آرشیو
انتخاب نشریه


راهبرد آفندي در جنگ رسانه‌اي

محمد مهدي اسلامي
نگاهي به آمارهاي دو سوي دومين حمله آمريکا به عراق در سال 2003 درس‌هاي بزرگي در دل دارد. برتري چشمگير نيروهاي عراقي بر نيروهاي ائتلاف (450000 نفر عراقي در مقابل 300000 نفر نيروهاي ائتلاف)، خستگي نيروهاي آمريکايي از جنگ پايان نيافته افغانستان، وجود موانع طبيعي جدي براي پيشروي زميني دشمن همچون امکان انهدام پل‌هاي رودهاي بزرگ دجله و فرات و ... شرايطي را به وجود آورده بود، که بسياري از تحليلگران نظامي امکان پيروزي کوتاه مدت آمريکا را محال مي‌دانستند.
در اين جنگ آمريکا از لشكري قوي‌تر از نيروي نظامي خود بهره مي‌گرفت، لشكري که عمليات رواني را طراحي و ابلاغ مي‌کرد و آن تحليلگران از تأثيرش غافل بودند. قرار دادن خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در كنار سربازان يکي از اصلي‌ترين اين اقدامات بود که امکان پخش زنده داشتند. اين اقدام موجب برجسته کردن دستاوردهاي نظامي برخلاف رويه گذشته که اخبار جنگ را تا مقطعي محرمانه تلقي مي‌کرد،  شد. تصويرسازي از سربازان عراقي اسير گرفته شده به عنوان انسان هايي گرسنه که مورد حمايت آمريکا و متحدانش قرار گرفته است، ايجاد شوک با نامگذاري بمب مورد استفاده با عنوان «مادر همه بمب‌ها»، ادعاي جدا بودن مردم از دولت و هدف حملات نبودن آنها و تصويرسازي آمريکا به عنوان ناجي عراقي‌ها از شر ديکتاتوري حاکم از جمله دستاوردهاي اين روش بود. اما گام اصلي را چند سال جلوتر، فيلم‌هاي هاليوودي، رسانه‌هاي گوناگون کاغذي و اينترنتي و ... برداشته بودند و با تصويرسازي از صدام به عنوان يک اهريمن ( هم او که در دوره شراکت منافع با آمريکا در رسانه‌هاي آمريکايي تکريم مي‌شد) ، افکار عمومي جهان و حتي عراق را تا آنجا همراه اين عمليات کردند تا با کمترين مقاومت، نيروي زميني متجاوزين به سرعت به پيروزي باور ناپذيري دست يابد.
جالب آنجاست که مديريت افکار عمومي به نحوي پيش رفت که پس از پايان جنگ، فقدان وجود سلاح‌هاي کشتار جمعي ( که براي تقويت صدام مقابل انقلاب اسلامي خود غرب به او اعطا کرده بود) باور شد و اين ادعا محل مناقشه قرار نگرفت.
تاريخ کاربرد پروپاگاندا در پيشبرد تنازعات ميان کشورها نشان مي‌دهد، آمريکا يکي از کشورهايي است که بيشترين اعتنا را به استفاده از رسانه و تبليغات براي توفيق در مواجهه با دشمنان خود به کار بسته است، رويکردي که اغلب رنگ مکمل نبردي ديگر را داشته، اما بخش عمده‌اي از توجه آمريکا را به خود معطوف ساخته است. اين موارد، شامل مکمل عمليات نظامي است که اگرچه در جنگ جهاني دوم جهشي جدي در روش و تکنيک يافت؛ اما در عمليات سپر صحرا و پس از آن در در عمليات توفان صحرا عليه عراق به کمال رسيد و به نقطه اوج خود رسيد.
اما آمريکا دستاوردهاي ديگري نيز در به کارگيري رسانه و تبليغات در منازعات دارد که يکي از اصلي‌ترين آنها، استفاده از آن در جنگ سرد مقابل شوروي است. شايد نمادين‌ترين بخش آن، بزرگ نمايي صف مقابل مک دونالد افتتاح شده در مسکو باشد که بسياري آن را نقطه آغاز فروپاشي شوروي تلقي کرده اند.
آمريکا ديرهنگامي است از اين سلاح، عليه انقلاب اسلامي نيز استفاده مي‌کند؛ رويکردي که به دليل ضعف تحليل از واقعيات ايران، وجود ايمان و انسجام ميان امت و امامت تا کنون نافذ نبوده است. اما اين به معناي بي تاثير بودن هميشگي آن نيست. شايد از همين رو بود که امام خامنه‌اي در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان، با بررسي ابعاد جنگ نرم فعلي عليه کشورمان، ضمن توجه دادن به وجود يک اتاق جنگ براي هدايت نبرد همه جانبه اقتصادي  نسبت به غفلت از جنگ مکمل آن که نبرد مهم رسانه‌اي و تبليغاتي است، هشدار دادند.
لازارسفلد و مرتون، از چهره‌هاي مشهور علوم ارتباطات معتقدند 3 شرط موجب اثرگذاري رسانه خواهد شد: انحصاري کردن ( که اگرچه در دوره امروز غير ممکن است، اما با بي اعتماد کردن جامعه هدف به ديگر رسانه‌ها و تکثير رسانه‌هاي همسو دنبال مي‌شود)، جهت دهي به ارزشها ( که با برنامه‌هاي ظاهرا غير سياسي و با رويکردهايي از قبيل سبک زندگي ارائه مي‌گردد) و بالاخره ارتباط چهره به چهره تکميلي (که با گسترش شبکه‌هاي اجتماعي راحت‌تر شده و با حضور عناصر دلباخته به غرب و تبليغ ضرورت تسليم شدن در برابر کدخدا در حال اجرا است). 
تحريف واقعيت، برجسته سازي بخشي از واقعيات، شايعات دروغ و ... از جمله تکنيک‌هاي به کار رفته براي ايجاد اضطراب، يأس، نااميدي و احساس بن بست و بدبين کردن مردم نسبت به يکديگر و نسبت به دستگاههاي مسئول و همچنين بيشتر و بزرگ‌تر نشان دادن مشکلات اقتصادي در ذهن جامعه در اين رويکرد رسانه‌اي است.
به نظر مي‌رسد بخشي از برنامه دشمن، سوار شدن بر موج حاصل از انتقادات انقلابي و مصلحانه دلسوزان است. با اين وصف، آيا بايد دست از نقد اشتباهات کشيد و سيئات مسئولين را از بيم مصادره دشمن، حسنه معرفي کرد؟
طبعا اين رويکرد، نه تنها با باور افکار عمومي مواجه نخواهد شد، که موجب تشديد خطاهاي موجود شده و کشور را به سوي خطر بزرگتري رهنمون خواهد ساخت. شايد راه بهتر، خنثي سازي روش دشمن باشد. بررسي نقاط ضعف و اصلاح آن توسط رسانه‌ها براي اعتماد زايي و ممانعت از شکل گيري انحصار رسانه‌اي براي دشمن، اسير مارپيچ سکوت نشدن و صيانت از ارزش‌هاي خود با روش‌هاي صحيح و نيز فعال شدن انقلابي‌يون در آگاه سازي خط دشمن و خسته نشدن از رويکرد اقناعي در حضورهاي چهره به چهره حقيقي و مجازي شايد از جمله اقدامات خنثي کننده باشد. اما قطعا بهترين دفاع، حمله به ريشه‌هاي پديد آورنده مشکلات براي کشور و پرهيز از رفتار انفعالي است. نقطه قوت ديگري که ما از آن 
بهره منديم، وجود شناخت کامل ما به تکنيک‌هاي جنگ رسانه‌اي آمريکا با توجه به وجود منابع گسترده در اين خصوص و باقي ماندن ناشناخته‌هاي بسيار از فرهنگ و مناسبات مردم ايران اسلامي براي دشمن است که بازخواني و تمرکز بر آنها مي‌تواند ما را در آفند و پدافند، به برتري قابل ملاحظه‌اي مجهز کند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9306/1/38000/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha