آرشیو
انتخاب نشریه


ظرفيت آقاي روحاني

حامد حاجي‌حيدري
اول. «آقاي روحاني»، ظرفيت اداره کشور را دارند.
دوم. ما به رغم «آقاي ياسر هاشمي بهرماني رفسنجاني»، مطلقاً باور نداريم که «روحاني مرد بحران نيست»؛ حتي به رغم «آقاي سعيد حجاريان»، ذره‌اي هم به فکر استعفاي دولت نيستيم؛ يا همچون «آقاي مصطفي کواکبيان» از رئيس جمهور شدن آقاي روحاني، «شرمنده» نيستيم (هر چند که همين يک سال و فقط همين يک سال پيش، خودمان به ايشان رأي نداديم، ولي ديگه از رياست جمهوري ايشان «شرمنده» نيستيم!)؛ يا حتي همچون 187 نماينده پارلمان، تنها «يک سال» و فقط «يک سال» پس از رأي اعتماد کامل به کابينه، خواستار تغيير کامل تيم اقتصادي کابينه هم نيستيم (انگار که تيم غيراقتصادي کابينه مانند وزارت آموزش و پرورش در پرونده مدارس سمپاد و 2030 و ...، عملکرد درخشاني داشته است! کلاً اين دوستان يک سال پيش در حماسه رأي اعتماد گل بزرگي کاشتند، و گل‌تر آن که يک سال بعد، آن گل را «يکجا» پس مي‌گيرند؛ واقعاً چه کسي نام آن‌ها را «اعتدالي» گذاشت؟).
سوم. ما به رغم همه اين عدم اعتدال‌ها، به بدعت‌هاي غيرقانوني راه نمي‌دهيم، و گمان مي‌کنيم که «آقاي روحاني»، به قول رقيب سال نود و دو، همان «آقاي سعيد جليلي»، «ظرفيت» بازگشت به مسير سياست استفاده از «ظرفيت‌هاي ملت» را دارند، خصوصاً في الحال که اميدهاي خارجي ايشان نااميد شده است، و ديگر خودشان هم چاره‌اي جز بازگشت به دامان «ظرفيت‌هاي ملت» نمي‌بينند. چنان که  «آيت الله ابراهيم رئيسي» هم فرموده‌اند: «با تكيه بر جوانان، توان عبور از همه مشكلات را داريم». البته بهتر بود از همان سال 92 يا لااقل انتخابات 96 فرصت سوزي نمي‌شد و بنا به تجربياتي که از سيد جمال الدين اسدآبادي تا کنون مکرر تکرار شده است، به «ظرفيت»هاي دروني اتکاء مي‌کرديم، ولي گذشته‌ها گذشته، و نوبت آينده است. 
چهارم. همين قطع اميد از خارج است که «ظرفيت» پديد مي‌آورد. البته از اين سوي بام هم نبايد افتاد و دستگاه ديپلماسي را به تعطيلات فرستاد؛ وقتي نيکي هيلي به هند سفر مي‌کند تا آن‌ها را به ترک معامله با ما ترغيب کند، دستگاه سياست خارجي ما هم نبايد بيکار بنشيند و تماشاچي صحنه باشد. «اعتدالي» لازم است؛ نه اميد يک‌سره به بيرون، و نه رها کردن بيرون تا ديگران هر طور خواستند، بيخ گوش ما، محيط ما را سر و شکل بدهند. «اعتدالي» لازم است. فکر مي‌کنيم که الآن يکي از اموري که بايد نگران آن بود، رهاشدگي کامل ديپلماسي بود.
پنجم. به هر حال، اين گفتار «آقاي روحاني» که «امروز دولت و من  به عنوان رئيس جمهور و نماينده ملت، دست همه را مي‌بوسم و در برابر همه آحاد ملت و جناح‌ها، خم مي‌شوم و دست همه آن‌ها را مي‌بوسم. امروز روز اهتزاز پرچم عزت و عظمت ملت ايران است و بايد به دنيا نشان دهيم که مي‌توانيم سختي‌ها و مشکلات را پشت سر بگذاريم، اما عزت، آزادي، استقلال، مردم‌سالاري، جمهوريت، اسلاميت، دين و فرهنگ‌مان را معامله نخواهيم کرد».
ششم. ما چشمي به دست‌بوسي «آقاي روحاني» نداريم، هرگز؛ ولي اميد داريم که ايشان و دولت ايشان، سنت حسنه سفرهاي استاني و نشست و برخاست با ملت را از سر بگيرند. درست که بغض و کينه دوستان با دولت پيشين از هر حد و نهايت «اعتدالي» که چه عرض کنم، از هر مرز «افراطي» هم فراتر است، ولي يادآوري اين که ما تکان بزرگ آغاز تحريم‌هاي فلج کننده در سال 91 را همراه با هزار و يک سياست درمان ريشه‌اي ديگر مانند آغاز هدفمندي يارانه‌ها و مسکن مهر، با همين مرام هم‌نشيني دولت با ملت از سر گذرانديم. دولت، بايد باور کند که براي خدمت به ملت و خصوصاً قشر آسيب‌پذير ملت مأموريت يافته است. امروز به سياست 
«کف ملت» نياز داريم تا جلوي آسيب‌هاي وارده بر اقشار آسيب‌پذير واقعي را بگيريم. اين است که ما را در مقابل دسيسه آشوب بيمه مي‌کند.
هفتم. نه؛ ما مطلقاً باور نداريم که «روحاني مرد بحران نيست»؛ ذره‌اي هم به فکر استعفاي دولت نيستيم؛ يا از رئيس جمهور بودن «آقاي روحاني»، «شرمنده» هم نيستيم؛ يا حتي خواستار تغيير «کامل» تيم اقتصادي کابينه هم نيستيم. ما اهل «اعتدال» واقعي هستيم. ما دليلي نمي‌بينيم که براي رئيس جمهور کشورمان، آرزوي موفقيت نکنيم.
آخر. ما تعصبي به خط و حزب و جناح نداريم؛ راه حق را هر که رود، دل ما هم گرم مي‌شود. زمينه و زمانه روزگار هم باعث شده است که خيلي حرف‌ها و کارها امتحان خود را پس داده باشند. در اين شرايط و همه شرايط، به باور ما، اصلاً مهم نيست که پرچم راه حق دست ماست، يا ديگران. اصلاً مهم نيست که ما پرده‌دار خانه و منزل حق و حقيقت هستيم يا ديگران. اصلاً مهم نيست که ما به خواستاران حقيقت، آب و روشنايي مي‌رسانيم، يا ديگران. مهم آن است که خانه ايمان به يزدان پاک و روز معاد و جهاد در راه حق، آباد باشد و آباد باد: أَجَعَلْتُمْ سِقَايةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (توبه/19).

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9251/1/25194/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha