آرشیو
انتخاب نشریه


جنايات بي پايان شيطان بزرگ
قرن بيستم، عرصه تجاوزات ايالات متحده‌آمريکا

اکبر ادراکي
قرن بيستم عرصه تجاوزات ايالات متحده با تبديل آمريکا به کشوري قدرتمند و صاحب ثروت، خوي استعمارگري اروپايي‌ها به ساکنان اين سرزمين نيز منتقل شد و به همين خاطر با آغاز قرن بيستم به تدريج اين کشور به بزرگ‌ترين متجاوز جهاني مُبدّل شد و بسياري از ملّت‌ها طعم تلخ زياده خواهي‌ها و تجاوزات را چشيدند.
آمريکا با مداخله آشکار از طريق سلطه و استثمار اقتصادي، تهاجم فرهنگي، حمله نظامي، پياده کردن نظاميان، تهديد و يا توسّل به کودتاي نظامي و سرنگون کردن دولت‌هاي ملّي و مردمي اقدام مي‌کرد. در واقع دولت‌هايي که حاضر نبودند به برنامه‌ها و خواسته‌هاي يکجانبه گرايانه تن در دهند، حذف شده و دولت‌هاي مجري منافع سرمايه‌داري را به جاي آن‌ها برسر کار مي‌آورد. آمريکا طي يک قرن اخير، به ويژه پس از جنگ جهاني دوم، با اين روش منافع خود را در جهان سوم تثبيت کرده است.
البته تلاش آمريکايي‌ها براي نفوذ به ديگر سرزمين‌ها به قرون گذشته باز مي‌گردد. آمريکايي‌ها از سده هفدهم در فعّاليّت کمپاني هند شرقي انگليس مشارکت جدّي داشتند و از دزدان دريايي صاحب نام منطقه نيز به شمار مي‌رفتند و اين نخستين پيشينه حضور آمريکايي‌ها در منطقه اقيانوس هند و خليج فارس است. از نخستين آمريکايي‌هاي صاحب نام که در کمپاني به منصب و مقام عالي رسيدند، بايد از برادران ييل نام برد. در دهه‌هاي 1670 و1680، اليهوييل رئيس مرکز کمپاني در «قلعه سن جرج» (مدرس) بود و توماس ييل ، برادرش، رياست مرکز کمپاني را در سيام بر عهده داشت. برادران ييل، نقش مهمّي در توسعه تجارت کمپاني هند شرقي در هند و سيام ايفا کردند و از اين طريق به ثروت انبوه رسيدند. اليهوييل، پس از بازنشستگي مبالغ هنگفتي به کالج آمريکايي که در آن تحصيل کرده بود، اهدا کرد و اين کار او باعث تأسيس دانشگاهي به نام « دانشگاه ييل» نام گرفته است.
آفريقا نيز که پس از کنفرانس برلين بين قدرت‎هاي اروپايي تقسيم شده بود، مورد توجه آمريکايي‌ها بود. ايالات متحده آمريکا که نخست خود را به عنوان يک حکومت طالب آزادي و تسلّط مردم بر سرنوشت خود جا زده بود؛ پس از مدتي پنجه خونين و ضدمردمي‌اش از درون دستکش سفيد آشکار ‌شد و به دليل طمع و حرص بيش از حد سرمايه‌داري بين‌المللي، به غارت هرچه بيش‌تر منابع طبيعي و نيروي انساني اين قاره پرداخت. سازمان‌هاي به ظاهر خوش‌نام که جهت ترقّي مردم آفريقا تشکيل شده بود، نيّتي جز استحکام رشته‌هاي استعماري بر مردم اين سرزمين نداشتند. شرکت‌هاي آمريکايي  يا چند مليّتي در غارت ثروت اين قارّه کورس رقابت گذاشته و با توسعه ايدئولوژي‌هاي مختلف و تاثيرات آنها وضعيت خاصي را بر اين قارّه تحميل مي‌کردند. جنگ‌هاي داخلي آنگولا، بيافرا، زئير و يا هيجان و انقلاب مردمي و يورش ضد تبعيض نژادي در وردزيا و ... سلسله اقداماتي بود که از طرف سرمايه‌داري بين‌المللي اجرا مي‌شد، اين اقدامات براي نابودي مباني حکومت‌ها و حقوق مردم طرح‌ريزي شده بود.
«روژه گاردي» بر اين باور است که اراده سياسي ايالات متّحده براي سلطه جهاني نوعي همگوني است که از طريق مداخله مستقيم يا از طريق دست نشاندگان حائل، شديدترين تلفات انساني در سراسر تاريخ را به بار آورده و با بزرگ‌ترين قتل عام‌ها، يعني کشتار سرخپوستان شروع شده است، با بردگي و تبعيض نژادي سياهان، با حمايت از خونين‌ترين ديکتاتوري‌ها در آمريکاي لاتين ادامه يافته و بعد در ساير نقاط جهان، نظير حکومت موبوتو در آفريقا و مارکوس در فيليپين و سرانجام با بمباران اتمي هيروشيما و کشتارهاي عراق نمايان شده است، کافي است فقط به چند واقعه در سال‌هاي اخير اشاره کنيم که عبارتند از: چهار ميليون نفر در ويتنام، دويست هزار نفر در تيمور شرقي با حمايت ايالات متّحده، دويست هزار نفر در آمريکاي لاتين از طريق «مشتريان» ايالات متّحده، بيست هزار نفر در لبنان بدون کم‌ترين مجازات در سايه «وتو» ي ايالات متّحده، صدها هزار نفر در فيليپين، دويست هزار نفر در آمريکاي مرکزي و ... و اين‌ها چند نمونه کوچک از فجايع بزرگ و بي‌شمار آمريکاست!
در سال ۱۹۴۹، هري ترومن، رئيس‌جمهور آمريکا، هنگامِ يکي از سخنراني‌هايش تأکيد کرد که مناطقِ عقب‌افتادۀ امروز يکي از اولويت‌هاي غرب است. وي مدعي شد: «بيش از نيمي از مردم جهان در شرايطي زندگي مي‌کنند که شانه به شانه فاجعه مي‌زند؛ غذايشان ناکافي است، قرباني انواع بيماري‌هايند، اقتصادشان بَدوي و راکد است. فقرِ آنها نه‌تنها براي خودشان مايه آسيب و تهديد است، بلکه براي مناطقِ ثروتمندتر نيز مضر است. براي اولين بار در طول تاريخِ بشر، ما به دانش و مهارتي رسيده‌ايم که بتوانيم آلام اين مردمان را تسکين دهيم.» ترومن گفت بايد براي مردمِ صلح‌طلبِ دنيا، زندگي بهتري فراهم کرد. رمزِ آن هم توليدِ بيشتر است. توليدِ بيشتر صلح و فراواني به ارمغان مي‌آورد، اما مستلزمِ به کار بستنِ دانش و تکنولوژي‌هاي مدرن است. دنيايي آباد، بدونِ فقر و بي‌سوادي و خشونت! اما حقيقت آن است که در پس اين صورت بندي‌هاي کلامي خوش طمطراق، چيزي جز آتش جنگ و جنايت و استعمار نبود.
تنها در نيمه دوم قرن بيستم، ايالات متّحده آمريکا حدود 100 کودتاي نظامي و براندازي حکومت‌ها را طرّاحي و رهبري کرده است و ده‌ها بار به طور مستقيم دست به اشغال نظامي کشورها زده  يا آن‌ها را تهديد به مداخله نظامي کرده است. از جنگ جهاني دوم، کشورهاي زيرسلطه، صحنه اصلي دخالت‌ها و کودتاهاي نظامي يا شبه کودتا و ضد کودتا و استقرار ديکتاتوري‌هاي نظامي بوده‌اند. به سادگي مي‌توان برآورد کرد که کاربرد گسترده شيوه‌هايي چون: تهديد، کودتا، اشغال نظامي و غيره، تا چه اندازه به استقلال کشورها و به فرآيند تصميم‌گيري دولت‌ها صدمه و زيان مي‎زند.بدون ترديد، دستگاه‌ها و آژانس‌هاي مختلف جاسوسي آمريکا، فعّالانه در طرح و اجراي کودتاها و توطئه‌ها، براي سرنگوني حکومت‌هاي مردمي، فعّالانه مشغول‌اند و مسئول کودتاهاي بي‌شمار در جهان هستند؛ البته در اين راستا و براي دست‌يابي موفّقيّت‌آميز به اهداف، آمريکا از کمک و پشتيباني سياستمداران طرفدار سياست غرب، استفاده‌هاي زيادي مي‌کند.مداخلات آمريکا در عرصه جهاني، در دوران رياست جمهوري دموکرات‌ها و جمهوري‌خواهان همواره وجود دارد؛ امّا نوع آن از دخالت سياسي در زمان تصدّي دموکرات‌ها به دخالت نظامي در دوران جمهوري‌خواهان متغيّر مي‌باشد.
1. کودتاهاي طرّاحي شده
از جمله تجاوزهاي آشکار ايالات متّحده در قرن بيستم ميلادي، طرح‌ريزي کودتاهايي است که توسّط اين کشور انجام گرفت و به مرحله عمل در‌آمد. آن‌ها توانستند مخالفين خود را در کشورهاي جهان سوم، سرنگون کرده و ايادي دست نشانده خود را به قدرت برسانند تا منافع سياسي و اقتصادي خود را تأمين کنند. برخي از مهم‌ترين کودتاهاي انجام شده را مي‌توان چنين برشمرد:
1. دومينيکن (آوريل 1916): پياده نظام نيروي دريايي آمريکا، قيام مردم دومينيکن را که در درياي کارائيب واقع شده بود، سرکوب کرد و پس از تصرّف کامل اين کشور، در ابتداي سال 1916، به مدت 8 سال اين کشور را به اشغال خود در‍‌‌آورد.
2. يونان (1949): در سال 1949، آمريکا با فتنه‌انگيزي در يونان جنگ داخلي به راه انداخت که 154 هزار نفر کشته، 40 هزار نفر بازداشت و زنداني و 6 هزار نفر به موجب احکام نظامي صادره توسط دادگاه نظامي يونان، اعدام شدند. «ماکويگ»، سفير وقت آمريکا در آتن اعتراف کرد که تمام اقدامات تأديبي و تکنيکي اتّخاذ شده و به اجرا گذاشته شده توسط حکومت نظامي يونان، طي سال‌هاي 1949 – 1947 توسّط نظارت مستقيم و برنامه‌‌ريزي دقيق کاخ سفيد صورت گرفته بود.
3. سوريه (1949): در 3 مارس 1949، آژانس اطلاعات و جاسوسي آمريکا (سيا) کودتايي نظامي را در سوريه با فرماندهي «حسني الزعيم» به اجرا گذاشت که اين کودتا تمام و کامل در سفارت آمريکا در دمشق برنامه ريزي شده بود. در 14 آگوست 1949، شماري از افسران سوريه به دستور و هدايت سفارت آمريکا در دمشق، اقدام به محاصره خانه «حسني الزعيم» کردند که خود کودتاي آمريکا را رهبري کرده بود؛ امّا پس از اين‌که الزعيم حاضر نشد به دستورات آن‌ها تن دهد، او را به قتل رساندند.
4. کوبا (1952): در 10 مارس 1952، آمريکا اقدام به حمايت از ژنرال «باتيستا» کرده و او را به کودتا در کوبا تشويق کرد و پس از اين‌که باتيستا قدرت را در کشور به دست گرفت، ديکتاتوري وابسته به آمريکاي خود را در اين کشور اجرا کرد.
5. ايران (1953): در 19 آگوست 1953، سازمان سيا کودتايي را عليه دولت «مصدق» به راه انداخت که در ايران به کودتاي 28 مرداد معروف است. طراح و برنامه‌ريز اين کودتاي آمريکايي، کسي نبود جز «کيم روزولت»، نوه «تئودور روزولت» که طي سال‌هاي 1901 تا 1909 ميلادي رياست جمهوري آمريکا را برعهده داشت.
6. گواتمالا (1954): بعد از آن‌که حکومت گواتمالا زمين‌هاي متعلّق به شرکت آمريکايي را ملّي اعلام کرد، سيا اقدام به هدايت حمله مخالفان در تبعيد کرد. آن‌ها توانستند در 27 ژوئن 1954، پس از اين‌که جنگنده بمب افکن‌هاي نيروي هوايي آمريکا اقدام به بمباران پايتخت گواتمالا و مناطق اطراف آن کردند،‌ کودتايي نظامي را در اين کشور به ثمر برسانند.
7. اندونزي (1968): در سال 1968، سازمان اطلاعات و جاسوسي آمريکا، سيا، کودتايي نظامي به رهبري «سوهارتو» عليه «سوکارنو»، رئيس جمهور وقت اندونزي تدارک ديده و به اجرا گذارد؛ سوکارنوي اندونزي را ابتدا از چنگ ژاپني‌ها و سپس هلندي‌ها رهانيده و آزاد کرده بود. به دنبال اجراي اين کودتا، بيش از يک ميليون شهروند اندونزيايي قرباني شدند.
8. شيلي (1973): در 11 سپتامبر 1973، سازمان اطلاعات و جاسوسي آمريکا کودتايي عليه «سالوادور آلنده»، رئيس جمهور وقت شيلي انجام مي‌دهد که در نتيجه آن آلنده کشته شده، 30 هزار نفر اعدام و 100 هزار نفر نيز بازداشت و زنداني مي‌شوند در 8 سپتامبر 1974، «ويليام کولب»، مدير وقت سازمان اطلاعات و جاسوسي آمريکا، از نقش اساسي اين سازمان جاسوسي، جهت از پيش‌رو برداشتن سالوادور آلنده رئيس جمهور وقت شيلي، پرده برداشت و يادآوري کرد که دولت نيکسون طي سال‌هاي 1970 تا 1973، بيش از 8 ميليون دلار را به فعّاليّت‌هاي سازمان سيا در شيلي اختصاص داده بود تا مانع فعّاليت دولت آلنده در اين کشور شود.
9. چاد (1982): در 7 ژوئن 1982، دولت آمريکا موفّق مي‌شود، دست نشانده خود «حسين حبري» را پس از هزينه کردن بيش از 10 ميليارد دلار و دست زدن به قتل‌عام‌ها و کشتارهاي گسترده در چاد، به قدرت برساند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9252/1/25350/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha