آرشیو
انتخاب نشریه


امير محبيان در گفتگو با رسالت:
مديريت قدرتمند و پاسخگو، راه گذر از جنگ اقتصادي است

دکتر امير محبيان ،استاد دانشگاه و رئيس مرکز پژوهشي راهبردي آريا  با تشريح چارچوب صحيح مطالبات مردمي گفت: ابتدابايد مشخص کنيم که در فرآيند مطالبه گري، مطالبه کننده چه کسي است؟ مطالب شونده چه کسي است؟ موضوع مطالبه چيست؟ و در چه چارچوبي اين مطالبه‌گري صورت مي‌گيرد؟ طبيعتا اگر ما مطالبه گر را مردم در نظر بگيريم؛ مردم در چارچوب قانون بايد 
خواسته هاي خودشان را اعلام کرده و مطالبه کنند. در اينجا مسئولان و مقامات کشوري هستند که بايد به مردم پاسخ دهند که براي آنها چه کرده اند؟ يا اينکه مطالبات مردم را مورد ارزيابي و پاسخگويي قرار بدهد لذا در اين سطح اين  مطالبه در چارچوب قانون است و در عين حال علاوه بر چارچوب قانون , چارچوب ادب و استدلال منطقي هم هست که مردم در اين چهارچوب نظرات خودشان را اعلام مي‌کنند؛ درخواست خودشان را مطرح مي‌کنند؛ طبعا  مسئولان هم مکلف هستند که به اين پرسش ها و مطالبات پاسخ شفاف و روشن دهن.  
وقتي در شکل کلان به بحث مطالبه گري مي‌پردازيم بايد در نظر بگيريم که اين مطالبات بايد در حد مقدورات باشد؛ نمي‌توان از يک دولت با امکانات محدود، مطالبات نامحدود داشت بايد ارزيابي دقيقي از واقعيت‌ها، 
توانايي ها و امکانات وجود داشته باشد که نهايتا بر مبناي آن مطالبات واقعي را انجام بدهيم .
وي تفاوت سيستم و مديران کارآمد و ناکارآمد را در ميزان پاسخگويي به مردم اعلام کرده خاطر نشان شد: عدم پاسخگويي به عدم کارآمدي باز مي گردد. اگر يک مدير در کار خودش داراي برنامه روشن و دقيق باشد و کارآمد به شمار آيد طبعاً از پاسخ دادن استقبال مي‌کند و مطالبات را با قدرت تمام پاسخ مي‌دهد و مي‌تواند در مقابل ابهامات پاسخ هاي مناسب را مطرح کند. اما اگر يک مدير در کار خودش ناتوان باشد و يا به عبارتي ناکارآمدي بر کار او غلبه داشته باشه طبعا يا به پرسش ها 
پاسخ نمي دهد يا پاسخ هاي مناسب را ارائه نمي‌کنند يا حتي اگر پاسخي هم ارائه کند؛ تلاش مي‌کند با طرح مسائل حاشيه‌اي و يا شخصي کردن مسائل از پاسخ دادن درست طفره برود. بنابراين، اگر ديديم يک مديري از پاسخگويي خودداري کرد يا پاسخ مناسب را ارائه نداد يا به نحوي تلاش کرده حاشيه پردازي کند؛ اين دقيقا نشانگر آن است که اين مدير داراي توان و تخصص لازم در حوزه کاري خودشان نبوده است و يا اگر داراي توان بوده است؛ توانش را  تماما به کار نگرفته است. پس بنابراين دقت در پاسخگويي و نحوه جواب دادن به مطالبات حاکي از ميزان توانمندي يک مدير در حوزه فعاليت خودش است. تفاوت سيستم هاي کارآمد و ناکارآمد در ميزان پاسخگويي مديران در برابر پرسش هايي 
هست که در مقابل آنها قرار مي‌گيرد. به عبارتي مطالبه‌گري قادر است به نحو درست مشکلات يک سيستم را در حل معضلات شناسايي کند. به بيان ديگر مطالبه گري يک ارزيابي مردمي  از کارايي سيستم ها 
براي تعميق و گسترش سيستم کارآمد در مديريت است. براي بهبود سيستم مديريتي حتما بايد روندي را ايجاد کرد که مديران در برابر مطالبات مخاطبان قرار بگيرند؛ اگر توانستند از اين ارزيابي موفق بيرون آيند طبيعتاً سيستم آنها سيستم کارآمدي به شمار مي‌رود و الا آن سيستم ناکارآمد بوده بايد در آن تغييرات جدي صورت پذيرد.
دکتر امير محبيان در خصوص ديدگاه هاي درون زايي و برون نگري اقتصاد کشور گفت:اقتصاد يا 
درون نگر است يا برون نگر. اگر اقتصادي مبتني بر منابع داخلي و با اتکا به توانمندي هاي داخلي حرکت کند اين اقتصاد درون زاست.  حالا اين اقتصاد درون‌زا يک زمان برون نگر هست يا  نگاه به بيرون را به طور کامل قطع مي‌کند و به عبارتي برون نگر نيست طبعاً 
به گونه اي انزوا را پيش مي گيرد که اين منش در دنياي امروز امکان پذير نيست.  به اين دليل که بخش‌هاي مهمي از رويکردهاي اقتصادي در تعامل بين المللي شکل مي‌گيرد؛ از اين رو، رهبري بر اقتصاد درون زا و برون نگر تأکيد کردند يعني اقتصاد ما علاوه بر آنکه بر منابع داخلي و توانمندي‌هاي داخلي تاکيد مي‌کند ظرفيت ها و سيستم هاي بين المللي را هم در نظر مي گيرد. در مقابل اين ديدگاه متکي بر استقلال دروني،نگرش وابستگي هست. اساسا دو ديدگاه در اقتصاد مطرح هست؛ نخست ديدگاهي که معتقد بر استقلال است و ديگر ديدگاهي که بر وابستگي تاکيد دارد.  ديدگاهي که مبتني بر وابستگي هست معتقد است که سياست اقتصاد جهاني در حال حاضر امکان استقلال را فراهم نمي کند و اساساً استقلال نه ممکن است و نه مفيد .اينان برآنند که بايد از طريق وابستگي به نظام‌هاي اقتصادي قدرتمند ، اقتصاد و منافع خودمان را  به پيش ببريم ؛ اين ديدگاه‌ها که مبتني بر سياست وابستگي عمل مي‌کنند. نمونه هايي در سطح دنيا دارند که لزومي به ذکر آنها  نيست. اما با توجه به رويکرد انقلاب اسلامي که استقلال را در همه حوزه ها توصيه مي کند چنين ديدگاهي براي ما قابل پذيرش نيست.
  وي در اين باره افزود: ما معتقد هستيم که با منابع و امکانات داخلي و  با اتکا به قدرت داخلي اقتصاد را پيش ببريم اما اين به معناي اين نيست که ما سياست 
انزوا طلبانه اي را دنبال کنيم بلکه مي‌کوشيم چه در حوزه واردات چه در حوزه صادرات با دنيا تعامل داشته باشيم؛ تکنولوژي ها و فناوري هاي نو را به کشور وارد کنيم. اما در تمامي اقدامات يک نکته را در نظر مي‌گيريم و آن اين که  اقتصاد براي مردم ايران طراحي مي‌شود نه آن که اقتصاد را  به گونه‌اي به کار ببريم که در نهايت هنجارها ارزش‌ها و منافع بيگانگان را تامين کند چرا که اين روش با ارزش ها و آرمان هاي 
انقلاب اسلامي همخوان نيست 
وي در پايان با تشريح راهکارهاي رسيدن به اقتصاد برون زا خاطر نشان شد: براي رسيدن به اقتصاد 
درون زا همه عوامل موثر بايد در نظر گرفته شود. پيش از همه عزم و اراده است که مسئولان کشور و مردم يک کشور بايد عزم داشته باشند تا اقتصاد و کشور را از وابستگي نجات بدهند و پايه‌هاي آن کشور و اقتصاد را بر مبناي توانايي ها و منابع داخلي مستقر کنند. در اين چارچوب قانون گذاري درست، نظارت صحيح، مديريت قدرتمند و برنامه‌ريزي دقيق مي‌تواند کمک  کند. عدم وجود هر يک از عوامل فوق باعث ناقص شدن اين روند شده و عملاً شاهد آن خواهيم بود که مقدمات، نتيجه لازم را تامين نمي کند.
 البته نبايد فراموش کرد که اقتصاد ، بخشي از يک سيستم گسترده به نام حکمراني است. به عبارتي همه نهادها و اجزاي يک سيستم بايد با همديگر براي رسيدن به يک هدف همکاري کنند. اقتصاد بويژه اقتصاد درون زا  براي اينکه به نتيجه مطلوب برسد؛ لازم هست که همه بخش هاي مختلف يک سيستم يا يک نظام سياسي، اقتصادي و فرهنگي در مسير هم قرار بگيرد و يک هدف روشن را  تامين کند. بعبارتي نمي توان اقتصاد حرکتي درون‌زا داشته باشد اما فرهنگ يا عزم ملي آن را پشتيباني نکند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9257/1/26699/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha