آرشیو
انتخاب نشریه


نگاهي به چگونگي حمايت از کودکان در بحران زلزله
ضرورت امنيت روحي و رواني کودکان زلزله زده

نجمه الحسيني
بلايا و فجايع از جمله معضلات بزرگ جوامع بشري اي هستند که پيامدهاي رواني و اجتماعي ناشي از آنها به طور مستقيم سلامت جامعه را تحت تاثير قرار مي دهد. با وجود اينکه تاثيرات طولاني مدت زلزله جدي به نظر مي رسد، ولي کمتر به اين مهم پرداخته شده است.وقوع بحران‌هاي ناگهاني و حوادث غيرمترقبه بسترهاي مناسبي براي بروز آسيب‌هاي رواني در ميان خيل آسيب ديدگان هستند به همين دليل هم هست که روان‌شناسان معتقدند براي جلوگيري از ادامه يافتن آسيب‌هاي رواني در سال هاي بعد، خصوصا در دوران بزرگسالي بايد از خدمات سلامت روان حرفه اي و تکنيک‌هاي مداخله در بحران، به شکل تخصصي بهره برد.به گفته معاون توسعه، پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي کشور حدود 24 کودک در زلزله غرب کشور والدين خود را از دست داده‌اند؛ از اين تعداد 6 کودک هر دو والدين شان فوت کرده و در حال حاضر نزد اقوام و نزديکان شان به سر مي‌برند و به بهزيستي تحويل داده نشده‌اند. يک کودک همچنان در بيمارستان بستري است که بعد از ترخيص به بهزيستي تحويل داده مي‌شود. همچنين يک کودک 17 ساله نيز در يکي از مراکز بهزيستي نگهداري مي‌شود.به گواه نظر مددکاران و روان‌شناسان کودک، کودکان آسيب‌ديده از زلزله به مرور دچار افسردگي بعد از سانحه مي‌شوند و براي مدت زيادي دچار کابوس‌هاي شبانه شده و دردهاي جسماني را تحمل و در ذهن شان مدام صحنه زلزله را تصور مي‌کنند و اين احساس ناامني، سال‌هاي آينده نيز همراه آن‌ها خواهد بود. به همين دليل مداخلات روان‌درماني براي کودکان و ارائه خدمات رواني- اجتماعي مي‌تواند تا حدود زيادي تأثيرات اين شوک رواني را براي آنان کاهش دهد.معمولاً براي کودکان زلزله‌زده مداخلات غيردارويي عبارتند از بازي‌درماني، روان‌درماني و روش‌هاي اداره اضطراب و در بچه‌هاي كوچك‌تر، بازي، نقاشي و بيان داستان فرصتي را براي بيرون‌ريزي هيجانات فراهم مي‌سازد.روانشناسان معتقدند که زلزله جزء تروما و شوک‌هايي است که روي همه افراد تاثير مي‌گذارد و در اين ميان بچه‌ها و نوجوانان بيشتر آسيب‌پذير هستند. تروما به صورت مستقيم و غيرمستقيم وارد مي‌شود. مستقيم ‌آن به کساني وارد مي‌شود که در جريان زلزله بوده، آن را تجربه کرده و اکنون نيز در معرض بازتاب‌ها و تبعات آن هستند، تروماي غيرمستقيم به کساني وارد مي‌شود که از منطقه زلزله دورند، اما در معرض اخبار و اتفاقات آنجا قرار مي‌گيرند. بايد به هر دو گروه توجه شود و بخصوص از بچه‌ها مراقبت کرد. کودکاني که در منطقه زلزله‌زده‌ هستند، ناامني شديدي را احساس مي‌کنند، آنها به مرور دچار افسردگي بعد از سانحه مي‌شوند و براي مدت زيادي دچار کابوس‌هاي شبانه شده و دردهاي جسماني زيادي را تحمل و در ذهن شان مدام صحنه زلزله را تصور مي‌کنند. اين احساس ناامني، سال‌هاي آينده نيز همراه آنها خواهد بود.گوهر يسنا انزاني رئيس کلينيک روانشناسي تنفس دوباره با بيان اينکه در همه افراد ترس از دست دادن والدين وجود دارد گفت:«براي اين کودکان ترس از دست دادن عزيزان خيلي شديدتر است و مشکلات تحصيلي و برهم خوردن تمرکز در آنها شيوع بيشتري دارد. همچنين امکان دارد کودک دچار علائم بيش فعالي شود و به او داروهايي داده شود که نبايد استفاده کنند. شکم درد، سرگيجه، اسهال ،استفراغ  يا يبوست، رفتارهاي خشن مثل کوبيدن سر به ديوار و پرخاشگري در کودکان افزايش مي يابد.» اين روانشناس کودک با نادرست دانستن اين عقيده که فرد اين آسيب ها 
را فراموش خواهد کرد مي گويد:«اغلب اين آسيب تا بزرگسالي ادامه مي يابد و در صورت درمان نشدن زندگي او را تباه مي کند. در نوجوانان با بيشترين آسيب روبه‌رو هستيم و اين آسيب حتي از کودکان بيشتر است. زيرا از نوجوان انتظار بيشتري وجود دارد که «تو بزرگ شده اي» و به او گفته مي شود «گريه نکن، درست مي‌شود». اين درحالي است که نوجوان درک انتزاعي را ندارد و نمي تواند آينده را تصور کند. بنابراين چون اطرافيان به اشتباه يک نوجوان 12 ساله را در حد يک بزرگسال مي‌دانند،اجاره 
نمي دهند تا او با صحبت درباره احساساتش، تخليه هيجاني شود و يا گريه کند. اين نوجوانان در آينده احساس انتقام گيري، دردهاي بدني شديد، تيک هاي بدني و پرخاشگري پيدا مي کنند.»سرماي هوا، کمبود مواد غذايي، مشکلات اسکان و سختي‌هاي ماه‌ها زندگي در چادر و تحمل داغ عزيزان و مرور خاطرات آنان همگي از جمله دردهايي است که به اين زودي‌ها التيام نمي‌يابد و همچون زخمي کهنه مهمان روح و روان مردم زلزله‌زده خواهد بود. اما در اين ميان آن‌چه بيش از همه احساسات هر انساني را جريحه‌دار مي‌کند، تصوير بهت‌زده کودکان زلزله‌زده در ميان آوارهاست. اين کودکان بي‌پناه‌ترين بازماندگان زلزله هستند؛ چون هنوز نمي‌توانند درکي درست از اتفاق رخ‌داده، داشته باشند.
آسيه اناري، روان‌شناس در پاسخ به اين سوال که چه توصيه‌هايي براي خانواده‌هايي که دور از زلزله بودند، براي مراقبت از فرزندانشان داريد، مي گويد:«بچه‌ها را در معرض اخبار زلزله قرار ندهند. هيجان‌هاي خود را کنترل کنند و در کودکان احساس ترس به وجود نياورند. بهترين کار اين است که از موقعيت استفاده کرده و بچه‌ها را با خود به پايگاه‌هاي کمک‌رساني ببرند. مثلا به آنها بگويند با پول قلکت براي بچه‌هاي زلزله‌زده هديه بخر. بهتر است همدلي را جايگزين اضطراب کنيم.تاثير تروماها و شوک‌هاي اتفاقاتي مانند زلزله، سال‌‌ها بعد خود را نشان مي‌دهد. شايد کودکي در ظاهر شرايط عادي را سپري کند و بزرگ شود اما اگر روان‌درماني مناسبي روي او صورت نگيرد در بزرگسالي در ارتباط با اجتماع و خانواده دچار مشکلاتي مي‌شود که درمانش دشوار است.»
برپايه گزارش‌هاي گروه‌هاي مدني برخي از کودکان زلزله‌زده به‌واسطه ترس يا از دست دادن والدين و عزيزان خود دچار آسيب‌هاي روحي و رواني همچون استرس و از دست دادن قدرت تکلم و افسردگي شده‌اند و عده‌اي از کودکان کم‌‌سن و سال‌تر نيز ديگر حتي جرأت قدم گذاشتن بر زمين و راه‌رفتن ندارند و به گفته‌ مادران شان، از شب زلزله مدام مجبورند کودکان شان 
را در آغوش بگيرند چون فرزندشان از راه‌رفتن روي زمين واهمه دارد.
عليرضا حاجيان‌زاده؛ مديرعامل کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان در رابطه با فعاليت‌هاي اين کانون در مناطق زلزله‌زده مي گويد:«در زلزله امنيت رواني کودکان مناطق‌ زلزله‌زده از آن‌ها سلب شده و ترس‌، آوارگي و از دست دادن عزيزان آسيب رواني مضاعفي را براي کودکان ايجاد مي‌شود. امدادرساني شامل تأمين سرپناه، پوشاک، غذا، بهداشت و درمان و ساخت‌وساز ساختمان‌ها از جمله اولويت‌هايي است که انجام مي‌شود اما امدادرساني فرهنگي، عاطفي و روحي براي کودکان ضرورت‌ دارد و گرمابخشي به فضاي دروني، ايجاد اميد به زندگي و بهداشت رواني کودکان از جمله ضروريات است.کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان که مأموريت آن در زمينه اوقات فراغت نوجوانان در سه حوزه شناختي، عاطفي و رفتاري است، خود را ملزم مي‌داند در کنار کودکان قرار گيرد و به مأموريت خود در حوزه عاطفي و سرگرم کردن آن‌ها بپردازد. در اين راستا فعاليت‌هايي مانند بازي‌هاي گروهي، برنامه‌هاي هنري، کتابخواني گروهي و مسابقات گروهي توسط مربيان مي‌تواند فضاي اميدبخشي را ايجاد کند.براي همه 30 کودک مناطق زلزله‌زده بسته‌هاي لوازم‌التحرير آماده شده که به آن‌ها تحويل داده مي‌شود. تا زماني هم که مدارس اين مناطق تعطيل است با طرح کانون – مدرسه بخشي از درس‌هاي اين کودکان با حضور مربيان کانون به آن‌ها آموزش داده مي‌شود.»حرمت ناظري قائم مقام مديرعامل بنيادکودک نيز از کمک رساني اين موسسه به دانش آموزان زلزله زده 
استان کرمانشاه خبر داده و ضمن ابراز همدردي با مردم زلزله زده استان کرمانشاه گفته:« با توجه به تخريب ۴۴ مدرسه در مناطق زلزله زده کرمانشاه و رسالت بنيادکودک مبني بر حمايت از دانش آموزان با استعداد نيازمند و پيشگيري از محروميت تحصيلي آنان به دليل مشکلات اقتصادي و شرايط نامناسب زندگي، اقدام به جمع آوري کمک‌هاي مردمي جهت آماده‌سازي شرايط مساعد تحصيلي کرده و بي ترديد براي تحقق و حصول نتيجه مطلوب كه همانا بازگرداندن دانش آموزان به مدرسه است؛ خواستار همراهي مردم همواره مهربان هستيم.پس از رايزني‌هاي انجام شده با سازمان نوسازي استان کرمانشاه و اعلام آن سازمان مبني بر جايگزيني ۲۵۰ کانکس براي برپايي مجدد و هرچه سريع تر مدارس، مقرر شد بنيادکودک تعدادي کانکس را جهت فراهم نمودن شرايط تحصيلي و حضور دوباره دانش آموزان در کلاس‌هاي درس تهيه کند.»سيد مهدي ميرشاه ولد مديرکل روابط عمومي و اموربين الملل سازمان بهزيستي کل کشور درپاسخ به اينکه چگونه مي‌‌توان کودکان بازمانده از زلزله را به سرپرستي و فرزندخواندگي گرفت، گفته پس از شناسايي کودکان از آنان در بهزيستي نگهداري خواهند شد.درصورتي که کودک، هر دو والد خود را از دست داده باشند ولي پدر بزرگ يا مادر بزرگ و ديگر افراد خانواده‌شان زنده باشند کودکان را به آنان سپرده و تحت سرپرستي آنها قرار خواهند گرفت.کودکاني که هيچ‌کس را ندارند توسط بهزيستي پذيرش و پس از آن، درخواست افراد خير و متقاضيان مورد بررسي قرار خواهد گرفت که در صورت دارا بودن شرايط آنها به فرزندخواندگي سپرده خواهند شد.اکنون در فاز بحران به سرمي‌بريم و دوره پذيرش و جمع‌آوري کودکان تنها مانده از زلزله است.در اين شرايط کودکان به هيچ عنوان به کسي سپرده نخواهند شد و در بهزيستي از آنها نگهداري مي‌شود.هنوز در مورد آمار دقيق اين کودکان نمي‌توان اظهارنظر کرد، زيرا گاهي عزيزان آنها پس از چند ساعت، چند روز يا چند هفته شناسايي مي‌شوند.»
از آن‌جايي‌که وظيفه اصلي هدايت و مديريت شرايط بحراني مناطق زلزله‌زده برعهده نهادهاي رسمي و دولتي کشور است، مديريت شرايط رواني مردم در روزهاي پس از زلزله نيز بايستي در دستور کار اين نهادها قرار گيرد. نهادهايي همچون بهزيستي، آموزش و پرورش و هلال احمر در ارتباط مستقيم با اين وظيفه قرار دارند که حضور تخصصي آنان مي‌تواند فعاليت‌هاي نهادهاي مدني را انسجام بخشد.توزيع اسباب‌بازي ميان کودکان زلزله‌زده به منظور تجديد روحيه و کاستن از فشارهاي رواني کودکان زلزله‌زده، از جمله اقداماتي بود که در چند روز اخير توسط نيروهاي امدادي هلال احمر در منطقه صورت گرفت. همچنين ستاد‌هايي براي ارائه حمايت‌هاي‌ رواني به‌ويژه براي کودکان زلزله‌زده توسط نيروهاي امدادي هلال احمر تشکيل شد که يکي از اقدامات مهم اين ستادها انجام مشاوره‌هاي تخصصي و کارشناسي با کودکان آسيب‌ديده و متأثر از زلزله اخير کرمانشاه است. کارشناسان اين ستادها بين کودکان آسيب‌ديده وسايل نقاشي و اسباب بازي توزيع و براي شادي آنان بازي‌هاي گروهي برگزار مي‌کنند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9097/1/3861/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha