آرشیو
انتخاب نشریه


دكتر حسن بنيانيان مطرح كرد:
نقش بيماري‌هاي فرهنگي در بروز معضلات اقتصادي

دکتر حسن بنيانيان
اشاره:
آنچه مي خوانيد ماحصل سخنراني دکتر حسن بنيانيان رئيس کميسيون فرهنگي اجتماعي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در نماز جمعه بيستم مرداد ماه سال جاري پيرامون آسيب شناسي بيماري هاي فرهنگي عامل معضلات اقتصادي کشور است که ذيلاً تقديم حضورتان مي شود؛
وقتي مي خواهيم بحث فرهنگ و رابطه اش را با اقتصاد، موضوع بحث قرار بدهيم مخاطب عزيز بايد ذهنش را از کالاهاي فرهنگي خالي کند. اينجا وقتي کلمه فرهنگ را ما به کار مي بريم منظور اعتقادات، ارزش ها، الگوهاي رفتاري و نمادهايي است که در همه روابط اقتصادي سياسي اجتماعي ما حضور و جريان دارد و معمولاً ما اين بخشي از مسئله را که معضلات اقتصادي روي اعتقادات، ارزش ها و رفتارهاي ما اثر مثبت يا منفي مي‏گذارد، برايمان ملموس است و ده‏ها مثال داريم و يکي از دلايلي هم که ائمه محترم جمعه، روحانيون بزرگوار و نمايندگان مجلس از دولت ها مي‏خواهند که مشکلات اقتصادي را سريع تر برطرف کنند با مراجعه به ذهنشان که اين معضلات اقتصادي چقدر در فرهنگ ما تخريب ايجاد مي‏کند، به بحث مي پردازيم. يک وجوه قضيه در روابط جامعه ما مغفول مانده است و آن وقتي است که مديران مي روند سراغ حل مشکلات اقتصادي با يک سلسله معضلات فرهنگي روبه‌رو مي شوند و معمولاً در تريبونهاي کشور ما راجع به معضلات فرهنگي که اجازه نمي دهد مشکلات ريشه اي اقتصاد ما حل شود کمتر بحث مي شود. من يک چند مثال براي شما بزنم تا اهميت اين موضوع يعني بيماري هاي فرهنگي مانع رشد اقتصادي را شما بهتر لمس کنيد؛
ببينيد، الآن يکي از معضلات جدي ما اين است که توليد کشور ما تحت فشار قاچاق است. قاچاق کالا ابعادش هم خيلي گسترده است، وقتي مي ‏روي مبارزه با قاچاق بکني، برمي گردي به يک فرهنگ 400 ساله‏ غربزدگي در فرهنگ ايران که ما يک شيفتگي افراطي به کالاي خارجي داريم که حتي بسياري از توليد کنندگان، کالاي خوب ايراني را با مارک خارجي مي فروشند. اخيراً هم بعضي از بنگاه معاملاتي ها 
به صاحب هاي آپارتمان هاي لوکس جديد پيشنهاد 
مي کنند که روي ساختمانت اسم فارسي را به انگليسي بنويس چون مشتري ها گرانتر مي خرند! در حقيقت مي‏خواهند از بيماري فرهنگي پول دربياورند. خُب اين يک مثال بود که چگونه يک بيماري فرهنگي بستر توسعه قاچاق را ايجاد مي کند و بسياري از کارخانجات توليدي ما با ظرفيت پايين يا با تعطيلي مشکل روبه‌رو هستند. يا وقتي با يک توليد کننده صحبت مي کني که چرا کارت را توسعه نمي دهي؟ مي گويد: آقا، اين بوروکراسي اداري و اين قوانين افراطي نمي‏ گذارد کارکنيم، من همين را هم پشيمانم! وقتي مي روي آسيب هاي 
بروکراسي اداراي را بررسي کني، به رفتارها، باورها و ارزش هاي غلط بخشي از کارکنان دولت در برخورد با مردم مواجه مي شوي، باز با معضل فرهنگي روبه‌رو مي شوي. خُب مصرف ‏زدگي هم که مي دانيد يک ريشه جدي فرهنگي دارد. اين که بخشي از مردم ما وقتي مي خواهند خودشان را مطرح کنند، فکر مي ‏کنند بايد کالاي گران قيمت مصرف کنند تا کمبود هاي شخصيتي شان را جبران کنند. از اين آدم ها پيرامونتان خيلي ديده ايد، اين که ما براي وقت ارزش قائل نيستيم و گاهي شما 4 ساعت در مطب پزشک علافي و هيچ کس هم نگران نيست، نه آقاي دکتر ناراحت است نه منشي ناراحت است، خود شما هم به آن عادت کرده‏ايد که خُب دکتر خوب مي خواهي بايد 4 ساعت بنشيني در حالي که اساساً فلسفه منشي اين است که به يکي بگويد 
7 بيا، به يکي بگويد 7 و نيم بيا، بايد هميشه دو نفر بيشتر در مطب پزشک نباشند.
وقتي يک چيزي را مي گويند آسيب فرهنگي، اين نوع آسيب هايي 
است که همه دچارش هستيم چه آنکه آسيب فرهنگي را عمل مي کند چه بقيه مردم که از کنار آن مي گذرند. خُب مشکلي که ما با آن روبه‌رو هستيم مي گويد خُب شما ها که مي دانيد چرا عمل نمي کنيد؟ عرض مي کنم که شما اگر در بخش اقتصاد يک معضلي در مرغداري ها پيش بيايد همه مي فهمند که سه ماه ديگر مرغ گران مي شود اما اگر امروز به يک رئيس دولتي گفتند معلمين آموزش و پرورش مثلاً انگيزه لازم را براي کار ندارند يا معلمين به موضوع تربيت بي توجهند، کمي فکر مي کند، مي گويد: اين مشکل که مي گوييد کي مي زند بيرون؟ مي‏گو ييد: خُب هفت هشت سال ديگر آرام آرام ظاهر مي شود. مي گويد: خُب هفت هشت سال ديگر که من نيستم! چرا با اين عکس العمل روبه‌رو مي شويد؟ چون ما اکثراَ دچار يک بيماري فرهنگي هستيم که منفعت کوتاه مدت شخصي خودمان را ترجيح مي دهيم به منافع بلند مدت ملت. اين بيماري رو به رشد است. در جامعه‏ ما اين بيماري را چه کسي دارد رشد 
مي دهد؟ شب ها، هر شب شما در تلويزيون مي بينيد جلوي شما يک دستگاه مي آورند، يکي برنده مي شود، تلفن را مي گيرند، مي گويند: 60 ميليون برنده شده ‏اي! مردم را به پول باد آورده تحريک مي‏کنند. مي‏گويد: خُب تلويزيون که مال خودمان است. مي گوييم بيماري فرهنگي است، مسئولين صدا و سيما هم اين بيماري را دارند، من و شما هم که مي ‏بينيم، اعتراض نمي‏کنيم اين بيماري را داريم، آن کسي که اين برنامه را ساماندهي مي کند، او هم توجه ندارد به فرهنگ. خُب اين که ما به مسئله‏ فرهنگ بي توجهيم يک مجموعه عوامل دارد. من مي خواهم فهرست وار اين مجموعه عوامل را بگويم و بعد چند جمله از کلام رهبري را هم خدمتتان عرض کنم؛
يکي استبداد تاريخي است. ما همچنان داريم چوب پادشاهان را مي خوريم. 2500 سال، 3000 سال پادشاه با استبداد اين کشور را اداره کرده، وقتي ما در نظام جمهوري اسلامي وارد شده‏ايم ما هم مي‏خواهيم با ابزار قانون همه مشکلاتمان را حل کنيم درحالي که بسياري از مشکلات با کار فرهنگي قابل حل است. ببينيد يک چيزي عددش را نمي خواهم اعلام کنم، يک عدد بزرگي از مردم ما به هر دليلي ماهواره دارند، ما هم همزمان قانون داريم منع ماهواره و جامعه‏ ما عادت کرده به قانون شکني، نه پليس ناراحت است، نه مسئولين ناراحت هستند، نه نمايندگان مجلس که اين قانون را وضع کرده‏اند ناراحت هستند، نه کسي به کسي تذکر مي‏دهد، اين که ما به قانون بي توجهيم يک بيماري عمومي فرهنگي است. کجا ميوه‏اش را مي چينيم؟ به بنده خدايي مي گويي بيا سرمايه گذاري کن، مي گويد: قوانين را نمي شود پيش بيني کرد. مي گوييم: آقا قانون داريم، 10 سال از تو ماليات نمي‏گيريم. مي گويد: کي قانون را در اين کشور اجرا مي کند؟ چرا؟ چون آدمي که مي خواهد سرمايه گذاري کند بايد بر يک مبنايي سرمايه گذاري کند، مبنايش قوانين است. وقتي احساسش اين است که ممکن است قانون اجرا نکنم، مي گويد: فعلاً پولمان دارد در سکه و ارز و خانه مي چرخد، حالا يکي ديگر بيايد سرمايه گذاري کند. دارم بيماري هاي فرهنگي را مي گويم که در اقتصاد ميوه اش را مي چينيم. بنابر اين اين عامل استبدادزدگي که در روابط جامعه‏ ما حاکم است منجر به توليد انبوه قانون شده است، کنار هر قانون هم شما يک سازمان مي‏خواهيد که قانون را اجرا کند. وقتي در بستر جامعه عواملي هستند که رشوه مي گيرند و يا مردمي هستند که رشوه مي دهند، شما وقتي قانون زياد مي شود به موازاتش هم رشوه‏گيري و رشوه‏دهي زياد مي‏شود، ببينيد چطور از فرهنگ منتقل مي شود در اقتصاد، و هر کس بخواهد در اين کشور از فرآيند اداري عبور کند تا به توليد اقتصادي برسد، ده ها مانع در مسير خودش مي بيند.
عامل ديگر، زمان متفاوت نتيجه دادن است. عرض کردم خدمتتان در اقتصاد هر آسيبي خيلي زود آثارش ظاهر 
مي شود، در بيماري هاي فرهنگي آثار بلند مدت ظاهر مي‏شود و تدريجاً خود اين منجر مي‏شود که مديرها در بخش خودشان، در وزارتخانه خودشان کاري به فرهنگ نداشته باشند. ببينيد ما از اول انقلاب بهره‏وري آبمان روي 30 درصد بود و ما سال 61 در جلسات راجع به اينکه بهره‏وري آب در ايران پايين است بحث مي کرديم اما اين موضوع رهـا شد تا ما به بحران آب برخورد کرديم. تازه وزارت نيرو شروع کرده روي فرهنگ جامعه کار کند که مصرف آب بهره وري اش از 30 درصد مثل بسياري از کشورهاي پيشرفته به 60 درصد و 70درصد برسد. ما تنها در وزارت نيرو که مشکل فرهنگ نداريم، در وزارت صنعت هم مشکل داريم، در وزارت مسکن و راه و شهرسازي هم مشکل فرهنگ داريم.
مسئله بعدي که يک کمي حساس هست، من خواهش مي کنم با دقت گوش بدهيد، سوء تفاهم ايجاد نشود، مردم سالاري ناقصي است که ما داريم تجربه مي کنيم. من اينها را دارم عرض مي کنم تا همه‏ دلسوزاني که در عرصه‏ مطالعات سياسي کار عالمانه کرده‏اند براي اينها 
راه حل پيدا کنند. ما وقتي مردممان از نمايندگان مجلسشان و از رؤساي جمهورشان فقط حل مشکلات اقتصادي کوتاه مدت را طلب مي کنند، هيچ رئيس جمهور و هيچ دولت و هيچ مجلسي به طور عالمانه و جدي به مسائل فرهنگي 
نمي پردازد و 40 سال است ما دچار اين مصيبتيم. کاري به يک دولت و دو دولت هم ندارد، برمي گردد به فرهنگ عمومي مردم به ويژه نخبگان جامعه. همين الآن هم رئيس جمهور محترم ما برود در استان، نخبگان استان را جمع کند، يکي يکي وقت مي‏گيرند، همه از رئيس جمهور آب و برق و سد و حقوق بازنشستگان و اين مسائل را مي خواهند. يک عزيز دستش را بلند نمي کند بگويد جناب رئيس جمهور، روزي که شما اين جامعه را تحويل گرفته‏اي شاخص هاي فرهنگي در چه نقطه‏اي بود؟ الآن که 4 سال، 5 سال است از رياست جمهوري شما مي‏گذرد وضعيت فرهنگي در چه نقطه‏اي است؟ کسي همچنين سئوالي نمي‏کند. از نمايندگان هم کسي چنين مطالبه‏اي را ندارد. عامل ديگري که توجه را جلب مي‏کند، بي توجهي ايجاد مي کند، تکيه خود نخبگان است بر اقدامات مردم. عزيزان، ما به شدت سياست زده شده‏ايم يعني در همه‏ جلسات که سخنرانان سخنراني مي‏کنند براي اينکه کسب محبوبيت پيدا کنند بين مخاطبين. يک گروه سومي که در جلسه نيستند شروع مي‏کنند نقد کردن و همواره نفس آدم طوري است که وقتي ديگران را 
آسيب شناسي مي کند از کنار گناهان خود مي‏گذرد. شما چند تا طلبه جوان مي بيني گاهي در شبکه هاي اجتماعي براي اينکه توجه جوان ها را جلب کنند از اسلام مايه مي‏گذارند و با عمامه خودشان و با کسوت روحانيت مي‏گويند: چرا به دو تا تارِ مو گير مي ‏دهيد؟ درک نمي‏کند اين طلبه‏ جوانِ کم سواد ما که عزيز من دشمن دارد بنياد خانواده را نابود مي‏کند، عزيزمن فشار دروني شهوت در جوان هايمان دارد بيداد مي‏کند. براي بدحجاب شدن، وقتي تو به عنوان يک روحاني کلمه‏ دو تا تار مو را مي‏آوري که حجاب کلش مي‏رود، چرا اين حد اقل را نمي‏فهمي؟ اين همان بيماري فرهنگي است، مريد پروري است که دارد برمي گردد در روابط جامعه ما، مخصوص فقط علماي ما هم نيست، ما موکل‏ها هم اگر بخواهيم در استان محبوب شويم رأي جمع کنيم، استاندار موفقي باشيم، در همه جلسات تحليل مي‏کنيم، ديگران که در جلسه نيستند و اين قدر جلسه مي‏ گذاريم، پول خرج مي کنيم، از اقتصاد ولي نقطه شروعي نمي‏بينيم براي اصلاح. چرا؟ در جلسه اگر مي خواهي کسي اصلاح شود بايد بگويي تو عزيزي که در اين جلسه نشسته ‏اي چه عيبي داري؟ از اين جلسه که رفتي عيبت را برطرف کن. البته بايد هنرمندانه اين حرف ها را بزني.
بالأخره مسئله بعدي وجود نفت است. وجود نفت که نعمت الهي است و در جاي خودش بايد خدا را شاکر باشيم. پشتي نرم مي‏گذارد پشت مديران اجرايي کشور که هر جا با مشکل اقتصادي روبه‌رو شده‏اند که دو تا سرفصل بايد باز کنند؛ يکي در اقتصاد چه کار کنيم که مشکل اقتصادي برطرف شود؟ يکي اينکه در حوزه‏ فرهنگ چه کاري بکنيم که معضلات اقتصادي برطرف شود؟ نفت موجب مي‏شود آن فصل اول فقط باز شود که آقا دلار را چگونه عرضه کنيم تا قيمت ارز بيايد پايين؟ اينکه قيمت ارز مي رود بالا، يک ملتي دچار پول‏ پرستي شده‏ اند، حالا ملت همه ‏شان نه يک درصد زيادي و اين هيجان رواني که قيمت دلار را مي برد بالا که اسمش هم مي گذارند حباب سکه، ارز، قيمت مسکن، هيچ مسئولي، هيچ مدير کلي، هيچ وزير اقتصادي، هيچ نظريه پردازي راجع به اينکه ما در بخش فرهنگ مردم هم بايد کار کنيم، چيزي نمي گويد. چرا؟ چون فرهنگ بلند مدت جواب مي‏دهد، تو فعلاَ وزير اين دولتي، دو سال ديگر نيستي، بنابر اين، اين عامل نفت با آن موقتي بودن مديرها و ساير پديده ها به هم مي خورد و کسي روي فرهنگ کار نمي کند.
آخرين نکته اي که موجب مي شود فرهنگ را از کنارش رد شويم، همه ما رد شويم، تقسيم علوم است، ببينيد فرهنگ مربوط به جامعه است، شما وقتي حقوقدان شده‏ايد، وقتي اقتصاددان شده‏ايد، وقتي روانشناس شده‏ايد، وقتي مهندس عمران شده‏ايد، کليت جامعه را نمي توانيد تحليل عالمانه کنيد، فهم ما از فرهنگ در حد همين ارتباطاتي مي شود که در مسجد و هيئت و کوچه و بازار از فرهنگ مي‏ فهميد، بنابر اين وقتي مي شويد وزير مسکن و شهرسازي، وقتي مي شويد وزير نيرو، تلقي ‏ات از فرهنگ آن قدر تقليل پيدا مي کند که تا مي‏گويي چرا پيوست فرهنگي براي کارهايت تهيه نمي‏کني؟ مي گويد: آقاي بنيانيان بگويد، فکر کرده ‏اي 
تو فقط مسلماني؟ برو ببين ما چه نماز جماعتي در اداره برپا کرده ‏ايم! يعني فرهنگ را تقليل مي دهد به برپايي نماز جماعت که در جاي خودش بسيار مهم است و ارزشمند، خُب حالا اين در شرايطي است که عزيزان، حضرت آقا در سال 92 با درک همه‏ اين معاني هشداري که به هيئت دولت و اعضاي شوراي انقلاب مي دهند اين است که من مي‏ خواهم از آن متن بخوانم برايتان، شما ببينيد مقام معظم رهبري جزء بزرگترين شخصيت هاي جهان هستند در فهم عميق فرهنگ؛ «لکن اهتمام ويژه‏ شما را در بسيج کردن اين موضوع مي طلبيم، چون شما هرجا هستيد بحمدالله همه ‏تان جايگاهي براي گفتن و تأثيرگذاري داريد، منبرهايي در اختيار شما هست، از اين ها استفاده کنيد براي اينکه در جامعه و در چشم نخبگان کشور مسئله فرهنگ را در جايگاه واقعي و شايسته خود بنشانيد، اين خيلي مهم است. فرهنگ هويت يک ملت است، ارزش هاي فرهنگي روح و معناي حقيقي يک ملت است، همه چيز مترتب بر فرهنگ است، فرهنگ حاشيه و ذيل اقتصاد نيست، حاشيه و ذيل بر سياست نيست، اقتصاد و سياست ذيل و حاشيه بر فرهنگ هستند. به اين بايد توجه کرد. نمي توانيم فرهنگ را از 
عرصه هاي ديگر منفک کنيم.»
خُب من وقتم به سرعت دارد تمام مي شود. از بعضي از اين موارد مي‏گذرم. ببينيد سال 81 حضرت آقا تلاش کرده‏اند اشکال نخبگان را در فهم فرهنگ برطرف کنند. در جمع اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي فرمودند: فرهنگي که بايد در توليد، خدمات، ساختمان سازي، کشاورزي، صنعت، سياست خارجي، تصميمات امنيتي رعايت شود و جهت را مشخص کند، چيست؟ يعني از ديد مقام معظم رهبري تک تک وزرا بايد کار فرهنگي کنند در حوزه‏ کاري خودشان. سال 83 مطالبه‏ مهندسي فرهنگي را مطرح فرموده‏اند، سال 88 در جمع اعضاي دولت ناچار شده‏اند اين مسائل را مطرح کنند: «آيا ما به عنوان دولت اسلامي مي توانيم هدايت فرهنگي جامعه‏ خودمان را رها کنيم؟ قطعاً نه، جزء وظايف ماست. حالا مخالفين، معترضين حرفهايي مي زنند، نقد مي کنند، گاهي مسخره مي‏کنند، گاهي اهانت مي‏کنند. بکنند، ما که نمي‏توانيم تکليف الهي را با اين چيزها فراموش کنيم. ما وظيفه داريم مردم را هدايت کنيم. رياست در جامعه اسلامي، رياست مادي محض صرف نيست، اداره‏ امور زندگي مردم است همراه با هدايت.» سال 87 دردمندانه مي فرمايند: «مسئله‏ فرهنگ و مسئله صف آرايي فرهنگي در مقابل دشمن را جدي بگيريد. اين وظيفه‏ ماست. اين، آن  چيزي است که بنده هم اگر در راه آن کشته شوم احساس مي ‏کنم در راه خدا کشته شده‏ام، هرکس در اين راه کشته شود در راه خدا کشته شده، هر کس در اين راه زحمتي  متحمل شود، در راه خدا متحمل شده است.» خُب من چون چند تا پيشنهاد عملي دارم، عرض مي‏کنم حضرت آقا سال 86 فرموده‏ اند: «در همه‏ طرح هاي مهم بايد پيوست فرهنگي داشته باشيم.» مديران دولتي و دستگاه هاي 
غير دولتي متأسفانه اين مطلب را متوجه نشده‏اند که پيوست فرهنگي براي پُل يعني چه؟ پيوست فرهنگي براي جاده‏ شمال يعني چه؟ پيوست فرهنگي براي يارانه مستقيم يعني چه؟ پيوست فرهنگي براي بهداشت و طرح هاي 
بهداشتي يعني چه؟ متوجه نشده اند. باز سال 92 مقام معظم رهبري فرموده اند: «اينکه ما گفتيم مسائل اقتصادي، مسائل گوناگون مهم، پيوست فرهنگي داشته باشد معناي آن همين است، معناي آن اين است که يک حرکت اساسي که در زمينه سياست، سازندگي، فناوري، توليد و پيشرفت علم مي خواهيم انجام دهيم، ملتفت مسائل فرهنگي هم باشيم.»
عزيزان، درمان ريشه‏ اي مشکلات اقتصادي دو محور دارد: اصلاحات در خود اقتصاد، اصلاحات در فرهنگ جامعه در تأثيراتي که روي اقتصاد مي‏گذارد. ما وقتي مي رويم سراغ فرهنگ بايد بياييم ذيل انديشه‏هاي اسلامي، فرهنگ را تعريف کنيم. نمي خواهيم فرهنگ را ابزار کنيم براي حل مسائل شکم و غذا و مسکن. بايد مطابق با انديشه اسلامي در حوزه اقتصاد عمل کنيم. بنابر اين همه‏ مديران جمهوري اسلامي اعم از وزير و مدير کل و استاندار بايد کنار فهم عميق و علمي اقتصاد، فهم عميق و علمي فرهنگي داشته باشند تا انقلاب اسلامي به سر منزل مقصود برسد.
مسئله‏ بعدي که بسيار مهم است، مطالبه نخبگاني جامعه است. از توده‏ مردم انتظار نيست که از رئيس جمهور و نماينده مجلس و وزير مطالبه اصلاح کارکرد فرهنگي کنند. اين نخبگان جامعه يعني اساتيد دانشگاه، ائمه جمعه، روحانيون مساجد و چهره هاي پر نفوذ جامعه هستند که از دولت ها بايد مطالبه‏ فرهنگي داشته باشند. عزيزان، 96/6/30 حضرت آقا به مجلس خبرگان به عنوان مجلسي که نخبه ترين چهره هاي کشور در آنجا دور هم جمع شده اند، فرمودند: اين مجلس بايد با تشکيل يک هيئت انديشه ‏ورز که داراي نگاه کلان و راهبردي عميق باشد به بررسي حرکت چگونگي انقلاب اسلامي در
 38 سال گذشته به سمت اهداف اصلي خود و پيشرفت ها و توقف ها و احياناً پس‏رفت ها در اين مسير بپردازد. به عنوان يک کارشناس خطابم به اعضاي شوراي محترم مجلس خبرگان اين است که عزيزان سنتي را پايه گذاري کنيد که به صورت علمي در آغاز هر دولتي وقتي رئيس جمهور محترم مي آيد بر ده پانزده شاخص فرهنگي به اين عزيز بگويند فرهنگ اين ملت را اين گونه داري تحويل مي‏گيري، دو سال يک بار اين را اندازه گيري کنيد، رئيس دولت را صدا بزنيد، بگوييد چرا در اين دو سال حجاب بد شده است؟ طلاق زياد شده است؟ اعتياد کم شده است؟ اگر اين کار را نکرديد دولت ها 
از جهل نخبگان استفاده مي‏کنند... دولت ها از ناآگاهي نخبگان به فهم فرهنگ استفاده مي کنند و مي گويند ما در فرهنگ مسئوليتي نداريم، بگذار مردم راحت باشند. دولت هايي که يک آموزش و پرورش با 15 ميليون جمعيت، يک ميليون معلم، 4000دانشجو، 4 ميليون دانشجو زير نظرشان است به خودشان اجازه مي دهند که بگويند ما در فرهنگ مسئوليتي نداريم. عزيزان مجلس خبرگان، بيدار باشيد، شما در دام آمريکا قرار نگيريد که فقط مطالبه گر اقتصاد باشيد، شما انقلاب را بايد هدايت کنيد.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9295/1/34875/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha