آرشیو
انتخاب نشریه


بسيج و امنيت ملي

محمدكاظم انبارلويي
anbarloee.ir
 مقوله امنيت ملي در گفتمان امام (ره) در لابه‌لاي رهنمودها و بيان دغدغه‌هاي ايشان براي صيانت از انقلاب، اسلام و نظام را 
مي توان درك كرد. مهم‌ترين مسئله‌اي كه امام (ره) را در حفظ امنيت ملي دغدغه مند مي‌كرد، وابستگي كارگزاران نظام به شرق و غرب و خودباختگي آنها در برابر ابر قدرت‌ها بود. تكيه بر ملت و توانايي‌هاي پايان ناپذير قدرت مردم از مهم‌ترين اركان حفظ امنيت ملي از ديدگاه امام (ره) محسوب مي شود. از ديدگاه امام، رابطه دولت و ملت هنگامي قوام بخش امنيت ملي است كه حكومت بر بدن‌ها نباشد بلكه بر قلب‌ها باشد. 
مقوله ديگري كه از ديدگاه امام (ره) تهديد امنيت ملي محسوب 
مي شود، رفاه زدگي مردم وكاخ نشيني مسئولين است. 
تفاوت گفتار وعمل مسئولين كه منجر به بي اعتمادي مردم به آنان مي شود، از موارد مهم تهديد امنيت ملي است. اين تهديد، كاخ اميد را بر سر مردم ويران نموده و بي اعتمادي را در جامعه رايج مي‌كند. اين مهم منجر به فاصله فهم مردم از نخبگان جامعه مي شود و هرچه اين فاصله عميق تر شود اثرات خود را روي امنيت ملي مي گذارد. تضعيف روحانيت كه قشري پيشرو و پيشتاز در انقلاب اسلامي است و كنار گذاردن روحانيت از مديريت جامعه نيز از ديگر موارد تضعيف امنيت ملي از ديدگاه امام (ره) است. 
روحانيان، پاسداران اصلي و سربازان خط مقدم صيانت از مباني نظام و اسلام و قرآن هستند. آنها دژ نيرومندي هستند كه اجازه ورود كفار، مشركين و منافقين به جامعه اسلامي و اخلال در نظام فكري و جامعه ديني را نمي دهند. لذا از مؤلفه‌هاي مهم و تعيين كننده در مقوله امنيت ملي هستند.
قانون گريزي و قانون ستيزي، رويكردي ضد امنيت ملي است. قوام جامعه اي سالم و منضبط، بسته به رعايت قوانين و آن هم قوانيني كه روي حكمت وضع شده، مي‌باشد. كساني‌كه در جامعه بنايشان مبارزه با قانون و زير پا گذاشتن مقررات جامعه اسلامي است، تهديد امنيتي محسوب مي شوند. به همين دليل تضعيف نهادهاي قانوني و شرعي نظام كه متضمن رعايت قانون مي باشد، رويكردي ضد امنيتي است. 
تقريباً همه موارد ياد شده در باب مقوله امنيت ملي به بهانه ها و مناسبت‌هاي گوناگون از سوي مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله العظمي 
خامنه‌ اي در تعيين و تفسير خط امام (ره) و گفتمان انقلاب اسلامي بيان شده است. 
نسبت بسيج با امنيت ملي در همين جا خود را نشان مي دهد. يك بسيجي فردي است كه با اعتقاد به اسلام و روحانيت به دنبال اجراي احكام الله در جامعه اسلامي است. او در برابر وابستگي مسئولين به اجانب و پيروي خط آمريكا در داخل، تا پاي جان مي‌ايستد. لذا سقوط ليبرال‌ها و منافقين در دهه اول انقلاب كه بزرگ‌ترين تهديد امنيت ملي بود، به دليل ايستادگي بسيجيان در سنگر صيانت از انقلاب به سهولت انجام پذيرفت.
بسيجي جماعت، سلطه اجانب بر مقدرات كشور را برنمي تابد. عناصري كه در داخل دنبال تضمين سلطه اجانب هستند در هر لباسي كه باشند، از رصد هوشمندانه بسيجيان دور نيستند و دير يا زود در تور مجازات مردم گير خواهند كرد. بسيجي جماعت دنبال دنيا و زخارف آن نيست. او چه در ادارات و ارگان‌هاي انقلابي، چه در زير سقف كارخانه، چه در فضاي كوه و بيابان در عرصه زراعت و سازندگي و چه در صحنه‌هاي نبرد در صحراهاي خشك و سرد و گرم عراق و سوريه، با يك لقمه مختصر جيره جنگي مي سازد و از انقلاب و اسلام و نظام دفاع مي كند. در منطق يك بسيجي، صيانت از امنيت ملي هر هزينه‌اي داشته باشد از پرداخت آن ابا ندارد. او جان شيرين خود را بر اين پيمان گذاشته و نهايت آرزو و آورده خود را در اين ميدان، شهادت مي داند. 
يك بسيجي، قانونمدار است و در مدار قانون در جامعه حركت مي كند. سرعت اين حركت بر اساس «علم» و «عدل» تنظيم مي شود، چرا كه شاكله عقلي او با  مسجد در كنار علماي عامل به احكام الله عجين شده است. امر به معروف و نهي از منكر راهبرد اصلي او براي شكل گيري جامعه ديني است. او چون شمع مي سوزد تا به جامعه خود روشنايي ببخشد. 
شهيد محسن حججي با آن شهادت حماسي خود كه آتش به خرمن احساسات و عواطف جامعه زد، نمونه‌اي روشن و 
مثال زدني از يك بسيجي است. حججي ها امروز پايه و ركن امنيت ملي ما هستند. آنها كيلومترها از خانه و كاشانه خود و به دور از مرزهاي جغرافيايي ايران رفتند، «سر» دادند تا جامعه ما «سرپا» بماند. اگر او و شهداي مدافع حرم نبودند، امروز ما با تلّي از خاك و خاكستر و شهرهاي ويران با مردمي آواره روبه‌رو بوديم، مردمي كه به شدت سلاخي شده بودند و نواميس آنها توسط قومي بدتر از مغول و تاتار مورد تجاوز و هتك حرمت قرار گرفته بود. درك يك بسيجي از مقوله «امنيت» به ويژه امنيت ملي، يك درك ظاهري و صوري نيست. اين درك با تفكر او در باره عالم «قبر» و «قيامت» آميخته است. به همين دليل هيچ ارتش منظم و غير منظم، چريكي و غير چريكي و ميلشيايي از جنس منافقين، حريف بسيج و بسيجي 
نمي شود. او به اين ادراك الهي رسيده است؛ بكشد «پيروز» است و شهيد شود «پيروزتر»!
40 سال است همه قدرت‌هاي جهان جمع شده‌اند تا بساط انقلاب اسلامي را به هم بزنند اما نتوانسته اند. اگر 40 سال ديگر هم تلاش كنند، تا موقعي كه منطق بسيج و تفكر و تعقل بسيجي وجود دارد، نخواهند توانست اندكي به امنيت ملي ما آسيب وارد كنند. 
فتنه 18 تير 78 و فتنه 8 ماهه سال 88 نمونه‌اي از ريزش ها در انقلاب به ويژه مسئولين آلوده به وابستگي به اجانب و آرميده در كاخ‌ها و رميده از ملت بود. آنها با شورش عليه اسلاميت و جمهوريت، در برابر بسيج ايستادند و بسيجيان، آنها را به موزه تاريخ سپردند. رويش‌هاي جديد كه در باغ و بستان بسيج روييد، طراوت، سرزندگي و شادابي انقلاب را حفظ كرده است. اين رويش‌ها متضمن امنيت ملي، رفاه مردم و سرافرازي ايران است.‌ قدر نعمت بسيج را بدانيم و شكرگزار خدا باشيم. 

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9091/1/2586/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha