آرشیو
انتخاب نشریه


به مناسبت سالگشت آغاز امامت حضرت حجت بن الحسن عسکري (عج) عنوان شد:
انتظار؛ کرامت و کوشايي

سيد مسعود علوي
در آستانه سالگشت آغاز امامت واسطه غيب و شهود، حضرت مهدي موعود (عج) هستيم، روزي که آسمان، فزون از هماره، انوار نازله خويش را به خاکيان ارزاني مي دارد و نسيم نور و باران بهاران آفرينش، خداخوان و خرامان، وزان و ريزان است.
خداوند خبير و حي حکيم، با عنايت و عطوفت خويش، آنگاه که انسان را بيافريد و او را از نايره نيستي به دايره هستي فراآورد، از ميلاد حيات تا ميعاد مرگ او ديده از اين موجود ماجد برنگرفت. آفريدگار حکيم تا روز نشور نيز آفريدگان خويش را، لحظه لحظه از لحاظ جسم و جان، کفايت و کفالت نموده و براي رزق مادي و معنويشان واسطه ها مهيا فرموده است و به گفته استاد عزيز، حاج محمد اسماعيل دولابي (ره)؛ ما مردم، مقام والايي نزد خداوند داريم چرا که بهترين مخلوقات خويش را براي هدايت ما برگزيده و فرستاده است؛ خصوصاً از خاتم رسولان (ص) تا خاتم اوصياء (عج). شايسته نيست اين گونه الطاف و عنايات خالق خويش را ناديده بگيريم و باعث آن شويم که امام رئوف مان از لحظه ميلاد تاکنون و تا آينده اي نامعلوم از نظرها غايب شود و حکومت عدل جهاني را به تعويق اندازد. چه اينکه برخي علماي سلف از جمله خواجه نصيرالدين طوسي، علت اصلي غيبت امام زمان (عج) را سستي و سهل انگاري مردم دانسته اند. اين فتور و فراموشي، ناشي از ناشناختن امر هدايت تشريعي الهي و واسطه اين رهنموني - حجت خدا در روي زمين - است که هرگز خداوند، بندگان خويش را از زمان حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم (ص) و تا زمان حاضر و تا برهه قيامت از وجود حجت الهي، محروم نساخته و نخواهد ساخت اگر چه قدر او نشناسند و حتي فراخوانشان به سوي صلاح و فلاح را نپذيرند.
همان گونه که مولاي مؤمنان علي (ع) درآخرين وصيت به خويشان و شيعيان خويش، نسبت به سبقت بيگانگان از شيعه در زمينه شناخت و عمل به قرآن، هشدار داد، اين هشدار تاريخي در خصوص قرآن ناطق عصر ما نيز مصداق دارد و بايد برحذر باشيم از اينکه ديگران در ادراک مقام و منزلت و قيام و حاکميت حضرت مهدي (عج) از ما پيشي بگيرند، کما اينکه يکي از صاحبنظران مسائل مهدويت مي گفت با کمال تاسف، بسياري از کشورها - حتي کشورهاي غربي - در زمينه مباحث تئوريک مربوط به حضرت ولي عصر (عج) از ما جلوترند.
نکته ديگر اينکه در مبحث انتظار مي توان انواع و اقسام گوناگوني را احصا نمود از جمله؛ انتظار دروني (با نماد اندوه و آه و اشک و اشتياق) و انتظار عملي (با صلاح و اصلاح و اقتدا به مقتداي منتظران). منتظر مصلح نه تنها 
بايد خودش صالح باشد بلکه بايستي مصلح نيز بوده و نسبت به آحاد مردم پيرامون خويش مصلحت جو و دلسوز باشد. مگر نه اين است که مولاي ما مهدي (عج) براي هدايت و اصلاح امت اسلام، اين گونه پذيراي رنج و تبعيد و غيبت و بذل مهجه (خون دل خوردن) شده و خار در چشم و استخوان در گلو، همراه با منتظران، انتظار فرج آل محمد (ص) را مي کشد. ما درعمل چه کرده ايم که اندکي همرنج امام خويش شويم؟ آيا اقامه کننده 
فريضه امر به معروف و نهي از منکر هستيم؟ آيا خدمت به مردم، سرلوحه اعمال ماست؟ آيا به رسولان امام عصر (عج) - روايت احاديث اهل بيت (ع) و فقهاي آل محمد (ص) - اقتدا مي کنيم و در حوادث واقعه به برترين آنان -ولي فقيه - که بر چکاد کوهسار فقاهت واقع است پناه مي آوريم؟ برخي از ما درعقيده و عمل به اين باور نرسيده ايم که اختيارات ولي فقيه همانند اختيارات رسول خدا و ائمه معصومين عليهم السلام است و طبق معارف شيعي، اطاعت از مقام ولايت فقيه، اطاعت از رسول خدا و آل الله مي باشد. با مشاهده برخي از صحنه هاي سياسي و حرکات و سکنات بعضي از دولتمردان و مسئولين مملکتي، عکس اين قضيه، مصداق مي يابد!
منتظر حقيقي فرج، باب برکات آسمان را درغيبت حضرت قائم (عج) بسته نمي بيند. کما اينکه خود حضرت فرمود درزمان غيبت، همانند خورشيد پشت ابر هستم؛ بدين معني که آفتاب وجود مقدس او پيوسته و بي زوال، بر عرصه انتظار مي تابد، چه شعاعي فروزان تر و فراگيرتر از ولايت فقيه که به باور ناب شيعه، از آثار وجودي مقتداي منتظران و امام زمان (عج) است و مصاديق بارز آن فقيهان و مطيعان محض مولا - که درعصر حاضر در وجود دو گوهر گرانسنگ آسماني- امام خميني (ره) و حضرت آيت الله خامنه اي - تجلي يافته، مي باشند. به مدد اين دو تجلي مهرآگين مهدوي از بسياري از برهه هاي 
بحراني و فتنه هاي فراگير رهيده ايم و پايدار و پويا درميان امواج موّاج حوادث واقعه، پيش مي رويم و با دلي آرام و مطمئن، لحظه هاي زندگي را به آنات عبوديت و تعالي الهي پيوند مي دهيم.
ولايت فقيه از امور واضح و مسلم فقه شيعه بوده و از پشتوانه عقلاني و منطقي غني و قوي برخوردار است و به بيان مقام معظم رهبري، قابل دفاع ترين اصل فقهي است. افراد مغرض يا ناآگاهي هستند که مي گويند 
اين اصل از ابتکارات امام خميني (ره) بوده و قبل از آن جايگاهي در فقه و فقاهت نداشته، در حالي که با اندکي تتبع در ادوار فقه شيعي، خواهيم ديد اين موضوع و مبحث از ديرباز جزء ارکان مباحث فقهي بوده است اما علما و فقهاي عزيز، مجال بروز و بسط و شرح تامّه آن را نداشته اند. حضرت امام خميني (ره) حرکت عظيم و خطيري که دراين مورد انجام دادند، گسترش ريشه دار مبحث ولايت فقيه و کارآ و کاربردي ساختن آن همراه با ارائه استدلالات و براهين روشن بود. همچنين اين مسئله به صورت خلق الساعه نبود که زمان بروز و طرح آن در ايام پديداري و پيروزي انقلاب اسلامي ايران باشد. حضرت امام اين مبحث را از سال 1347 شمسي در نجف اشرف طي جلسات متعدد مطرح فرمود و نوارهاي آن نيز در سال 1348 به ايران رسيد.
ولايت فقيه به رغم تبليغات سوء و شبهه افکني هاي موجود پيرامون آن - که مي گويند حکومت مطلقه فردي توتاليتر، استبدادمآبانه و خودکامگي است - 
آزاد انديشانه ترين و دموکراتيک ترين نظام هاست. در اين نظام الهي بايد کسي رأس کار بيايد که اهل تخلف و انحراف نباشد؛ و اگر دچار لغزش و انحراف و تخلفي شود، خود به خود از اين جايگاه قدسي، منعزل مي شود، حتي نياز به عزل او از جانب قواي گوناگون نظام و مردم نيست. اين امر به دليل شرايط احراز اين مقام است که از جمله اين شروط، عدالت است و در فقه اسلامي، آن قدر دايره شرط عدالت را محدود ساخته اند که بعضي ارتکاب مکروه را نيز باعث خدشه وارد ساختن به آن مي دانند، چه رسد به ارتکاب حرام الهي، آن هم در سطحي که مصلحت ملي، ناديده گرفته شود.
زمان شناسي نيز از شرايط و ضمانت هاي اجرايي ولايت فقيه است که اين نيز بازمي گردد به عزتمندي و نفوذناپذيري تصدي کننده اين مقام والا. اگر ولي فقيه، زمان آگاه و دشمن شناس نباشد و مکاتب و نحله هاي فکري و سران ممالک و سيره سياسي آنان را نشناسد، در برابر سياست بازي ها و اغواگري هايي که خصيصه  ديپلماسي هاي جهاني است منفعل شده و تصميمات او تحت فشارها و شرايط روز يغماگران و سلطه جويان دنيا اتخاذ خواهد شد. در حال حاضر، گرفتاري انسان ها 
و زير پا گذاشته شدن حقوق آنان منبعث از همين بي عدالتي ها و نفوذپذيري هاي سران و صاحب نظران سياسي دنياست. پس ولايت فقيه را بيهوده واپسگرايي و ارتجاع مي خوانند، در حالي که يک نظام برتر و بديع در سطح جهاني است و مي تواند نداي آزادي خواهي و عطشناکي ستمديدگان را به خوبي پاسخگو بوده و از تزوير و عوام فريبي هاي موجود به دور باشد.
ضمن آنکه اين نظام کاملاً دموکراتيک است و با سازوکار دموکراتيک شکل مي گيرد. ولي فقيه با يک واسطه -مجلس خبرگان - توسط رأي مردم انتخاب شده و حتي در دوره تصدي، اين مقام تحت نظارت اين نهاد مردمي قرار دارد؛ نظارتي که ديگر نظام هاي جهاني فاقد آن است و مردم فقط رأي دهنده هستند و در طول حاکميت فرد مورد نظرشان هيچ اطلاع و نظارتي نسبت به اعمال و سياست هاي داخلي و خارجي او ندارند.
با اين حال، آنان که نظام سياسي شان پشتوانه فکري و فرهنگي قوي و مستدلي ندارد و بعضاً مطرود و منفور نيز هستند به تبليغ مکتب و نحله و نظام خويش مي پردازند 
و حتي بحث جهاني سازي را در بوق و کرنا مي کنند ولي در کشور ما نه تنها به تبليغ نظام الهي ولايت فقيه نمي پردازند بلکه برخي از خواص ما به دليل ترس از انگ خوردن ها و اتهام هاي واهي، دم فروبسته اند و از سويي ديگر بعضي از خواص مفتون غرب، اغواگشته و خود باخته، ولايت فقيه را با عناوين شرم آوري چون استبداد و حکومت مطلقه فردي، مورد هتک و هجمه قرار مي دهند. دانشگاهيان عزيز و متعهد ما برخود فرض بدانند که با بحث و بررسي پيرامون مبحث ولايت فقيه و همفکري و همگرايي با حوزويان در اين خصوص، و نيز آگاه سازي اقشار مختلف به دفع و خنثي سازي و بازدارندگي دربرابر هجمات فکري و فرهنگي کينه ورزان بپردازند. دشمنان ما اکنون با مبحث «ولايت» به معناي حکومت، مشکلي ندارند، آنان با «فقيه» مخالف هستند و مي دانند اگر ولايت و حاکميت در دستان سعادت بخش «فقيه» باشد، دين به معناي حقيقي و عيني در جامعه حضور يافته و مبادي نفوذ فکر و فرهنگ مادي گرايانه و پوچ انگارانه غرب بسته خواهد شد. مي دانند که تا اين جايگاه رفيع در جامعه موجود است توطئه ها و دسيسه هايشان اگر چه باعث زحمت و گرفتاري خواهد شد، اما هيچ خللي در ارکان نظام اسلامي ايجاد نخواهد کرد.
از معاني لغوي مهم «ولايت»، پيوستگي و همگرايي است که متأسفانه با اينکه بسياري از جهانيان حتي دشمنان آيين و ميهن ما اين مفهوم را دريافته اند، برخي دوستان از اين معنا غافلند. در نظامي که مرکزيت آن «ولايت» فقيه است، صفوف و قلوب ميليون ها مردم به هم پيوسته است و «فقيه» موجب آشنايي و انس پيوسته مردم و مجموعه نظام با معارف و معالم ديني و ادراک صحيح متون وحياني و روايي و عدم انحراف از اسلام ناب محمدي (ص) مي باشد؛ و اين خوشايند اهل سلطه و استکبار نيست. 
به ياري منصور اهل بيت، حضرت حجت ارواحنا له الفدا ، آغاز امامت با جلالت ايشان، آغازي باشد بر آگاهي و بيداري دوباره ما براي بصيرت بيشتر نسبت به اداي حق امامت و ولايت. بر اين اساس، لازم است دانشوران و پژوهشگران با جهد و جد بيشتر به تبيين مباحث نظري انتظار، ظهور، قيام و حکومت عدالت گستر 
مهدوي بپردازند و نهادهاي تبليغي و رسانه ها و يکايک منتظران موعود، تحقق بخش جلوه هاي عملي انتظار شوند و با اصلاح درون و برون، بر کميت و کيفيت منجي گرايي جهاني بيفزايند. 
حضرت امام زمان ارواحنا فداه - که در آستانه آغاز امامتش هستيم - ان شاء الله تعالي حکومتي جهاني را تشکيل خواهد داد که نمونه اعلاي مردمسالاري ديني، همانند حکومت پنج ساله جد بزرگوارش امير مومنان علي (ع) است؛ يعني از سويي يکي از اهداف عاليه قيام جهانگير مهدوي و تشکيل حکومت جهانشمول ايشان، ايجاد قسط و عدل و آزادي و رفاه همه جانبه مردم است و از سويي ديگر، مشارکت مردمي از لحظه قيام تا تأسيس حکومت، در سطحي بالا و فراگير وجود دارد.
همان طور که تمام حکومت ها از ميان آحاد مردم، افرادي را که شرايط خدمت نظامي و انتظامي به کشور را دارند فرامي خوانند و به عنوان سرباز به کار مي گمارند، حکومت جهاني حضرت حجت (عج) نيز نيازمند وجود سربازان فداکار است؛ با اين تفاوت که سربازي در حکومت هاي 
کنوني، امري اجباري و ناگزير است و عموم سربازان براي اتمام دوران مشموليت خويش روزشماري و حتي لحظه شماري مي کنند اما سرباز امام زمان (عج) با رغبت و اختيار به سپاه سعادت آفرين مهدي موعود (ع) 
مي پيوندد و باقي ماندن در اين کسوت و عدم خروج از صف سپاهيان مهدويت را با جان و دل آرزو مي کند. سربازان حکومت هاي فعلي براي آغاز دوران خدمت، بايد از سلامت جسماني برخوردار باشند و سلامت ايمان و عقيده آنان ملاک و معيار پذيرش آنها نيست اما سرباز امام زمان، وقتي پذيرش خواهد شد که از سلامت کامل معنوي و عقيدتي برخوردار باشد، اگر چه واجد سلامت کامل جسماني نباشد.
سربازان پادگان ها قبل از وقوع جنگ، در آرامش نسبي به سر مي برند اما سرباز امام زمان (عج) قبل از وقوع جنگ و قيام مهدوي، فشارها و سختي هاي بسياري را تحمل مي کند و هر درد و رنجي را به جان مي خرد اما پس از يک نبرد جهاني و قيام قيامت آسا و پس از تشکيل حکومت عدل مهدوي، در آرامش و آسايش کامل به سر خواهد برد و از نعمات و برکات بي شمار آن عصر بي بديل، بهره مند خواهد شد.
سرباز صاحب الزمان (عج) ارواحنا لتراب مقدمه الفدا ، واجد ويژگي ها و فضايل و خصايل حسنه اي است که او را از ساير سربازان متمايز مي سازد و هر انديشمند و صاحب دلي را به تحسين وامي دارد؛ سربازي امام زمان، کار ساده اي نيست؛ هم توانايي جسمي و آمادگي رزمي مي خواهد، هم آمادگي روحاني و معنوي. سرباز حضرت قائم (عج) فقط به خودسازي نمي انديشد و دگرسازي نيز براي او يک اصل است و امر به معروف و نهي از منکر از آموزه هاي دوره آموزشي سرباز حضرت ولي عصر (عج) است. او همانند فرمانده معظمش، هم صالح است و هم مصلح. چنين سربازي نه تنها قدرت ظاهري و جسماني اش بلکه قدرت باطني و قلبي او نيز تحت ولايت فرماندهي است و از آن مهم تر اينکه محصور و محدود در يک چهارديواري نيست و تمام عرصه  زمين و زمان، جزء قلمرو نامحدود اين سپاه الهي است و در هر کجا و درهر زماني که باشد به دژبان و مراقب نياز ندارد و خود او يک ناظر و مراقب فرهنگي، اجتماعي، سياسي، هم نسبت به خود و هم نسبت به سايرين است. او مسئوليت پذير است و هر چه بر علم يا ثروتش افزوده شود، اصل مسئوليت پذيري اش نقصان نمي پذيرد. قدرت را در خدمت سرمايه قرار نمي دهد بلکه تمام سرمايه مادي و معنوي خود را در خدمت قدرت و حاکميت الهي قرار مي دهد و خودش در پايين ترين 
سطح معيشتي زندگي مي کند و به ثروت اندوزي شخصي در شرايط قبل از ظهور مولاي خويش به ديد يک گناه نابخشودني مي نگرد.
اميد به آينده و انتظار سازنده براي سرباز حضرت مهدي (عج) 
يک اصل مسلم است که منبعث از عقيده به مهدويت 
مي باشد. بر اين اساس است که استعمارگران از ديرباز براي پيشبرد مقاصد خويش، اين عقيده اميدآفرين را مانع و رادعي بزرگ يافته و درصدد بوده و هستند که يا آن را از ميان بردارند يا همين عقيده تحريک و ترغيب کننده 
را به يک عقيده تخدير و تخريب آميز تبديل نمايند و مدام، اين مسئله را القا کنند که از دست اهل ايمان کاري برنمي آيد و خود منجي آخرالزمان، امور را اصلاح خواهد کرد. در حالي که انتظار ظهور و اميد به آينده اي روشن، آميخته با اعتقاد پاک به ظهور و قيام مهدوي است مبني بر اينکه نابودي و امحاي ظلم، حتمي است و استعمارگران و دولت هاي سلطه گر هر قدر از لحاظ تجهيزات نظامي و فرهنگي و سياسي و اقتصادي، برخوردار و توانمند باشند، غلبه بر آنها امري شدني و امکان پذير است. همين نکته باعث آن مي شود که منتظر مصلح کل از پا ننشيند و مقابله با سياهي و ستمکاري را امري ناشدني و غير ممکن نپندارد و نگويد که کاري از دست ما برنمي آيد. سرباز مخلص حضرت ولي عصر (عج) طبق تعاليم قرآن، هماره به دنبال کسب قدرت براي تمهيد و بسترسازي حاکميت حق است و فقط به دنبال موعظه و نصيحت نيست؛ وارد ميدان عمل مي شود، آنگاه ديگران را به حق و صبر و عمل گرايي (عمل صالح) توصيه مي کند. وقتي قرآن مجيد، يکي از اهداف بعثت انبياء (ع) 
را قيام به قسط معرفي مي کند؛ «ليقوم الناس بالقسط»، همراه آن مي فرمايد؛ «و انزلنا الحديد فيه بأس شديد... - آهن را فرو فرستاديم براي زمان کارزار.» آهن نشانه صلابت و سطوت و استفاده از آن براي حاکميت قسط و عدل است. سرباز امام زمان (عج) همان گونه که اشاره شد همه توان و هستي و قدرت خويش را براي اعتلاي حکومت الهي و قدرت هيئت حاکمه آن به کار مي برد و در عين رحمت و رأفت با دوستان و ياران خويش، عليه خصم آيين اسلام، شديد و خشن و انعطاف ناپذير است؛ «محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الکفار رحماء بينهم».
اميد است انقلاب اسلامي ما که مدل کوچکي از حکومت حقه مهدوي است بتواند روز به روز برعِده وعُده سربازان مخلص و خداخواه سپاه سپيده گستر آخرين حجت الهي بيفزايد و يکايک آحاد ملت مهدي جوي ما در صف سديد ياران مهدي قرار گيرند و طوري نباشد که فقط شعارهاي انقلابي ما با شعارهاي قيام و حکومت جهاني حضرت صاحب الزمان (عج) - که اهم آن معنويت و عدالت است - يکي باشد؛ بلکه آرمانخواهي ما بايد عين عملگرايي مان گردد. 
انتظار مصلح و منجي، مبحثي جهانگير است و انتظار موعود آسمان، انتظار استقرار و استمرار عدالت در سراسر گيتي است. مهم ترين مطالبه انسان امروزين، قسط و عدل فراگير است و بزرگترين درد بشر، فقدان عدالت و گسترش بي حصر ستم در جاي جاي جهان مي باشد. در اين ميان، آنچه مورد غفلت جامعه جهاني است و تحقق آرمان عدالتجويان را به تأخير انداخته، جدايي آرمانخواهي از عملگرايي است؛ منتظر مصلحند و خود از اصلاح به دورند، جوياي منجي اند و براي نجات خويش جنبشي ندارند و خواهان خيزشند و به سوي خلاصي نمي خيزند. اگر همگان به باورهاي بيداري آفرين شيعه رسند، درمي يابند مصلح کل، زماني خواهد آمد که افکار عمومي مهياي برپايي حاکميت حقيقت باشد و اعمال عمومي، نشانگر اقبال به سوي حکومت عدل و براندازي فقر و فساد و تبعيض باشد. شيعه با ملاحظه تاريخ عبرت آميز آل عصمت، به اين نتيجه رسيده که عدالت با عزلت و نصيحت به دست نمي آيد. اميرمؤمنان علي (ع) آنگاه بر مسند حکومت ديني نشست که افکار و اعمال عموم، تشنه فضيلت گشت و اقبال مردم به سوي فلاح و صلاح، نمايان شد. بيست و پنج سال زندگي حضرت امير (ع) و هزار و اندي سال از زندگي مبارک ائمّه هدي (ع) به واسطه رويگرداني اعتقادي و عملي مردم از حقيقت و حق، در دوري از مسند مردم سالاري ديني گذشت و تاريکي غفلت ها و جهالت ها، راه روشن هدايت و عدالت را مسدود نمود. در تاريخ معاصر نيز هر زمان و هر جا مسلمانان دچار عدم آگاهي و فقدان تحرک و مجاهدت شده اند، دست سيه کاران و ستمگران براي سلطه و اجراي سياست هاي استکباري، مبسوط گشته و سايه سياه سيطره تا قلب سرزمين هاي اسلامي نيز گسترش يافته است. 
ملت ما که اسوه بارز انتظار آگاهانه است مي داند که عدالتخواهي بايد قرين قدرت باشد. سفيران سعادت گستر آسمان با بينّه و قانون براي قوام قسط در زمين آمده اند اما آنان براي تحقق اين آرمان و غايت مقدس، نياز به قدرت آهنين مفيد ( سلاح) و مجاهدت دارند و مي دانند کرامت انساني با کوشايي حاصل مي شود. شيعه مي داند نصرت الهي قطعي است اما براي آنان که آزمون هاي سخت و دشوار را با سرافرازي سپري مي سازند؛ «و لنبلونّکم بشيءٍ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثّمرات». آنگاه استقامت و انتظار، نتيجه خواهد داد؛ «و بشّرالصّابرين». 
زماني که اهل حق، تکليف خود را فراموش کردند و از فرامين الهي سرباز زدند و تنگه  اُحُد را رها کردند و راه نفوذ دشمن را باز گذاشتند و عدالتخواهي را فداي منافع شخصي نمودند، سرنوشت شکست را براي خود رقم زدند و همانگاه، خداوند متعال آيه اي را در شماتت آنان نازل فرمود؛ «و کايّن من نبّيٍ قاتل معه ربيّون کثيرٌ فما وهنوا لما اصابهم في سبيلالله و ما ضعفوا و ما استکانو و الله يحبّ الصّابرين» - چه بسيار کساني که همراه پيامبران مي جنگيدند و مجاهده مي کردند اما هرگز در برابر سختي ها سست نشدند و به ضعف و زبوني نگراييدند و خداوند، اهل صبر و استقامت را دوست دارد.» (سوره آل عمران، آيه 146)
اکنون که ما داعيه دار مبحث مهدويت و علمدار عرصه انتظاريم نبايد در انجام وظايف محوله، سستي نشان دهيم. ما کانون توجه جهانيان هستيم و به نيکي مي توانيم 
جامعه سرآمد و کار آمد ديني و ولايي را به ديدگان دنيا بنمايانيم. ارتباط ما با موعود منتظران بايد دوسويه باشد؛ هم کردار خويش را به سيره آسماني آن حضرت نزديک کنيم و هم اينکه به گونه اي بينديشيم و عمل کنيم که خرسندي امام زمان را حاصل نماييم. اگر منتظر حقيقي خورشيديم، در تاريکي به سر نبريم و خود، چراغي هر چند کم فروغ بيفروزيم. اگر طالب عدالت گيتي گستريم، نبايد با بي تدبيري و کم کرداري خود، معضلاتي همانند گراني، فقر، بيکاري و تنگي معيشت را دامن بزنيم و قسط و عدل را در راه مطامع سياسي و چرب و شيرين دنيا و منافع شخصي به مسلخ ببريم. بايد به اين باور برسيم که حکومت حقه مهدوي با تکيه بر ايمان و عمل صالح و انديشه و بازوي يکايک مردم، محقق خواهد شد نه با صِرف زبان و زمزمه و اشک و آه. 
ايمان و اعتقاد به حضرت مهدي موعود (عج) که مصلحي الهي و آسماني و جهاني است در بسياري از مذاهب و اديان وجود دارد و نه تنها شيعه و اهل تسنن، بلکه پيروان اديان ديگر مانند يهوديان، نصارا، زرتشتيان و هندويان نيز به ظهور يک مصلح بزرگ الهي اذعان و اعتراف دارند و در انتظار او به سر مي برند. در کتاب «ديد» براهمه که نزد هندويان از کتب آسماني است اين گونه آمده است: «پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود که پيشواي خلايق باشد و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد و همه کس را از مؤمن و کافر بشناسد و هرچه از خدا خواهد، برآيد.» جمله «اين المنصور علي من اعتدي عليه» در دعاي ندبه ممکن است به همين مناسبت باشد و در کتاب «جاماسب» شاگرد زرتشت ذکر شده: «مردي بيرون آيد از زمين تازيان از فرزندان هاشم. مردي بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دين جد خويش بود با سپاه بسيار و روي به ايران نهد و آبادان کند و زمين پر داد کند و از داد وي باشد که گرگ و ميش آب خورد.» و در کتاب «زنده» که از کتاب هاي مذهبي زرتشتيان است، آمده است: «آن گاه فيروزي بزرگ از اطراف ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازند و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارد و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم کيهان به سعادت اصلي خود رسيده، نبي آدم بر تخت نيک بختي خواهند نشست.» لازم به يادآوري است که مضمون آنچه از کتاب «جاماسب» نقل شد در احاديث ما نيز آماده است، چنانچه که در کتاب «خصال صدوق» از اميرمومنان علي (عليه السلام) نقل شده که فرمود: ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها و اخرجت الارض نباتها، و لذهبت الشحنا من قلوب العباد، و اصطلحت السباع و البهائم؛» (هنگامي که قائم ما ظهور کند، آسمان بارانش را فرو ريزد و زمين گياهانش را بروياند و کينه و دشمني از دل هاي بندگان زدوده شود و درندگان و چهارپايان از يک آبشخور آب خورند. و در کتاب تورات، در سفر تکوين، از 12 امام که از نسل اسماعيل پيامبر به وجود مي آيند سخن گفته شده است: «و در حق اسماعيل تو را شنيدم؛ اينک او را برکت داده ام و او را بارور گردانيده به غايت زياد خواهم نمود و 12 سرور توليد خواهد نمود و او را امتي عظيم خواهم داد.» و در کتاب «مزامير» و «زبور» حضرت داوود (عليه السلام) نوشته است: «و اما صالحان را خداوند تائيد مي کند. صالحان وارث زمين خواهند بود و در آن پيوسته ساکن خواهند بود.» و نيز در قرآن کريم ذکر شده است: «ولقد کتبنا في لزبور من بعدالذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون - ما در زبور داوود به دنبال ذکر (يعني تورات) نوشتيم که بندگان شايسته ما وارث زمين خواهند شد.»
ايمان به حضرت مهدي (عج) سبب رشد فکر و اميد است. ايمان به مهدي موعود (عج) و احتمال آنکه هر ساعتي ممکن است آن حضرت ظهور فرمايد، در پاکدلان و شايستگان اثري ژرف و سازنده دارد، آنان خود را آماده مي سازند و از ستم ها و تجاوزها دوري مي جويند و به عدالت و برادري عشق مي ورزند تا توفيق ياري امام و درک محضرش را بيابند و از ديدار و زيارتش محروم نشوند و به آتش دوري و نا خشنودي آن بزرگوار نسوزند. ايمان به حضرت مهدي (عج) که زير بار هيچ حکومتي از حکومت هاي فاسد و ستم پيشه نرفته است، حالتي در پيروانش به وجود مي آورد که در برابر هر ظالم و طاغوتي مقاومت کنند.
«اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه و علي آبائه في هذه الساعه و في کلّ ساعه وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا.»

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9091/1/2581/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha