آرشیو
انتخاب نشریه


نمونه بارز يک روحاني مردمي
او از مسير انقلاب هيچ‌گاه خارج نشد

مرتضي نجفي قدسي
(إِنَّمَا يَخْشَى اللَهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ)(۲۸،سوره فاطر)
به‌درستي که از ميان بندگان خدا تنها علماء و اهل دانش هستند که ازخدا خشيت دارند و مي ترسند.
خبر درگذشت عالم متخلق و روحاني خدمتگزار مردم حضرت حجت الاسلام  ولمسلمين سيد مهدي طباطبايي(رض) در اولين روز از ماه مبارک رمضان همه را متأثر کرد. اين حقير از سالهاي دور به واسطه شرکت در مجالس مذهبي و هيئت هاي ديني با اين عالم بزرگوار و روحاني دوست داشتني آشنا شدم و از اين بابت برخود لازم ديدم چند کلامي کوتاه از باب اداي وظيفه در توصيف ايشان بنگارم،گرچه مي دانم از عهده اداي حق مطلب نمي توانم برآيم.
*نمونه بارز يک روحاني مردمي
يک شخص روحاني که وظيفه هدايت ديني و معنوي مردم را بر عهده دارد بايد به‌فرموده حضرت امام(ره)ذي طلبگي داشته باشد، يعني ساده زيستي مبناي زندگي او باشد و از تجملات بپرهيزد و دنيا گرا نباشد و خلاصه سطح زندگي اش با مردم معمولي يکسان باشد.اگر مردم را به انجام کارهاي خير و نيک دعوت مي کند، خود نيز الگوي عملي براي گفتارش باشد، اگر مردم را به راستي و صداقت و پاکي فرا 
مي خواند خودش نيز عامل همه اينها باشد و خلاصه مردم تمام کمالات را در زندگي و رفتار و کردار او ببينند. مسلماً چنين روحاني در دل مردم جا باز مي کند و مردم مطيع او خواهند بود و مي بينند که حرف هايش صرفاً لقلقه زبان نيست  بلکه خودش آئينه تمام نماي فضائل و مکارم اخلاق است و خدا وجود چنين روحانيوني را در جامعه ما زياد کند که الگوي علمي و عملي اخلاق اسلامي باشند.
مرحوم حجت الاسلام سيد مهدي طباطبايي(ره) نمونه بارز و واقعي يک روحاني مردمي و متخلق به اخلاق اسلامي بود و همين خصايص، محبوبيت ايشان را در بين آحاد مردم نسبت به ديگران بسيار بيشتر کرده بود.
شيوه گفتاري ايشان در منابر بسيار دلنشين و قابل استفاده بود،از به کار بردن کلمات صعب و سنگين خودداري مي کرد و اگر آيه و حديثي را قرائت مي کرد معناي آن را به طور واضح براي مردم بيان مي کرد و در حقيقت مطلب را براي آنان حلاجي 
مي کرد تا بتوانند درک کنند. آيات و روايات را برنامه ريزي شده و با حساب و کتاب و با موضوع بندي در سخنراني ها استفاده مي کرد بطوري که تمام منبرهايش قابل پياده شدن و حتي کتاب شدن است و نظم مطالب و طرح موضوعات که غالباً اجتماعي و شيوه سبک زندگي اسلامي هست، بسيار قابل استفاده است.
او مطالعات روانشناسي عميقي داشت، به‌طوري که چند جلسه يکي از دوستانم که استاد روانشناسي دانشگاه اصفهان بود را به جلسات ايشان آوردم و او مجذوب مطالب ايشان گشته بود و به من گفت ايشان جديدترين مطالب علم روانشناسي را در قالبي ديني و مذهبي و عمومي و قابل فهم براي مردم بيان مي کند و من هنگامي که اين نکته را به حاج آقا طباطبايي عرض کردم، ايشان با تبسمي به من فرمودند راست گفته من در روانشناسي مطالعات زيادي داشتم و حتي مدرکش را هم گرفتم ولي بعداً ديدم داشتن اين مدرک برايم يک نوع تعلق و وابستگي 
مي آورد، آن را پاره کردم و دور ريختم!
مسجد و منزل اين روحاني خدوم و خدمتگزار هميشه پر از مراجعاني بود که با اميد حل مشکلاتشان آمده بودند و اغلب آن ها هم نتيجه مي گرفتند، شايد هزاران نفر که در زندگي زناشويي يا خانوادگي دچار اختلافات مي شدند به جاي اينکه به دنبال دادگاههاي حل اختلاف بروند به منزل ايشان يا دفترشان که در همانجا در نزديک مسجدشان در خيابان غياثي در نزديکي ميدان خراسان تهران بود، رجوع مي کردند و اين روحاني با اخلاق و انديشمند با بيان شيرينش زندگي آنهارا دوباره مي ساخت و در اثر کلام اين بزرگوار سالها با صلح و صفا به زندگي خود ادامه مي دادند.
وجوه مردمي بودن ايشان بسيار است،او هيچ‌گاه براي خود تعيين خاصي قائل نبود و با همه آن سوابق علمي، سياسي،اجتماعي و فرهنگي بسيار متواضع و دوست داشتني بود و انسان از مصاحبت ايشان واقعا لذت مي برد.
در عرصه سياسي نيز ايشان بصيرت بسيار خوبي داشت و ارتباط ديرينه او با حضرت امام خميني(رض)،مقام معظم رهبري و اعلام و بزرگان سبب شده بود تا گنجينه اي از خاطرات با ارزش را در سينه داشته باشد و موضع گيري هاي او از طرفي با اين تجربه ديرينه در سياست و از طرفي با ارتباط عميق و مستقيم با مردم کوچه و بازار سبب شده بود تا بسيار پخته و عاقبت نگر باشد. هميشه در هر موضوعي تالي فاسد آن را در نظر مي گرفت و بسيار سنجيده و عاقلانه عمل مي کرد و از مسير اصلي انقلاب اسلامي هيچ‌گاه خارج نشد و در عين حال رضايتمندي توده هاي مردمي را هم بسيار اهميت مي داد و معتقد بود که پشتوانه اصلي انقلاب ،همين مردم هستند و  نبايد با رفتارهاي ناصحيح و يا توجيه سوءعملکرد مسئولان، آنها را نسبت به اصل نظام و انقلاب بدبين کنيم و خداي ناخواسته از اصل جمهوري اسلامي پشيمان شوند!او به معناي واقعي و تمام يک انسان دلسوز براي کشور، نظام، انقلاب اسلامي و مردم بود و مواضعش در عرصه سياسي و اجتماعي با رعايت مصالح چهارگانه فوق بود و اگر بر حفظ سرمايه هاي انقلاب و نظام تأکيد مي کرد با توجه به همين مصلحت بيني ها بود و لذا در مقابل هتاکي برخي به بزرگان مي ايستاد و اين قبيل کارها را بر خلاف مصالح نظام و انقلاب مي دانست.عشق به اباعبدالله الحسين(ع) و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در مرحوم حاج سيد مهدي طباطبايي بسيار بروز و ظهور داشت، او بارها مي گفت من از کودکي عاشق امام حسين(ع) بودم و بيان ايشان در مجالس روضه وسوگواري اهل بيت (ع) با همين لسان عاشقانه و خالصانه بود و همينطور که با زباني ساده حرف مي زد و مصائب اهل بيت را بازگو مي کرد، اشک همه را در مي آورد و اوج شور و حال ايشان درهمين مجالس فاطمي و حسيني بود و درحقيقت افتخار مي کرد که روضه خوان باشد و حتي گاهي در منبر وعظ هم که نبود، اگر سخني يا اشاره اي 
به مصائب حضرت زهرا(س) و يا امام حسين(ع) مي شد، بسيار رقيق القلب بود و بلافاصله متأثر مي شد و اشک مي ريخت.او در عين حال که بر حسب احساس وظيفه دو دوره نماينده مجلس شده بود و در کوران مسائل سياسي هم بود، ولي به هيچ‌يک از اين پست ها و مقامات دلبستگي نداشت و علاقه وافر او به همين کار آخوندي و خدمت خالصانه به مردم و اقامه عزاي امام حسين (ع) و حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها بود و چه زيبا در نخستين روز از ماه مبارک رمضان به ضيافت الهي باريافت و مهمان حضرت رب الارباب شد. عاش سعيداً و مات سعيداً


آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9221/1/20847/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha