آرشیو
انتخاب نشریه


وقتي پرده از چهره غرب مي افتد
نقض حقوق بشر در فرانسه

بخش سياسي خارجي:اخيرا تظاهرات گسترده عليه امانوئل ماكرون، رئيس جمهور فرانسه در شهرهاي مختلف اين کشور از جمله پاريس و مارسي، بار ديگر با سرکوب وحشيانه پليس فرانسه همراه شد.خبرگزاري فرانسه گزارش داد؛ دهها  هزار نفر در تظاهرات ضد ماكرون حضور داشتند. در اين تظاهرات و درگيري‌ها، دهها نفر به شدت مضروب و بازداشت 
شده‌اند. ژرار کلمب، وزير کشور فرانسه، در اقدامي کم سابقه مجبور به واکنش شد و گفت: حضور گروه بلک بلوک منجر به درگيري پليس با تظاهرات کنندگان شده است. کلمب مردم ، سنديکاها و نمايندگان مردم در مجلس را به آرامش دعوت کرد؛ اما در عين حال با دفاع از عملکرد پليس گفت: با برهم زنندگان نظم جامعه به شدت برخورد خواهيم کرد. با اين حال، شاهد سکوت معنادار مقامات ( خصوصا مقامات آمريکايي و اروپايي) در قبال حوادث پاريس و مارسي هستيم. روشنفکران داخلي کشورمان نيز در مقابل اين فجايع انساني سکوت کرده و کمترين سخني از حقوق مردم فرانسه در بيان اعتراضات اقتصادي خود به ميان نمي آورند! به راستي اين رويکرد دوگانه چگونه قابل توجيه است؟حوادث اخير فرانسه از يک سو نشان داد که مقامات غربي، خود نيز نسبت به مقوله حقوق بشر اعتقادي ندارند و از اين مقوله، به عنوان ابزاري جهت اعمال فشار بر کشورهاي مخالف غرب استفاده مي کنند. حقوق بشر، علي‌رغم اينکه يک پديده و مفهوم مقدس است به اين معني که انسانها، صرف نظر از هرگونه آيين و مذهب، رنگ و نژاد و قوميت از اين حقوق بايد برخوردار باشند اما متاسفانه در حال حاضر شاهد هستيم که کشورهاي غربي و آمريکا يک رويکرد دوگانه نسبت به حقوق بشر اتخاذ کرده اند، البته اين رويکرد جديد هم نيست و اينکه تلاش دارند تا از حقوق بشر به عنوان يک ابزار سياسي عليه کشورهاي مستقل استفاده کنند.
کشورهاي غربي و آمريكا يک جعبه ابزاري  براي اعمال فشار عليه کشورهاي مستقل دارند که در اين جعبه ابزار موضوعات مختلفي گنجانده شده است. يکي از اين ابزارها، حقوق بشر است که هر کشوري با اينها هماهنگ نبود يا از سياست هاي آنهاد انتقاد کرد يا با سياست هاي آنها هماهنگي و همخواني نداشت بلافاصله حربه حقوق بشر را در خصوص آن کشورها فعال مي کنند. در مجامع عمومي و بين المللي مباحثي را عليه آنها طرح خواهند کرد و در محافل رسانه اي هم سعي 
مي کنند افکار عمومي را عليه آن کشورها بسيج کنند.کشورهاي غربي از ابزار رسانه اي برخوردار هستند و هم ابزار سياسي و هم ابزار سازمان هاي بين المللي را در دست دارند. در واقع هدف اين کشورها حمايت و ارتقاء حقوق بشر در کشورهاي ديگر نيست بلکه هدف آنها اين است که با استفاده از ابزار حقوق بشر هرچه بيشتر به آنها فشار بياورند تا با سياست هاي آنها همراه و همخوان شوند.
اين قاعده در خصوص ديگر بحران‌هاي حقوق بشري در غرب نيز صادق است. از سوي ديگر،آنچه غرب اين روزها  به شدت از آن گريزان است، مربوط به  مصدر يابي و تمرکز افکار عمومي جهان روي ريشه ها و علل وقوع بحران‌هاي شهروندي و حقوق بشري در اين مجموعه است. .اين بحران  علل، اسباب ،ابزارها و زمينه هايي دارد که در همه آنها مقامات غربي دخيل بوده اند. به عنوان مثال بحران تلخ مهاجرين مسلمان   منبعث از پديده هايي مانند ايجاد جنگ‌هاي مذهبي و فرقه اي و نيابتي در منطقه، تجهيز کشورهاي ديکتاتوري منطقه به انواع سلاح هاي سبک و سنگين توسط آمريکا و کشورهاي اروپايي، حمايت از ايجاد و استمرار بحران‌هاي امنيتي مزمن جهت مداخله جويي 
دراز مدت در منطقه و ....است. حقيقت ماجرا اين است که مهاجريني بي پناه از شر سياست‌هاي  
مداخله جويانه غرب در منطقه که منجر به کشتار،قتل،آوارگي و بي سرپناهي اين افراد شده به سوي اروپا فرار 
مي کنند. در اينجا کمترين سرزنشي متوجه مهاجرين بيگناه  نيست، چرا که آنها در پي نجات جان خود از چنگال گروه‌هاي تکفيري هستند،تکفيري هايي که بدون حمايت غرب  نمي توانسته و نمي توانند به حيات شوم خود ادامه دهند.  "پناه به غرب از شر غرب" واقعيت پديده اي‌است که اکنون با آن مواجه هستيم. مقامات غربي روي بخش اول ماجرا، يعني پناه مهاجرين به اروپا مانور تبليغاتي ويژه اي مي دهند اما  هيچ گاه حاضر به طرح اين سوال نيستند که پناهجويان بي پناه از شر چه چيزي به غرب پناه  مي برند! بحران مهاجرت را مي توان به منظومه و مجموعه اي تشبيه کرد که "ورودي" و " خروجي " آن يکسان است.


آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9228/1/21617/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha