آرشیو
انتخاب نشریه


اعتياد زنان و حواشي آن

دکتر اسداله افشار
اعتياد زنان در دنيا مسئله اي پيچيده و چند وجهي است؛ اما مي توان به تعميماتي در باره قانونمندي هاي آن با تأکيد بر اعتياد زنان رسيد. نگاه همه جانبه به اعتياد زنان در کنار ساير مسائل انساني - اجتماعي براي شناخت و ارزيابي کارآمد آن لازم و واجب است. نکته قابل توجهي که بايد به آن اشاره داشت اين است که الگوهاي معتاد شدن و مصرف مواد مخدر و ترک اعتياد براي زنان و مردان فرق مي کند و اين عامل بر طبقه و قوميت و اشتغال و تحصيلات زنان و مردان بار مي شود. به طور مثال مردان براي تفريح، فرار از واقعيت هاي پذيرش مسئوليت هايي که در زندگي بردوش داشته و يا شکست هايي که در طول زندگي برايشان حادث شده  و خارج از طاقت ، حد و توان روحي شان بوده است و همچنين براي کسب لذت بيشتر به اعتياد روي مي آورند تا زناني که عمدتا از روي  غم و غصه و نرسيدن به آرزوهايشان به اين کار مبادرت مي ورزند. 
اعتياد زماني که متوجه زنان مي شود، بر مصائب ايشان
مي افزايد و وابستگي خانوادگي و اقتصادي آنان را به مردان بيشتر مي نمايد.اعتياد زنان گستره وسيعي از استعمال سيگار و الکل تا مواد مخدر و روانگردان ها را شامل مي شود و غالبا با قمار و تن فروشي و انحرافات ديگري همراه است. همه اين انحرافات از ارزش و وزن برابر برخوردار نيستند  و به يکسان شامل حال زناني از طبقات، فرهنگ ها، قوميت ها و مليت هاي مختلف نمي شوند و برچسب انحرافي مساوي نمي خورند و توزيع زنان معتاد نيز در گستره تاريخ و جغرافياي جوامع، ثابت و يکدست نمي نمايد. به اين نکته مهم  که در همين زمينه مي باشد و حقيقتي را بيان مي کند خوب است  توجهي داشته باشيم وآن، اين موضوع است که؛ در قرن 19ميلادي اکثريت معتادان به مورفين و ترياک در آمريکا، زناني از طبقات اقتصادي - اجتماعي و مناطق شهري و روستايي بودند. يا در سال 2001 ميلادي بنابر برآورد «مرکز ملي اعتياد و سوء مصرف مواد مخدر»، چهار ميليون و پانصد هزار زن در آمريکا معتاد به الکل، سه ميليون و پانصدهزار نفر گرفتار سوء استفاده مواد مخدر و سه ميليون و يکصد هزار نفر نيز مصرف کننده منظم مواد مخدر بوده اند.
* چرايي گرايش زنان به اعتياد 
زنان يا در همراهي با پدر و همسر و گاه رئيس و کارفرما و يا حادث شدن طلاق از همسر معتاد و گاهي حتي غير معتاد و همچنين دوستان ناباب به اعتياد گرايش پيدا مي نمايند. 
پر واضح است طرد و حاشيه اي شدن زنان معتاد بيش از مردان مخاطره آميز مي باشد؛ زيرا اين زنان به ويژه به واسطه شرم آميز بودن کارتن خوابي و خيابانگردي، يا جذب محلات بدنام شده و يا در جستجوي سرپناه به تن فروشي و معاونت در اين طريق مي پردازند. 
* هزينه گران اعتياد زنان 
هزينه اعتياد زنان به واسطه نقش آنان در بازتوليد نسل و فرزندپروري حتي بيش از مردان است و جامعه را متحمل سرمايه گذاري هاي کلان براي نگهداري و تربيت اين فرزندان يا در غير اين صورت تأمين نيرو و تجهيزات و فضا و امکانات جهت کنترل نابهنجاري رفتاري محتمل آنان در آينده خواهد ساخت.    
وجود و دسترسي به مراکز ترک اعتياد نه تنها براي زنان و مردان که بسته به منطقه سکونت و امکانات مالي و تحصيلات و طبقه و حتي داوطلب بودن خود زنان براي اين کار نيز فرق دارد؛ و باورهاي عمومي در نبود چنين امکاني ممکن است اعتياد را مقدر و درمانش را تابع مشيت انگارد و دست روي دست بگذارد و به نگاه منفي نسبت به اين پديده ادامه دهد و آن را صرفا 
مخاطره اي اخلاقي به حساب آورد، يا حل آن با فرار از مسئوليت و توجيه و زمينه سازي ها، بر عهده و بر دوش خانواده ها نهد. 
* مراقبت از زنان در قبال اعتياد 
مراقبت از زنان در قبال اعتياد يا ترک دادن زنان معتاد به اعتباراتي نيازمند است که بدون ارزش اضافي حاصل از عملکردهاي اقتصادي نصيب جامعه يا حتي معتادان و خانواد هايشان 
نمي شود و اين در حالي است که بخشي از همين مازاد نيز صرف توليد وتوزيع موادمخدر مي شود.
* درمان اعتياد زنان 
درمان اعتياد زنان راهي بس طولاني پيش رو دارد و با دستورات اداري صرف که بعضا هم کارشناسي نشده صادر مي شود، نه تنها معجزه اي نخواهد نمود بلکه حتي با  نسخه پيچي هاي مردانه که شامل حال مردان معتاد شده و برگرفته از تجارب آنان مي باشد، اتفاق جديدي را براي درمان اعتياد زنان رقم نخواهد زد. صاحب نظران در اين زمينه معتقدند؛ رفع اعتياد از زنان معتاد نه تنها به اراده آنان که به تحقق برابري جنسيتي در جامعه بستگي دارد؛ و چنانچه اين امر محقق نشود احتمال آن وجود د ارد اين قربانيانِ خاموشِ خشونت هاي خانوادگي و اجتماعي دراين عرصه سکوت اختيار نمايند.
برخي ديگر از کارشناسان علوم اجتماعي براين باورند که؛ در پرتو حل روابط نابرابر قدرت است که هم اعتبارات مالي به مشکل اعتياد زنان اختصاص مي يابد و هم اعتلاي آگاهي عمومي مانع از برخورد منفي جامعه با ايشان چونان عاملي بازدارنده در رفع اعتيادشان مي گردد، و البته جامعه شناسان به درستي مي گويند؛ اصلاح معيشت زنان، الگوهاي سکونت و بهداشت و آموزش و حمل و نقل، روندهاي فرزندآوري و فرزندپروري، ميزان اعتماد به نفس و تجربه بي عدالتي و تبعيض در جامعه مي تواند به انجام اين امر حساس ياري رساند. 
جان کلام اينکه: 
1- اعتياد زنان، مستعد قرين شدن با جرائم ديگر است.
2- بهره مندي همه زنان معتاد از امکانات موجود در ترک اعتياد اعم از کمپ ها، مراکز درماني، کلينيک ها و...
3- افزايش امکانات دولتي ترک اعتياد براي زنان مستمند و ضعيف. 
4- سپردن امور ترک اعتياد زنان به زنان و خارج کردن مديريت اين امر از دست مردان.
5- تشريک مساعي جامعه زنان، مردان و همه ارگان هاي مسئول ذي ربط، سازمان هاي دولتي و مردم نهاد و کليه نهادهاي اجتماعي ديگر جهت حل معضل عاجل اعتياد زنان.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9307/6/38030/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha