آرشیو
انتخاب نشریه


شهين تسليمي در گفتگو با رسالت:
محبوبيت با انسانيت به دست مي آيد

ناهيد جعفرپور کامي
اشاره:
خانم شهين تسليمي از جمله بازيگران پرکار و محبوب سريال هاي تلويزيوني محسوب مي شود که در بيشتر آثاري که بازي کرده توانسته توانايي هايش را در ارائه مطلوب نقش به نمايش بگذارد. سريال هاي بسياري با هنرنمايي او از تلويزيون پخش شده است. «پشت بام تهران، پنچري، چهارچرخ، خانه اجاره اي، پل خواب، باغ مظفر، دلنوازان، دردسرهاي عظيم و...» از جمله آثار ماندگار کارنامه بازيگري شهين تسليمي محسوب مي شوند. خانم تسليمي با خيلي از کارگردانان سينما و تلويزيون مثل بهروز افخمي، برزو نيک نژاد، مهران مديري، سعيد سهيلي زاده، سعيد آقاخاني و... همکاري داشته است. گفتگوي ما با اين هنرمند باسابقه کشورمان را در ادامه بخوانيد؛
* با وجود سال ها کار در سينما و تلويزيون، در اين چند سال اخير حضور پررنگ تري در تلويزيون داريد. براي ما بگوييد که چه طور مسير فعاليت تان در تلويزيون هموار و مستمر شده است؟
- از زماني که خودم را شناختم فعاليتبازيگري را دنبال کرده ام، 
البته پيشنهادهايي براي حضور در فيلم ها و سريال هاي مختلف هم وجود داشته اما راستش برخي کارها را از لحاظ مضموني و رويکرد دوست نداشتم و بازي نکردم. آن زمان ترجيحم اين بود که منتظر بمانم تا کارهاي با کيفيتي به سراغم بيايد. البته از همان موقع فرصت هايي براي بازي در فيلم هاي کوتاه برخي دوستان پيش آمد که بازي کردم و قابل دفاع است. براي شخص من هميشه اين وسواس وجود دارد و سعي مي کنم کم و بيش در انتخاب نقش ها طوري عمل کنم که بازي ام قابل قبول باشد. با اين حال به نظر مي رسد اخيرا توسط تماشاگر عام بيشتر ديده 
مي شوم. دليل آن هم اين است که برخي فيلم هايي که در آنها بازي کرده ام از گنجه درآمده است. 
* بسياري از بازيگران خوب تلويزيون و سينما تحصيلات و تجربه تئاتري دارند اما انگار از جايي به بعد گسست و تفکيکي در هنرهاي نمايشي ايران صورت گرفته، تا جايي که در اين چند سال اخير عنوان بازيگر تئاتري محسوس تر شد. جرا ين خط کشي اتفاق افتاد و حضور بازيگراني با پشتوانه تئاتري در سينما با اما و اگر و گاه اکراه همراه است؟
- اگر انتقادي باشد از اين طرف است و فکر مي کنم در اين چند سال اخير در تئاتر شاهد حضور بازيگراني هستيم که از سينما تشريف آورده اند. معتقدم مختصات بازي روي صحنه واقعاً متفاوت است و نياز به توانايي هايي دارد که در برخي دوستان سينمايي ديده نمي شود. براي حضور در صحنه به بازيگراني تربيت شده نياز داريم اما در سينما بسيار ديده ايم که برخي بازيگران از کوچه انتخاب شده اند و از قضا کارشان بد در نيامده است. 
* شما در سريال پنچري ايفاي نقش کرديد. آيا اين حضور به خاطر وجود آقاي نيک نژاد بود يا دليل ديگري داشت؟
- آقاي نيک نژاد نشان داد کارش را خوب بلد است و 
مي شود به او اعتماد کرد. موقعي که پيشنهاد بازي در سريال پنچري به من داده شد قبولش کردم. پنچري داستان جذابي داشت و هرچه به قسمت هاي پاياني نزديک تر 
مي شد شيرين تر مي شد. معتقدم فيلمنامه اهميت زيادي در سريال دارد و اولين سنگ بناي آن است. اما گاهي نسبت به اين مسئله بي توجه هستيم و باعث مي شود مخاطبان خود را از دست بدهيم. به نظرم نوشتن يک فيلمنامه خوب نياز به ذوق هنري و خلاقيت دارد و صرفا با پول نمي شود يک اثر خوب ساخت. دوست دارم با اين کارگردان بيشتر کار کنم. 
* شما، هم تجربه بازي در مديوم سينما را داريد و هم تلويزيون را. ارزيابي تان از مخاطبان اين دو مديوم چيست؟ آيا تفاوتي قائل هستيد؟
- من هر دو مديوم را بازي کرده ام و هر دوي آنها برايم جذابيت دارد و دوستشان دارم. مخاطب تلويزيون بيشتر از سينماست و ما با سلايق مختلف روبه رو هستيم. در مجموع من به مخاطب احترام مي گذارم و فرقي نمي گذارم.
* با توجه به سلايق مختلف مخاطبان فکر مي کنيد 
چه قدر در تلويزيون در جذب مخاطب موفق بوده ايد؟
- کارهايي که در تلويزيون انجام داده ام موفق بوده و نتيجه اش را هم ديده ام. هرگز براي کارهايي که در تلويزيون انجام داده ام خودم را سرزنش نمي کنم. چون همه کارهايم را دوست دارم.
* چرا هيچ وقت تيپ بازي نمي کنيد؟
- من هرگز تيپ بازي نکرده ام و فکر مي کنم هيچ وقت هم بازي نکنم. چون دوست دارم مردم زماني که مرا مي بينند، باور کنند و هماني باشم که مرا در خيابان مي بينند. دلم مي خواهد نقشي را بازي کنم که جدا از زندگي واقعي ام باشد.
* براي بازي در سريال «خانه اجاره اي» چگونه دعوت به کار شديد؟
- در مجموعه «وضعيت سفيد» بازي مي کردم، تهيه کننده مجموعه «خانه اجاره اي» در مراسمي مرا ديد و براي بازي در اين مجموعه از من دعوت کرد. علاوه بر آن با رامين ناصرنصير در مجموعه «زن بابا» بازي کرده بوديم و نسبت به من شناخت داشت، بنابر اين به بازي در اين سريال دعوت شدم.
* با توجه به موفقيت بازي‌ هاي کمدي شما در تلويزيون و تئاتر، آيا اين گونه نقش‌ها به شخصيت خودتان هم نزديک ‌تر است؟
- نه، فکر نمي‌کنم. در واقع من فکر مي‌کنم نقش‌هاي احساسي و هيجاني به من نزديک‌ تر هستند. اما از اينکه مردم به بازي من بخندند، بي شک لذبت مي‌ برم. دوست دارم با بازي ‌ام باعث خنده مخاطبانم شوم؛ البته خنده‌اي که در سطح باقي نماند.
* خيلي ها مي گفتند سريال دردسرهاي عظيم 1، کار متوسطي بود؛ اما کار دوم از همان ابتدا در 
سي دقيقه اول ته قصه مشخص بود؟
- اين سليقه اي است. ولي من خيلي کار کرده ام و اصلاً دردسرهاي عظيم را متوسط نمي بينم و به نظرم خيلي درجه يک و فوق العاده بود. مخصوصاً دردسرهاي عظيم يک. براي ساخت ورژن 2 هر سريالي، قصه خيلي مهم است. براي اينکه رقيب خودش، شماره يک خودش است و 
رقيب هاي ديگر خيلي مهم نيستند. اينها آن قدر خواستند قصه در کار تزريق کنند که از قسمت يک نيفتند، از نظر قصه خيلي محکم بود، ولي خيلي زياد بود.
در شماره يک تماشاچي قهرمانش را دنبال مي کرد، درست است قصه داشت، ولي در هر صورت قهرمان را دنبال مي کرد. در شماره 2 آن قدر قصه زياد شده بود که شما ناخودآگاه قهرمانت را گم مي کردي و مي گفتي ورژن يک سريال بهتر بود. در شماره 2 قصه زياد و محکم بود، ولي مخاطب از قهرمانش دور شده بود.
* اما از همان سي ثانيه اول که فيلم استارت 
مي خورد، مي شد تا ته قصه را خواند؛
- حرف شما درست است، ولي اگر بخواهيم اين طور نگاه کنيم، هيچ فيلمي را نبايد ببينيم. اما مي بينيم و مي دانيم ته فيلم قهرمان کيست.
* اگر دردسرهاي عظيم 3 را بخواهند بسازند، هستيد؟
- الان نمي توانم هيچ نظري بدهم. من خودم خيلي منتقد هستم. سر هر سکانس براي اينکه از بُعد منفي نگاه 
مي کنم، خيلي غر مي زنم. ولي به نظرم دردسرهاي عظيم واقعاً درجه يک بود.
* آيا تا به حال پيش آمده بازيگر نقش مقابل شما 
بد بازي کرده و بازي شما را هم خراب کند؟
- بله، بارها اين مسئله اتفاق افتاده است. به ‌عنوان مثال سر صحنه آمده ‌ام و بعد متوجه شده ‌ام بازيگر مقابلم دنياي ديگري دارد. در اين مواقع بايد بازيگر اين آمادگي را داشته باشد که بازي‌اش را تغيير دهد و جور ديگري بازي کند تا جنس کار يکدست شود. اصولاً هيچ وقت از قبل فکر نمي‌کنم فردا چگونه مقابل دوربين بازي کنم. حتي نيم ساعت قبل از ايفاي نقش هم به اين ماجرا فکر نمي‌کنم.
* يعني از قبل، نوع بازي‌تان را طراحي نمي‌کنيد؟
- نه اينکه برايم مهم نباشد، بلکه درست نيست من نسبت به فضايي که مي‌خواهم قرار بگيرم و جلوي بازيگر ديگري بازي کنم از قبل فکر کنم، چون ناخودآگاه نسبت به محيط، تفکر کارگردان، بازيگر نقش مکمل و... شرطي خواهم شد، چون ممکن است در موقعيتي قرار بگيرم که تفکر کارگردان، موقعيت يا بازيگر نقش مقابل با چيزي که در ذهنم چيد‌مان کرده‌ام، تفاوت داشته باشد. وقتي از قبل به اين موارد فکر کنيد و بعد در صحنه با چيز ديگري روبه‌رو شويد، ناخودآگاه صداقت‌تان را در بازي از دست خواهيد داد. تماشاگر وقتي بازيگري را دوست خواهد داشت که در بازي، رفتار و ديالوگ او صداقت ببيند. اگر تماشاگر فکر کند که بازيگر به او دروغ مي‌گويد و صداقت ندارد، نه‌ تنها او را به ‌عنوان بازيگر باور نمي ‌کند، بلکه او را کنار مي‌ گذارد.
* برخي مواقع پيش مي‌آيد به دليل وسواس کارگردان يا حرفه‌اي نبودن بازيگران ديگر، صحنه ‌اي چند بار تکرار شود. اگر اين اتفاق بيفتد، آيا براي چندمين بار مي‌توانيد همان نشاط برداشت اول را داشته باشيد؟
- اين وظيفه من به‌عنوان بازيگر است که اگر 40 تا برداشت هم شود، کارم را به بهترين شکل انجام بدهم. فرقي نمي‌کند پلان يا سکانس چند بار تکرار شود. بايد نتيجه درست باشد.
* ولي طبيعي است انرژي‌ اي که در برداشت اول داريد در برداشت دهم نخواهيد داشت؛
- بازيگر بايد در برداشت دهم هم مثل برداشت اول باشد. وظيفه بازيگر است که بعد از چهار تا برداشت اگر متوجه شد ديگر نشاط و شادابي برداشت اول را ندارد، بازي‌اش را تغيير بدهد و با يک حرکت ديگر يا کلمه جديد، سکانس را شاداب کند.
* پس خودتان از ديدن بازي ‌تان ذوق مي‌کنيد؟
- بله، خيلي زياد ذوق مي‌کنم.
* هنگام ديدن سريال متوجه کاستي‌هاي بازي‌تان هم مي‌شويد يا اين‌قدر ذوق‌زده هستيد که ديگر متوجه اين مسئله نمي‌شويد؟
- به نظر من بازيگر سريال يا فيلم بايد اصولاً مثل تماشاگر، سريال را ببيند. بايد جايي فيلم را رها کنيد و جايي دنبال کنيد. وقتي صادق باشيد متوجه همه اين مسائل مي‌شويد.
* آيا هنگام بازي، به حرکت دوربين هم توجه داريد و اينکه با اين قاب ‌بندي، ميميک صورتتان چه طور باشد؟
- بله، صد درصد به همه اين موارد فکر مي‌کنم. من هنگام بازي حتي به صورت صدابردار و دستيار او هم توجه مي‌کنم. اهميت دارد چه طور نور به صورت‌ مان مي‌خورد يا اينکه قاب دوربين چگونه است. بازيگر بايد حواسش به همه چيز باشد. بازيگري هم مثل پيانو زدن مي‌ماند. شايد روزهاي اول نتوانيد نت‌ها را اجرا کنيد، اما بعد با تمرين ياد مي‌گيريد.
* الآن خوشحال هستيد به اين جايگاه رسيده ايد يا فکر مي‌کنيد آن‌ طور که بايد و شايد هنرتان را نشان نداده‌ ايد؟
- در هر کاري فرقي نمي‌کند بازي باشد يا هر چيز ديگر، خود مسير را خيلي دوست دارم. تلاش انسان براي رسيدن به هر چيزي دوست‌ داشتني است. دويدن به سمت نور، زيباست. البته وقتي به خود نور برسيد ديگر چيزي ندارد، اما اين مسير است که به شما انگيزه مي‌دهد.
* پس سختي مسير را دوست داريد؟
- بله، خود مسير، قشنگ است. هيچ وقت از مسير، بيرون، جلو يا عقب نيفتاده ام. اصولاً انسانيت برايم خيلي مهم ‌تر از هر چيزي در اين دنياست. به همين دليل اگر در حرفه بازيگري متوجه شوم جايي انسانيت دچار تزلزل مي‌ شود، خيلي راحت مي ‌توانم فردا صبح که از خواب بيدار مي‌شوم، بازيگري را با همه علاقه‌اي که به آن دارم، کنار بگذارم.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9095/1/3630/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha