آرشیو
انتخاب نشریه


سياست‌گذاري آب را جدي بگيريد

محمد عبداللهي
موضوع آب در ايران، با توجه به خشکسالي هاي
 بي سابقه 10 سال اخير، اينک به صدر اخبار رسانه ها کشيده شده است. در اين بين، آنچه بيش از هر چيز ضروري است نگاهي به سياست گذاري هاي مربوط به آب و تبعات و اثرات آن است. موضوعي که ابعاد و وجوه متعددي دارد و گزاره هاي مختلف نشان مي‌دهد يکي از علل اصلي خشکسالي و بحران آب ناشي از همين سياست گذاري هاي غيرعلمي و اشتباه بوده است.علاوه بر اين ها نقش مسئولين نفوذي يا ناکارآمد در بحران مصنوعي خشکسالي در ايران را نبايد ناديده گرفت. مسئولان مرتبط با مسئله آب در کشور، با سياست هاي غلط چندين خيانت زيستي به کشور را باعث شده اند:
1. سدسازي هاي گسترده و بي رويه به بهانه تامين آب شرب، باعث خشک شدن درياچه ها و رودخانه هاي بزرگ ايران مثل درياچه اروميه و زاينده رود و کارون  شده وکل اکوسيستم ايران را به هم زده است. از دوره مرحوم هاشمي رفسنجاني به بعد بيش از 800 سد در ايران ساخته شد و پس از آن 
بيش از 600 سد نيز در حال ساخت است! سدسازي به‌عنوان نماد توسعه مطرح مي شود! علاوه بر فوايد سدها، اما نيمي از اين سدها براي مهار آب‌هاي سطحي و سيلاب نيستند. بلکه براي ذخيره آب شهرها و بر مسير رودخانه ها و تالابها و... ساخته مي شوند! پس از دوره سازندگي با وجود کم آبي و خالي بودن اغلب سدها، احداث 130 سد در دولت احمدي نژاد هم کليد خورد. خشکي تالاب‌ها و درياچه‌هايي چون گاوخوني، بختگان، هامون، پريشان و اروميه در نتيجه مستقيم سدسازي بي رويه رخ داد. مثلا ساخت بيش از 100 سد بر گلوگاه هاي درياچه اروميه باعث مرگ اين درياچه حياتي کشور شد.
دقت کنيم که سال‌ها پيش آمريکا و آلمان، سدهاي زائد خود را تخريب کردند و ايران با وجود خشکسالي و کم آبي همچنان درحال ساخت سد است! سدسازي علاوه بر بودجه هنگفتي که پيمانکار به جيب مي‌زند، آلترناتيوي کاذب براي روش‌هاي ديگر توليد و تامين آب مثل «تاسيسات آب شيرين کن از دريا» است.
2. بي توجهي به خودخواهي هاي زيستي و آبي ترکيه و افغانستان و برعکس تصميم به خريد آب از ترکيه! به جاي مطالبه حقابه ايران مسئله بسيار مهم و موثر بعدي در بحران آب کشور تلقي مي شود.گزاره ها و اسناد زيادي وجود دارد که نشان مي دهد برنامه ريزي جدي با سردمداري ترکيه براي کاهش آب ورودي به ايران و نابودي منابع و ثبات غذايي ايران در جريان است. 
ترکيه در 25 سال گذشته، در پروژه گاپ، اقدام به سدسازي هاي گسترده   روي دو رود دجله و فرات کرده که بزرگ ترين آنها سد آتاتورک بوده است. سدي که 650 برابر سد هاي ايران ظرفيت ذخيره آب دارد. اين سدسازي ها سبب شد مساحت زيادي از زمين هاي کشاورزي عراق و ايران خشک شود و براي اولين بار از دهه 80 پديده ريزگردها و خشکي درياچه ها و رودخانه ها در منطقه به وجود آمد. اما سدسازي ترکيه همچنان در حال گسترش است. در خرداد 97 با وجود اعتراضات عراقي ها و احزاب سبز، سد هولناک ايليسو نيز مخفيانه افتتاح شد. سدي که حجم مخزن آن 3 برابر بزرگ ترين سد ايران (يعني کرخه) است! نکته کليدي آن که سرمايه گذار اصلي پروژه گاپ، اسرائيلي ها 
هستندو از ميان۸۰ پيمانکار اين پروژه، بين ۵۰ تا ۶۰‌ پيمانکار صهيونيست به چشم مي خورند.
خودخواهي هاي زيستي ترکيه باعث شده دو کشور شيعي عراق و ايران، با خشکسالي بدون انتها و الي الابد روبه رو شوند. وزارت نيرو، سازمان محيط زيست، وزارت خارجه و مجلس مسئول مقابله با اين جنگ آشکار هستند. علي رغم ادعاهاي گول زننده مسئولان محيط زيست و... خشکسالي در ديگر کشورها دوره اي و فصلي است و بهانه هايي 
چون گرم شدن زمين و.. صرفا براي سرپوشي بر ناکارآمدي و بي عملي مسئولان مرتبط است.نکته مهم و مغفول ديگر اين که  تنها عراق و ايران اين دو کشور پرجمعيت شيعي هستند که در حال خشکسالي الي الابد هستند.
اين سياست دولت ترکيه، علاوه بر خشکسالي، عامل اصلي پديده ريزگردها در کشور خصوصا در خطه خوزستان است. از سال 1992 به بعد ترکيه با ساخت 22 سد  بر سرشاخه‌هاي دجله و فرات از ورود 75% آب به عراق و سوريه جلوگيري مي کند. در ايران به تدريج هورالعظيم مي خشکد و اولين بار خوزستان در سال 88 با پديده ريزگرد آشنا مي شود.اسفناک تر آن که  ساخت سد ايليسو ترکيه حتي اروندرود را هم از بين خواهد برد. و در اين شرايط دستگاه ديپلماسي کشور هيچ رايزني با عراق و ترکيه براي تامين حقابه ايران صورت نمي دهد. درحالي که طبق کنوانسيون 1997 سازمان ملل مي تواند از ترکيه شکايت کند.
از آن سو افغانستان با بستن آب هيرمند، خشکسالي در شرق ايران را تشديد کرده است. سرچشمه هيرمند در دوره رضاشاه از ايران گرفته شد و از آن زمان تاکنون جنگ خاموش آب بين ايران و افغانستان ادامه دارد. با انفعال دولت، افغانستان از ورود آب هيرمند به ايران، خودداري مي کند و باز هم دستگاه ديپلماسي کشور خواب است! نابودي زيستي سيستان و مرگ خاموش اين منطقه حاصلخيز ايران، 
طوفان هاي سهمگين و پديده بيابان زايي اثرات اين غفلت استراتژيک است که مي تواند باعث بحران هاي سياسي بزرگي با توجه به فعاليت هاي 
گروهک هاي تجزيه طلب و تروريستي در اين منطقه شود.
3. سياست اشتباه ديگر در حوزه آب، نابودي کشاورزي ايران به بهانه کم آبي است. بارها اين جمله را شنيده ايم که «90 درصد مصرف و هدر رفت آب در بخش کشاورزي است!» ادعايي که پشت آن اين نتيجه گرفته مي شود پس کشاورزي را رها کنيم و محصولات غذايي خود را وارد کنيم! درحالي که اگر مشکل هدر رفت آب در سيستم سنتي کشاورزي است، سيستم کشاورزي بايد اصلاح و نوسازي شود، نه اينکه کشور چهار فصل ايران، وابسته غذايي شود. طبيعي است با وارداتي شدن کشاورزي که نسخه نفوذي هاي زيستي است، پس از چند سال با يک شوک ناگهاني و تحريم غذايي يا بايد به بردگي غذايي برسيم و به خواسته هاي دشمنان خود تن دهيم يا قحطي گسترده و مرگ ميليون ها ايراني همچون عراق دوره صدام را شاهد باشيم. ضمن اينکه کشاورزي خود نوعي پوشش گياهي و عامل نگهداري آب بر زمين و جلوگيري از تبخير آن است. جالب آنکه درست وقتي عده اي از کشاورزي وارداتي سخن مي گويند همچنان کشت و حتي صادرات محصولات کشاورزي آب بر مثل هندوانه و کاهو و برنج  و صنايع آب خور مثل فولاد را حتي در مناطق کويري کليد مي زنند.
4. پروژه مرگ درختان و کاشت درختان استعمارياست که از عصر پهلوي با جنبش درختکاري غيربومي و سمي ( کاج، چمن، کهور، مورت، اوکاليپتوس و...) در ايران آغاز شد. گياهاني همگي وارداتي که هيچ تاثيري در پاکي هوا ندارند و بدتر آنکه باعث نابودي و ناباروري خاک مي شوند.پس از انقلاب و  از دوره سازندگي، تمامي پوشش گياهي خيابان ها و پارک هاي ايران با اين گياهان جايگزينِ درختان ميوه و بومي هر منطقه مي شود. در اين دوره روند تخريب جنگل به شدت ادامه مي يابد. نهايتا ظرف 5سال گذشته 58ميليون درخت را در ايران از دست داده ايم که 18ميليون آنها بلوط هاي زاگرس بوده اند.
به علاوه به بهانه مبارزه با کم آبي، کمربندها براي نابودي کشاورزي ايران و استراتژي «کشت فراسرزميني» و واردات محصولات کشاورزي خصوصا محصولات تراريخته محکم تر مي شود. اقدامي که نابودي پوشش گياهي، تبخير بيشتر آب و برهم خوردن سيکل بارندگي در کشور را به دنبال مي آورد.
5. پروژه مرگ جانوران: به تبع نابودي پوشش گياهي، درصد قابل توجهي از گونه هاي جانوري ايران از بين مي روند. به علاوه  طي سال هاي 
اخير با ورود بيماري ها خصوصا بيماري هاي واگيردار به حوزه دام و طيور و حتي پرندگان وحشي کشورمواجه بوده ايم. موضوعي که در کنار نابودي کشاورزي ايران، تنها با هدف وابستگي کامل غذايي کشور، بردگي غذايي ايران و کليد زدن قحطي در سال هاي 
آينده صورت مي گيرد. براي کشوري مهارناپذير و به قول غربي ها "سرکش” reckless state که برخلاف عراق صدام، برگ برنده اي چون آب و هواي 4 فصل امکان مرگ ميليوني ملتش را در قدم اول ناممکن مي کند. موضوع وقتي جدي تر مي شود که بدانيم از دو سال گذشته، نه تنها دولت اقدام به واردات گسترده لبنيات و گوشت منجمد از خارج کرده، که حتي گوشت گرم گوسفندي نيز وارد 
مي شود. اين به معني نابودي تدريجي دامداري و توليد غذاي داخلي است و در ميان مدت و درازمدت، مي تواند بحران هاي غذايي بزرگي براي کشور ايجاد کند.
6. انکار جنگ آب: جنگ آب و تغييرات اقليمي ايران از دهه هشتاد ضربان و شتاب ويژه اي گرفته است. با اين حال مسئولان با دروغ بزرگ «گرم شدن زمين و تغيير اقليم جهاني» افکار عمومي را از سوءمديريت خود و جنگ آب منحرف مي کنند. جنگ ژئومتريک، مهندسي ذرات و متان، جاسوسي زيستي و اثرات پسدمه، انکار و تئوري توطئه خوانده مي شود، هيچ تحقيقات علمي خودي  براي ريشه يابي تغييرات آب و هوايي ايران صورت نمي گيرد. هيچ اراده اي براي تغيير روند نابودي زيستي ايران شکل نمي گيرد! به راستي در اين پروسه هولناک چه کساني مقصر هستند؟! محيط زيست؟!وزارت کشاورزي؟ منابع طبيعي؟ وزارت نيرو؟ پيمانکاران سدسازي؟! دستگاه ديپلماسي؟! دستگاه هاي اطلاعاتي؟! رسانه ها؟! چه کسي پاسخگوست؟!
7. غفلت از روش هاي مدرن تکنولوژيک براي تامين و صرفه جويي در مصرف آب: درست وقتي عربستان در ساحل خليج فارس، بزرگترين تاسيسات آب شيرين کن جهان (تاسيسات آب شيرين کني «راس الخالد» را دارد، شيخ نشين کوچک امارات، با تاسيسات آب شيرين کن «شويحات»، آب شرب خود را تامين و ميليون ها گالن ذخيره دارد، قطر و کويت و حتي بحرين! همگي داراي زيرساختهاي آبي پيشرفته و آب شيرين‌کن‌هاي صنعتي در خليج فارس هستند، ايران با دوري از فناوري هاي روز، با بي خبري مديران شصت هفتاد ساله توسط «دزد آب» و «شمر زمان» تحقير مي شود. از سوي ديگر، برجام راه تامين برق ايران و صرفه جويي در مصرف آب را سد کرده است. اين در حالي است که آمريکا، فرانسه، روسيه، کره جنوبي، چين، کانادا، آلمان، اوکراين، انگلستان، سوئد، اسپانيا، بلژيک، هند، چک، سوئيس، فنلاند، ژاپن، مجارستان، برزيل و 29 کشور پيشرفته جهان، بخش زيادي از برق خود را از طريق نيروگاه هاي هسته اي تامين مي کنند. تامين برق از طريق پنل هاي خورشيدي نيز آن هم در آب و هواي خشک و آفتابي ايران، هرگز يک سياست جدي نبوده است. 
همه اينها در کنار هم باعث شده، اينک موضوع آب به يک چالش براي ايران تبديل شود که اگر جلوي سياست هاي غلط گرفته نشود، در 5 تا 10 سال آينده باعث بحران هاي بزرگ سياسي و اجتماعي در ايران خواهد شد. 
ايران به تغيير سياست هاي کهنه و قديمي و به يک روح تازه، به يک نيروي پيشرفت ساز و تحول آفرين در راس مديريت اجرايي کشور و دستگاه ها نياز دارد.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9278/1/31376/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha