آرشیو
انتخاب نشریه


مسير کاهش درگيري‌هاي اجتماعي

دکتر حامد حاجي‌حيدري
از دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران
hajiheidari@PhiloSociology.ir
قضيه: زلزله کرمان، با شدتي نزديک به زلزله بم، خوشبختانه تلفاتي نداشت و مطابق اعلام سرپرست اورژانس کشور، «مهم‌ترين دغدغه، احتمال سرمازدگي در شب در مناطقي است که مردم از ترس خارج از منزل حضور دارند». خب؛ خدا رو شکر که مهم‌ترين دغدغه همين است که البته بايد با کمک همه ما مرتفع شود. زلزله غرب کشور هم در مقايسه با دو زلزله شديد قبلي يعني بم و رودبار، تلفات بسيار کمتري داشت. ولي، در چند روز پس از زلزله مهيب غرب کشور، هر نوع خبر منفي در تلگرام منتشر مي‌شد، صرف‌نظر از اين که درست باشد يا نادرست. آواري از خصومت‌ها و بدگويي‌ها در گرفت که خبرهاي خوب زير اين خصومت‌ها و بدگويي‌ها و سياسي‌کاري‌ها گم و له شد. اين که موکب‌هاي اربعين با دستور مقام معظم رهبري به خستگي "نه" گفتند، و به مناطق زلزله زده رفتند و بساط خود را آن جا پهن کردند، اين که هر شب از پايگاه‌هاي بسيج محله ما کمک‌ها به سمت مناطق زلزله زده روان بود، اين که شمار تلفات اين زلزله در مقايسه با دو زلزله مهيب قبلي در بم و رودبار بسيار کمتر بود، همه اين‌ها جاي شکر و خرسندي داشت، اما اهالي تلگرام ترجيح دادند از سياهي‌ها و مصائب راستين و دروغين سخن بگويند و بنويسند و بر طبل دشمني‌ها بکوبند، بدون آن که انديشه کنند که اگر روزي اين سياهي‌پراکني‌ها سر باز کند، ممکن است موجب درگيري‌ها و منازعات اجتماعي دامنه‌دار و مهارناپذير شود که دود بي‌حاصل‌اش به چشم همه ما برود. شايد هم برخي از آن‌ها که اين منفي‌بافي‌ها را شارژ مي‌کنند، همين را بخواهند. حتماً همين را مي‌خواهند.
کاوش اول در قضيه: در متن همه‌گير تلگرام، علاقه‌مندي به قضاوت‌هاي چشمي، يک گام عقب نشسته، و جاي خود را به قضاوت‌هاي شنيداري داده است. زماني به کنايه مي‌گفتند که عقل عوام به چشم‌شان است، ولي امروز به همان چشم هم دريغ مي‌خوريم، وقتي در صحنه شبکه، عقل افراد به گوش‌شان است. فعالان شبکه از اقشار متوسط شهري، سه پله نزولي را تجربه کرده‌اند: عقل به چشم، و از چشم به گوش.داشتن يک اجتماع درست و درمان، مستلزم آن است که از قضاوت‌هاي سطحي بر اساس شنيده‌ها پرهيز شود؛ حتي از قضاوت با مبناي عينيت‌ها نيز پرهيز گردد؛ بايد بر مبناي عقل‌ها و حکمت‌ها که از انبوهي عينيت به ضميمه اصول تحليل استنتاج مي‌شوند، يک قضاوت ساخت که تصميم را بر جاي بايسته خود بگذارد. اعضاي يک اجتماع صحيح و سالم و درست و درمان، با تمرکز بر هويت‌ها، اعمال، زيبايي‌ها، شادي‌ها، رنج‌ها، تعامل‌ها، و قدري هم عينيت‌ها، مي‌کوشند تا به سهولت، مرزهاي حرمت انساني را زير پا نگذارند. در اين ديدگاه، حريم‌ها و «به رسميت شناختن» حريم در چارچوب يک سنت آزموده اهميت محوري پيدا مي‌کند. آن چه اهميت دارد اين است که شرکاي زندگي اجتماعي، چگونه بايد خود و ديگران را و مسيرهاي حرکت را تعريف کنند، تا نه تنها مزاحمتي براي يکديگر فراهم نياورند، بلکه از آن بيش، در چارچوب يک همکاري ثمربخش و منصفانه، زيست ممتاز انساني را که همان زيست توأم با هم‌افزايي اجتماعي است، رقم بزنند. اين، آن چيزي است که امروز ضرورت دارد تا مصلحان اجتماعي براي آن طراحي مناسب ارائه دهند.
زاويه ديد دوم به قضيه: براي مدت‌هاي مديد، که برنامه توسعه ما بر مبناي رقابت‌هاي سوسيال و ليبرال، توسط روشنفکران ترسيم مي‌شد، همه چيز بر فرض رقابت بي‌رحمانه گرگ‌ها عليه يکديگر بنا شده بود. فرض روشنفکر به تبعيت از بنيان‌گذاران فکر مدرن همين بود که اجتماع انساني چيزي وراي جنگ همه گرگ‌ها عليه يکديگر نيست؛ بنابراين رقابت همه عليه همه، يا انتظام بخشيدن به رقابت همه عليه همه، کليد فهم اجتماع تصور مي‌شد و مي‌شود. 
ولي پرسش امروز ما اين است که آيا واقعاً بايد اجتماعات انساني را همچون اجتماعات حيواني، آن هم اجتماع گرگ‌ها توصيف و تحليل کرد؟ اين فرض اشتباه که در سرتاسر تاريخ اروپاي مدرن، از تامس هابز و جان لاک و آرتور شوپنهاور و فريدريش نيچه، تا ژان-باتيست لامارک و چارلز داروين و ماکس وبر و تالکوت پارسنز و رابرت دال، همواره فرض علوم انساني مدرن بوده است، تا چه اندازه قابل تصديق و ارزش گذاري است؟ به نظر مي‌رسد که يک ريشه اشتباهات ما که نهايتاً به اين ميزان وخيم از درگيري اجتماعي منجر شده است، همين جاست.
کاوش سوم در قضيه: آن چه پتانسيل بيشتري براي زندگي انساني فراهم مي‌آورد اصل "تعامل" در چارچوب "اجتماع" است. اينجا نقش زبان و اخلاقيات و تاريخ مشترک برجسته مي‌شود، و هيچ گروهي به اندازه هنرمندان و اديبان و تاريخ‌شناسان، در کاهش درگيري‌هاي اجتماعي مبرم سهم ندارند. بي‌گمان اجتماع امروز شکوفاي جهاني از بته عمل نيامده است، هر چند که در اين مقطع انتهايي و مدرن خود، کوشش کرده است ارتباط خود را از تاريخ و سنت خويش قطع کند و با پر و بال دادن به فرديت، اين نيرو را در رقابت‌هاي پايان ناپذير اجتماعي فعال نمايد، ولي واقع آن است که اندک رمق فعلي در همکاري و هم‌افزايي اجتماعي، بي‌گمان به برکت پايندگي سنت‌هاي درست است که خود را در زبان، اخلاقيات و خاطره زندگي اجتماعي، همچنان زنده نگه داشته است. کاري که بايد انجام دهيم اين است که اين پايه‌ها و مايه‌ها را تقويت کنيم.
ديدگاه چهارم به موضوع: تصاوير حملات انسان‌ها به يکديگر، چه واقعي و چه داستاني، لاينقطع و بارها و بارها در رسانه‌هاي عمومي و تعاملي نشان داده مي‌شوند، و در اين نمايش، فرق چنداني ميان "خودي" و "غيرخودي" نيست. کوشش اصحاب علوم تجربي يا حضار جهان‌وطني شبکه‌هاي اجتماعي، براي يکسان ديدن "خودي" و "غيرخودي" در قالب معيارهاي جهان‌شمول از يک سوي، و حتي القاء مداوم عقب‌ماندگي و بدبختي "ما"، اين نتيجه را به همراه داشته است که قضاوت ما در مورد يکديگر بدون ملاحظه حال "خودي"، و حتي تند و تيزتر از معيارهاي قضاوت ما در مورد "غيرخودي"ها باشد. واقع آن است که اشتراک ما در زبان و اخلاقيات و تاريخ، مسئوليت‌هايي به بار مي‌آورد که بدون مراعات آن‌ها، زيست انساني به مثابه همکاري اجتماعي را به خطر مي‌اندازد و زندگي ما را هر روز بيشتر به زندگي گربه‌سانان شبيه مي‌سازد. تأکيد و ابرام بزرگان ما بر لزوم تمايز "خودي" از "بي‌خودي"، يا همان حکمت اشداء علي الکفار و رحماء بينهم، به منظور حراست از اين زمينه‌هاي زباني و اخلاقياتي و تاريخي مشترک ماست. 
فرجام کلام: محيط فعلي زيست شبکه‌اي، محيط منصفانه‌اي نيست، و نياز مبرم به مداخله اجتماعي مصلحان اجتماعي بويژه در سه زمينه يادآوري‌هاي ادبي، اخلاقياتي و حکمتي، و تاريخي احساس مي‌شود. هدف اين مداخله، بايد احياي ارزش "مبادي آدب بودن" و "احترام" باشد. "مبادي آداب بودن" در يک مقياس کلان تر به تقويت "قانون" منجر مي‌شود که "قانون" به خودي خود اسباب "تهذيب ملت است". اصلاح گفتار و بيان، مقدمه مهمي است. کردار فعالان در شبکه‌هاي اجتماعي، نحوي از کنش‌هاي گفتاري است که حالت خاصي از امور را بوجود مي‌آورد؛ چرا که تمام واقعيت‌هاي زندگي ما در نخستين گام در قالب همين گفتارهاست که هستي پيدا مي‌کنند و اگر از همان ابتدا در يک قالب معنايي مناسب بيان شوند بر روي توانمندي‌هاي عملي ما در فايق آمدن به مسائل اثر خواهند گذاشت. از اين روست که اگر کنش‌هاي گفتاري ما در شبکه در راستاي تجربه زبان پارسي، اخلاقيات تمدني ما، و حکمت ناشي از تجربه‌هاي تاريخي ما بازسازي شوند، اميد است که حرکات مثبت افزون‌تري صورت ببندند.


آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9096/1/3829/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha