آرشیو
انتخاب نشریه


گفت و گو با شهرزاد کمال زاده بازيگر سينما و تلويزيون
فضاي سينما هر روز مسموم تر مي شود

ناهيد جعفرپور کامي
اشاره:
شهرزاد کمال زاده بازيگر زن سينما و تلويزيون متولد 7 فروردين ماه سال 1364 در تهران مي باشد و هم اکنون 33 سال سن دارد. او در سن 17 سالگي وارد دانشگاه شد و فارغ التحصيل رشته کامپيوتر است. بازيگري را از سال 81 با حضور در سريالي به کارگرداني کيانوش عياري شروع کرد و سال 83 وارد سينما شد. وي با حضور در سريال "راه طولاني " که در سال 90 پخش شد توانست به خوبي ديده شود و بعد از آن در چندين سريال و فيلم حضور يافت. متن گفت و گو با اين هنرمند توانا تقديم حضورتان مي شود؛
* خانم کمال زاده، شما که براي رسيدن به جايگاه فعلي تان 
در دنياي بازيگري تلاش بسياري کرده ايد و به اين حرفه علاقه منديد چرا مدتي است کمرنگ هستيد و گزيده کار مي کنيد؟
- به واقع براي رسيدن به امروزم تلاش کرده ام و سعي کردم از بزرگان درس بگيرم و کم کاري ام دليل شخصي ندارد. متاسفانه طي چند سال اخير سريال يا فيلمي که خوب، قوي و مورد علاقه من باشد، پيشنهاد و ساخته نشده است. در گذشته کارگردان ها خودشان بازيگرها را اتنتخاب مي کردند ولي الان يک نفر از طرف کارگردان اين کار را مي کند و آن نفرات هم معمولا تيم ثابت خود را براي بازي دارند. به همين دليل و به خاطر همکاري ام با کارگردان هاي خوب، سعي مي کنم 
هر پيشنهادي را قبول نکنم.
* نمي ترسيد که به خاطر گزيده کاري تان با انتخاب وسواس گونه از بازيگري فاصله بگيريد؟
- خير، ترجيح مي دهم در کار خوب و در کنار بازيگران خوب بازي کنم. خوشبختانه الان همه دوستان در شبکه هاي اجتماعي و در کوچه و خيابان به من لطف دارند و مي پرسند که چرا کم کار شده ام؟ پاسخ من هم اين است که مثل قديم، کارهاي خوب ساخته نمي شود و متاسفانه در سال هاي اخير، روابط جاي ضوابط را گرفته است. من هم ترجيح مي دهم آهسته و پيوسته قدم بردارم تا مردم مرا فراموش نکنند و مخاطبينم راضي باشند.
* گفتيد روابط جاي ضوابط را گرفته و فضاي سينما عوض شده است. بيشتر توضيح مي دهيد؟
- متاسفانه اين اواخر، فضاي سينما عوض شده و بازيگراني به اين عرصه قدم گذاشته اند که مي خواهند يک شبه ره صد ساله را بروند، برخي از آنها آموزشي براي بازيگري نديده اند و اطلاعات شان را نيز درباره اين حرفه بالا نبرده اند و تنها به دليل اينکه آنها دستمزد کمتر يا بعضي مواقع حتي دستمزدي نمي گيرند، طبيعتا برخي عوامل سينما ترجيح مي دهند با اين دسته از بازيگران کار کنند. برخي هم که با پول بازيگر مي شوند، و اين گونه فضاي سينما هر روز مسموم تر مي شود و بازيگران حرفه اي و کهنه کار که اساتيد من هستند کنار گذاشته مي شوند.
* به خاطر علاقه اي که همه مردم به بازيگري دارند و دوست دارند خود را جاي ديگران بگذارند، آيا شما هم  در روزهاي اول بازيگري تان چنين حسي داشتيد؟
- بله، مي شود گفت؛ به خاطر علاقه اي که همه آدمها به بازيگري دارند، همه آدمها به نوعي در زندگي روزمره، يک جورهايي بازي مي کنند و هر کس نقش خودش را، اما يک بخش بازيگري استعداد است و پشتکار و تلاش و تحمل سختي ها 
و بخش ديگر آن شانس و قسمت است.
* خانواده بيشتر مشوق شما در بازيگري بودند يا مخالف؟
- اوايل راه که شروع کردم و حتي کمي بعد از آن، مخالفت مي کردند و هيچ گاه مشوق نبودند. در سال هاي اخير با ديدن کارهايم خوشحال مي شدند ولي از اول مخالف بودند و بعدها کمي که آشنا شدند، پذيرفتند.
* فکر مي کنيد لازمه بازيگر شدن تحصيلات است يا استعداد؟
- استعداد. به نظر من تجربه عملي بايد بيشتر باشد تا کار بازده خوبي داشته باشد. تحصيلات يک سري درسهاي تئوري است و متاسفانه در دانشگاههاي ما خيلي روي عملي بودن درسها کار نمي شود. به نظرم دانشجويان رشته هاي بازيگري و کارگرداني خيلي جايي ندارند، مگر اينکه خود رابطي داشته باشند که بتوانند بيايند و به صورت حرفه اي وارد کار شوند. ضابطه خاصي در کار ما وجود ندارد.
* شما که تجربه نقش هاي متفاوت را داشته ايد چگونه با نقش هايتان کنار مي آييد؟
- من با نقش هايم زندگي مي کنم و طوري در قالب آن فرو مي روم که انگار آن اتفاق ها براي خودم رخ داده است. اصولا بازيگران دوست دارند نقش هايشان متفاوت باشد. در همه اين فيلم ها سعي کردم با آن نقش ها زندگي کنم. حتي هنگامي که نقش آدم هاي منفي را بازي مي کردم از خودم متنفر مي شدم.
* شما در سريال "آرام مي گيريم" نقش دختري معتاد را بازي مي کرديد. اين تفاوت شما را دچار نگراني 
نمي کرد؟
- متفاوت بودن نقش رعنا براي خودم بسيار جالب بود. معتقدم حضور در نقش دختري معتاد بسيار دشوار است و اينکه بخواهي بعد از مدت‌ها در جامعه با چهره معتاد ديده شوي. از طرفي گريم بازيگر در اين دست نقش‌ها بسيار متفاوت است، شايد زشت ‌تر بشوي و نقشي که بازي مي‌کني در ذهن مخاطبانت بار منفي بر جاي خواهد گذاشت. اصولا در اين سالها دوست داشتم نقش‌هايي بازي کنم که همه افراد در همه جاي دنيا با آن ارتباط برقرار کنند. اعتياد نيز در کشور ما وجود دارد و خيلي از جوان‌هاي ما بر اساس مشکلاتي که به طور ناخواسته در زندگي‌شان به وجود مي‌آيد ممکن است به اين بيماري دچار شوند و اين ناهنجاري بايد از طريق اثري نمايشي به مردم و مخصوصا جوان‌ها شناسانده شود که از سرنوشت آنها مطلع شوند. از آنجايي که تا به حال نقش‌هاي متفاوت زيادي بازي کرده ام و مردم فيزيک چهره‌ام را به خوبي مي‌شناسند، به همين دليل براي بازي در اين نقش زياد نترسيدم. ورزشکار و باهوش بودن رعنا برايم جالب بود. الان هم که مي‌بينم ميان اين تعداد بازيگر خوب و درجه يک، نقش من به خوبي ديده شده، حس بهتري نسبت به گذشته دارم که ايفاي اين نقش را قبول کردم.
* براي اينکه به شخصيت رعنا نزديک شويد،‌ چه کرديد؟
- بازي در نقش رعنا سخت بود، آن هم از اين جهت که او با وجود ابتلا به اعتياد، در گذشته قهرمان دو و ميداني بوده و بسيار هم باهوش بود. به همين دليل بايد شخصيتش را تلفيقي از چندين کاراکتر مختلف طراحي مي‌کرديم که با کمک کارگردان و صحبت با نويسنده و ديدن مابه ازاي بيروني‌شان در جامعه توانستيم کاراکتري را برايش طراحي کنيم. در کنار همه اينها مهم‌ترين عاملي که به نتيجه کارم کمک کرد، لطف خداوند بود، به اين خاطر که هميشه در کارهايم به او توکل مي‌کنم. خيلي اوقات لحظاتي در صحنه به وجود آمده که مطمئنم کار من نبوده و اينها همگي نتيجه توکل به خداوند متعال بوده است. هميشه سعي مي‌کنم حتي اگر نقش‌هايم خيلي منفي و بد باشند با آنها زندگي کنم و براي مدتي هم که شده زندگي را از دريچه نگاه او ببينم.
* تا حالا شده مردم اشاره کنند به بازي خاصي که از شما ديده اند يا شما را به اسم آن کاراکتر بشناسند؟
- بله، خيلي پيش آمده يا مثلا بارها اتفاق افتاده از من بپرسند چرا نقش يک آدم عصباني را بازي کرده اي، به تو اصلا نمي آيد 
نقش هاي اين مدلي بازي کني! برايشان اين شکلي جا افتاده که بازيگر بايد به نقشش بخورد و اصلا به اين موضوع فکر نمي کنند که تو به عنوان يک بازيگر، بايد بازي در نقش هاي 
متفاوت را تجربه کني. متاسفانه اين ديدگاه بين مردم ما رايج است.
* الان که به گذشته نگاه مي کنيد و کارنامه تان را مرور مي کنيد به کدام يک از نقش هايتان تعلق خاطر بيشتري حس مي کنيد؟
- چندين سال است که به حرفه  بازيگري مشغولم و تلاش کرده ام 
نقش هايي را بازي کنم که داراي کنش باشند و شناسنامه داشته باشند. مثل فيلم "ديشب باباتو ديدم آيدا" که واقعا برايم تلقي کننده اين است که با اين فيلم وارد وادي سينما شدم هر چند نقشم در اين فيلم کوتاه بود اما در ذهن خودم به شدت ماندگار و داراي ارزش است.
* سريال "ديوار شيشه اي" را به خوبي بازي کرديد. از نظر خودتان چطور سريالي بود؟
- در اين سريال در يکي از اپيزودها نقش دختري با کاراکتر منفي و به اصطلاح خلافکار را بازي کردم، اما جنس خلاف او با رعناي "آرام مي ‌گيريم" متفاوت و در قالبي ديگر بود. حضورم در اين سريال را خيلي دوست داشتم و مهم‌ترين دليلي که آن را پذيرفتم، جذابيت در نقشي بود که به من محول شد. وقتي فيلمنامه و نقشم را خواندم، تحت تاثيرش قرار گرفتم و فکر مي‌کنم در کارنامه کاري ام نقش متفاوتي باشد.
* يکي از کمبودهاي سال هاي اخير سينماي ايران فقدان ملودرام هاي اميدبخش است. به نظر شما به چه دليل در سال هاي اخير ملودرام هاي جذاب کمتر ساخته مي شود؟
- ببينيد، دغدغه هاي فکري مردم که فيلمسازان جزئي از آنها هستند، تغيير پيدا کرده است. الان نوع زندگي ها تغيير کرده و زندگي انفرادي جايگزين زندگي هاي خانوادگي شده و رشد شبکه هاي اجتماعي، مردم را به انزوا سوق داده است. شما اگر در تاکسي يا اتوبوس سوار شويد از هر ۴ نفر، ۳ نفر سرشان با گوشي هاي همراهشان گرم است. بنابراين نتيجه اين مي شود 
که زندگي هاي مشترک در اغلب فيلم ها به انفرادي بودن سوق پيدا مي کند و يکي از زوجين به همسرش خيانت مي کند 
و… خبري از ساخت ملودرام هاي خانوادگي دهه هاي گذشته نمي شود چون جامعه نيازي به اين ملودرام ها نمي بيند، در صورتي که همچنان بخشي از بدنه جامعه هستند که دور از هياهوي گوشي هاي هوشمند و شبکه هاي اجتماعي زندگي مي کنند. 
* در 33 سالگي به آرزوهايتان در زندگي و بازيگري رسيده‌ ايد؟
- در بازيگري و سينما که قطعا به آن نرسيدم. به نظرم هر هنرمندي اگر بخواهد باقي بماند، بايد از طريق درست دنبال راهي براي ماندگاري باشد. هنرمند بايد کاري کند که احترام او در جامعه حفظ شود. در اين ميان هنرمنداني هستند که هيجان‌زده توسط توده مردم انتخاب مي ‌شوند، اما چون بدون پشتوانه ‌اند و حرفي براي گفتن ندارند، به تدريج حذف مي‌شوند. يک دليل اين حذف اين است که خودشان هم نمي‌توانند دست به نوآوري بزنند. برخي دنبال اين هستند که هر روز به عرف جامعه بي‌اعتنا باشند و جنجالي در سينما به پا کنند و به اصطلاح روي بورس باشند. اين کار شايد در مقطعي جواب بدهد، ولي واقعا در درازمدت نتيجه نمي‌دهد و در نهايت قضاوت مردم در باره اين افراد منفي خواهد بود. ترجيح من اين است که کارم را به تدريج، بي سروصدا و بدون هياهو انجام دهم. نمي‌خواهم براي موفقيت و پيشرفت، موقعيتي را گدايي کنم و بگويم حتما به عنوان يک هنرمند به من احترام بگذاريد. دنبال اين هستم که اين موضوع براي من به مرور زمان و به شکل درستي اتفاق بيفتد. البته خدا را شکر احساس مي‌کنم در همه اين سال‌هايي که بازيگري کرده‌ام، کارنامه‌ام را خراب نکرده‌ام. هميشه سعي کرده‌ام در هر فيلم و هر نقشي آرام و مطمئن قدم بردارم. هيچ‌وقت کاري را براي پول انتخاب نکردم.
* برخي بازيگران معتقدند که با يک فيلمنامه ضعيف هم مي توانند نقش خودشان را به خوبي در بياورند. شما در اين دسته قرار مي گيريد يا نه؟
- زماني اشتباه مي کردم و تصورم اين بود نقش براي من خيلي تاثيرگذار است، اما بعدها فهميدم اگر با يک کارگردان خوب کار کنم، حتي اگر فيلمنامه ضعيف باشد و نقش روي کاغذ جاندار نباشد، مي توان آن را خيلي خوب درآورد. من خيلي شکل ظرف کارگردان مي شوم و به حرف او گوش مي دهم. 
اصولا به تاليف در بازيگري اعتقاد ندارم. البته براي حرف بزرگترها احترام زيادي قائل هستم و احترامشان براي ما واجب است، اما من نظر خودم را مي گويم. با کارگردان خوب، کارم خوب بوده و با کارگردان ضعيف، خوب نبوده ام. البته خيلي از بازيگران قوي هستند و در کار ضعيف، خودشان را مثل مرواريد نشان مي دهند.
* يعني کارگردان ضعيف باشد، بازي شما هم ضعيف خواهد بود؟
- دست خودم نيست، چون شکل خواسته هاي کارگردان مي شوم. 
وقتي کارگردان نقش را ضعيف مي بيند، من هم به شکل خواسته او مي شوم.
* چه قدر فيلم مي بينيد؟ چه قدر کتاب مي خوانيد؟ رابطه شما با سينماي جهان چه طور است؟
- درباره کتاب که من بيشتر مطالعه ام، مطالب کاربردي است. زماني ندارم براي مطالعه و مجبورم مرتبط با رشته درسي ام کتاب بخوانم. کتاب هاي روانشناسي را هم چون علاقه دارم مي خوانم ولي اينکه فلان رمان را مي توانم راحت بنشينم و بخوانم، صادقانه بگويم فرصت نمي کنم اما درباره فيلم اصولا فيلمبازم و فيلم دوست دارم. بي تعارف بگويم يک سري مسائل را نمي فهمم و اصراري هم ندارم بفهمم. 
* به دليل روند توليد طولاني برخي سريال ها متاسفانه در مواردي حفظ راکوردهاي حسي و عاطفي مي تواند بازيگر را با مشکل مواجه کند و يکدستي کار را از بين ببرد. نظر شما در اين باره چيست؟
- من هم با شما کاملا موافقم. متاسفانه پروسه طولاني مدت توليد سريال ها کار را براي همه عوامل به ويژه بازيگران سخت مي کند و مي تواند به نتيجه نهايي کار هم آسيب بزند. معمولا روند باورپذيري نقش به اين شکل است که بعد از چند جلسه بازي، بازيگر در يک نقش جا مي افتد و گويي بازيگر خود کاراکتر مي شود. مهم تر از همه اينکه روند طولاني مدت ساخت يک سريال ذهن بازيگر را هم از کاراکتر دور مي کند. البته اين مشکلات را هم مي توان به شيوه هايي حل کرد. براي مثال بازيگران با ديدن بعضي سکانس ها، از طريق مشورت با کارگردان و شنيدن توضيحات دستيارانش 
مي توانند دوباره به همان فرم اوليه اجرايشان برسند يا دستکم 
نزديک شوند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9300/6/35849/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha