آرشیو
انتخاب نشریه


هزينه هاي بازي قاره سبز در زمين واشنگتن
زمزمه هاي جدايي اروپا از آمريکا

سعيد سبحاني 
 اين روزها، متعاقب وضع تعرفه هاي گمرکي بر فولاد و آلومينيوم وارداتي اروپا ( از سوي دولت ترامپ) ،بسياري از شهروندان و حتي برخي سياستمداران اروپايي بر لزوم جدايي اروپا از آمريکا تاکيد مي کنند. از سوي ديگر،‌اقدامات يک‌جانبه گرايانه دولت ترامپ مبني بر خروج از توافق هسته اي 
و خروج از پيمان آب و هوايي پاريس،خشم اروپاييان از آمريکا را دوچندان ساخته است. 
 زماني که در تاريخ هفتم فوريه سال 1992 ميلادي پيمان ماستريخت يا همان پيمان "اتحاديه اروپا" بين سران 12 کشور عضو جامعه اقتصادي اروپا منعقد شد، اروپاييان بر اساس قرائت و تفسير رئاليستي خاصي که نسبت به مقوله قدرت داشتند ، خود را موظف به بازي در زمين ايالات متحده آمريکا مي دانستند. اتحاديه اروپا درست در زماني تشکيل شد که اتحاد جماهير شوروي فروپاشيده بود و ساختار نظام دو قطبي به نظام تک قطبي تبديل شده بود. اروپاييان در سال 1992 فرصت طلايي استقلال از آمريکا را از دست دادند! اگرچه برخي مفسران اروپايي معتقد بودند تجميع قدرت کشورهاي اروپايي با يکديگر به مثابه عرض اندامي موثر در برابر يکه تازي اقتصادي و سياسي آمريکا در نظام بين الملل خواهد بود اما نگاه زيرساختي اکثر کشورهاي اروپايي که خود را جزئي از شبکه "حامي-پيرو" تشکيل شده پس از فروپاشي کمونيسم ( به رهبري آمريکا ) 
مي دانستند، منجر به تعريف " توان جمعي اروپا" در زمين بازي آمريکا شد. اگرچه پس از گذار بشريت به هزاره سوم و متعاقب شکست آمريکا در جنگ عراق و ابتر ماندن بسياري از طرح هاي بين المللي کاخ سفيد و بازتعريف قدرت روسيه، چين و هند عملا دوران نظام تک قطبي به پايان رسيد، اما بسياري از کشورهاي اروپايي به بازي سنتي خود در زمين آمريکا ادامه داده اند.
تعهد پذيري نانوشته و وقيحانه بسياري از کشورهاي اروپايي در خصوص حمايت بي قيد و شرط از رژيم اشغالگر قدس مقوله ديگري‌است که هزينه هاي سياست خارجي اتحاديه اروپا را افزايش داده و متعاقبا از فايده هاي آن کاسته است. آنچه در جريان حملات وحشيانه رژيم صهيونيستي به نوار غزه رخ داد و خروش گروههاي مختلف اروپايي عليه سياستمداران اين مجموعه، سبب شد تا حتي برخي سياستمداران اروپايي مانند مرکل  که حمايت آنها از جنايات نتانياهو عليه زنان و کودکان و مردم بي دفاع فلسطين زبانزد خاص و عام مي باشد، در نهايت ناچار به موضع گيري در برابر تل آويو شوند. "حمايت از رژيم صهيونيستي" تعهدي است که ايالات متحده آمريکا به صورت خاص آن را در دامان اروپا قرار داده و هر سال و هر ماه بابت اين تعهد پذيري از تک تک کشورهاي اروپايي و نهادهاي امنيتي آنها بازخواست 
مي کند. حتي کشورهايي مانند سوئد و نروژ که نسبت به ديگر کشورهاي اروپايي به صورتي پررنگ تر شهرک‌سازي هاي 
غير قانوني رژيم صهيونيستي و ديگر موارد نقض حقوق بشر در کرانه باختري و غزه را مورد توجه قرار داده بودند با خشم مقامات امنيتي آمريکا و اسرائيل مواجه شدند. در حالي که مطابق آخرين نظرسنجي هاي صورت گرفته و به طور متوسط بيش از 60 درصد شهروندان کشورهاي اروپايي از رژيم صهيونيستي نفرت دارند، سران کشورهاي اروپايي هنوز جرات و قدرت انتقاد از اسرائيل را ندارند! همين مسئله خشم اکثر گروههاي مستقل حقوق بشري در غرب را از سران اروپايي برانگيخته و منجر به تشديد شکاف در روابط ملتها و دولتهاي اروپايي شده است .
اتحاديه اروپا جهت از بين بردن هزينه هاي ناشي از بازي در زمين آمريکا ، چاره اي جز پوست اندازي کامل و تغيير جهت ملموس خود در حوزه هاي اجتماعي،سياست داخلي، اقتصادي و سياست خارجي ندارد.وجود سياستمداران بحران‌سازي مانند توني بلر، ديويد کامرون، نيکلا سارکوزي ، ترزا مي و ....به اندازه کافي منجر به عقبگرد اروپاي واحد در نظام بين الملل گرديده است! به نظر مي رسد پا پس کشيدن سياستمداران کهنه کار وبا تجربه تر اروپايي مانند " ژاک شيراک"،" دو ويلپن"، " گرهارد شرودر"،" واسلاو کلاوس" و ....از آتشي که نسل جديد سياستمداران اروپايي آن را بر افروخته اند بيش از اين به صلاح اروپاي واحد نباشد! اروپا در آستانه انفجاري بزرگ است .چنانچه مشاهده مي شود، پيروي از سياستهاي آمريکا نتيجه اي جز افزايش تصاعدي و روزانه هزينه هاي اقتصادي، استراتژيک، سياسي و اعتباري اتحاديه اروپا به همراه نياورده است. چشم اندازي که مقامات اروپايي در سال 1992 و در بدو امضاي پيمان ماستريخت متصور بودند، اروپايي مقتدر و با ثبات و مستقل بود نه اروپايي بحران زده که اصلي ترين دغدغه آن پس از سالها  صيانت هزينه بر از پيمان هاي بنيادين آن باشد.
اخيرا وزير دارايي فرانسه در سخناني توفاني، سياستهاي دونالد ترامپ رئيس جمهور ايالات متحده آمريکا را به چالش کشيده است.«برونو لومر» تاکيد کرده است که پاريس به دنبال مدت زماني طولاني تر از واشنگتن، جهت فعاليت شرکتهايي مانند رنوو توتال (در ايران) 
مي باشد. اما نقطه اوج سخنان وزير دارايي فرانسه جايي بود که وي سياستهاي کلان اقتصادي کشورهاي اروپايي در قبال ايالات متحده را به چاليش کشيد: «کشورهاي اروپايي بايد موضع محکم تري عليه دولت آمريکا با توجه به اقدام اين کشور در زمينه توافق هسته‌اي اتخاذ کنند و به بندگان آمريکا تبديل نشوند. آيا ما مي‌خواهيم در حالي که سر مان را به زير انداخته‌ايم، فرمانبردار آمريکا باشيم يا مي‌خواهيم بگوييم که منفعت اقتصادي داريم و همچنان به تجارت با ايران ادامه خواهيم داد. اکنون زمان آن فرا رسيده که شرکت‌هاي اروپايي چشم‌هاي خود را باز کنند. اروپا نيازمند ساختار مالي جديدي است که از آمريکا مستقل باشد».
بدون شک، کمترين ترديدي در صحت سخنان وزير اقتصاد دولت امانوئل ماكرون وجود ندارد. عدم استقلال اقتصادي اروپا (حتي پس از تشکيل اتحاديه اروپا) و وابستگي ساختار اقتصادي اروپا به آمريکا، که نمونه آن را در سرايت بحران اقتصادي ايالات متحده به قاره سبز از سال ۲۰۰6 ميلادي تا کنون مشاهده کرده ايم، بسياري از افراد دغدغه مند و شهروندان کشورهاي مختلف اروپايي را آزار مي دهد. وقوع بحران اقتصادي سال 2006 ميلادي در ايالات متحده آمريکا ( که با ايجاد بحران مسکن در اين کشور کليد خورد ) 
و تسري آن به اتحاديه اروپا موضوع ديگري است که حتي براي اقتصاددانان اروپايي نيز همچنان مايه تاسف است! ايجاد پيوستگي اقتصادي و تجاري کشورهاي عضو اتحاديه اروپا با ايالات متحده آمريکا از يک سو و ناتواني سران اروپايي در مواجهه با بحران بدهي هاي خارجي خود سبب شد تا بحران اقتصادي آمريکا به بدترين نحو ممکن به همه کشورهاي اروپايي سرايت کند. در اين ميان‌برخي کشورهاي اروپاي جنوبي و شرقي ( مانند يونان، پرتغال، اسپانيا و ...) بيش از ديگر کشورها آسيب ديدند.نکته قابل تامل اينکه کشورهاي اروپايي خارج از اتحاديه اروپا و منطقه يورو ( به طور خاص دو کشور نروژ و سوئيس) نسبت به ديگر کشورهاي عضو يورو و اتحاديه اروپا کمتر در معرض آسيبهاي ناشي از بحران اقتصادي قرار گرفتند.
به عبارت بهتر، نه تنها عضويت در اتحاديه اروپا و منطقه يورو منجر به مصونيت اعضاي اين مجموعه در برابر بحران اقتصادي نشد، بلکه به عاملي تسريع کننده در تسري اين بحران به ساير کشورهاي عضو تبديل شد.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9256/1/26528/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha