آرشیو
انتخاب نشریه


قواعد موازنه امپراطوري

دکتر حامد حاجي‌حيدري
قضيه:
صرف‌نظر از صحت و سقم ادعاي رژيم صهيونيستي که ايران در آستانه چهلمين روز جهاني قدس و در مرز سوريه، با شليک متجاوز از شصت موشک درگير شده است يا خير؛ صرف‌نظر از اين مناقشه که نه ايران، بلکه «کليت جبهه مقاومت» است که با رژيم کودک‌کش، به طور مستقيم و مؤثر درگير شده است؛ بله؛ صرف‌نظر از ورود به اين مناقشه‌هاي تعيين کننده و مفصل، يک چيز مسلم است: اين‌که موازنه‌ها در قلمرو پديده نوظهور «امپراطوري مقاومت اسلامي»، به سرعت در حال دگرگون شدن است، طوري که هر ضربه از جانب خصم، به سرعت و با شدت چندين برابر مجازات مي‌شود، و حالا واقعاً دوران بزن و دررو سپري شده است. اين، بلوغ خط «برخورد شجاعانه و فعال با دشمنان» در مسير استقلال ملت‌هاي منطقه است.
در اين ارتباط، رهبر عالي جمهوري اسلامي در سخنان مراسم سالگرد رحلت مسيحاي انقلاب، همان روح دنياي بي‌روح، از «برخورد شجاعانه و فعال با دشمنان» به عنوان نخستين شاخص الگوي رفتاري امام (ره) ياد کردند و فرمودند: «امام راحل در مواجهه با دشمنان، هرگز منفعل نشد، و همواره فعال و قدرتمند در مقابل آن‌ها ايستاد». در عين حال، «پرهيز از هيجان‌زدگي ناشي از احساسات خالي از عقلانيت» را دومين شاخص منش سياسي ابرسياستمدار سده بيستم برشمردند؛ «تصميم‌هاي امام، شجاعانه و در عين حال مبتني بر محاسبات عقلاني بود». رهبر عالي جمهوري اسلامي به سومين شاخص الگوي رفتاري امام اشاره کردند و فرمودند: «امام خميني (ره) 
چه در دوران مبارزات و چه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، همواره اولويت‌ها را رعايت مي‌کرد و بر موضوعات اصلي متمرکز مي‌شد و هيچ‌گاه حواشي را وارد ميدان کار خود نمي‌کرد». اين تلفيق خلاقانه خردمندي و دليري و جهاد، مسيري است که پس از امام «مو به مو» استمرار يافته است، و خود را در سر و شکل «موازنه امپراطوري» نشان مي‌دهد.
حرکات حساب شده و شطرنجي و ميلي‌متري ايران در مرکز «امپراطوري مقاومت اسلامي»، که بويژه از مقطع زماني تهاجم عراق به کويت آغاز شد، صحنه‌اي را خلق کرده است که خصلت اصلي آن اين است: اين که در آتش‌افروزي سهمگين منطقه که قرار بود خاورميانه جديد را براي آمريكا به بار بياورد، ايران، با تردستي از اغلب حرکات رقيب فرصتي براي خود ساخت، و امروز، تقريباً تمام ويژگي‌هاي يک امپراطوري کامل را از سواحل درياي مديترانه تا ديوار چين رقم زده است. اين عرض و طول آن چنان مقتدرانه حول تدابير عالي امپراطوري تمشيت مي‌شود، که «خالد بن محمد العطيه» وزير دفاع و معاون رئيس شوراي وزيران قطر، روز سه‌شنبه اخير در اجلاس بين‌المللي سنگاپور، بر آن شد که عربستان و متحد آمريكايي‌اش و البته ساير متحدان، حتي «توان تأثيرگذاري بر ايران» را ندارند! او که فارغ التحصيل دانشگاه قاهره، دانشگاه عربي بيروت و آکادمي ملک فيصل است، ابرام ورزيد که «آمريكا عاقل‌تر از آن است که با ايران بجنگد»، چه در سوريه، چه در عراق، و چه در هر جاي ديگر. اين را مي‌شود از سابقه منازعات نظامي آمريكا درک کرد که آمريكا هيچ گاه در تاريخ خود با يک نظام سياسي مسلح درگير نشده است، و حتي، در مورد ويتنام که پنجه در پنجه يک ملت مسلح (نه يک نظام سياسي مسلح) انداخت، به سختي شکست را پذيرفت و عقب‌نشيني کرد. در نتيجه، همان طور که رهبر عالي فرمودند: «برخي در کشور، در صدد اين هستند که يک شکل معيوب از برجام را به کشور تحميل کنند، يک عده‌اي در داخل مي‌گويند اين نشود، جنگ مي‌شود؛ نه آقا؛ اين دروغ است؛ اين، تبليغ به نفع دشمن است».
درس‌هاي مسير طي شده:
بي‌گمان نمي‌توان مختصات «موازنه امپراطوري» را فارغ از ملاحظات ديني و معنوي فهم کرد؛ «اين، يک راه سوم است». در عين حال، به لحاظ فني نيز، مسير طي شده امپراطوري در طول سال‌هاي پس از مناقشه عراق-کويت، به ما درس‌هايي مي‌آموزد که مرور آن براي فعالان سياسي مفيد است:
نکته اول اين است که حفظ آرامش و طمأنينه، و غلبه فرهنگي و معنوي بر بحران‌هايي که بر پرتنش‌ترين جغرافياي سياسي دنيا تحميل مي‌شود، از مهم‌ترين استلزامات افزايش تسلط انقلابيون مقاومت بر اوضاع بوده است. 
بي‌طرفانه و از ديدگاه فني، بايد اذعان کنيم که رهبر عالي جمهوري اسلامي در انجام اين وظيفه مهارت حيرت‌آوري داشته‌اند. طي اين مدت، تصميم‌سازي‌هاي «امپراطوري مقاومت»، هر چند مدام از احساسات سنجيده انقلابي بهره برده است، در عين حال، همواره و در سخت‌ترين شرايط مانند رويدادهاي سال 1388 ايران يا جنگ سي و سه روزه 1385 لبنان يا نبرد از 1387 و 1393 غزه، از احساسات‌زدگي مبرا بوده است، و تصميمات پخته و باحوصله، شرايط پيچيده را تسهيل کرده است.
نقطه شروع براي اين نحو افزايش تسلط به موقعيت‌هاي بحراني، اين است که «استراتژي مشخصي داشته باشيم»، و «معناي تاريخي» روشني از خود تعريف کنيم. فايده «استراتژي مشخص» و «معناي تاريخي» آن است که مسير پيموده شده ما داراي ثبات نسبي بوده است، و کمک کرده است تا نيروهاي مختلف در يک جهت، بخش‌هاي گوناگون يک پازل را تکميل کنند، و «منطق تيشه» را براي غلبه بر موانع سخت محقق سازند. نيروهاي مختلف، مدام ضرباتي به نيروهاي رقيب نواختند و پس از تجديد قوا، و باز با پشتکار به ضربات خود ادامه دادند تا نهايتاً مسيرهاي فائق آمدن به امور را گشوده‌اند.
نکته سوم اين است که لااقل در مسائل حساس منطقه، ما سخت‌گير و مشکل‌پسند بوده‌ايم، و با تمرکز بر نقاط حساس سياست منطقه، هيچ‌گاه به سهولت وارد معاملات نشديم. «امپراطوري مقاومت» به درستي بر خطوط قرمز و مواضع اصولي خود در مورد مسائل سوريه و عراق و افغانستان و لبنان و ترکيه و قطر و ... ، تأکيد کرد، و حاصل اين پافشاري اصولي خود را نيز درو نمود.
در تمام اين مدت، اهداف منطقه‌اي و جهاني «امپراطوري مقاومت»، واقع‌بينانه و با چشمان باز تنظيم شد. ما مطلقاً زياده‌روي نکرديم، و اجازه داديم تا اهداف و فرآيندها با حوصله از خلال انتخاب مردم اين منطقه ظاهر شوند. در اين ميان ارتباط فرهنگي اهميت ويژه داشت، و ايران در مقاطع مختلف، فرهنگ عمومي قلمرو امپراطوري را مورد خطاب قرار داد. اگر قرار بود فتوحات با نيروي اقتصادي يا سياسي به سبک اتحاد شوروي سابق يا امريکا گشوده شوند، موازنه‌ها شکننده مي‌شد، ولي نظر به ديدگاه اصولي «فعال کردن ظرفيت‌ها»، که از اساس يک روش مردمي و فرهنگي سياست‌ورزي است، همه‌چيز، نرم و مقتصدانه پيش رفته است.
نکته ديگر، اقدام بموقع است. براي موفق شدن در «موازنه امپراطوري»، يا بايد بسيار متمول و بيش از اندازه مسلح بود، يا بايد زودتر از قدرت‌هاي درشت‌هيکل در صحنه حاضر شد. براي سياستمداران انقلاب اسلامي ايران، گزينه دوم مغتنم‌تر و مطمئن‌تر و ميسرتر بوده است؛ آن هم در منطقه غرب آسيا که حوزه عملياتي سنتي آن‌ها حتي از قبل انقلاب بوده است. اين سياستمداران که دوران آغازين کار سياسي و مبارزاتي خود را در لبنان و عراق سپري کردند، به خوبي توانستند همراهي و اتحادهاي مثمر ثمري را در اقصي نقاط منطقه سازمان دهند، و در هر موضوعي، از همان آغاز کار سر صحنه باشند. 
نکته آخر اين که، يکي از ارکان واقع‌نگري انقلابي در «موازنه امپراطوري» اين بوده است که ما در اين مدت، هميشه آماده بوده‌ايم تا اين قانون مهم را بپذيريم که «لازم نيست همه کارها به خوبي پيش بروند». بعضي از رويدادها نسبت به بقيه بهتر و سهل‌تر پيش خواهند رفت. اگر اين حقيقت را بپذيريم، خودمان را آماده مي‌کنيم که به رويدادهاي نه‌چندان جالب، نگاه منتقدانه داشته باشيم و از آن‌ها براي رشد و پيشرفت استفاده کنيم. در قلمرو و عمق راهبردي جمهوري اسلامي، برخي از دشوارترين برخوردهاي سياسي تاريخ جريان دارند، و طبيعي است که برخي مسائل مطابق ميل ما نباشد، ولي نکته مهم اين است که بايد پس از «به رسميت شناختن دشواري‌ها»، ابعاد آن‌ها را بشناسيم، و مدام ابعاد مثبت‌تر را تقويت کنيم تا نهايتاً جهت امور به سمتي که به نفع «موازنه امپراطوري» باشد، بازگردد. در تمام سال‌هاي امپراطوري، تلاش‌هاي مستمر ما براي بهبود شرايط سخت، ما را برتري بخشيده است، و همه اين‌ها در سايه اتحاد حول «رهبري عالي» ميسر شده است. بايد اين نقطه قوت را بشناسيم، و با پذيرش الزامات آن، از نتايج وعده حق وصيت امام بهره‌مند شويم که: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد».


آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9233/1/22135/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha