آرشیو
انتخاب نشریه


گفتگو با الهام پاوه نژاد بازيگر موفق تئاتر، تلويزيون و سينما
فضاي سينما هر روز مسموم تر مي شود

ناهيد جعفرپور کامي
اشاره:
الهام پاوه‌ نژاد متولد ۱۳۵۰ در تهران، بازيگر سينما و تئاتر ايران است. پاوه نژاد داراي ديپلم تجربي از دبيرستان نوشيروان و فوق ديپلم بازيگري و کارگرداني از دانشگاه نياوران، دانشکده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال ۱۳۷۱ مي‌باشد. خانم پاوه نژاد از سال ۱۳۶۹ به صورت حرفه‌اي وارد حرفه بازيگري شد و فعاليتش را با تئاتر آغاز کرد. اولين کار صحنه الهام پاوه ‌نژاد در سال ۱۳۷۰ به کارگرداني اکبر زنجانپور با عنوان "ساحره سوزان" و اولين بازي کار تصويري اش 
در سال ۱۳۷۳ سريال "همسران" بود که خيلي مورد استقبال قرار گرفت. گفتگو با اين هنرمند توانا را بخوانيد؛
* الهام پاوه نژاد ملغمه ‌اي از موسيقي، تئاتر، سينما، سريال و… است. تعريفي که از خودتان داريد، چيست؟
- تعدادي از اينهايي که اشاره کرديد اشتباهاتي بوده که هرگز دوباره تکرار نخواهم کرد. مثل بازي در سينما. اين از يک شوريدگي در وجودم مي‌آيد که هيچ‌گاه نتوانستم جلويش را بگيرم. در زندگي تابه‌حال چند بار از خط خودم خارج شده‌ام تا به دوستانم کمک کنم که هميشه هم خطا بوده. اين کار باعث شد از مسيرم پرت شوم. هم به‌ لحاظ مادي و هم معنوي.
* بيشتر شبيه آدمي هستيد که نمي‌توانيد "نه" بگوييد؟
- الان ديگر مي توانم. 
* دوست داريد با کدام يک از اين عنوان‌ها از شما ياد شود؟
اصلا مهم نيست چه دوست دارم. در گذر زمان آنچه باعث مي‌شود به وسيله آن از من ياد شود خودش را نشان خواهد داد کمااينکه در اين همه سالي که به حرفه‌هاي مختلف هنري وصل شدم خودش را نشان داده است.
* دليل کم کاري تان چيست؟
- فکر مي کنم اولين و مهم ترين فاکتوري که باعث شده من کم کار شوم، اين است که روز به روز سختگيري هايم بيشتر مي شود. بعضي از فيلمنامه هايي 
که به دستم مي رسد اين قدر بد هستند که 
نمي توانم بيشتر از ۱۰ صفحه شان را بخوانم. دومين فاکتورش اين است که فعلا با گروهي کار مي کنم که آن چيزهايي را که مي خواهم به من مي دهند، يعني کاري را انجام مي دهم که بابت انجام دادنش سرم را بالا مي گيرم. به خاطر همين زمان زيادي را صرف کارهاي اجرايي مي کنم. مجموع اينها دست به دست هم مي دهند تا فرصتي برايم باقي نماند که کارهاي ديگري انجام دهم.
* با اينکه الهام پاوه نژاد اين همه سال کار و فعاليت مي کند، نامش کاراکتر خاصي را در ذهن يادآور نمي شود؟ چرا از الهام پاوه نژاد، آنچنان نقشي در ياد نمانده است؟
- خب، اول از همه اينکه هيچ وقت دنبال چنين چيزي نبوده ام. هر نقشي که بازي کرده ام مثل اين بود که بخشي از وجودم را به نمايش گذاشته ام، مثلا اگر يک بار صورتک خنده زدي دفعه بعد سراغ صورتک غمگين مي روي تا هر جور خاطره از اجراي قبلي را پاک کند. در اين سال ها سعي کرده ام نقش هايي که پشت سر هم بازي کرده ام، با هم تفاوت داشته باشند. معضل ديگري که وجود دارد اين است که وقتي يک نفر در کاراکتري جا مي افتد مجبور است سال هاي زيادي را با پيشنهادهايي که مي خواهند او را به آن قالب بازگردانند دست به گريبان باشد و من از اين فراري بوده ام. هميشه آپشن هاي جايگزيني داشتم که اگر قرار شد در چنين دامي بيفتم، کلا بازيگري را رها کنم و سراغ مقوله ديگري بروم. بخشي از اين به بازيگوشي خودم بر مي گردد و سعي کرده ام از آن فرار کنم.
* شما در سريال "هست و نيست" بازي موفقي داشتيد. کمي از اين سريال و موفقيت تان و اينکه چه شد در اين سريال نقش آفريني کرديد، برايمان بگوييد؛
- مجموعه تلويزيوني "هست و نيست" که در بهمن ماه سال گذشته پخش شد، يک ملودرام اجتماعي بود و قصه آن براساس طرحي از علي حدادي نوشته شد و در ۳۰ قسمت براي پخش از شبکه دو سيما ساخته شد و خلاصه داستان اين بود که گاهي بود و نبود و هست و نيست آدم‌ها، به وسوسه‌اي گره مي‌خورد که به سادگي باز نمي‌شود. داستان سريال هست و نيست قصه دو دوست به نام هاي ناصر و احمد را روايت مي کرد که با دو خواهر ازدواج کرده و کم کم هر کدام يک راهي را در پيش گرفته و از يکديگر دور مي شوند و در ادامه ماجراهايي که باعث به وجود آمدن و ايجاد مشکلاتي براي اين دو دوست شد. با بازيگران قابلي در اين سريال همبازي بودم که خدا را شکر فکر مي کنم سريال موفقي هم بود. آقاي سهيلي زاده کارگردان اين کار بودند که بعد از تماس شان 
با من اين کار را قبول کردم. چون کارهاي قبلي آقاي سهيلي زاده را هم ديده بودم.
* روزهايي که به فکر بازيگري افتاديد آيا اين حرفه از اول براي شما هدف بود يا به مرور زمان تصميم گرفتيد بازيگر شويد؟
- هميشه اين حرفه مورد علاقه ام بود. وقتي که داشتم تصميم مي گرفتم که سراغ اين حرفه بيايم يا نه، به خيلي چيزها فکرکردم. به سختي هاي اين حرفه، به بودجه کمش، به بيداري شب هايش و صبح زود بيدار شدنش و خيلي چيزهاي ديگر. در نهايت تصميم گرفتم که قدم جلو بگذارم و وارد شوم. 
* شما در نمايش " فراموش نامه" بازي کرديد که محصول سال 95 بود و با استقبال زيادي از مخاطبان هم روبه رو شد؛
- تئاتر "فراموش نامه" به کارگرداني سعيد امير سليماني در 26 ارديبهشت 95 روي صحنه رفت که در اين نمايش آقاي سپند اميرسليماني هم بازي مي کردند و خلاصه داستان اين بود که  سهراب دانشجوي کارشناسي ارشد بود که آقا سپند ايفاگر نقشش بودند و به بهانه کسب درآمد در خانه اي مشغول پرستاري از پيرمردي مي شود که بيماري فراموشي دارد و هربار در خانه جنجالي ايجاد مي کرد. تئاتري بود که در سال خودش غوغايي به پا کرد و خيلي ها از اين نمايش خوششان آمد.
* درست است که مي گويند نقش هاي با صلابت توانايي فيزيکي مي خواهد؟
بله، بستگي به توانايي فيزيکي و صدا دارد. من الفباي کار را با تئاتر شروع کردم. درست است الان فعاليتم کمتر شده، اما در کارهايي حضور داشته ام که خيلي مي ارزد و باورپذير است. 
* فکر مي کنيد اگر قرار باشد يک روز با کمدين هايي 
مثل آقايان عطاران يا آقاخاني همکاري کنيد، مي توانيد جنس بازي تان را به فضاي کارهاي آنها نزديک کنيد؟
- تا حالا که اين اتفاق نيفتاده ولي اگر متن خوب باشد، بله تجربه اش مي کنم. البته اگر مردم بپذيرند. چون مردم معمولا به يک کاراکتر از آدم عادت مي کنند و بعد شکستن آن تصوير ذهني کار سختي است.
* هميشه با نقش هايي که به شما پيشنهاد مي شود، 
برخورد شهودي داريد؟
- نه، متفاوت است. بعضي وقت ها بعضي نقش ها يک چيزي دارند براي اينکه بتواني برنامه ريزي کني و بگويي اينجا اين کار را مي کنم يا آنجا فلان کار را انجام مي دهم تا نقش متفاوتي از کار دربيايد.
* اين تغيير نقش از جدي به کمدي و برعکس، چقدر برايتان چالش داشته است؟
- از کار جدي به سمت کمدي رفتن، هميشه اين ترس را برايم داشته که ممکن است نقش، لوس بشود. ممکن است بي مزه بشود يا حتي ممکن است مردم آن را نپذيرند؛ يعني خودم شخصا هميشه نگران نتيجه کار بوده و هستم.
* همسرتان با حرفه شما مخالفت نمي‌کند؟
- نه، خوشبختانه همسر بسيار همراهي دارم. راستش بهتر است بگويم من و همسرم با يکديگر رفيق هستيم. با وجود اين‌که کار همسرم به دنياي هنر ارتباطي ندارد، اما او و خانواده‌اش بسيار هنردوست هستند.
* در مصاحبه اي از شما خواندم که گفتيد روابط جاي ضوابط را گرفته و فضاي سينما عوض شده؛ بيشتر توضيح مي دهيد؟
- متاسفانه اين اواخر، فضاي سينما عوض شده و بازيگراني به اين عرصه قدم گذاشته اند که مي خواهند يک شبه ره صد ساله را بروند، برخي از آنها آموزشي براي بازيگري نديده اند و اطلاعات شان را نيز درباره اين حرفه بالا نبرده اند و تنها به دليل اينکه آنها دستمزد کمتر يا بعضي مواقع حتي دستمزدي نمي گيرند، 
طبيعتا برخي عوامل سينما ترجيح مي دهند با اين دسته از بازيگران کار کنند. برخي هم که با پول بازيگر مي شوند. اين گونه فضاي سينما هر روز مسموم تر مي شود و بازيگران حرفه اي و کهنه کار که اساتيد من هستند کنار گذاشته مي شوند.
* ممکن است روزي در فيلم هاي پر هيجان و ترسناک هم بازي کنيد؟
- بله، قطعا. البته ساخت فيلم ترسناک در ايران به آن صورت جايگاهي ندارد و اغلب کمتر ساخته مي شود 
اما خيلي دوست دارم.
* شما سريال "هفت سنگ" را به خوبي بازي کرديد و خوب درخشيديد؛ 
- بله، بازيگران مجموعه خيلي تلاش کردند براي اين سريال. سريال "هفت سنگ" يک سريال خانوادگي و آپارتماني بود که کل وقت مان در آپاتمان گذشت. ماجراي سه خانواده بود که فضاي کار هم طنز بود. هر چند که به مشکلات جدي خانواده ها 
مي پرداخت. 
* عوامل يک اثر چقدر برايتان اهميت دارد؟
- با اين‌که انتخاب عوامل با من نيست اما مسلما خوشحال‌تر مي‌شوم که با درجه‌يک‌‌ها و کاربلدها همکاري کنم.
* شانس، عامل مهمي در سينماست که در بسياري از موارد هم باعث شده بازيگران مستعد به دليل قرار نگرفتن در زمان مناسب و جاي مناسب، موقعيت هاي مهمي را از دست بدهند. تا چه حد اين شانس و تقدير خوب را در شکل گرفتن نقاط اوج کارنامه تان موثر مي دانيد؟
- به شدت. حتي اين شانس را در زندگي ام پررنگ مي دانم. وقتي درب خانه را مي بنديد و مي رويد، ممکن است تلفن خانه زنگ بزند؛ اگر برگرديد و به تلفن جواب بدهيد يک سرنوشتي پيدا مي کنيد و اگر به راه تان ادامه بدهيد، سرنوشتي ديگر برايتان رقم مي خورد. بعضي مواقع با دوستان درباره اين تغيير مسير بحث مي کنيم. به نظرم اگر تقديري خاص براي فردي تعيين شده باشد، تمام درها برايش باز مي شود ولو اينکه ديگران نخواهند يا مانع شوند. من به عنوان يک بازيگر دوست دارم براي کار و زندگي ام 
برنامه ريزي داشته باشم و مثلا بدانم تا عيد سال بعد قرار است چه کارهايي انجام بدهم، اما به قدري برخي موقعيت ها آني و در لحظه شکل مي گيرند که ناگهان مي بينيد دري که مدت ها بسته بوده، باز شده است. پس شما ناگزير هستيد که تصميمات لحظه اي بگيريد و همين شرايط، قدرت برنامه ريزي بلندمدت را از شما مي گيرد.
* در قانون تجارت مي‌گويند از سود به دست آمده‌ ات بخور، از مايه و سرمايه ‌ات نه. اين قانون درست است؟
- مطمئنا با اين نيت پيش رفتم كه چيزي به من اضافه شود. يكي از دوستان من كه فرد ريشه‌ داري در عالم هنر است، مي‌گفت الهام اصلا به فيدبك‌هاي يكي دو ماه اول توجه نكن؛ نه به تعريف و تمجيدها و نه به تكذيب‌ها. اجازه بده 6 ماه بگذرد، بعد به انتقادهاي مردم گوش كن. من مي‌توانم احساسي شوم و تصميم آني بگيرم‌ يا مي‌توانم با آرامش به كار خودم ادامه دهم.
* نقد بر شما تاثير مي گذارد يا به راحتي از کنارش مي گذريد؟
- نه، واقعا تاثير مي گذارد. مثلا من خيلي دوست دارم حرف جمعي را که درباره من صحبت مي کنند، يواشکي بشنوم. الان اين اتفاق در کامنت ها مي افتد. خواندن نظرات متفاوت خيلي مي تواند به آدم کمک کند که مسيرش را پيدا کند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9228/1/21621/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha