آرشیو
انتخاب نشریه


آيا جنگ يمن به انتها نزديک مي شود ؟
رياض به دنبال خروج از بحران

عزيزالله حاتم زاده
با گذشت بيش از دو سال از حمله عربستان و ائتلاف تحت رهبري اين کشور به يمن که با حمايت تسليحاتي و عملياتي دولت آمريکا همراه بود، حالا به نظر مي رسد با افزايش نگراني ها 
و انتقادها در آمريکا نسبت به اين جنگ و نقش آمريکا در آن عربستان بيش از پيش قادر به ادامه اين جنگ نيست و به‌دنبال فرصتي براي خروج از اين بحران مي باشد.
 در دو سال گذشته، مردم آمريکا به صورت مديريت شده از جنايات ائتلاف تحت رهبري عربستان در يمن بي خبر بوده و نهادهاي قانونگذاري اين کشور نيز حساسيتي نسبت به نقش و حمايت آمريکا از عربستان در اين جنگ نداشته اند. اما در ماه‌هاي اخير انتقادات در اين زمينه افزايش يافته و به طور خاص  اخيرا چند عضو کنگره آمريکا لايحه اي را ارائه کرده اند که حضور و حمايت نظامي اين کشور از عربستان را در جنگ يمن به صورت حقوقي به چالش مي کشد. بر اين اساس، ارائه دهندگان اين لايحه به‌دنبال اين هستند که ادامه حضور نظامي آمريکا در يمن نياز به تاييد کنگره دارد.
چالش حقوقي در آمريکا درباره جنگ يمن و حمايت آمريکا از عربستان در اين جنگ
در قانون اساسي ايالات متحده، صلاحيت و اختيار اعلان جنگ  با «کنگره» است و رئيس جمهور اين کشور به عنوان فرمانده نيروهاي نظامي مسئوليت اجرا و اعمال اعلان جنگ توسط کنگره را برعهده دارد. آخرين باري که کنگره آمريکا در اين چارچوب عليه يک کشور اعلان جنگ کرد، در سال ۱۹۴۲ و در طي جنگ جهاني دوم بود که عليه سه کشور بلغارستان، مجارستان و روماني به عنوان متحدان آلمان اعلان جنگ کرد. اما از آن زمان، دولت آمريکا در جنگ هاي مختلفي درگير بوده و در موارد متعددي از نيروي نظامي عليه دولت هاي ديگر استفاده کرده است. به همين دليل، ابعاد، روند و صلاحيت حقوقي ورود به جنگ و مداخله نظامي آمريکا در نقاط مختلف جهان همواره در اين کشور مورد بحث بوده است. در جريان جنگ هاي کره و ويتنام، ايالات متحده بدون اينکه کنگره عليه کشوري اعلان جنگ کرده باشد، براي سال‌هاي متمادي درگير جنگ و منازعات نظامي بود. به همين دليل، اعضاي کنگره که نگران خارج شدن اين مسئله از حيطه صلاحيت کنگره بودند، در سال ۱۹۷۳ «قانون اختيارات جنگ»  را وضع کردند. با وجود وتوي ريچارد نيکسون رئيس جمهوري آمريکا در آن زمان، به‌دليل راي دو سوم کنگره اين قانون تصويب شد.هدف اين قانون، نظارت و کنترل اختيارات رئيس جمهور آمريکا براي ورود به يک منازعه نظامي بدون رضايت کنگره بود. بر اين اساس، رئيس جمهور آمريکا تنها با اعلام رسمي جنگ از سوي کنگره (مجوز قانوني) و يا در مواقعي که در نتيجه حمله به خاک، قلمرو، دارايي‌ها و نيروهاي نظامي آمريکا يک موقعيت اضطراري ملي ايجاد 
مي شود مي تواند نيروهاي نظامي آمريکا را در عمليات خارجي به کار گيرد. به عنوان مثال، در واکنش به حملات ۱۱ سپتامبر، کنگره آمريکا چند روز بعد از اين حملات قانون اعطاي صلاحيت براي استفاده از نيروي نظامي عليه تروريست ها  را تصويب کرد که به دولت اين کشور امکان استفاده از نيروي نظامي عليه کساني که مسئول حملات 11 سپتامبر بودند يا حاميان آنها را اعطاء 
مي کرد.بر اساس اين قانون، به رئيس جمهور ايالات متحده اختيار داده مي شد که از تمام اقدامات لازم و مناسب عليه کساني که تصور مي شد حملات ۱۱ سپتامبر را طراحي، پشتيباني و اجرا کرده اند، استفاده نمايد.
اين قانون عمدتا بر ضد القاعده و گروه‌هاي تروريستي مشابه آن تصويب شد. اما دستاويزي شد براي دولت آمريکا که به 
بهانه هاي مختلف در کشورهاي گوناگون عمليات نظامي انجام دهد. افغانستان، عراق، فيليپين، جيبوتي، کنيا، اتيوپي، اريتره و سومالي از جمله کشورهايي هستند که دولت ايالات متحده بر اساس اين قانون اقدام به مداخله نظامي، ارسال و نگهداري نيروهاي نظامي خود در آنها کرده است. همچنين، باراک اوباما با استناد به اين قانون به جنگ با داعش پرداخت.با اين حال، اقليتي از اعضاي کنگره در آمريکا معتقدند که جنگ يمن و مشارکت آمريکا در اين جنگ در قالب قانون مذکور قابل توجيه نيست چرا که اساسا نه تنها با هدف مقابله با القاعده نيست بلکه حتي با هدف قراردادن 
شبه نظاميان حوثي و تضعيف آنان به تقويت القاعده در يمن کمک کرده است. آنها معتقدند که مداخله آمريکا در اين جنگ بايد در قالب قانون اختيارات جنگ مورد بررسي قرار بگيرد.
بر طبق قانون اختيارات جنگ کنگره، رئيس جمهور ايالات متحده ملزم مي شود که ظرف ۴۸ ساعت از به‌کارگيري نيروهاي مسلح در عمليات نظامي کنگره را در جريان بگذارد. همچنين، بر اساس اين قانون نيروهاي مسلح در صورتي که اعلان جنگ از سوي کنگره صورت نگرفته باشد  يا صلاحيت استفاده از نيروي نظامي  به دولت اعطا نشده باشد، نبايد بيش از ۶۰ روز به اضافه مهلت ۳۰ روزه براي بازگشت (جمعا ۹۰ روز) در يک عمليات برون مرزي حضور داشته باشند.  ايالات متحده 
بيش از دو سال است که از حمله عربستان و ائتلاف تحت رهبري اين کشور به يمن که تا کنون بيش از 10 هزار کشته داشته و سراسر اين کشور را در يک بحران انساني گرفتار کرده است، حمايت مي کند. علاوه بر کمک تسليحاتي و اطلاعاتي، آمريکا پروازهاي سوخت رساني و پشتيباني هوايي نيز در حمايت از نيروهاي ائتلاف انجام داده است. با اين حال، کنگره آمريکا هرگز طبق قانون فوق عليه يمن اعلام جنگ نکرده است. به همين خاطر، اخيرا چهار عضو کنگره آمريکا از گرايش هاي سياسي متفاوت براي نخستين بار در طول دو سال گذشته به دنبال مطرح کردن اين مسئله در کنگره آمريکا هستند که آيا دولت آمريکا بايد به حمايت خود از عربستان در جنگ يمن ادامه دهد يا خير؟ آنها با استناد به اين مسئله که کنگره آمريکا طبق قانون مذکور هرگز عليه يمن اعلان جنگ نکرده، با ارائه لايحه اي خواستار اين شده اند که دولت اين کشور حمايت خود را از عربستان در جنگ يمن پايان دهد. بر اساس اين لايحه، نيروهاي آمريکايي بايد از يمن خارج شوند مگر اينکه کنگره آمريکا به دولت اين کشور مجوز کمک به عربستان در جنگ با يمن را صادر کند. هيئت رئيسه مجلس نتوانست جلو اين لايحه را بگيرد ولي توانست بررسي آن را تا دوم نوامبر (سه هفته ديگر) به تأخير بيندازد. هرچند بعيد است که مجلس دولت را مجبور به خروج کند، اما اين لايحه باعث افزايش نگراني ها درباره جنگ يمن و همچنين نقش دولت آمريکا در اين جنگ شده است. در واقع، صرف بررسي اين مسئله در صحن مجلس در تضاد با سياست رسانه‌اي عربستان در آمريکا است که بر پايه  ايجاد سکوت خبري بنا شده است. به کنگره کشيده شدن بحث جنگ يمن، فرصتي است که اين سکوت خبري تا حدودي شکسته شود.
از سوي ديگر، هزينه بالاي جنگ (بيش از ۴۰۰ کشته سعودي و هزينه چند 10 ميليارد دلاري) و نااميدي از پيشرفت راهبردي در اين جنگ و دلسردي ساير کشورهاي ائتلاف باعث شده که حاکمان سعودي و شرکا به طور جدي به دنبال راه‌حل براي خروج آبرومندانه بگردند.هر چند اعتقاد ديگر نيز اين است که راهبرد فعلي سعودي اين است که شکاف در صف ائتلاف حاکم (شورشي‌ها به زبان آنها) را تبديل به برد کند و يا يمن را با قحطي و بيماري  به تسليم بکشاند، اما بعيد است از اين راه به دستاورد قابل توجهي برسد.آنچه مهم است اين است که فاصله بين فشار ممکن و فشار موجود بر ضد اين جنگ در فضاي بين‌الملل زياد است و اصطلاحا جن را تا ابد نمي‌توان در شيشه نگاه داشت. هر لحظه فشار ممکن است به طور قابل توجهي افزايش يابد. سعودي‌ها مي‌دانند که شمارش معکوس براي پايان جنگ را بايد شروع کنند.
فرصت براي ايران
در طي دو سال گذشته، عربستان بدنبال پايان دادن به بحران يمن از طريق پيروزي و تثبيت اوضاع در اين کشور به نفع خود بوده است. حالا، بدون تحقق اين مسئله عربستان ناچار به خروج از يمن شده و بدنبال راهي براي رهايي از اين بحران مي گردد، اما با توجه به هزينه‌اي که انجام داده و پيشروي‌هايي که داشته، بدون دريافت چيزي به عنوان دستاورد هم حاضر به پايان جنگ نيست. شايد اين فصل درو نيست، بلکه فصل مذاکره است.
راهکار ما بايد دو جنبه داشته باشد. اولا، بايد با تمام ابزارهاي خود فضاي بين‌المللي را به سمت پر رنگ کردن جنگ يمن به پيش ببريم و از هر فرصتي (از جمله فرصتي که در کنگره فراهم شده) استفاده کنيم تا جنگ يمن را از يک مشکل مزمن تبديل به مسئله‌اي حادّ و فوريت دار کنيم.
دوم اين که به نظر مي‌رسد در جنگ يمن بايد آمادگي مذاکره (احتمالا غير مستقيم) با طرف سعودي را داشته باشيم. از يک سو بايد فرصت رفع فاجعه يمن را مغتنم بشماريم و نبايد معطل حل شدن تمام مشکلاتمان با سعوديها بشويم و از سوي ديگر بايد طلبکارنه و تهاجمي مذاکره کنيم، چرا که اين نگراني وجود دارد که در مسير تعامل با کشورهاي منطقه براي حل بحران يمن بخواهيم مجددا با نسيه‌فروشي و با شعار «هيچ توافقي بدتر از عدم توافق نيست» پيش برويم.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9094/1/3534/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha