آرشیو
انتخاب نشریه


نگراني اروپا از رفتارهاي ترامپ
اختلاف در دو سوي آتلانتيک

سعيد سبحاني 
 اشاره: از زمان حضور ترامپ در راس معادلات سياسي و اجرايي ايالات متحده آمريکا، اختلافات واشنگتن و شرکاي اروپايي آن به نقطه اوج خود رسيده است. خروج ترامپ از پيمان آب و هوايي پاريس خشم بسياري از مقامات و شهروندان اروپايي  را برانگيخت. با اين حال، رئيس جمهور آمريکا با اقداماتي مانند خروج از توافق هسته اي با ايران و وضع تعرفه هاي گمرکي بر فولاد و آلومينيوم، اين نارضايتي عمومي را تشديد کرد. بازيگران اروپايي صراحتا معتقدند که دونالد ترامپ اصل "چند جانبه گرايي" 
در جهان را هدف قرار داده و در آينده اي نزديک نيز شاهد استمرار اين روند از سوي کاخ سفيد خواهيم بود. نکته مهم تر اينکه برخي کشورهاي اروپايي نگران "ساختار اقتصادي و امنيتي "حاکم بر نظام بين‌الملل هستند. ساختاري که ايالات متحده آمريکا و اروپا طي هفت دهه اخير، با  همياري يکديگر آن را طراحي و اجرا کرده اند. بنابراين، منازعه صورت گرفته ميان ايالات متحده آمريکا و اتحاديه اروپا، هويت و ماهيتي ساختاري و زيربنايي دارد. شرکاي اروپايي واشنگتن معتقدند که ترامپ با سياست‌هاي خود اصول مشترک اقتصادي و تجاري تعريف شده در غرب را به خاطر انداخته است. بدون شک، اين منازعه تا سال 2020 ميلادي ( حداقل ) و تا سال 2024 ميلادي( در صورت استمرار حضور ترامپ در کاخ سفيد ) ادامه خواهد داشت. در اين خصوص، نشريه آتلانتيک تحليلي ارائه کرده است که از نظرتان مي‌گذرد : با خروج ترامپ از توافق هسته اي با ايران، روابط سنگيني ميان ايالات متحده آمريکا و اروپا حاکم شده است. روابطي که هم اکنون کمرنگ تر نيز شده است. به طور کلي خروج آمريکا از برجام، اصل چند جانبه گرايي در نظام بين الملل را مورد تمسخر قرار داده و واشنگتن را به بازيگري تکرو در اين معادله تبديل کرده است. در سرتاسر اروپا، رويکردها و نگاه‌هاي ضد آمريکايي در حال افزايش هست. نظرسنجي هاي صورت گفته در اروپا نشان مي دهد که نگاه خوبي نسبت به ايالات متحده و سياستمداران اين کشور ( ترامپ و همراهانش) وجود ندارد. در چنين شرايطي رهبران اروپايي نيز انتقاد از ترامپ و سياست خارجي ايالات متحده آمريکا را در دستور کار خود قرار داده اند. بسياري از مفسران مسائل بين الملل نيز در خصوص آينده تاريک حاکم بر پيمان آتلانتيک شمالي هشدار مي دهند. آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان صراحتا عنوان کرده است که اروپا ديگر نمي تواند به ايالات متحده آمريکا تکيه کند و بايد سرنوشت خود را به دست خود تعيين کند.  شرايط حاکم فعلي بر اتحاديه اروپا، همان شرايط دوران رياست جمهوري جرج واکر بوش در ايالات متحده آمريکا را به تصوير مي کشد. در آن سال‌ها نيز اميال و رويکردهاي ضد آمريکايي در اروپا تشديد شده بود. بسياري از اروپاييان با جنگ عراق مخالف بودند و تحت تاثير اين مسئله، شاهد بروز تنش‌هاي در درون آتلانتيک و ميان اعضاي ناتو بوديم. همانطور که مرکز تحقيقات نگرش جهاني تحقيقاتي Pew در سال 2017 نشان داده است، رتبه بندي دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا  در اروپا بسيار شبيه جرج بوش در پايان رياست جمهوري است. براي مثال، در فرانسه، فقط 14 درصد گفته اند که با  رهبري بين المللي  ترامپ بر نظام بين الملل موافق هستند. در سال 2008 نيز تنها  13 درصد از شهروندان فرانسوي چنين نگاهي را به بوش داشتند. در دوران رياست جمهورري بوش، اصل انتقاد اروپاييان از آمريکا ، مربوط به ناديده گرفتن همکاري هاي 
بين المللي( چند جانبه گرايي) بود. روندي که دقيقا در برهه فعلي نيز شاهد آن هستيم. 
اما به نظر مي رسد فارغ از شباهت‌هايي که ميان بوش و ترامپ ( در نگاه شهروندان اروپايي) وجود دارد، در دوران فعلي شاهد بوز نوعي اضطراب و نگراني فراگير در خصوص ارتباط آمريکا و اروپا هستيم. هم اکنون احساسات ضد آمريکايي در اروپا با چاشني  ترس از گسترش اقدامات و قدرت نظامي ايالات متحده، اقدامات اقتصادي سلبي و بازدارنده اين کشور  و ... همراه شده است. همچنين امروزه کشورهاي اروپايي نسبت به دوران رياست جمهوري بوش، نگراني بيشتري در خصوص خروج ايالات متحده از ناتو دارند. پس از پايان جنگ جهاني دوم، ايالات متحده آمريکا از قدرت خود در نظام بين الملل براي ساختن مدلي جديد از رابطه با کشورهاي اروپايي استفاده کرد. واشنگتن، از قدرت فراگير و عميق خود پس از جنگ جهاني دوم در راستاي ساختن اين رابطه استفاده کرد. چنانچه هارولد لسکي،نويسنده و سياستمدار بريتانيايي معتقد است،نه "رم" در اوج قدرت و نه "بريتانيا" در دوران برتري اقتصادي، از جنين نفوذ و قدرتي برخوردار نبودند. يکسال پس از پايان جنگ، ايالات متحده آمريکا برنامه مارشال را طراحي و اجرا کرد .هدف از اين برنامه، شکل دهي نظمي نوين در جهان ليبرال بود. با اين حال، در دوران جنگ سرد نيز ميان آمريکا و متحدان اروپايي آن اختلافاتي بر سر موضوعاتي مانند کانال سوئز ميان آمريکا و شرکاي اروپايي آن وجود داشت. اما تهديدات اتحاد جماهي شوروي باعث 
مي شد تا بازيگران غربي اين اختلافات را از بين ببرند ( يا در صدد مديريت سريع آن بر آيند. )
پس از سقوط اتحاد جماهير شوروي، قدرت ايالات متحده اساسا بي نظير بود و پس از 11 سپتامبر سال 2001 ميلادي نيز  اقدامات نظامي ايالات متحده و دولت جرج واکر بوش ( در حمله به افغانستان و عراق) با مخالفت بسياري از اروپاييان مواجه شد. حتي بازيگران اروپايي از اين اقدامات ابراز نگراني مي کردند.  اکثر  کشورهاي اروپايي در دوران رياست جمهوري بوش معتقد بودند که  ايالات متحده به دنبال منافع خود است و به منافع کشورهاي ديگر توجه نمي کند. 
هم اکنون، در دوران رياست جمهوري ترامپ، شاهد افزايش ترس و نگراني کشورهاي اروپايي از بازي و رفتار ايالات متحده آمريکا هستيم. آنها نگران بروز "قدرت کنترل نشده آمريکا" و " بر هم ريختن نظم جهاني " از سوي دولت فعلي آمريکا هستند. نظمي که آمريکا خود در ايجاد آن ( با بازيگران غربي) نقش داشته است. بازيگران اروپايي، در کنار اين پديده نگران بروز مسائلي ديگر مانند افزايش قدرت اقتصادي چين در نظام بين الملل هستند. به عبارت بهتر، کاهش قدرت آمريکا در جهان، بازيگران اروپايي را نيز نگران ساخته است. در تحقيقات گسترده اي که در اکثر کشورهاي اروپا صورت گرفته است، اکثر شهروندان اروپايي با موضوعاتي مانند خروج ايالات متحده آمريکا از توافق آب و هوايي پاريس، اقدامات اقتصادي دولت ترامپ ( مانند وضع تعرفه هاي گمرکي بر فولاد و آلومينيوم ) و لغو توافق هسته اي با ايران ناراضي و نگران هستند. کشورهاي اروپايي هم اکنون نسبت به پديده "انزواي بين المللي آمريکا" ديد مثبتي ندارند. آنها معتقدند که در سايه اين انزوا 
( که متعاقب اقدامات ترامپ صورت مي گيرد) امنيت اروپا نيز به مخاطره خواهد افتاد. 

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9238/1/22585/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha