آرشیو
انتخاب نشریه


اسرائيل چگونه فرو خواهد پاشيد؟!

محمد عبدالهي
بنيان‌هاي رژيم صهيونيستي بر چند ستون متزلزل و دروغ بنا شده است؛ 
1. اسرائيل، موجوديت خود را بر «زمين» ملت ديگري ساخته است. شرط اول تشکيل يک جامعه و حکومت، زمين است. جامعه و حکومتي که حتي زمين آن اشغالي و از آن مردم ديگري است، چگونه مي‌تواند به بقاي خود اميدوار باشد. وجود فلسطينيان چه 5 ميليون فلسطيني آواره در ديگر کشورها، چه اعراب اسرائيلي (ساکن سرزمين‌هاي اشغالي) چه فلسطينيان محصور در غزه و کرانه باختري، چالش دائمي و مستمر اسرائيل است که به هيچ وجه قابل چشم پوشي نيست. نه آن‌گونه که گلداماير متوهمانه ادعا يا القا مي‌کرد: «فلسطين سرزمين خالي و بدون مردم بود» 
و «فلسطيني اي وجود ندارد» نه آن‌گونه که شارون و ساير سرکردگان اين رژيم مي‌پنداشتند و مي‌پندارند مي‌توانند با خون و خونريزي، نسل فلسطيني را از روي زمين بردارند! هيچ راه حلي جز پذيرش فلسطيني ها در 
خانه هاي خود، خانه هايي که کليد آنها هنوز در دستشان است، وجود ندارد. و هيچ صلحي بدون پذيرش اين حق محقق نخواهد شد.
2. وجه دوم موجوديت اسرائيل، يعني شهروندان و مردم آن، دومين چالش بزرگ اين رژيم است. اسرائيل، نه تنها حکومتي بدون زمين است، که حتي ملت واحدي هم ندارد. ساکنان اين رژيم، مهاجراني از بيش از 100 کشور و مليت مختلف، با رنگ و نژاد و زبان و فرهنگ‌هاي متفاوت هستند که به صرف «يهودي» بودن، به فلسطين آمده يا آورده شده اند. آنها هويتي يکسان و واقعي ندارند و گسل هاي فعال و شديدي بين آنها وجود دارد که مهم‌ترين آن سياست آپارتايد و برتري نژادي است! برتري اشکنازي ها بر سفاردي ها! 
برتري سفيدها بر سياه‌ها! برتري يهودي ها بر عرب‌ها و مسيحي ها 
و... اخراج اجباري 40 هزار پناهجوي سياهپوست سوداني  و حتي جدايي کودکان آفريقايي تبار از سفيدپوست در مدارس تلاويو از مصاديق برجسته اين گسل هويتي و تبعيض نژادي و قومي در اسرائيل است.
3. وجه سوم موجوديت اسرائيل، ايدئولوژي آن است: يهوديت و صهيونيزم. اما همين ايدئولوژي از ديگر پاشنه هاي آشيل رژيم صهيونيستي است. اکثريت ساکنان اين رژيم، سکولار و لائيک هستند. به تعبير «ايلان پاپه»، اسرائيلي ها مي‌گويند فلسطين را خدا به آنها بخشيده، ولي خدايي که آنها به وجودش باور ندارند! با افزايش زاد و ولد حريدي ها و رسيدن آنها به 25% جمعيت اسرائيل، دعواي هميشگي سکولارها با يهوديان ارتدوکس و حريدي ها در سال‌هاي اخير شدت گرفته است. بحران سياسي «قداست شنبه يهودي»، بحران خدمت اجباري سربازي، بحران بر سر آزادي 
همجنس بازان و اختلاط‌هاي زن و مرد و.. در سال‌هاي اخير کشمکش هاي متعددي را در سرزمين هاي اشغالي برانگيخته است. حريدي ها معتقدند دولت اسرائيل يک دولت سکولار است و نه يهودي و بر مبناي تورات! آنها حاضر به خدمت در ارتش نيستند، نظام آموزشي دولتي و جامعه کاري اسرائيل و حتي ازدواج و آداب و رسوم سکولارها را قبول ندارند و از اول تا آخر عمر در مدارس ديني يهودي (يشيوا) به سر مي‌برند!  از آن سو، سکولارها حريدي ها را مشکل اصلي رژيم صهيونيستي مي‌دانند که آموزش ديني را بهانه اي براي فرار از خدمت مي‌کنند و مفت مي‌خورند و مي آشامند. طيف ديگري از يهوديان ارتدوکس (مثل ناتوري کارتا) حتي موجوديت اسرائيل به‌عنوان يک دولت يا حکومت را قبول ندارند و معتقدند طبق تورات و تلمود، براي بازگشت به سرزمين موعود بايد منتظر فرمان الهي و ظهور ماشيح و به‌صورت آرام و صلح آميز بود. اينها بزرگ‌ترين مخالفان يهودي اسرائيل محسوب مي‌شوند. 
به‌دليل همين چندپارگي اعتقادي و گسستگي ايدئولوژيک است که تامير پاردو، رئيس سابق موساد گفته است: «جنگ داخلي بزرگ‌ترين تهديد براي موجوديت اين رژيم به شمار مي‌رود. بروز اختلافات داخلي، آشوب و جنگ داخلي و خطراتي به مراتب بزرگ‌تر از تهديد ايران و حزب‌الله و يا گروه‌هاي فلسطيني براي اسرائيل به همراه دارد.» 
4. پس از سالها «ايده سازش» اينک فلسطيني به عيان فهميده که تنها راه حل آزادي فلسطين، همان راهي است که باعث اشغال فلسطين شده: مبارزه. مبارزه نظامي. مبارزه رسانه اي. مبارزه در هر شکلي و با هر ابزاري. حماس به عنوان يک نيروي جهادي در غزه و در کل سرزمين هاي اشغالي، امروز جبهه جديدي از ناامني را براي اسرائيل گشوده که اسرائيل ناتوان از مواجهه با آن است. با وجود کشتارهاي وسيع، اسرائيل نتوانسته انتفاضه هاي پي در پي را مهار کند و تنها در خون بيشتر در حال دست و پا زدن است. 
ايجاد ناامني دائمي براي اشغالگران خصوصا در سرزمين هاي اشغالي 1948 بهترين راه براي ضعيف کردن اين رژيم است. اين موثرترين راه مبارزه با اسرائيل توسط فلسطيني هاست. يوآو گالانت وزير مسکن اين رژيم طي روزهاي گذشته اعلام کرده: "ما در سال هاي آتي بر سوريه و حضور ايران در سوريه تمرکز خواهيم کرد و هيچ نفعي در مبارزه مستمر با غزه نداريم!" اين نشانه درستي راه حماس و حزب الله و نيروهاي مقاومت در فلسطين است. اگر قرار به مبارزه نظامي با اسرائيل براي فروپاشي آن باشد، کانون مبارزه بايد در غزه، کرانه باختري و خود سرزمين هاي اشغالي باشد. 
5. صهيونيسم بر اساس جنگ رسانه اي و خدعه هاي رواني شکل گرفته که مهمترين آن مظلوم نمايي است. ادعاي هولوکاست معروف ترين شگرد عمليات رواني صهيونيزم براي مشروعيت بخشي به تشکيل رژيم صهيونيستي به شمار مي رود. اما با فراگير شدن جنايات اين رژيم در رسانه ها، ظهور مورخان نوانديشي که کل واقعه هولوکاست را زير سوال بردند و شهادت فعالان صلح غربي بدست اسرائيل و.. طي دو دهه گذشته، اينک تابلوي مظلوم نمايي اسرائيل فرو ريخته است. به مدد رسانه هاي اجتماعي و روايت هاي فراغالب، ملتها خصوصا ملت هاي 
غربي حصار سانسور خبري جنايات اسرائيل را شکسته اند. جيمز ميلر عکاس و مستندساز انگليسي، تام هاراندال عکاس انگليسي، ويتوريو آريگوني روزنامه نگار ايتاليايي و دهها عکاس و خبرنگار و فعال ديگر، با شهادت و خون پاک خود توانسته اند بايکوت خبري در فلسطين را بشکنند و صداي فلسطين شوند. شکل گيري جنبش جهاني تحريم و انزواي اسرائيل «بي دي اس»  توسط فعالان و اکتيويست هاي اروپايي و آمريکايي، امروز به يکي از چالش هاي جدي رژيم جنايتکار اسرائيل تبديل شده است. درخواست فعالان اروپايي براي لغو محاصره غزه، محکوميت مداوم جنايات جنگي اسرائيل در اين کشورها، کمپين هاي رسانه اي عليه اشغالگري اسرائيل و.. سبب شده دولت هاي غربي نيز بتدريج حمايت هاي خود از اسرائيل را کاهش دهند و حتي مجالس کشورهاي مختلف غربي (ايرلند، انگلستان، فرانسه، سوئد و 136 کشور جهان و..) «دولت فلسطين» را به رسميت بشناسند. به نحوي که آويگدور ليبرمن، وزير جنگ اسرائيل، در سال 2015 گفته بود: «نه ايران و حزب‌الله و يا فلسطيني‌ها، بلکه اروپاي غربي مهمترين چالش اسرائيل است.»
 انزواي روزافزون اسرائيل سبب شده تا در موضوع انتقال پايتخت اين رژيم 
به بيت المقدس، حتي يک کشور غربي و حتي متحدان آمريکا، از تصميم آمريکا حمايت نکنند و تنها 8 کشور ذره اي (گواتمالا، ميکرونزي، جزاير مارشال..) در کنار آنها باشند. اين بزرگترين شکست سياسي در تاريخ براي آمريکا و اسرائيل محسوب مي شود. همين باعث شده اسرائيل با صرف هزينه هاي هنگفت در صدد اتحاد با کشورها و گروهک هاي جنايتکار و بدنام مثل ميانمار، نيجريه، سودان جنوبي و کشورهاي عربي حامي داعش يعني امارات و عربستان برآيد. 
6. براي فروپاشي اسرائيل، ترکيب همه اين عوامل ضروري است. فعال شدن گسست هويتي و مذهبي و نژادي در جامعه اسرائيل، ادامه مقاومت نظامي و شبکه سازي حماس در کل فلسطين، ايجاد شکايات حقوقي از اسرائيل براي اشغال کرانه باختري، قدس، جولان، سينا و.. با هدف آزادي کامل مناطق اشغالي، تداوم مقاومت نظامي و ايجاد ناامني و ترس و وحشت دائمي در اسرائيل براي پايان اشغال 70 ساله. تداوم کمپين هاي سياسي و رسانه اي روزانه براي 
آگاه سازي جهاني درباره جنايات اسرائيل در افکار عمومي (مثل کمپين تظاهرات بازگشت) و خصوصا آگاهي بخشي در جامعه آمريکا بعنوان مهمترين حامي مالي و سياسي اين رژيم که با ماليات مردم آمريکا جنايت مي کند. جهان بايد به اين نتيجه برسد که چاره حل موضوع فلسطين، ايده يک کشوري (فقط اسرائيل) يا دو کشوري (هر دو اسرائيل و فلسطين) نيست. اولي سرنوشتي جز آپارتايد آفريقاي جنوبي ندارد و دومي با خوي جهانخواري اسرائيل در تصرف وجب به وجب خاک فلسطين و لبنان و سوريه و مصر و اردن محال است. راه حل چنانکه مورخ برجسته ضدصهيونيست "ايلان پاپه" به‌عنوان يکي از سردمداران «بي دي اس» 
دنبال مي کند، تنها و تنها ايده "يک کشوري" با بازگشت همه فلسطينيان به خانه هاي خود و بازگشت همه مهاجران غصب کننده به کشورهايي است که از آنجا آمده اند. ما اين روز را به اذن خدا و بنا به وعده حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب، نزديک مي بينيم. بسيار نزديک

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9233/1/22138/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha