آرشیو
انتخاب نشریه


هومن حاجي‌عبداللهي در گفت‌وگو با رسالت :
نمي‌توانم شخصيت هومن و رحمت را تفكيك‌كنم

ناهيد جعفرپور کامي
اشاره:
هومن حاجي عبداللهي متولد 23 تير 1354 در تهران است. دانشجوي انصرافي رشته تئاتر دانشگاه تهران مرکز در سال 1372 است، ديپلم رياضي فيزيک و هنرستان گرافيک رايانه اي دارد، او صداپيشه عروسک پنگول نيز 
مي باشد. فعاليت خود را از سال 1371 با تئاتر "نصر لال زار" 
شروع کرد. مدت هاي زيادي در اين عرصه فعاليت 
مي کرد، سپس در سال 1371 با سريال "سياهي لشکر" وارد تلويزيون شد و در سال 1379 با مسابقه هفته به عنوان مجري نيز فعاليت کرد. کار خود را با راديو از سال ۱۳۷۳ به صورت نيمه حرفه‌ اي در بخش موزيک و نوازندگي ضرب براي قطعات ريتميک برنامه "صبح جمعه با شما" آغاز کرد. از سال ۱۳۷۷ به طور حرفه‌ اي، کار با باشگاه راديويي جوان را شروع کرد و اکنون به کارهاي نويسندگي، کارگرداني، بازيگري، گويندگي و گاهي سر دبيري 
نيز مي پردازد. وي در مقطع بسيار کوتاهي عضو انجمن گويندگان جوان بوده‌ است. در سريال پايتخت قرار نبود بيايد و بماند، قرار بود تنها در قسمتي ‌مهمان باشد اما به‌ قدري نقشش را شيرين بازي كرد كه عوامل سريال خيلي زود تصميم گرفتند رحمت خروس‌ باز را به يكي از بازيگران اصلي مجموعه بدل كنند. آنچه مي خوانيد حاصل گفت و گو با اين هنرمند جوان و تواناست؛
* در جايي گفتيد که نسبت به بازي در سري هاي بعدي "پايتخت" احساس تعهد مي کنيد. اين احساس تعهد تا کجاست؟
- من از فرداي آخرين قسمت داشتم به اين سوال جواب مي دادم که سري ششم ساخته مي شود يا خير؟ پس وقتي يک کار تا اين اندازه موفق است و مخاطب تا اين ميزان منتظر تماشاي ادامه اش است و دلش مي خواهد باز آن را ببيند و انتظاردارد که دوباره در يک نقش و در يک مجموعه ظاهر شوي، اين ديگر خودخواهي من است که بگويم نه ديگر اين نقش تکراري را دوست ندارم.
* همزماني ضبط اين سريال با پيشنهاد هاي خوب، ديگر برايتان مهم نيست؟
- اين اتفاق افتاد. من فيلمنامه اي خواندم که بسيار عالي بود و مطمئنم هيچ کس آن کار را رد نمي کند. ولي چون با سريال "پايتخت" همزمان بود، آن را نپذيرفتم. از اين گونه اتفاقات خيلي برايم پيش مي آيد.
* اگر فيلمنامه سري بعد را دوست نداشته باشيد چه کار مي کنيد؟
- امکان ندارد. براي اينکه آنچه از توانايي و ايده هاي گروه سازنده اين سريال سراغ دارم اين است که پايتخت، هرگز عقبگرد نمي کند. اين گروه همواره سعي مي کنند رو به جلو پيش بروند. من هم بخشي از اين تيم هستم و بايد بايستم، حمايت کنم و همراه باشم تا کار پيش برود.
* بازيگراني هستند که بعد از مدتي به سينما
 مي روند و مي گويند ما در تلويزيون کار نمي کنيم. نگاه شما چگونه است؟
- ممکن است اگر کار جديدي در تلويزيون به من پيشنهاد شود ترجيح بدهم که کار تئاتر انجام بدهم. به هر حال نمي شود 
خرده گرفت، سليقه ها فرق مي کند و هر کس حق انتخاب دارد، اما "پايتخت" براي من به طور کلي مقوله متفاوتي است. اين را بارها در مصاحبه هايم گفته ام که اين تيم به اندازه خانواده واقعي ام براي من عزيز است. آن قدر اين تيم را دوست دارم که اگر بخواهند در ادامه اين مسير حرکت کنند و من بتوانم بار کوچکي از روي دوش آنها بردارم، حتماً کمک خواهم کرد.
* چه مي شود که گروه و عوامل يک سريال براي بازيگر حکم خانواده را پيدا مي کند؟
- فکر مي کنم به خاطر اين است که پله پله با يکديگر جلو آمديم. همه مي گويند و مي دانند که هيچ سريالي تا به حال در ايران به فصل پنجم نرسيده است و ما با اين وجود، سري پنجم را هم ساختيم. در طول مسيري که با هم طي کرده ايم اين همدلي ايجاد شده است؛ همدلي که از رأس هرم شروع مي شود و به همه اعضا تسري پيدا مي کند. 
اين حس مثبت باعث مي شود بگويم که هرگز در مقابل خانواده "پايتخت" کوتاهي نمي کنم.
* شما کارهاي موفق زيادي در تلويزيون و سينما 
داشته ايد و در تئاتر نيز سابقه خوبي داريد. در کارنامه کاري تان نقش "رحمت" چه جايگاهي دارد؟
- من شخصيت "رحمت" را خيلي دوست دارم و از اينکه در کارنامه کاري ام اين نقش را دارم احساس خوبي مي کنم. 
البته در جايي گفته ام که اين نقش مي تواند دوست نداشتني ترين شخصيت سريال باشد.
* چرا؟
- پرداخت اين شخصيت به گونه اي است که مي تواند دوست نداشتني باشد.
* البته در "پايتخت 5" به خاطر مشکلاتي که بعد از تصادف براي او پيش آمد، کمي از ويژگي کامل و ايده آل بودنش کم شد؛
- من هم همين گونه فکر مي کنم. در اين سري نقطه ضعف هايي به رحمت اضافه شد و فکر مي کنم شخصيت او را بانمک تر کرد.
* چه قدر اين ويژگي هايي که از رحمت در سريال مي بينيم در فيلمنامه وجود داشته است و چه قدر را خودتان به اين نقش اضافه کرده ايد؟
- فکر مي کنم شخصيت من و رحمت به نوعي با يکديگر به تعامل رسيده اند. الان ديگر نمي توانم در آن چيزي که خشايار الوند و محسن تنابنده پس از پنج فصل مي نويسند، 
شخصيت خودم و رحمت را تفکيک کنم. امروز به يک وحدت با اين نقش رسيده ام.
* سري اخير پايتخت به لحاظ شرايط توليد و جلوه هاي 
ويژه سخت تر از فصل هاي پيشين آن بود؛
- درست است، متفاوت تر و خيلي سخت تر.
* ضبط کدام يک از سکانس ها برايتان دشوار تر بود؟
- از قسمتي که وارد بالن شديم بسيار سخت بود تا انتها.
* آن صحنه ها بيشتر با جلوه هاي ويژه رايانه اي درست شده بود؟
- قسمتي از آن رايانه اي بود، نه همه اش. آنجا که با بالن بالا رفتيم، با جرثقيل ما را بالا بردند. قسمتي هم که در دريا پرت شديم، خودمان افتاديم و بخش هاي مربوط به افتادن در ساحل هم واقعي بود. همه اين سکانس ها برايمان دشوار بود اما سکانس هايي که در شهرک دفاع مقدس در گرماي تابستان ضبط کرديم، سخت تر بود.
* بعضي از مخاطبان، "نقي" و خانواده اش را به خاطر همان قصه هاي ساده شان و زندگي در شهري کوچک دوست دارند. قصه "پايتخت 5" با جلوه هاي ويژه ا ي که گفتيم، وارد فضاي تازه اي شد. به عنوان بازيگر از اينکه مخاطب، شخصيت هاي شما را در موقعيت هاي 
جديد پس بزند، نترسيديد؟
- نه، چون مي دانستيم لحن شيرين کار حفظ شده است. اين خانواده در موقعيت جديد نيز مثل گذشته هستند. يعني شخصيت هاي اين خانواده شيريني شان را در تمام لحظات دارند؛ وقتي بعضي از اعضاي اين خانواده در شرايط بحراني در نفربر مي رقصند، نشان مي دهد اينها هنوز همان خانواده بانمک و شاد و خجسته هستند! تا آخرين لحظات هم شوخي مي کنند و حسودي ها، درگيري ها و عشق و عاشقي هاي خود را دارند.
* انتقادهايي را که در مورد قسمت هاي پاياني سريال و اضافه کردن ماجراي داعش به قصه مطرح شد، شنيده ايد؟
- در فصل هاي قبل که داعش هم در کار نبود، ما با انتقاداتي روبه رو بوديم. به انتقادات گوش مي دهيم تا بفهميم چه چيزي منتقدان را اذيت کرده است اما زياد نمي توان بر اين اساس، کار را قضاوت کرد.
* برخي مي گفتند لزومي نداشت اين قصه به آن فضا و ماجراي داعش وصل شود و حتي مي گفتند اساساً چنين ظرفيتي نداشت؛
- موافق نيستم. پرداخت ماجرا در قسمت هاي وصل شدن به ماجراي سوريه و داعش خيلي ظريف است. اينکه يک خانواده براي کار به ترکيه مي روند، سوار بالن مي شوند و اتفاقي سر از سوريه درمي آورند، به نظرم خيلي خوب از آب درآمده و از کار بيرون نمي زند. قصه پله پله چيده شده تا به آنجا برسد.
* حرف و حديث هاي بسياري در اين باره در شبکه هاي 
اجتماعي مجازي مطرح شد؛
- اصلاً در فضاي مجازي نيستم و از بازخوردها در اين فضا خبر ندارم.
* به طور کلي بازخوردهايي که دريافت مي کنيد، چگونه است؟
- عالي است. مردم در کوچه و خيابان خيلي لطف دارند.
* در کدام سکانس خودتان بيشتر خنديده ايد؟
- تقريباً همه سکانس ها. اول چندين بار تمرين مي کنيم و خنده هايمان که تمام مي شود، فيلمبرداري مي کنيم.
* سکانسي هست که بيشتر در خاطره تان مانده باشد و بيشتر دوستش داشته باشيد؟
- چند سکانس است که خيلي دوستشان دارم. اصولاً سکانس هاي 
عاطفي هما و نقي را دوست دارم.
* با وجود برخي حاشيه هاي مطرح شده در باره اين سري از پايتخت، اغلب معتقدند "پايتخت 5" بهتر از دو فصل گذشته است. موافقيد؟
- ما در گذشته همواره با اين مشکل مواجه بوديم که موقع ضبط به پخش مي‎ رسيديم و تيم در حالي که خيلي خسته بود، بايد پايان کار را فيلمبرداري مي کرد اما اين دفعه با فراغ بال تصويربرداري کرديم. از ارديبهشت شروع و تا مهر تمام کرديم و تا عيد فرصت کارهاي ديگر را داشتيم. همچنين اين سري با هزينه بيشتري ساخته شد و اين عوامل قطعاً در بهتر شدن کار مؤثرند. شخصا "پايتخت 3" را خيلي دوست دارم.
* اتفاقاً مي خواستم بپرسم خودتان کدام فصل ها را بيشتر دوست داريد؟
- من سري يک، سه و پنج را بيشتر دوست دارم.
* و دليل اين انتخاب؟
- احساس مي کنم فيلمنامه هايشان قوام بهتري دارد و در مجموع کار بهتري شد. اگر حساب کنيد، سري هاي فرد را بيشتر دوست دارم. البته نه به اين معني که دو و چهار را دوست ندارم.
* ممکن است نقش "رحمت" هم يک روزي مانند نقش "بهبود" حذف شود؟
- چرا که نه! البته گروه تا به حال هرگز نقشي را حذف نکرده است. اين تصميم خود مهران احمدي بود که مي خواست 
نباشد. من هم اگر روزي بگويم تحت هيچ شرايطي 
نمي آيم، گروه مجبور است چاره اي بينديشد و نقش را حذف کند. زيرا نمي گويند چون رحمت نمي آيد، ما هم ادامه را نمي سازيم.
* البته ابتدا گفتيد اين اتفاق از سمت شما 
نمي افتد؛
- بله. الان مثال زدم، وگرنه اين نخواستن از سمت من اتفاق نمي افتد.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9267/1/29332/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha