آرشیو
انتخاب نشریه


تدبير و اميد

حامد حاجي‌حيدري
دولت "آقاي روحاني"، بيش از حد ملتهب نشان مي‌دهد. دستپاچگي و ناپختگي در رويارويي با ماجراي سکه و ارز، 
بگو مگوهاي تند اعضاي کابينه و حتي لحن خود آقاي رئيس جمهور، عتاب نمايندگان پارلمان در مورد تغيير کلي بخش اقتصادي کابينه، آن هم کمتر از يک سال پس از آغاز به کار دولت جديد، همگي نشان مي‌دهند که تيم مديريت دولت اعم از رئيس جمهور و مشاوران و دفتر، نه تنها در تمهيد مقدمات لازم براي برخورد با اين وضع که کاملاً قابل پيش‌بيني بود قصور ورزيده‌اند، بلکه اهميت عامل رواني را نيز دستکم گرفته‌اند، و کوشش برازنده‌اي براي کنترل معنوي اوضاع ندارند. اين، از "آقاي روحاني" که پيش‌تر، يک خطيب توانمند بود، بعيد و دور از انتظار است. نتيجه آن که طهماسب مظاهري، يکي از حرفه‌اي‌ترين‌هاي اقتصاد ايران، در برنامه تيتر يک‌شنبه شب شبکه خبر در محضر "آقاي خسروتاج" و نماينده صادرکنندگان، تلويحاً دولت "آقاي روحاني" را ناتوان از تحقق وعده‌هاي اقتصادي خود در زمينه تک‌نرخي کردن ارز دانست؛ و حتي از لحن کلي پرمطايبه ايشان بر مي‌آمد که اين مرد حرفه‌اي چندان نمي‌تواند دولت را جدي بگيرد. اين جو و فضاي حاکم بر کشور، بسيار نامناسب است، و بايد تصحيح شود.
دولت بايد به درستي سياست‌هاي خود را "تبيين" کند، و فضاي رواني همه سطوح جامعه را مديريت نمايد. "تبيين"ها، صرفاً ميان‌برهايي ذهني از دنياي واقعي نيستند و بيش از آن‌چه فکر مي‌کنيم، در شکل دادن دنياي واقعي مؤثر هستند. "تبيين"ها، سازمان‌دهي و انضباط سياسي را افزايش مي‌دهند، "ظرفيت" ايده‌ها و خط‌مشي‌هاي تازه را ارتقاء مي‌بخشند، نيروهاي مستعد را جذب و فعال مي‌کنند، و در تمامي حوزه‌ها، اقتدار سياست‌گذار ارشد را براي اعمال سياست‌هاي متنوع لازم توانمند و نافذ مي‌سازند. در زمينه سياست و اقتصاد، "تبيين"ها الهام‌بخش ما در راه‌اندازي مسيرهاي جديد هستند. به واسطه آن‌ها، هزينه‌ها را کاهش مي‌دهيم و با طمأنينه اقدام مي‌کنيم و برخي از ريسک‌ها را نمي‌پذيريم. فعالان فرهنگي انقلاب اسلامي، همواره به اهميت "تبيين" در اعمال سياست‌هاي دشوار انقلابي واقف بوده‌اند، ولي دولت "آقاي روحاني" در اين زمينه بيش از حد خسته و نامطمئن نشان داده است. "تبيين"هاي تأثيرگذار، با دو ويژگي تعريف مي‌شوند: آن‌ها در درجه اول، بسيار ماهرانه و مشروح، از انگيزه‌ها و دلايل قابل درک و تفسير مردم صحبت مي‌کنند: اهدافي بزرگ و ارزشمند که به فعالان مردمي مدد مي‌رسانند تا از منفعت‌جويي شخصي دست بردارند و به دنبال رفع نيازهاي "ملت" باشند و هويت مشترکي را شکل دهند.
ثانياً، "تبيين"هاي مؤثر، يک رابطه علت و معلولي را به عنوان مبناي فعاليت‌ها مطرح مي‌کنند. "تبيين"ها با دنياي واقعي در تعامل‌اند. دنيايي که بازيگران آن در تصميم‌گيري‌هاي خود، باورهاي اصولي (چراها) و باورهاي مثبت (نحوه) را با هم ترکيب مي‌کنند. خروجي اين تصميمات، به طور بالقوه، خط سير "تبيين"ها را تغيير مي‌دهند. بنا بر اين، "تبيين"ها به طور قطع، با "داستان"ها متفاوت هستند؛ داستان‌ها مستقل از عوامل بيروني و عيني پيش مي‌روند، و به درد ايجاد آرامش از طريق گريز از واقعيت مي‌خورند؛ در حالي که "تبيين"ها، ضمن آن که هيچ عنصري از حقيقت را براي دستيابي به يک "روايت هموار" مغفول نمي‌دارند، بلکه از پايان‌هايي باز برخوردار هستند که جاي نقش‌آفريني "ملت" را براي ساخت و ساز آينده مي‌گشايند. داستان‌ها، برداشت‌هاي ذهني از تصميمات پي در پي شخصيت‌هاي تخيلي هستند، در حالي که "تبيين"ها درباره خود "ما" و نقش "ما" در پيشبرد تاريخ هستند. از اين قرار،  نرخ صحت و دقت "تبيين"ها، به گزينه‌هايي که "ملت" در نهايت انتخاب مي‌کنند و اقداماتي که انجام مي‌دهند بستگي دارد. "ما" هستيم که خروجي تاريخ را تعيين مي‌کنيم، و آن‌چه در اين انتخاب کردن‌ها مهم است، تدوين استراتژي‌هاست. در نتيجه، اين دو ويژگي، براي موفقيت "تبيين"ها کاملاً کافي نيستند و يک عنصر مکمل نياز هست؛ توفيق "تبيين"ها به استراتژي نياز دارد و تدوين استراتژي بر عهده سياستمدار ارشد يا همان "آقاي روحاني" است. "تبيين"ها زماني به رشد و بالندگي مي‌رسند که سياستمدار ارشد در شکل‌دهي آن‌ها عالي عمل کند. در جامعه متکي بر داده و اطلاعات امروز، منابع مطمئن ذهني از محدوديت بيشتري برخوردارند و از اين رو ارزشمندتر از منابع مادي محسوب مي‌شوند. به همين علت، ساخت "تبيين"هاي معني‌دار که شيوه فکر کردن، احساس کردن و عمل کردن ما را دوباره شکل دهد، مهم‌ترين چالش استراتژيک سياستمداران ارشد است. فراموش شدني نيست که در سال 1391، و هنگامي که "تحريم‌هاي فلج کننده" دولت اوباما راه‌اندازي شد، چگونه دولت دکتر محمود احمدي‌نژاد  با مشاركت تك تك وزرا با تحرک قابل ملاحظه، فضاي رواني جامعه را آرام کرد تا سياست‌هاي اصلاح دولت وقت بتواند به درستي و با کمک "ملت" به پيش بروند، طوري که ملت، تا قبل از اعلام نااميد کننده آقاي روحاني، احساسي از "خزانه خالي" نداشتند. نمي‌دانم، چرا؛ ولي واقعيت اين است که هر چند "آقاي روحاني" به نام تدبير و اميد به قدرت رسيدند، ولي از همان روز اول، و با آواز خزانه خالي و آوازهاي نااميد کننده ديگر، دل مردم را خالي کردند. امروز، ديگر حتي هواداران آتشين "آقاي روحاني" در همين انتخابات خيلي اخير هم اذعان مي‌کنند که اين دولت، هر چه بود، "دولت تدبير و اميد" نبود، و کساني همچون حميد رضا جلايي‌پور، بيهوده مي‌کوشند تا خطاي تاريخي خود در حمايت از "آقاي روحاني" را با بلاگردان‌هاي ديگر توجيه کنند. اين دولت، از درون و از جهت التزام به قواعد اصولي حکمراني با دشواري مواجه است، و بايد همه کمک کنيم تا مسير خود را تصحيح کند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9259/1/26828/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha