آرشیو
انتخاب نشریه


فيلمي که با اميد به نسل جوان مي نگرد

مهران راستي
يک اثر موفق سينمايي، اثري است که علاوه بر توجه به نيازسنجي مخاطب و در نظر گرفتنِ اقتضائات زمان خود، به بُعد رسانه اي سينما نيز توجه داشته باشد، چرا که رسانه ابزار انتقال پيام به مخاطب است و نفي اين بُعد از سينما به معناي نفي مخاطب بوده و عملاً ناممکن است. پس در جوامعي که ضعف و فقر حاکم است، آثاري که قدرت و ثروت را بر پرده نقره اي بنشانند در گيشه موفقند؛ در جوامع مغموم و افسرده هم آثار شاد و کمدي و يا در جوامعي که از بي عدالتي رنج مي برند، عدالت طلبي 
موضوعي مناسب و در خور توجه است.
فيلم «کاتيوشا» از ژانر انتخابي اش گرفته که کمدي باشد تا محتواي اثر که عدالت طلبي است؛ گزينه مناسبي براي جامعه غمزده و 
آسيب ديده زمان ماست؛ آسيب ديده از تبعيض ها و فشارهاي مالي و اقتصادي. شخصيت اصلي فيلم، خليل کاتيوشا که تاب و تحمل تبعيض ها 
و بي عدالتي ها و خلاصه هيچ ضد ارزشي را ندارد، مورد بي مهري صاحبان قدرت بوده و حتي نسل جديد هم توان درک و فهم دغدغه هاي 
او را ندارند؛ شخصيتي سرسخت، پاک، دوست داشتني و جنگنده که حتي انتخاب نامش هم تلميحي است بجا به ابراهيم خليل الله عليه السلام؛ همان بت شکني که خدا او را خليل و دوست خود مي داند. بت ها در هر عصري بوده اند و خواهند بود، در عصر و زمانه پيامبران، چوبي و سنگي و در عصر و زمانه ما از پوست و گوشت، و از صاحبان قدرت و ثروت. بت شکني عصر ابراهيم عليه السلام با تبر و دل بريدن از جان و فرزند و مال؛ و بت شکني امروز با دل بريدن از مال و آبرو. آبرويي که با صرف کمترين وقت و هزينه در فضاهاي رسانه اي، فضاهاي مجازي و در صفحات ديجيتال سايت ها و شبکه هاي اجتماعي به سادگي در خطر خواهد بود. 
عدالت طلبي اي که ديگر خطر آن حذف فيزيکي و آتش و ترور نيست بلکه ترور شخصيتي است، آن هم در فضايي که شناخت دوست و دشمن به سختي ميسر است. کاتيوشا هم براي خليل لقبي است گويايِ کوبندگي، دلاوري و شجاعت او. اين دلاوريِ او به حدي است که از هيچ خطري براي عدالت رويگردان نيست.
از ديگر موضوعات مهم فيلم، پرداختن به شکاف شديد طبقاتي است، طبقه اي که هميشه مدعي اند و طلبکار و در برابر فقر معترضند و براي کمک به فقرا قدم از قدم بر نمي دارند. در هر معضل و مشکلي معترض به قشر انقلابي اند و خود تنها نظاره گر ظلم. شکاف بين نسلي نيز از ديگر دغدغه هاي خالق اثر و از معضلات زمانه ماست که با طنزي شيرين و لطيف در فيلم گنجانده شده است. کاتيوشا در مورد شکاف بين نسل ها مانند برخي آثار سينمايي تنها به ذکر معضل نپرداخته و با اميد به نسل جوان مي نگرد و شناخت در سايه مهرباني را راهکار مي داند؛ آنچنان که در شخصيت عرشيا، همين آشنايي با نسل دهه چهل که جنگ را پشت سر نهاده به همراه مهرباني و دلسوزي پدرانه خليل و شناخت اجمالي و مختصرِ او از شهدا (به واسطه احسان شهيد مفقود الاثر) که تحولي نرم در شخصيت عرشيا به وجود مي آورد، تحولي نجات بخش که آنچنان عميق و تام و تمام نيست ولي باورپذير و قابل قبول است نه ناگهاني و غير واقعي، و همين باورپذيري است که بر دل مخاطب مي نشيند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9297/12/35116/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha