آرشیو
انتخاب نشریه


اوضاع تئاتر شهر، تراژيک است!

سيد علي تدين‌صدوقي
مدتي است که تئاتر شهر بيشتر از آنکه جايگاه هاي کارهاي حرفه اي به معني واقعي کلمه باشد، جولانگاه نمايش ها و گروه هاي آماتوري و در بعضي از مواقع تازه کار است. اين موجب شده که تئاتر شهر از آن شأنيت اجرايي که طي ساليان به عنوان تنها مرکز مشهور و حرفه اي  تئاتر کشور کسب کرده است سقوط نمايد. در يکي از همين سمينارهايي که به مناسبت تئاتر خصوصي  در تئاتر شهر در همين چند ماه پيش برگزار شد، رضا کيانيان و البته ديگر اساتيد حرف هايي زدند که اي کاش به آنها توجه مي شد. کيانيان گفت: «پس اين همه فرهنگسرا و تئاتر خصوصي و... براي چيست؟ گروه هاي آماتوري بايد اول در آنجا تجربه کسب کنند.» ايشان درست 
مي گفت، در همه دنيا همين طور است، شما به محض اينکه از دانشگاه فارغ التحصيل شويد يا وارد يک گروه تئاتري شويد يا يک گروه تئاتري را تشکيل دهيد که نمي توانيد در برادوي يا در يک مرکز حرفه اي تئاتر به روي صحنه برويد. شايد سالها و يکي دو دهه، آن هم اگر مدام و مستمر کارهاي درخوري را انجام دهيد و شايستگي خود را به اثبات رسانيد، بتوانيد در برادوي يا يک مرکز حرفه اي معتبر نيز به روي صحنه برويد، و شايد در طول زندگي هنري تان هرگز به آنجا نرسيد. اين يک واقعيت است. در کشورهاي اروپايي هم اين گونه  عمل مي کنند. آيا شما مي توانيد از راه نرسيده و يا همين که از دانشگاه و يا هر مرکز آموزشي ديگري فارغ التحصيل 
شويد، البته به فرض آنکه سطح آموزش عملي و علمي در اين  مراکز و دانشگاهها در حد استاندارها  بوده و قابل اعتماد و اعتنا باشند، اصلا مي توانيد مثلا در شکسپير هال اجرا کنيد يا در تئاتر آنسامبل برشت و يا هر مرکز معتبر ديگر به روي صحنه برويد؟ خير، هرگز اين گونه نيست و نخواهد بود. تئاتر حرفه اي، آماتوري، نيمه حرفه اي، دانشجويي، کافه تئاتر، تريا تئاتر، مترو تئاتر، تئاتر آپارتماني و... هر نوع تئاتري که فکرش را بکنيد يک جايگاه و شأنيت خودش را دارد.
شايد  به همين دليل است که از تعداد تماشاکنان تئاتر شهر به مراتب کاسته شده و ديگر آن جايگاه وموقعيت حرفه اي را در بين مردم و تئاتربين ها ندارد. ايضاً هنرمندان حرفه اي تئاتر هم ديگر رغبتي براي اجرا در تئاتر شهر از خود نشان نمي دهند. اين شايد به ضعف مديريت هاي تئاتر شهر در سال هاي اخير بازگردد. مديريت هايي که به جاي ضابطه و قانون و روال تثبيت شده اي که طي ساليان در تئاتر شهر بوده و امتحان خودش را پس داده، از رابطه ودوست بازي و گروه گرايي استفاده کرده اند وبه دوستان و آشنايان و رفقا وهر کسي که فلان مدير و فلان هنرمند و فلان به اصطلاح استاد دانشگاه  و بهمان مدير فلان جا، معرفي و توصيه مي کرده، اجرا مي داده اند؛ و بعد مثلا هنرمندي مانند سياوش طهمورث که حقش اجرا در تئاتر شهر است و بايد در آنجا حد اقل سالي يا دو سالي يک بار نمايش روي صحنه ببرد، در نوبت مي ماند و يا براي اجرا در تئاتر شهر جواب سر بالا مي شنود و اصلاً عطايش را به لقايش مي بخشد! چرا؟ چون هم شأن و شايسته مقامش با ايشان برخورد نکرده اند؛ و اين است قصه سقوط تئاتر شهري که روزگاري جولانگاه بزرگان و انديشمندان تئاتر و هنر اين کشور بود.
براي اثبات حرف من بهتر است نگاهي به نمايش هايي که در تئاتر شهر در حال اجراست يا اخيراً اجرا شده، بيندازيد، خودتان متوجه مي شويد. براي مثال نمايش تالار سايه يا نمايش تالار قشقايي و... واقعا جاي تاسف دارد. نمايش هايي که به هيچ عنوان در حد اجرا در تئاتر شهر نيستند و بايد در فرهنگسراها يا تئاترهاي خصوصي اجرا بروند. چرا امکانات و حمايت هاي تئاتر شهر و مرکز را معطل اين کارهاي آماتوري و تکراري ودست چندم مي کنيد که هيچ دردي را از هنر اين مملکت و جامعه و اجتماع دوا نمي کند که هيچ، به هيچ دردي هم نمي خورند. صرف آنکه فلان خانم کارگردان تازه کار آشنا و فاميل فلان کارگردان معروف است که خودش هم ديگر کفگيرش به ته ديگ خورده؛ نبايد به آن خانم و گروهش در تئاتر شهر اجرا داد. کاري که پر است از حرف هاي تهي و بدون بارهنري و دراماتيک و ادبي، يک مشت حرف که بخش اعظمي از آن تکه پراني و اراکيک و به واقع چرت و پرت است که فقط وقت و پول مخاطب و ايضاً حماتيهاي مادي مرکز و تئاتر شهر را هدر مي دهد. 
يا نمايشي که چند بازيگر خانم اجرا مي کنند. نمايش که چه عرض کنم، اتودهاي ورک شاپ هاي خصوصي و دانشگاهي که همين به اصطلاح اساتيد به شاگردانشان مي دهند. در واقع اجراي اتودهاي کلاسي روي صحنه تئاتر شهر! جالب است، نه؟! اينکه مي بيني حال و روز تئاتر شهر به کجا کشيده شده، اسف بار و توهين آميز و تراژيک است.
مگر شوراي ارزشيابي و نظارت، يک بخش از کارش ارزشيابي نيست؟ پس چرا اقدامي نمي کنند؟ چرا در بازبيني ها نمي گويند که اصولا اين نمايش ها در شأن و جايگاه اجرا در تئاتر شهر نيستند و آماتوري هستند و پر از اشکالات جورواجور تکنيکي و حرفه اي و دراماتيکي. آخر کجاي دنيا اتودهاي کارگاه هاي بازيگري را در حرفه اي 
ترين مرکز تئاتر کشورشان اجرا مي کنند، که ما دومي آن باشيم؟ کمي تفکر و انديشيدن هم خوب است. چرا فکر نمي کنيد که با اين کارتان زحمات چندين ده ساله هنرمندان و مديران حرفه اي و ارزشي کشور را در خصوص تثبيت جايگاه تئاتر شهر و تئاترهايي که در آنجا بايد به روي صحنه بروند، به باد فنا داده ايد؟ اين دوستان مديري که از جايگاه مديريت شان استفاده مي کنند و با تأسي به آن، از کشورهاي خارجي اقامت و تابعيت 
مي گيرند، حد اقل در سفرهايشان براي گرفتن اقامت و غيره سري هم به تئاترهاي آنجا بزنند و با مديران تئاتر آنجا صحبت کنند بلکه چيزي هم عايد تئاتر ما بشود. بايد بگويم مديريت هاي هنري مانند مديريت تئاتر شهر يا دبيري جشنواره فجر و... براي گرفتن اقامت و تابعيت در کشورهايي چون کانادا و غيره، يک امتياز بالا به حساب مي آيد. به همين دليل است که دوستان مدير قبل از پست هاي مديريتي شان تا جاجرود هم نمي رفتند، چه برسد به آمريکا و کانادا و اروپا... بگذريم. 
اصولا چرا هر کسي را که در مرکز هنرهاي نمايشي بيکار است و يا با مديري که در راس است، رفاقت دارد، رئيس تئاتر شهر مي کنيد؟ آن هم نه يک پست بلکه در آن واحد چندين پست حساس را به يک نفر 
مي دهيد. بنده خدا بايد بتواند از عهده اش بر آيد يا نه؟ جايگاه مديريت تئاتر شهر شأنيت خاص خود را دارد. با انتخاب مديران درجه چندم که اصولا نبايد به پست هاي مديريتي حساس برسند، اين بلاها سر حرفه اي ترين 
مرکز تئاتر کشور مي آيد.
حتي تماشاخانه هاي خصوصي دست چندم هم  براي خود ضوابطي دارند، نمايش هايي را انتخاب مي کنند که در شأن آنها باشد، نه هر کسي که به خود اجازه داد و تقاضاي اجرا در تئاتر شهر را داد و آشنايي هم داشت، به او بگوييم بفرماييد اجرا کنيد، منت سر ما گذاشتيد!
تئاتر شهر بايد جايگاه  حرفه اي ها و نخبگان تئاتر و هنرهاي نمايشي کشور باشد. بايد آن قدر شأنيتش بالا برود که تئاتري ها يکي از آرزوهايشان رسيدن به تئاتر شهر و اجرا در آن باشد. اين خود معياري مي شود براي سنجش هنرمندان، همان طور که قبلا و در دهه هاي قبل اين گونه بود. کسي که به تئاتر شهر مي رسيد، 
مي توانستيم نام حرفه اي را روي او بگذاريم، نه هر کسي که از راه مي رسد و در تئاتر شهر اجرا مي  کند.
رضا کيانيان هم نظرش اين بود. ايشان که حتي بسيار تندتر پيش رفتند که من در اينجا ديگر حرف هايشان را تکرار نمي کنم. استاد  کيانيان راست مي گفت و حق با ايشان بود. همان طور که در آن جلسه يا سمينار، ديگر اساتيد نظر ايشان را تأييد کردند.
صرف يک مدرک و يکي دو آشنا که نمي شود در تئاتر شهر اجرا کرد و جاي ديگران را که لايق و در شأن تئاتر شهر هستند گرفت. آيا شده است برويد و مثلا به استاد سياوش طهمورث، استاد نصيريان، استاد منيژه محامدي، استاد کشاورز - آن موقع ها که حالشان مساعد بود -، شادروان داود رشيدي، شادروان استاد جعفر والي و... از سوي  تئاتر شهر کار سفارش بدهيد، که هم مردم تئاتر واقعي ببينند و هم اين کارها  کلاسي باشد براي هنرجويان و جواناني که تازه به اين هنر گام نهاده اند؟ چند وقت استاد سمندريان پشت درهاي تئاتر شهر ماند و آخر هم  نمايش گاليله را که آرزويش بود اجرا نکرد و به ديدار حضرت دوست شتافت؟ آيا ما از اين همه بي مهري و اهمال کاري نبايد خجالت بکشيم و بعد به مثلا کارگردان خانم جواني اجرا بدهيم که حرف زدن و راه رفتن و ايستادن روي صحنه را بلد نيست، چه برسد به کارگرداني و بازي همزمان در تئاتر شهر؟ اينجاست که  بايد گفت وااسفا! تازه اين کار از نظر نظارتي و ارزشيابي، کلي اشکال دارد. 
شايد هم دست هايي در کار است که به اساتيد ياد شده و امثال آنها، در تئاتر شهر اجرا ندهند تا اينان مجبور شوند که به طرف فلان تئاتر خصوصي و بهمان تماشاخانه خصوصي بروند تا اين گونه هم اعتباري به آن تماشاخانه خصوصي بدهند و هم پول به جيب صاحبانشان سرازير شود. چون شنيده ايم که تماشاخانه هاي خصوصي اي که معروف شده اند و شبي دو سه ميليون هم اجاره 
مي گيرند، با بعضي از مديران تئاتر دست در دست يکديگر دارند، يعني به نوعي شريک هستند، البته الله اعلم، ما فقط شنيده ايم، گناهش به پاي گوينده.
اين گونه است که تماشاکنان به تئاتر بي اعتماد مي شوند و تئاتر شهر هر روز خلوت تراز پيش مي شود. در نبود بزرگان و شيران، روبهان با تزوير و ريا جايشان را اشغال مي کنند و اين را تماشاگر انديشمند و فهيم  تئاتر متوجه مي شود و مي فهمد، چون آگاه است و بالطبع تئاتر ضعيف را نمي بيند. از سويي مديران براي اينکه حرفي براي گفتن داشته باشند و دفاعي از عملکردشان کنند، در کنار آماتورها اجراهايي هم به چهره اي ها مي دهند. اين گونه مثلا سطح فروش نمايش در تئاتر شهر را بالا 
مي برند، غافل از اينکه اين گونه دامن به تب چهره اي ها 
مي زنند و تيشه به ريشه تئاتر. چهره اي ها بهتر است بروند در همان تماشاخانه هاي خصوصي اجرا کنند. جايي که پول و درآمد و فروش به هر قيمتي، حرف اول را مي زند. در صورتي که مي دانيم تئاتر يک کالاي فرهنگي والا و انديشه ورز است، چرا که انديشه و درک و فهم و دانايي را توليد مي کند و زيرساخت هاي فرهنگي، هنري جامعه را مي سازد. پس دولتها  در همه جاي دنيا هماره از تئاتر حمايت مي کنند. تئاتر يک جريان اقتصادي پولساز مثل سينما نيست، و ما هنوز متاسفانه اين را متوجه نشده ايم و دولتمردان ما از آن سوي بام افتاده اند.حد اقل  بياييد امسال که مقام معظم رهبري سال حمايت از کالاي ايراني نام نهاده اند، بودجه کافي براي تئاتر اختصاص دهيد و از تئاتر که توليد کننده کالاي فرهنگي هنري اصيل در کشور است، حمايت نماييد، البته به شرطي که باز دوستان خود را در اولويت قرار ندهيد.
بايدگفت متاسفانه تئاتر شهر دارد رو به قهقرا مي رود و مي بايد با مديريت کارآمد، سريعا فکري به حالش شود، وگرنه هر کسي که از راه مي رسد مدعي اجرا در تئاتر شهر خواهد بود که البته در حال چنين هم شده است و بعد با يک اجراي ضعيف در تئاتر شهر مدعي حرفه اي گري مي شود و حالا انتظار دارد که سالي يک اجرا هم در تئاتر شهر برود. در واقع طلبکار هم 
مي شود. و يا مي شود جايگاه چهره اي هاي پولدار که آنها هم کارهايشان ضعيف است و هدفشان در آوردن پول و البته چشم و هم چشمي با ديگر چهره اي ها جهت  نشان دادن به اصطلاح توانايي اجرا روي صحنه. بايد گفت با ورود چهره اي ها و تهيه کننده هايي که در عمرشان حتي يک تئاتر هم نديده اند، فرهنگ تئاتر به طور تاسف باري عوض شده و مناسبات نامانوس نامتجانس سينمايي جايش را گرفته است. اين يعني تنزل فرهنگ والاي تئاتر. شايد به خاطر همين نوبت هايي که به اين دوستان  و ديگر رفقاي تازه کار داده اند تئاتر شهر تا سال 1400 ديگر نوبت اجرا ندارد که به کسي بدهد. بهتر است نوبت هاي اجرا در تئاتر شهر، جداً بازنگري شوند، تا کساني که آماتورهستند و از آشنايان دوستان، به مراکز ديگر معرفي شوند. حتي مرکز مي تواند از آنها حمايت کند اما در مکان هايي که در حد و اندازه شان هست به روي صحنه بروند نه تئاتر شهر. بايد گفت واقعاً اين اوضاع  تئاتر شهر، تراژيک است!

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9233/1/22133/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha