آرشیو
انتخاب نشریه


زبان مردم

محسن مهديان
«شعر امسال مطيعي نسبت به سال گذشته، به جهات مختلف تفاوت داشت. همين تفاوت باعث شد دلنشين‌تر باشد و با استقبال بيشتري از سوي مردم همراه شود. تفاوت اول مرتبط به دوره تاريخي شعرخواني است. سال گذشته تازه از حال و هواي انتخابات بيرون آمده بوديم و برخي حرف ها و نقدها در شعر، انتخاباتي برداشت مي شد. طبيعتا امسال چنين سوء برداشتي وجود نداشت. دوم اينکه عوارض برجام، خودش را نشان نداده بود و نقدها جناحي و غيرخيرخواهانه تحليل مي شد. سال گذشته در نقدي نوشتم بخش‌هايي از شعر هوشمندانه نيست. چون مخاطب اصلي که مردم هستند را وارد يک دوقطبي موهوم مي کند که اجازه برداشت صحيح از متن را نمي‌دهد.
در يک اصل کلي، آنچه بايد هدف نقدها باشد، رشد فهم مردم است‌؛ هرچند در انتقاد از مسئولين باشد. تغيير سياست دولت‌ها، در تغيير نگاه و مطالبه مردم است ولاغير.
روشن است اين حرف با نقد کساني که مي گفتند نبايد شعر انقلابي و انتقادي در تريبون نماز عيد فطر خوانده شود متفاوت بود. اما تغيير اصلي شعر تنها منحصر به شرايط تاريخي نيست. شعر به جهات مختلف رشد کرده بود. چند نمونه از ارتقاي شعري را مرور مي‌کنم.
اول اينکه نقدها منحصر به دولت نبود و به معناي واقعي کلمه همه "صف اول" خطاب بودند.
"يک نفر نيست مخاطب، همه هستند آري... "
يا
"واي اگر توصيه و نامه پذيرد قاضي... "
دوم اينکه نقدها هرچند صريح بود، اما تيز و آزار دهنده نبود و متناسب با فهم جامعه و تجربه مخاطب ارائه شده بود. البته که بين "صراحت" با "تندي" تفاوت است.
"چه شده ارز؟ که مات‌اند همه تاجرها
نرخ مسکن چه شد؟ آه از دل مستأجرها"
سوم اينکه تراز نقدها را منطبق با سخنان و مطالبه رهبري تنظيم کرده بودند. نه جلوتر و نه عقب‌تر.
"دوستان! صدق و صفاي دهه شصت چه شد؟..."
و اما مهمترين تفوق؛
به اين فهم سه امتياز قبلي گرچه مهم است اما اگر از آنها غفلت شده بود، باز هم با برتري چهارم جبران مي شد.
چه امتيازي؟
"نکند «نرده» ميان تو و مردم باشد..."
نقدها از زاويه مردم بود. دوگانه ها، دوگانه مردم و مسئولين بود و نه مردم و مردم.
" گر به يک نقد رود صبر و قرارت از دست
صف اول منشين، بين جماعت جا هست... "
همه مطالبات از زبان مردم بيان شده بود و تقابل ها نيز در مقام رويارويي با مشکلات امروز جامعه طرح مي‌شد. به همين دليل مورد همراهي مخاطب قرار مي گرفت.
" گوش کن قصه پرغصه بيکاران را
شِکوه کارگران و کاميون‌داران را..."
از همه مهمتر شعر حرکت داشت و در مقام "چه بايد کرد" وفاق ملي را هدف گرفته بود. همه باهم مقابل دشمن.
"هان! مپندار که پيمان‌شکني آسان است
نقض اين عهد مينديش که بي‌تاوان است
پنجه در پنجه مشو روبهکا! با شيران
آن که با آن طرفي، جان جهان است: ايران"
سرجمع اين تريبون شعري زبان مردم شده بود نه اين و آن. دست مريزاد»

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9239/1/22691/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha