تکليف و تلقي کار به‌عنوان عبادت.
 9. ايجاد گفتمان مشترک با بهره‌گيري از خدمات ارائه‌شده.
 10. تقويت بنيان‌هاي فرهنگي و توجه به اين امور در انجام مأموريت‌ها.
 11. الهام و اتصال به ولايت از طريق نماينده‌ محترم ولي فقيه و انجام وظايف متناسب با تأمين نظر معظم‌له و هدايت امور در مسير صحيح و صواب.
 12. تصميم‌سازي و تصميم‌گيري در مديريت جهادي با رويکرد «همه با هم» شکل گرفت.
 13. جهاد مظهر تفکر «کار نشد ندارد» است.
 14. جهاد مصداق تلاش براي رسيدن به هدف است.
 15. در قاموس جهاد مشکلات و تنگناها جايگاهي ندارد. (تشويقي، 1388)
 بي‌شک موفقيت اين مديريت در ميدان‌ها و عرصه‌‌ کاري در سايه‌ اعتمادبه‌نفس، ايجاد روابط صميمانه‌ انساني، معاشرت و مشاورت، پيشگامي در کارها، دوري از صفات زشت نفساني همچون خودپسندي و افزون‌خواهي، اخلاص در عمل، دوري از منت نهادن و دوري از جدايي از مردم و ديگر اخلاقيات و شئون مديريت اسلامي است که در محيط جهادي، در طول دوران عمر جهاد سازندگي و ديگر نهادهاي انقلابي، به برکت انقلاب اسلامي، رعايت و به کار گرفته شده و بدين‌سان تلاش‌ها مضاعف و موفقيت‌ها زودتر حاصل شده و پيشرفت و توسعه و رفاه محقق گشته است و در ادامه‌ راه نيز مي‌بايست توسط ديگر سالکين اين مقصد، مورد توجه قرار گيرد (محمدي، 1388).
 کلام آخر
 در پايان، با مد نظر قرار دادن عينيت و جاري بودن اين مفاهيم در سير و سلوک مديران تربيت‌يافته در دامان نهادهاي انقلابي و مسبوق بودن اين مفاهيم در وادي عمل نسبت وادي نظر، با مرور ويژگي‌هاي مديران جهادي (به‌عنوان افرادي که توانستند اين مفاهيم کيفي و نظري را به‌صورت عملياتي به عرصه‌ اجتماع وارد نمايند و از آن‌ها براي پيشبرد اهداف متعالي انقلاب اسلامي استفاده کنند)، مي‌توان اهم ويژگي‌هاي يک مدير جهادي را چنين عنوان نمود: اخلاص نيت، داشتن تعهد به هدف و ارزش‌ها و مکتب، در خدمت انقلاب بودن، سادگي و بي‌آلايشي، پرهيز از تشريفات و تجملات، احساس تعلق به مردم و مردمي بودن، برخورداري از روحيه و ارزش خدمت داوطلبانه، اولويت خدمتگزاري قشر مستضعف و محروم، ترويج ارزش‌هاي انساني و اسلامي در محيط کار، حفظ و توجه به کرامت انسان‌ها، برخورداري از روحيه  اعتمادبه‌نفس، ابتکار، خلاقيت و... با انگيزه و احساس وظيفه‌  ‌الهي، مؤمن و متعهد، با روحيه‌  انقلابي، اعتقاد به ولايت فقيه و حساسيت به پاسداري و حراست از ارزش‌هاي انقلاب، برخورداري از روحيه و رابطه‌ اعتماد متقابل با نيروها، وجود عامل انگيزه و نشاط در محيط کار، وجود روابط صميمانه و عاطفي، غيررسمي و برادرانه، احترام متقابل بين نيروها در محيط کار، طراحي و پياده‌سازي مدل آموزش تخصصي، تکنيکي و تجهيز نيروي انساني، مسئوليت‌پذيري منابع انساني نسبت به کار و نه فقط مسئول بالاتر. (*)
* به نقل از سايت برهان

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9311/4/39169/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha