آرشیو
انتخاب نشریه


وحيد شقاقي در گفت‌و‌گو با رسالت مطرح كرد:
گذر از نهادهاي نئو ليبراليستي تنها راه درمان اقتصاد

دکتر وحيد شقاقي  در گفت و گو با رسالت گفت: تنها راه درمان اقتصاد گذر از نهاد هاي 
نئو ليبراليستي است. بحث کار آمدي سيستم هاي اقتصادي و الگوهايي که ما در کشور از آن پيروي مي کنيم با توجه به نوع ايدئولوژي حکومتي و اعتقادي ما موضوعي هميشه داغ و مهم است. که اين روز ها بيش از هميشه نياز به واکاوي و تصميم سازي در حوزه احساس مي شود. براي بررسي بيشتر به سراغ دکتر وحيد شقاقي اقتصاددان و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم اقتصادي رفتيم تا در اين خصوص به گفت و گو بنشينيم.
آقاي دکتر ما امروز با انبوه مشکلات اقتصادي، بازار هاي کاذب، تورم،  رکود، دلالي و ... در سطوح مختلف در حال دست و پنجه نرم کردن هستيم. شما ريشه اين مشکلات را در کجا مي بينيد؟ به نظر شما از لحاظ ساختاري ما با چه کسري ها و رخنه هايي رو به رو هستيم؟
هر اقتصادي در دنيا از يک سيستم عاملي تبعيت مي کند. يکي سيستم عامل مارکسيسم بود، که در سال 1989 اين سيستم عامل از بين رفت. من از واژه سيستم عامل استفاده مي کنم که با شبيه سازي آنها با سيستم عامل هاي 
الکترونيکي مثل ويندوز يا اندرويد به درک بهتري برسيم. بعد از فرو پاشي سيستم عامل مارکسيسم فوکوياما که از اعضاي بنگاه رند(RAND) است، مصاحبه اي کرد و بعد کتابي نوشت به نام پايان تاريخ، که در آن مي گويد تنها راه نجات بشر سيستم عامل ليبرال دموکراسي يا نئو ليبراليسم است. سيستم عامل نئو ليبراليسم در خود يک سري زير مجموعه دارد با نام هاي نهادي اقتصادي، نهادهاي اجتماعي، نهاد هاي فرهنگي و... که اين ها همان آفيس در ويندوز به شمار مي روند. حال اين نهاد ها براي خود زير مجموعه هايي 
دارند، به عنوان مثال در نهاد هاي اقتصادي ما با بانک ها،  بيمه ها، بورس ها 
و .... رو به رو هستيم که اينها نهاد هاي زير مجموعه محسوب مي شوند. پس در امروز ما با جهاني تک سيستم عاملي رو برو هستيم که با داشتن نهاد هايي مثل نهاد اقتصادي، فرهنگي، امنيتي و ... يک سبک زندگي اي را هم با خود دارد.
در کشور ما خواسته يا ناخواسته کاملا در حوزه اقتصاد آن سيستم عامل نئو ليبراليسم سوار است. متاسفانه در حوزه اقتصاد کاملا ادبيات ما و نهاد هاي 
ما و سياست گذاري هاي ما نئو ليبراليستي بوده. 
به نظر شما آفت اين نئو ليبراليسم در چيست؟ 
همه کتاب هايي که در دانشگاه هاي ما در حوزه اقتصاد تدريس مي شود، 99درصد آنها وارداتي است. ما در حوزه اقتصاد خومان نتوانستيم تا به حال هيچ دکتريني را توليد کنيم با وجود اين همه دکتري که در اين حوزه داريم. اتفاقا نهاد هاي ما هم همان نهاد هاي نئو ليبراليستي است، مثلا ما در کشورمان بازار سرمايه داريم، بانک داريم، بيمه داريم و... . اصلا سوال اين جا است که الان بلند ترين ساختمان ها در شهر ها متعلق به کجاست؟   زماني معماري کشور ما يک معماري مبتني بر مساجد بوده. اگر به بناهاي 
50  الي 60 سال پيش نگاه کنيم  بلند ترين ساختمانهاي شهر ها مساجد بودند. ولي امروز در شهرها بلند ترين و با شکوه ترين ساختمان ها ساختمان هاي 
متعلق به بيمه ها و بانکها هستند.
اين که مي گويم اين نهاد ها نهاد هاي نئو ليبراليستي است يعني وقتي کشور ما در بدترين شرايط تحريم به يک رکود اقتصادي مي خورد، ولي در همان شرايط تحريم مي بينيم نه بازار سرمايه هشدار مي دهد. اما بانک ها تا 70 درصد سود مي کند. سوال پيش مي آيد حالا که توليد به  مشکل خورده و تحريم داريم چرا بانک و بازار سرمايه به عنوان نهاد اقتصادي بايد سود کند. در شرايطي که اقتصاد ما به رکود مي خورد، در بد ترين حالت خودش قرار مي گيرد، مي بينيم در همين شرايط سيستم بانکي سود مي کند و بازار سرمايه بالا مي کشد. وقتي مي گويم اقتصاد ما در مباني تقريبا نئو ليبراليستي است يعني ما تمام آن ادبيات و نهاد هاي اقتصاد غربي را پذيرفته ايم. 
استيگليتز اقتصاددان بزرگي هست که دوبار جايزه نوبل اقتصاد را گرفته است. او در زمان بحران اقتصادي آمريکا کتابي تحت عنوان سقوط آزاد را منتشر مي کند در آن آورده (از رو کتاب مي خواند) «به اين موضوع پرداختيم که مشکلات جامعه ما و جهان فرا تر از تعديل جزئي در سيستم مالي است، بسياري مي گويند ما مشکلي جزئي در سيستم لوله کشي خودمان داريم، لوله هايمان گرفته است و ما بايد به همان لوله کشي که لوله کشي را انجام داده اطلاع دهيم. زيرا فقط او مي تواند آنها را درست کند. اگر او هنگام نصب تاسيسات از ما مقداري بيش از حد دريافت کند اشکالي ندارد. اما مسئله مهمتر از لوله کشي است. شکست در سيستم مالي ما نشانگر شکست سنگين تري در سيستم اقتصادي ما است و شکست سيستم اقتصادي ما مشکلات عميق تر از جامعه ما را منتشر مي کند.» حرف ايشان اين است که نبايد بگوييم اقتصاد فرو پاشيده، بايد بگوييم علم اقتصاد ديگر پاسخ گوي نيازهاي ما نيست.
اگر من در باره اينها صحبت کنم مي گويند که از سر تعصب است. اما الان اينها خودشان در حال اعتراف اند، وزير کار دولت کلينتون، رابرت رايش کتابي نوشته تحت عنوان پس از شوک، که در  آن مدام از سيستم بانکي ايراد مي گيرد و مي گويد نظام بانکي و بازار سرمايه با رانتها و اتفاق هايي که درون خود داشتند مدام به ثروت خود اضافه کردند، و باعث اختلاف طبقاتي و تضعيف قشر متوسط شدند.
با توجه به مواردي که اشاره کرديد به نظر شما اقتصاد ما مي تواند در اين سيستم نئو ليبراليستي جلو برود؟
يا مردم صحبت کنيد مي بينيد که 70،80 درصد مردم ناراضي اند، همه رئيس جمهور ها هر کسي آمد شاکي نظام بانکي بوده. حتي مديران بانکي تعداد موسسات غير مجاز را اعلام مي کنند و لي زورشان نمي رسد که  کار کنند، اصلا زورشان به نظام بانکي نمي رسد. ما اگر طبق همان سيستم عامل پيش برويم اگر تلاش کنيم و خيلي خوب باشيم تازه مي رسيم به غرب. اما الان خود آنها دچار مشکل شده اند، به طوري که الان گزارش شده 50 درصد ثروت دنيا دست 1 درصد مردم است.
يعني شما معتقديد که اصل مشکل پيش روي ما استفاده از  
الگو هاي وارداتي است؟
بله، اصل مشکل ما اين است که اقتصاد ما يک اقتصاد وارداتي است، با همان ابزار ها، با همان نهاد ها و با همان سبک زندگي، اين باعث ميشه که تازه ما يک درجه مشکلاتمان از آنها بيشتر شود، چون ما کپي کرديم و هميشه نسخه اصلي از کپي آن بهتر است. بعد اين که ما به تعارض مي خوريم، 
چون ما مسئله اي به نام دين داريم. آنها مشکلي با ربا ندارند ولي ما معتقديم ربا محاربه با خدا است و مواردي از اين دست. . . پس ما اين جا هم با نا کار آمدي سيستم مشکل داريم و هم با تعارض آن با مباني ارزشي خودمان.
اصلا مي گويم نظام بانکي ما که ربوي نيست که نظام بانکي دنيا ربوي است. که همه ارز ها پشتوانه دارند به جز دلار.دلار خودش پشتوانه خودش است. من بخواهم ريال چاپ کنم پشتوانه من طلا و ارز است. پشتوانه دلار چيست؟دلار پشتوانه اي را ندارد. در همين کتابي که من داشتم مي خواندم مي گويد که آمريکا بدون پشتوانه به چاپ پول دست زده است. اين اتفاقي که در دنيا دارد مي افتد يک کلاهبرداري عيان است. همان بانک فدرال رزرو که در آمريکاست که ازهفت هشت تا بانک ايجاد شده است. لذا اولين بحث اين است که آيا ما مي توانيم با نهادهاي اقتصادي ليبراليستي در يک سيستم عامل (نظام)اسلام اينها را با هم الحاق کنيم و بريم جلو؟ 
آيا به نظر شما فساد اقتصادي اي که در سطح بالايي انجام مي شود يکي از همان دلايلي نيست که مجالي براي تغيير اين سيستم به وجود نمي آيد؟ مثل همان مسئله دلال ها که پيشتر به آن اشاره کرديم.
اينها در همان حوزه اقتصادي منافعي هم دارند. شما به طور مثال بياييد در همين زمينه بانک شروع کنيد، اصلا امان نمي دهند! شما 
مي دانيد چقدر ثروت در يک جا متمرکز شده؟ آن بانک آنقدر قدرتمند شده است که ديگر بانک مرکزي را تحويل نمي گيرند و پاسخگوي آن نيستند. به نظر من اگر دولت بخواهد يکي از اين موسسات را ببندد، بايد با توپ و تفنگ سراغ آن برود! وقتي کار از يک حدي فراتر برود، بازار ديگر بي سر و سامان و از کنترل خارج مي شود. امروز داشتم آخرين گزارش را درمورد اينکه آقاي کميجاني جايي گفته بود که 94هزار ميليارد تومن سپرده در اختيار 6 موسسه غيرمجاز است. الان همين جاي سوال دارد. چطور است که من اگر يک مغازه بدون مجاز باز کنم، يک شبه مي بندند. ولي اينجا 6 تا موسسه غير مجاز که در نظام جمهوري اسلامي ايران شکل گرفته و 94هزار ميليارد تومان سپرده مردم هم دستشان است! جاي تعجب دارد. يعني يک فساد علني! اين جمله يک فساد آشکار است. پس چرا نمي توانند ببندند اين موسسات را. کار نبايد بدين صورت باشد. اين ها بازي هاي خطرناکي است. و يکي از مشکلات همين است؛ اينکه چرا ما رئيس بانک مرکزي را از همين مديران گذاشتيم. مدير بانک مرکزي، يک مدير بانکي است. ايشان که خودشان 10 سال 20 سال در حوزه بانکي بوده اند بايد بيايند پاسخ بدهند.ما بالاي سر همان سيستم بانکي اي که مشکل دارد کسي را مي گذاريم که از خود بانک است. يعني خودش از دل همان است ديگر!  اين بازي خوبي نيست. راه حلي هم ندارد. 

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9310/4/39073/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha