آرشیو
انتخاب نشریه


آمريکا در جنگ با ايران و جهان

احمد‌رضا هدايتي
ايالات متحده آمريکا کشوري است که حدود 240 سال پيش با اشغال سرزمين‌ديگران شکل گرفته و همانند رژيم اشغالگر قدس که حدود  70 سال قبل به همين شکل پايه گذاري 
شد، 93 درصد از عمر شوم و نکبت‌ بار خود، يعني 222 سال آن را در جنگ و تجاوز يا دخالت علني در امور داخلي ساير کشورهاي جهان سپري کرده است.
دامنه اقدامات تجاوزکارانه آمريکا از مشارکت در جنگ‌هاي جهاني اول و دوم (بدون اين‌که سرزمينش درگير جنگ شود) تا جنگ و آتش‌افروزي و دخالت در امور داخلي ده‌ها کشور مختلف از جمله؛ همسايگان شمالي و جنوبي يعني کانادا و مکزيک تا دومينيکن، هندوراس، نيکاراگوئه و همچنين کلمبيا، شيلي، ونزوئلا، گواتمالا و ديگر کشورها در آمريکاي جنوبي و از کشورهايي مانند؛ آنگولا، هائيتي، ليبي، سومالي و يمن در آفريقا تا ژاپن، کره، ويتنام، چين، عراق، افغانستان، سوريه، ترکيه و ايران در آسيا و از يوگسلاوي و بوسني هرزگوين در اروپا تا حتي روسيه و چندين کشور بزرگ و کوچک ديگر را در برمي‌گيرد.
بنابراين عداوت و دشمني آمريکا فقط محدود به ايران نيست و متقابلاً اين فقط ايران نيست که با سياست‌هاي استکباري يانکي‌ها مخالفت مي‌کند، بلکه بسياري از ملت‌هاي جهان و پس از انقلاب شکوهمند اسلامي، بسياري از دولت‌هاي جهان نيز به جمع مخالفان با دولت مستکبر آمريکا پيوسته‌اند.
با اين‌حال اين روزها خيلي از افراد جامعه تحت تأثير القائات عوامل مزدور دشمن و بعضاً افراد ناآگاه فعال در فضاي مجازي، علت دشمني آمريکا با ايران را در شعار «مرگ بر آمريکا» خلاصه مي‌کنند.
اکثر اين افراد اگرچه واقعاً سردمداران آمريکايي را به علت ماهيت استکباري و خباثت نهفته در وجود آنها، مستحق مرگ مي‌دانند، اما بسياري از آنها نيز معتقدند، که نبايد نفرت از ظلم و قلدري و زورگويي يانکي‌ها را با شعار «مرگ بر آمريکا» علني ساخت، بلکه بايد براي جلوگيري از تشديد شرارت آنها، از اقدامات علني حتي در حد شعار اجتناب نمود.
اما آيا واقعاً شعار «مرگ بر آمريکا» و اظهارات ضداستکباري برخي از مسئولين کشور، علت اصلي کينه و دشمني آمريکا عليه دولت و ملت ايران است.
در پاسخ به اين سؤال بايد گفت؛ اگر چنين است، پس علت برخورد رزيلانه آمريکا با افرادي نظير مرحوم مصدق که گرايش کاملاً آمريکايي داشت چيست و چرا با کودتاي 28 مرداد سال 1332 دولت وي را سرنگون کردند؟ آيا ملي شدن صنعت نفت به نفع مردم و احتمالِ کوتاه شدن دست آمريکا از غارت منابع نفتي و معدني ايران و پايان دادن به استفاده اين کشور از يک ثروت بادآورده در منطقه، علت اين دشمني نبود؟
در واقع، آمريکايي‌ها از همان ابتداي ورود به ايران همواره تلاش داشتند، تا از يک‌سو به بهانه مشارکت در استخراج و صدور نفت، طلاي سياه ايران را با سهم سود بسيار بالا به يغما ببرند و از سوي ديگر با تبديل ايران به يک بازار بزرگ براي کالاهاي عمدتاً مصرفي آمريکايي، اين اجناس را با قيمت‌هايي چندين برابر قيمت تمام شده، به مردم ايران تحميل نمايند. 
در ادامه نيز وقتي دولت آمريکا توانست در ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي، اقتصادي و حتي اجتماعي بر ارکان حکومت ايران تسلط نسبي پيدا کند و از موقعيت ايران به‌عنوان يک پايگاه نظامي، جهت حضور در منطقه و در کنار بزرگ ترين رقيب بين‌المللي خود يعني شوروي سابق بهره ببرد، کمپاني‌هاي تسليحاتي آمريکايي نيز اجازه يافتند تا با فروش برخي تجهيزات و تسليحات نظامي و با دريافت مبالغ کلان در قبال محصولات صادره به ايران، از اين خوان گسترده بيشترين عوايد را نصيب خود نمايند.
رفتارهاي دولتمردان آمريکايي با ساير کشورهاي جهان که داراي موقعيت يا ثروت طبيعي مناسب بوده يا به نوعي خواهان استقلال خود شده‌اند، (به‌ويژه پس از قدرت يافتن آمريکا در پايان جنگ جهاني دوم)، نيز ثابت نموده که آنچه براي يانکي‌ها حائز اهميت است، فقط و فقط منافع سرمايه‌داران آمريکايي است و هرکجا اين منافع را در معرض خطر ببينند، از تمام ابزار و روش‌هاي ممکن نظير؛ جنگ، کودتا، تحريم، تخريب، ترور، تهديد و متهم‌سازي ديگران در جهت دستيابي به اهداف پليد خود بهره مي‌برند.
کودتا عليه آلنده رئيس جمهور محبوب مردم شيلي، راه‌اندازي انواع انقلاب‌هاي رنگي و مخملي در کشورهايي مانند؛ چکسلواکي، صربستان، گرجستان، قرقيزستان و اوکراين، تنها چند نمونه از رخدادهايي است که ردپاي خيانت و جنايت آمريکايي‌ها در آنها به اثبات رسيده است.
بررسي ساير اقدامات استکباري دولت آمريکا، از سومالي و نيجريه در آفريقا تا نيکاراگوئه در آمريکاي لاتين و اقدامات اين کشور در کوبا، تا جنگ‌افروزي‌ و وقايع تروريستي صورت گرفته در خاورميانه از افغانستان گرفته تا عراق، سوريه، لبنان، يمن و در صدر آن، انواع توطئه‌هاي انجام گرفته عليه جمهوري اسلامي ايران، همگي بيانگر اين واقعيت است که ملت‌ها و حکومت‌ها يا بايد تا ابد پذيراي ننگ ذلت و بردگي يانکي‌ها باشند و بي‌چون و چرا ثروت و منابع طبيعي و نيز عزت و اعتبار و موقعيت خود را در اختيار آنها قرار دهند و يا منتظر رفتارهاي ناجوانمردانه و ظالمانه آمريکايي‌ها باشند.
در بيان نمونه‌اي از عملکرد خبيثانه سياستمداران آمريکايي، مي‌توان به سخن معروف نگرو پونته، فرمانده و سياستگذار آمريکا در عراق اشاره کرد که خطاب به يکي از مسئولين عراقي مي‌گويد؛ «در آمريکا هيچوقت کودتا نمي‌شود، زيرا آمريکا در واشنگتن سفارت ندارد.» 
اين مفهوم بدان معناست که تمام وقايع ناخوشايند، تروريستي و نظامي و حتي بحران‌هاي سياسي و اقتصادي در سطح جهان، حاصل کار دستگاه‌هاي امنيتي و ديپلماسي و به عبارت ديگر تابع رفتار سياستمداران آمريکايي است و اگر خاک آمريکا تا به‌حال از اين گونه تهديدات در امان مانده، تنها به اين دليل است که در آمريکا سفارت آمريکايي وجود ندارد تا زمينه بروز اغتشاش و آشوب در خود اين کشور را فراهم نمايد.
به اين ترتيب به راحتي مي‌توان علل تداوم دشمني آمريکا با انقلاب اسلامي ايران را درک کرد، انقلابي که شرايط و اميد و انگيزه مضاعفي را براي خيزش و تقابل با اهداف آمريکا در افکار عمومي مردم جهان ايجاد و خون تازه‌اي را به کالبد نيمه جان ملت‌هاي تحت سلطه تزريق نمود.
با اين حساب، مهمترين علل دشمني آمريکا با انقلاب اسلامي عبارتند از:
انقلاب اسلامي ايران، احياء اسلام ناب محمدي(ص) با خصوصياتي مانند؛ ظلم‌ستيزي و ايستادگي در برابر ظالمين، حمايت و دفاع از مظلومين، عدالت‌خواهي و استقلال‌طلبي و ساير ويژگي‌هاي مشابه را به ارمغان آورد، ويژگي‌هايي که به سرعت مورد توجه و استقبال آزاده‌خواهان جهان قرار گرفت، در حالي که در تضاد کامل با رفتار و عملکرد و نيز ماهيت و اهداف پليد نظام سرمايه‌داري آمريکا و همپالگي‌هايش قرار داشته و طبيعتاً براي آنها (غربي‌ها) قابل هضم و تحمل نبود. 
علاوه بر اين؛ انقلاب اسلامي سبب شد تا آمريکايي‌ها سرسپرده‌ترين نظام حکومتي يعني حکومت شاه و مهمترين پايگاه خود يعني ايران که از آن به‌عنوان جزيره ثبات در منطقه نام مي‌بردند را از دست داده و از نقش ژاندارمي اين کشور براي اِعمال قدرت و جلوگيري از نفوذ و تهديدات شوروي سابق بي‌بهره شوند.
با بروز انقلاب اسلامي، حرکت‌هاي ضدصهيونيستي مبارزين لبناني و فلسطيني جان تازه‌اي به خود گرفت و با قوت گرفتن عمليات‌هاي ضدصهيونيستي در لبنان و فلسطين، به‌تدريج و به شکل رسمي و غيررسمي، نخستين گروه‌هاي مقاومت نيز شکل گرفتند و با گسترش جبهه مقاومت و پيدايش تشکل‌هايي مانند؛ حزب‌الله لبنان و تشکيل و تقويت ساير گروه‌هاي مقاومت مردمي در فلسطين و پيرو آن شکست‌هاي پي‌درپي اين رژيم در برابر گروه‌هاي مذکور، براي هميشه هيمنه و ادعاي کاذب شکست‌ناپذيري اين رژيم غاصب و فاسد فرو ريخت. 
در واقع پس از ظهور انقلاب اسلامي ايران، اصلي‌ترين همپيمان و شريک منطقه‌اي آمريکا يعني رژيم اشغالگر قدس نيز در معرض تهديد جدي قرار گرفت و در حدي بر آسيب‌پذيري‌هاي آن افزوده شد که نه‌تنها سردمداران اين رژيم جعلي و غاصب مجبور به کنار گذاشتن نقشه از نيل تا فرات (طرح اشغال ساير سرزمين‌هاي اسلامي از مصر تا عراق) گرديدند، بلکه با احداث ديوار حائل، خود را در زنداني از ديوارهاي بتوني محصور نمودند.
تشکيل و تقويت گروه‌هاي مقاومت در لبنان و فلسطين، پايان ماجرا نبود، چرا که در پي حمايت آمريکا از جنگ نابرابر عربستان با يمن و با پيدايش گروه‌هاي تروريستي تحت حمايت آمريکا در سال‌هاي اخير، متقابلاً گروه‌هاي اسلامي ديگري مانند؛ انصارالله در يمن، حيدريون و حشدالشعبي عراق، فاطميون افغانستان، زينبيون پاکستان، قوات الدفاع الوطني (نيروهاي بسيج مردمي سوريه) براي مقابله با تروريست و نقشه‌هاي جديد آمريکا در منطقه پديدار شدند. 
جبهه مقاومت به سرعت در کشور عراق و سوريه که در خط مقدم مقابله با تروريست قرار داشتند گسترش يافت، به‌طوري که گروه‌هاي وابسته به اين جبهه توانستند با تشکيل ده‌ها گروه و تشکل نظامي ديگر، گروه‌هاي تروريستي را نابود و بار ديگر نقشه آمريکا براي حضور مؤثر در منطقه را با شکست مواجه نمايند.
شکست طرح خاورميانه بزرگ که توسط آمريکايي‌ها با هدف ترويج و توسعه الگوهاي غربي در منطقه مطرح شده و همچنين شکل گرفتن جبهه مقاومت و نيز هلال شيعي در منطقه که به زعم آنها با اهداف سياسي به‌وجود آمده است، يکي ديگر از علل دشمني آمريکا با ايران محسوب مي‌شود.
همچنين انقلاب اسلامي با شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي و پيشرفت‌هاي علمي و عملي خود در عرصه‌هاي مختلف، توانست زمينه‌هاي بيداري اسلامي در منطقه را فراهم و اين باور را در مردم تحت ستم غرب و شرق و افکار عمومي جهان ايجاد نمايد که با اتحاد و انسجام دروني مي‌شود، روي پاي خود ايستاد و در مقابل زياده‌خواهي‌هاي ظالماني مانند سردمداران دولت آمريکا ايستادگي کرد.
همين رويکرد جديد بود که سبب شد تا اظهارات و اعتراضات ضدآمريکايي مردم جهان و حتي مردم خود آمريکا روز به روز گسترش يافته و با اقداماتي مانند؛ به آتش کشيدن پرچم آمريکا (به عنوان نماد شيطان) در نقاط مختلف جهان و حتي در خاک خود آمريکا، نمود علني پيدا کند.
بي‌شک فتح لانه جاسوسي آمريکا در ايران توسط انقلابيون در ابتداي انقلاب، حمله و هشدار جسورانه رزمندگان ايراني به ناوها و پرنده‌هاي آمريکايي و نفتکش‌ها و ساير شناورهاي تحت پوشش اين کشور در جريان جنگ تحميلي و پس از آن و همچنين بي‌اعتنايي و پاسخ متقابل ايران به تهديدات نظامي آمريکا، در اثبات آسيب‌پذيري آمريکا و پيدايش رويکرد جديد مبني بر امکان مقابله با استکبار، بي‌تأثير نبوده است.
با اين همه هنوز عده‌اي ساده‌لوح هستند که به‌رغم همه اقدامات و توطئه‌هاي آمريکا عليه ايران، اين کشور را خيرخواه ملت‌ها معرفي مي‎‌کنند، بدون آنکه از خود بپرسند چرا در حالي که غربي‌ها مردم ايران و بسياري از ديگر کشورها را از ضروري‌ترين نيازهاي خود از جمله؛ دارو، فناوري‌هاي نوين و تجهيزات پيشرفته محروم مي‌کنند، کالاهاي مصرفي لوکس و غيرضروري مانند؛ انواع خودرو و يا لوازم آرايشي را روانه بازار اين کشورها مي‌کنند و يا چرا علي‌رغم هزينه‌هاي فوق‌العاده سنگين تهيه و توليد فيلم و سريال و ساخت و نگهداري سيستم‌هاي ماهواره‌اي، ده‌ها و بلکه صدها شبکه ماهواره‌اي فارسي‌ و غيرفارسي را به مردم ايران اختصاص داده‌اند.
اين افراد خواسته يا ناخواسته انتظار دارند، حالا که نهضت بيداري اسلامي و قيام مردم آزاده جهان در حال اخذ نتيجه است و دولت آمريکا روز به روز به فروپاشي ساختار پوسيده حکومتي خود نزديک مي‌شود، از کمترين اقدام عملي که تداوم همان شعار «مرگ بر آمريکا» است، دست بردارند، تا بار ديگر نظام حکومتي آن بتواند در سايه خاموشي ملت‌ها، جان دوباره‌اي بگيرد.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9283/1/32285/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha