آرشیو
انتخاب نشریه


اسلام، ارزش هاي غلط را درهم مي شکند

اشاره:
خداوند متعال در قرآن کريم، در آيات 33 تا 35 سوره زخرف با بياني بسيار تکان دهنده کم ارزشي متاع دنيوي را بيان مي‌کند. در حقيقت اين آيات بيانگر نظام ارزشي اسلام است. به نقل از جام نيوز، اين آيات و توضيح و تفسير آن را از تفسير نمونه (جلد 21 - صص56 - 62) مي خوانيم؛
 وَ لَوْ لا أَن يَکُونَ النَّاس أُمَّةً وَحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتهِمْ سقُفاً مِّن فِضةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيهَا يَظهَرُونَ(۳۳) وَ لِبُيُوتهِمْ أَبْوَباً وَ سرُراً عَلَيهَا يَتَّکِئُونَ(۳۴) وَ زُخْرُفاً وَ إِن کلُّ ذَلِک لَمَّا مَتَعُ الحَْيَوةِ الدُّنْيَا وَ الاَخِرَةُ عِندَ رَبِّک لِلْمُتَّقِينَ(۳۵/زخرف)
«اگر تمکن کفار از مواهب مادي سبب نمي شد که همه مردم امت واحد [همگي گمراه] شوند، ما براي کساني که کافر مي شدند خانه هايي قرار مي داديم با سقف هايي از نقره و نردبان هايي که از آن بالا روند! و براي خانه هاي آنها درها و تخت هايي (زيبا و نقره ‌اي) قرار مي داديم که بر آن تکيه کنند و انواع وسائل تجملي. ولي تمام اينها متاع زندگي دنياست و آخرت نزد پروردگارت متعلق به پرهيزگاران است.»
در آيه اول منظور از اينکه مي فرمايد نردبان هايي که از آن بالا روند، اصل وجود پله هاي فراوان دليل بر عظمت بنا و داشتن طبقات متعدد است. «سقُف » جمع سقف است. سپس مي افزايد «علاوه بر اين، براي خانه هاي آنان درها و تخت هايي قرار مي داديم که بر آن تکيه کنند» (و لبيوتهم ابوابا و سررا عليها يتکؤن ). ممکن است اين جمله اشاره به درها و تخت هاي نقره باشد که چون در آيه قبل در مورد سقف ها آمده در اينجا از تکرار آن خودداري شده، و نيز ممکن است وجود درها و تخت هاي متعدد (با توجه به اينکه ابواباً و سرراً نکره است و در اينجا براي اهميت آمده) خود دليل بر عظمت آن قصرها باشد، زيرا هرگز براي يک خانه محقر درهاي متعدد نمي گذارند، اين مخصوص قصرها و خانه هاي مجلل است، و همچنين وجود تخت هاي بسيار.
باز به اين هم اکتفا نکرده، مي افزايد: علاوه بر همه اينها «انواع وسايل تجملي و زينت آلات براي آنها قرار مي داديم» (و زخرفاً). تا زندگي مادي و پر زرق و برق شان از هر نظر تکميل گردد، قصرهايي مجلل و چند اشکوبه با سقف هايي 
از نقره و درها و تختهاي متعدد، و انواع وسايل زينتي و هر گونه نقش و نگار، آنچنان که مطلوب و مقصود و معبود دنياپرستان است.
سپس مي افزايد: «اما همه اينها متاع زندگي دنياي مادي است و آخرت نزد پروردگارت متعلق به پرهيزگاران است» (و ان کل ذلک لما متاع الحيوة الدنيا و الاخرة عند ربک للمتقين).
«زخرف» در اصل به معني هر گونه زينت و تجمل توأم با نقش و نگار است، و از آنجا که يکي از مهم ترين وسايل زينت، طلاست، به آن هم زخرف گفته شده است، و اينکه به سخنان بيهوده «مزخرف» مي گويند به خاطر زرق و برقي است که به آن مي دهند.
کوتاه سخن اينکه اين سرمايه هاي مادي و اين وسايل تجملاتي دنيا به قدري در پيشگاه پروردگار، بي ارزش است که مي بايست تنها نصيب افراد بي ارزش 
همچون کفار و منکران حق باشد، و اگر مردم کم ظرفيت و دنياطلب به سوي بي ايماني و کفر متمايل نمي شدند، خداوند اين سرمايه ها را تنها نصيب اين گروه منفور و مطرود مي کرد، تا همگان بدانند مقياس ارزش و شخصيت انسان اين امور نيست.
نکته ها:
اسلام، ارزش هاي غلط را درهم مي شکند. به راستي تعبيري رساتر از آنچه در آيات فوق آمده براي درهم شکستن ارزش هاي دروغين پيدا نمي شود، براي دگرگون ساختن جامعه اي که محور سنجش شخصيت افراد در ثروت و داشته هاي مادي است، تا آنجا که تعجب مي کنند چرا محمد (ص) يتيم و از نظر مادي فقير به نبوت برگزيده شده، اساسي ترين کار اين است که اين چارچوب هاي غلط ارزشي درهم شکسته شود و بر ويرانه آن ارزش هاي اصيل انساني، تقوا و پرهيزگاري، علم و دانش، ايثار و فداکاري، شهامت و گذشت بنا شود، در غير اين صورت همه اصلاحات، روبنايي و سطحي و ناپايدار خواهد بود. و اين همان کاري است که اسلام و قرآن و شخص پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلّم به عالي ترين وجهي انجام داد، و به همين دليل جامعه اي که از عقب افتاده ترين و خرافي ترين جوامع بشري بود، در مدتي کوتاه آن چنان رشد و نمو کرد که در صف اول قرار گرفت.
جالب اينکه در حديثي از پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلّم در تکميل اين برنامه مي خوانيم: «لو وزنت الدنيا عند الله جناح بعوضة ما سقي الکافر منها شربة ماء» (اگر دنيا به اندازه بال مگسي نزد خدا وزن داشت، خداوند به کافر حتي يک شربت آب نمي نوشانيد).
امير مؤ منان علي عليه السلام  نيز در خطبه قاصعه، سخن را در اين زمينه به اوج رسانده، مي فرمايد: «موسي بن عمران با برادرش وارد بر فرعون شدند در حالي که لباس هاي پشمين در دست داشتند و در دست هر کدام عصاي چوپاني بود، با او شرط کردند که اگر تسليم فرمان خدا شود حکومت و ملکش باقي مي ماند و عزت و قدرتش دوام خواهد يافت، اما او گفت: آيا از اين دو تعجب نمي کنيد که با من شرط مي کنند که بقاي ملک و دوام عزتم بستگي به خواسته آنها دارد، در حالي که فقير و بيچارگي از سر و وضعشان مي بارد! (اگر راست مي گويند) پس چرا دستبندهايي از طلا به آنها داده نشده است؟  اين سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا و جمع آوري آن و تحقير پشمينه پوشي گفت. اگر خدا مي خواست به هنگام بعثت پيامبرانش درهاي گنج ها و معادن طلا و باغ هاي سبز و خرم را به روي آنان بگشايد، مي گشود، و اگر اراده مي کرد پرندگان آسمان و حيوانات وحشي زمين را همراه آنان گسيل مي داشت، ولي اگر اين کار را مي کرد آزمايش مردم از ميان مي رفت و پاداش و جزا بي اثر مي شد.»
و در قسمت ديگري از همين خطبه مي فرمايد: «مگر نمي بينيد خداوند، انسان ها را، از زمان آدم تا آخر جهان، با سنگ هايي که نه زياني مي رساند و نه سودي، نه مي بيند و نه مي شنود، آزمايش نموده، اين سنگ ها را خانه مقدس خود (کعبه) قرار داده و آن را موجب پايداري و قوام مردم ساخته است، آن را در پر سنگلاخ ترين مکان ها و بي گياه ترين نقاط روي زمين در تنگناي دره هايي مستقر ساخته، در ميان کوه هاي خشن، شن هاي متراکم، چشمه هاي کم آب، آبادي هاي جدا و پر فاصله که هيچ مرکبي به راحتي در آن زندگي نمي کند، و سپس آدم و فرزندانش را فرمان داد که به آن سو توجه کنند و آن را مرکز تجمع خود سازند...» اگر خدا مي خواست خانه مقدسش و محل انجام مناسک حج را در ميان باغ ها و نهرها و زمين هاي 
هموار و پر درخت و آباد که داراي خانه ها و کاخ هاي بسيار و آبادي هاي به هم پيوسته، در ميان گندمزارها و باغ هاي پر گل و گياه، در ميان بستان هاي 
زيبا و سرسبز و پر آب، در وسط باغستاني بهجت زا با جاده هاي راحت و آباد، قرار دهد، توانايي داشت، ولي در اين حالت آزمايش و امتحان ساده تر بود و پاداش و جزا نيز کمتر (و مردم به ارزش هاي فريبنده ظاهري مشغول مي شدند و از ارزش هاي واقعي الهي غافل مي گشتند).
به هر حال اساس انقلاب اسلامي، انقلاب ارزش هاست، و اگر مسلمانان جهان امروز در شرايطي سخت و ناگوار تحت فشار دشمنان بي رحم و خونخوار قرار گرفته اند به خاطر همين است که آن ارزش هاي اصيل را رها ساخته، بار ديگر ارزش هاي جاهلي در ميان آنان رونق گرفته است، مقياس شخصيت، مال و مقام دنيا شده و علم و تقوا و فضيلت را به فراموشي سپرده اند، در زرق و برق مادي فرو رفته و از اسلام، بيگانه شده اند، و تا چنين است بايد کفاره اين خطاي بزرگ را بپردازند. 
از آيات روشن مي ‌شود که نه بهره مند بودن گروهي از کفار و ظالمان از اين مواهب مادي دليل بر شخصيت آنهاست، و نه محروم بودن مؤمنان از آن، و نه استفاده از اين امور در حد معقول، به صورت يک ابزار، ضرري به ايمان و تقواي انسان مي زند، و اين است تفکر صحيح اسلامي و قرآني. 

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9306/6/37936/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha