آرشیو
انتخاب نشریه


رسالت گزارش مي دهد:
چرا آمريکا از آينده سوريه نگران است ؟

بخش سياسي خارجي : مقامات آمريکايي و متعاقبا متحدان غربي، عربي و صهيونيستي آن به شدت نسبت به تحولاتي که در سوريه مي گذرد نگران هستند. از بين رفتن خلافت داعش در شهرها و مناطقي مانند رقه، ابو کمال و ديگر شهرهاي راهبردي سوريه روزهاي غرور آفريني را برابر جبهه مقاومت رقم زده است. اين در حالي‌است که واشنگتن و متحدان آن همه سرمايه هاي خود را در منطقه از دست رفته مي بينند. يکي از اصلي ترين نگراني هاي ايالات متحده آمريکا در سوريه، مربوط به حلول تفکر بسيجي و مردمي در اين کشور است. تفکري که تا قبل از دوران اشغال و جنگ افروزي ايالات متحده در شهرهاي مختلف سوريه ظهور و بروز نداشت. با اين حال پس از اينکه مهره هاي تروريستي- تکفيري ايالات متحده دست به جنايات زيادي در اين کشور زدند ، نيروهاي مردمي در سوريه نيز به مانند نيروهاي مردمي در عراق در کنار ارتش اين کشور براي بيرون راندن داعش از مناطق اشغال شده راهي ميادين نبرد با تکفيري هاي وابسته به آمريکا و رژيم صهيونيستي شدند. هم اکنون واشنگتن در دوران سختي به سر مي برد. از يک سو داعش به عنوان مهره بازي ايالات متحده ديگر خلافت و عمارتي را در دست ندارد و از سوي ديگر، تفکر مقاومت در کشورهايي مانند سوريه و عراق بيش از پيش ظهور و بروز يافته است. از سوي ديگر، مقامات رژيم صهيونيستي طي روزهاي اخير بارها از نگراني خود مبني بر حضور نيروهاي مقاومت و استمرار اين حضور در مرزهاي جولان خبر داده اند. 
اين نگراني ها نشان مي دهد که واشنگتن و تل آويو تا چه اندازه اي از نفوذ جريان مقاومت در منطقه و خصوصا کشور سوريه نگران هستند. 
آنچه مسلم است اينکه ايالات متحده آمريکا، فارغ از اينکه چه کسي در کاخ سفيد حضور داشته باشد، نسبت به ظهور تفکر مقاومت و تضعيف تفکر سازش و تسليم در منطقه به شدت وحشتزده است. پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري سال 2016 ايالات متحده آمريکا و پيروزي دونالد ترامپ، مخالفت عميق کاخ سفيد با فعاليت نيروهاي مردمي در عراق و ديگر کشورهاي منطقه ادامه يافت. کار به جايي رسيد که در 8 آگوست ( 17 مرداد ماه) امسال، نيروهاي ائتلاف بين المللي تحت هدايت آمريکا، به نيروهاي حشد الشعبي در عراق حمله کرده و دهها تن از آنها را به شهادت رساندند. هر چند پنتاگون و کاخ سفيد با سکوت در برابر اين فاجعه و سانسور آن در نشريات خود سعي کردند مانع از آشکارسازي سياست واقعي خود در منطقه غرب آسيا ( در حمايت از داعش و ديگر گروه‌هاي تکفيري ) شوند اما بر همگان مسجل گرديد که مخالفت با موجوديت و فعاليت نيروهاي مردمي در منطقه غرب آسيا و جهان اسلام،مخرج مشترک استراتژيک دو حزب دموکرات و جمهوري‌خواه در آمريکا محسوب 
مي شود. هم اکنون ايالات متحده از يک سو با پديده اي 
به نام نابودي داعش و از سوي ديگر، با پديده اي همزمان به نام « ظهور نيروهاي بسيج مردمي » در منطقه مواجه است. سوال اصلي اينجاست که چرا واشنگتن و عمال آن با صدور تفکر بسيجي و حلول و تبلور آن در قالب « نيروهاي مردمي سوريه»،
« حشد الشعبي در عراق»،« تيپ فاطميون»،
«تيپ زينبيون» ،« نيروهاي مردمي يمن» و ....مخالف بوده و از تمامي ابزارها و امکانات خود براي مواجهه با اين پديده استفاده مي کند؟
آنچه امروز در سوريه و متعاقبا در منطقه مي گذرد، ايالات متحده را بر آن ساخته است تا با بازتعريف بقاياي داعش و ديگر گروه‌هاي تکفيري، در صدد مقابله با جبهه مقاومت بر آيد، اين در حالي‌است که جبهه مقاومت اين مرحله را نيز در آينده به خوبي پشت سر خواهد گذاشت و ضربه محکم ديگري بر پيکره جريان کفر و الحاد وارد خواهد ساخت.
بدون شک، جريان مقاومت به تنهايي قادر خواهد بود محاسبات ايالات متحده و متحدان و عمال آن را در منطقه بر هم زده و مانع از استيلاي شيطان بزرگ بر کشورهاي مسلمان شود. از اين رو شنيدن نام جبهه مقاومت و تفکري به نام تفکر مقاومت، لرزه بر تن افرادي مانند دونالد ترامپ و ديگر مقامات آمريکايي خواهد انداخت. آنچه مسلم است اينکه آثار پيروزي جبهه مقاومت در منطقه، تنها مربوط به ابعاد نظامي و معادلات ميدان نبرد نيست، بلکه اين پيروزي بزرگ منجر به تضعيف جريان سازش و تقويت جريان مقاومت در نزد افکار عمومي منطقه شده است. در چنين شرايطي روز به روز تفکر مقاومت بيشتر در بين ملتهاي مسلمان نضج مي يابد.....

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9093/1/3432/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha