آرشیو
انتخاب نشریه


فروپاشي آمريكا!

محمد كاظم انبارلويي
نقل است هنري کيسينجر وزير خارجه اسبق آمريكا اخيراً گفته؛ اوضاع جهان و نوع مناقشات آن شبيه آرايش قدرت‌هاي جهان قبل از آغاز جنگ دوم جهاني است. او همچنين گفته است؛ اوضاع داخلي آمريكا هم شبيه دوران گورباچف آخرين رئيس جمهور اتحاد جماهير شوروي است. جرج سوروس هم همين نظر را دارد. جوزف ناي استراتژيست دموکرات آمريکايي نيز پيش بيني کرده است؛ امپرياليسم آمريکا به زودي فرومي پاشد.
اگر اين تحليل درست باشد جهان ليبراليسم و سرمايه‌داري غرب به روايت اينان، در حال فروپاشي است. هم از درون و هم از بيرون!
آثار و علائم اين فروپاشي از فروريزي قراردادها و پيمان‌هاي آمريكا با شركاي خود شروع شده است. آمريكايي‌ها آشكارا مي‌گويند حاضر نيستند هزينه سرپا نگه ‌داشتن ناتو را كه همچون دژي براي صيانت از جهان سرمايه داري ايجاد كرده اند، 
بپردازند.
لگدي که ترامپ به قراردادها و پيمان‌هاي تجاري با شركاي خود زده است، زلزله‌اي در حقوق بين‌الملل و مناسبات دولت‌ها و ملت‌ها پديد آورده است.
نخبگان آمريكايي مي‌ گويند زيرساخت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در آمريكا نياز به نوسازي دارد، اگر اين كار صورت نگيرد، قبل از فروريزي، با خطر فروپاشي و گسست روبه‌رو هستيم.
آمريكا امروز با بودجه نظامي عظيم 716 ميليارد دلاري قادر به تأمين امنيت خود در جهان نيست. لشکركشي‌هاي جهانگيرانه به افغانستان، سوريه و عراق و هزينه‌كرد براي تأمين امنيت رژيم اشغالگر قدس كمكي به تأمين امنيت آنها در جهان نكرده است. حكام كاخ سفيد پول ماليات دهندگان آمريكايي را صرف جهان‌گشايي و جاه‌طلبي‌هاي خود كرده‌اند. امروز به اعتراف 
«سي ان ان»، 41 ميليون نفر در آمريكا به قدري فقيرند كه بايد بين خريد غذا و پرداخت هزينه ساير موارد ضروري زندگي خود، يكي را انتخاب كنند! حكام كاخ سفيد ميلياردها دلار صرف سرپا نگه ‌داشتن حكومت‌هاي استبدادي در غرب آسيا و ديگر نقاط جهان مي‌كنند. آنها هزينه‌هاي سرسام‌آوري براي پايين‌آوردن رهبران كشورهايي كه حاضر نيستند سلطه آمريكا را بپذيرند صرف مي‌كنند. آمريکايي ها اخيراً به دولت‌هايي كه از آنها حمايت مي‌كردند گفته اند بايد هزينه تعمير و نگهداري پيچ‌ و مهره‌هاي حكومت خود را خودتان پرداخت كنيد.
آمريكايي‌ها 40 سال است براي مبارزه با ملت ايران هزينه‌ مي‌كنند، اما نه تنها فايده‌اي نبرده اند بلكه خود در حال فروپاشي هستند.
هيچ كس باور نمي‌كرد امپراتوري شوروي با آن همه اقتدار نظامي و نظم آهنين ماركسيستي فرو بپاشد. آنها بدون شليك يك گلوله از بيرون، تمام بساط خود را جمع كردند و به موزه تاريخ سپردند.
سران اتحاد جماهير شوروي هم به جاي پرداختن به مردم خود، به فكر سلطه‌طلبي بودند. سربازان خود را به افغانستان بردند و در آفريقا و آسيا به مصاف آمريكا براي رقابت‌هاي كور سلطه‌طلبي فرستادند. اما از درون متلاشي شدند. امروز وضع ترامپ به تعبير کيسينجر شبيه وضع گورباچف در آخرين روزهاي حكومت امپراتوري شوروي است. هاليوود خيلي كارها در آمريكا براي سرپا نگه‌داشتن امپراتوري زر و زور و فريب مي‌تواند بكند اما نمي‌خواهد حتي يك نفر از 41 ميليون فقير ‌آمريكايي را غذا بدهد!
امروز هيچ نشانه‌اي از حكمراني خوب در آمريكا و غرب وجود ندارد. آنها آمار و ارقام فروپاشي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را سانسور مي‌كنند. آنها فرسايش سرمايه اجتماعي را پنهان مي‌كنند. اما سروكله اين فرسايش در مشاركت سياسي در ايام انتخابات، خود را نشان مي‌دهد.
آرنولد توين‌بي مي‌گويد: «فروپاشي وقتي رخ مي‌دهد كه مسائلي كه پديد مي‌آيد، نمي‌توانند حل كنند.» آمريكايي‌ها از حل مسائل خود با جهان درون و بيرون خود عاجز هستند. براي همين است که اين روزها فقط عربده کشي مي کنند.
به همين دليل هم به زدن زير ميز همه تعهدات بين‌المللي خود روي آورد‌ه‌اند. دو سال آمريكايي‌ها و پنج قدرت جهاني در آن سوي ميز مذاكرات با ايران نشستند و يك قرارداد امضا كردند و امضاي خود را پاي ‌آن گذاشتند. هنوز مركب آن خشك نشده بود، همه چيز را انكار و قرارداد را زير پاي خود له كردند.
ترامپ از واشنگتن به سنگاپور براي ديدار رئيس جمهور كره شمالي مي‌رود، غير از يك عكس يادگاري هيچ دستاوردي براي رفع تهديدهاي هسته‌اي كره شمالي به دست نمي‌آورد. او با روس‌ها سر ميز مذاكره مي‌نشيند اما دريغ از يك توافق! مفهوم اين بن‌بست در حل مشكلات چيست؟ ريخت‌شناسي رفتار سياسي ترامپ نشان مي‌دهد هيچ فكر معقولي كه مبتني بر يك نظريه جديد براي تنظيم روابط آمريكا با رقبا و شركاي و حتي دشمنان واشنگتن باشد، وجود ندارد.
آنها در مرز ديوانگي و جنون قرار دارند و مي‌خواهند وقتي در درون به سياه چاله فروپاشي وارد شدند، همه چيز جهان را به هم بريزند و با خود به درون آن ببرند.
آمريكايي‌ها از 40 سال پيش تا كنون هر نقشه‌اي در غرب آسيا كشيده اند، 
نقش بر آب شده است. آنها مسبب اصلي خنثي شدن نقشه ‌هاي خود را ملت ايران مي‌دانند. به همين دليل هيچ وقت نظام جمهوري اسلامي و اقتدار ملت ايران را به رسميت نشناختند و بر آن تيغ توطئه و تجاوز كشيدند. 
ايران اسلامي با اقتدار كامل تا چند ماه ديگر 40 سالگي خود را جشن مي‌گيرد. مردم ايران با همه وجود در اين 4 دهه دست نيرومند الهي را در صيانت از انقلاب، از حادثه طبس تا كنون، بالاي سر خود احساس مي‌كنند. ترديد ندارند پرچم جمهوري اسلامي را سالم به صاحب آن حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا فداه مي دهند.
مدتي است برخي عناصر غرب‌زده با جيره و مواجب مختصر، همين بحث فروپاشي در آمريكا را به داخل آورده‌اند، آن را با دنده معکوس، وارد محافل روشنفكري كرده‌اند. اگر اين جماعت صلاحيتي براي نسخه‌پيچي مقوله فروپاشي دارند، بروند واشنگتن به اربابان خود باهند تا آنها را سرپا نگه دارد كه بتوانند جيره و مواجب خود را در اسرع وقت تحويل بگيرند.
جالب است نسخه آنها براي برون رفت از بحران فروپاشي يك خط بيشتر نيست؛ «از ميان گزينه مقاومت و انقلابي گري يا تسليم، دومي را انتخاب كنيد. راه نجات همين دومي است»!
اين جماعت 40 سال است در شيپور شكست انقلاب و فروپاشي مي‌دمند. هر چه صداي اين شيپور بلندتر مي‌شود، درجه استحكام و اتقان انقلاب هم بيشتر مي‌شود. امروز انقلاب اسلامي پس از 40 سال، ديگر يك نهال نيست، يك درخت تنومند است كه در تندبادها و توفان‌هاي جهان مي ‌تواند محكم بايستد. آن هنگام كه يك نهال هم بود، محكم ايستاد و دوام آورد.
از كسي كه اوايل انقلاب از ديوار سفارت‌ آمريكا براي تسخير لانه‌ جاسوسي بالا رفت اما وقتي به زمين سفارت رسيد ترجيح داد درِ بسته سفارت را از پشت باز كند، طرح مباحث فروپاشي، طبيعي مي نمايد. اما بعيد است اين در، در دوران اقتدار جمهوري اسلامي با چنين نظريه‌پردازي‌هاي خائنانه و خائفانه باز ‌شود، چون ‌آن سوي در، يك ملت با تمام قامت خود در  برابر توطئه‌هاي آمريكا ايستاده است و حاضر است هزينه بدهد. نبايد عده‌اي شعور ملت را ناديده بگيرند و فروپاشي غرب به ويژه آمريكا را به نام فروپاشي جمهوري اسلامي سند بزنند. حد اقل اگر حرف ملت را قبول ندارند، يك مقدار به يافته‌هاي هنري کيسينجر، جورج سوروس و جوزف ناي در مورد سرنوشت آمريكا كه در مطلع سخن آمد، فكر كنند.
اوضاع داخلي آمريکا طوري نيست که حتي هارت و پورت ترامپ عليه ملت ايران، يک هفته دوام بياورد. ترامپ به «هل من مبارز» سردار سرافراز اسلام، حاج قاسم سليماني واکنش نشان داد. او در کنفرانس خبري با نخست وزير ايتاليا در کاخ سفيد گفت؛ «حاضر است در هر کجا و در هر زمان بدون پيش شرط، با رئيس جمهور ايران گفت و گو کند.» اين موضع نشان 
مي دهد که او مي داند در غرب آسيا بوي کباب را با مشام خود حس 
نمي کند، اما سوزش خر داغ کردن را خوب حس مي کند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9277/1/31266/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha