آرشیو
انتخاب نشریه


نگراني مشترک کاخ سفيد و آل سعود
رمزگشايي از حمايت واشنگتن و رياض از تفکر وهابي

علي عالمي 
 طي روزهاي اخير، مقامات آمريکايي و سعودي دغدغه هاي امنيتي مشترکي دارند. شکست گروه تروريستي – تکفيري داعش سخت ترين ضربه ممکن را به واشنگتن و رياض وارد ساخته است. با اين حال، مسئله تنها محدود و محصور در بعد نظامي و منطقه اي ماجرا نيست. بخشي از مسئله، مربوط به تفکر تکفيري و حمايت آمريکا و آل سعود از آن است. به راستي چرا تفکر وهابي  از سوي آمريکا و عربستان مورد حمايت قرار مي گيرد؟ عواقب و آثار حمايت از اين تفکر در آينده چه خواهد بود؟ آيا اين همپوشاني فکري ميان آمريکا و عربستان تا ابد ادامه خواهد داشت؟اينها سوالاتي هستند که پاسخدهي به آنها در گروي تاملي عميق در اوضاع فعلي در منطقه است. 
واقعيت امر اين است که  مقامات آمريکايي و متعاقبا متحدان غربي، عربي و صهيونيستي آن به شدت نسبت به تحولاتي که در سوريه مي گذرد نگران هستند. از بين رفتن خلافت داعش در شهرها و مناطقي مانند رقه، البوکمال و ديگر شهرهاي راهبردي در سوريه روزهاي غرور آفريني را برابر جبهه مقاومت رقم زده است. اين در حالي‌است که واشنگتن و متحدان آن همه سرمايه هاي خود را در منطقه از دست رفته مي بينند. اين سرمايه‌ها، شامل سرمايه هاي فکري و فرهنگي واشنگتن و رياض نيز مي شود. يکي از اصلي ترين دلايل حمايت مشترک آمريکا و عربستان از تفکر وهابي و به طور کلي تفکر تکفيري، مقابله با تفکر مقاومت و حلول اين تفکر پويا در ميان افکار عمومي منطقه است. بنابراين، اقدامات مشترک کاخ سفيد و سران سعودي در تقويت تکفيري ها ريشه در نگراني مشترک آنها در قبال تفکر پوياي مقاومت دارد. آنچه مسلم است اينکه يکي از اصلي ترين نگراني‌هاي
 ايالات متحده آمريکا در منطقه ( به خصوص سوريه و عراق) ، مربوط به حلول تفکر بسيجي و مردمي در اين کشور است. تفکري که تا قبل از دوران اشغال و جنگ افروزي ايالات متحده در شهرهاي مختلف سوريه ظهور و بروز نداشت. در چنين شرايطي آمريکا در صدد است  تا با بازتعريف بقاياي داعش و ديگر گروههاي تکفيري، در صدد مقابله با جبهه مقاومت بر آيد، اين در حالي‌است که جبهه مقاومت اين مرحله را نيز در آينده به خوبي پشت سر خواهد گذاشت و ضربه محکم ديگري بر پيکره جريان کفر و الحاد وارد خواهد ساخت.
مسئله ديگري که بايد در اين خصوص مدنظر قرار داد، اقبال عمومي شهروندان عراقي و سوري نسبت به تفکر مقاومت است. بدون شک، تفکر مقاومت متغيري وابسته به مبارزه نظامي با داعش و ديگر گروههاي تروريستي وابسته به آمريکا نيست، بلکه اين تفکر به صورت مستمر در آينده نيز در کالبد و بطن کشورهايي مانند عراق و سوريه جاري خواهد ماند. اين همان موضوعي مي باشد که ايالات متحده آمريکا و عربستان سعودي را نگران ساخته است. پس از اينکه مهره هاي تروريستي- تکفيري ايالات متحده دست به جنايات زيادي در اين کشور زدند، نيروهاي مردمي در سوريه نيز به مانند نيروهاي مردمي در عراق در کنار ارتش اين کشور براي بيرون راندن داعش از مناطق اشغال شده راهي ميادين نبرد با تکفيري هاي وابسته به آمريکا و رژيم صهيونيستي شدند. هم اکنون واشنگتن در دوران سختي به سر مي برد. از يک سو داعش به عنوان مهره بازي ايالات متحده ديگر خلافت و عمارتي را در دست ندارد و از سوي ديگر، تفکر مقاومت در کشورهايي مانند سوريه و عراق بيش از پيش ظهور و بروز يافته است. از سوي ديگر، مقامات رژيم صهيونيستي طي روزهاي اخير بارها از نگراني خود مبني بر حضور نيروهاي مقاومت و استمرار اين حضور در مرزهاي جولان خبر داده‌اند. اين نگراني ها نشان مي دهد که واشنگتن و تل آويو تا چه اندازه اي از نفوذ جريان مقاومت در منطقه و خصوصا کشور سوريه نگران هستند. آنچه مسلم است اينکه آثار پيروزي جبهه مقاومت در منطقه، تنها مربوط به ابعاد نظامي و معادلات ميدان نبرد نيست، بلکه اين پيروزي بزرگ منجر به تضعيف جريان سازش و تقويت جريان مقاومت در نزد افکار عمومي منطقه شده است.
نکته بعدي در اين خصوص، تقابل تفکر مبتني بر مقاومت، با تفکر سازش و تسليم است. واشنگتن طي سال‌هاي اخير سرمايه گذاري بسيار سنگيني را براي ترويج تفکر سازش ( در مقابل تفکر مقاومت) در منطقه صورت داده است. آنچه مسلم است اينکه ايالات متحده آمريکا، فارغ از اينکه چه کسي در کاخ سفيد حضور داشته باشد، نسبت به ظهور تفکر مقاومت و تضعيف تفکر سازش و تسليم در منطقه به شدت وحشتزده است. پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري سال 2016 ايالات متحده آمريکا و پيروزي دونالد ترامپ، مخالفت عميق کاخ سفيد با فعاليت نيروهاي مردمي در عراق و ديگر کشورهاي منطقه ادامه يافت. کار به جايي رسيد که در 8 آگوست ( 17 مرداد ماه) امسال، نيروهاي ائتلاف بين المللي تحت هدايت آمريکا، به نيروهاي حشدالشعبي در عراق حمله کرده و دهها تن از آنها را به شهادت رساندند. هر چند پنتاگون و کاخ سفيد با سکوت در برابر اين فاجعه و سانسور آن در نشريات خود سعي کردند مانع از آشکارسازي سياست واقعي خود در منطقه غرب آسيا ( در حمايت از داعش و ديگر گروههاي تکفيري ) شوند اما بر همگان مسجل گرديد که مخالفت با موجوديت و فعاليت نيروهاي مردمي در منطقه غرب آسيا و جهان اسلام،مخرج مشترک استراتژيک دو حزب دموکرات و جمهوري‌خواه در آمريکا محسوب مي‌شود. هم اکنون ايالات متحده از يک سو با پديده‌اي به نام نابودي داعش و از سوي ديگر، با پديده‌اي همزمان به نام " ظهور نيروهاي بسيج مردمي " در منطقه مواجه است. سوال اصلي اينجاست که چرا واشنگتن و عمال آن با صدور تفکر بسيجي و حلول و تبلور آن در قالب " نيروهاي مردمي سوريه"،" حشد الشعبي در عراق"،
" تيپ فاطميون"،"تيپ زينبيون" ،" نيروهاي مردمي يمن" و ...مخالف بوده و از تمامي ابزارها و امکانات خود براي مواجهه با اين پديده استفاده مي کند؟
در نهايت اينکه حمايت مشترک ايالات متحده آمريکا و عربستان سعودي از تفکر وهابي همچنان ادامه خواهد داشت. اين در حالي‌است که پويايي تفکر مقاومت، در نهايت مانع از تسلط تفکر مسموم وهابي- صهيونيستي در منطقه خواهد شد. 

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9096/1/3824/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha