آرشیو
انتخاب نشریه


حيدر شمس مطرح كرد:
چگونه از تجربه تلخ برجام اقتدار توليد مي شود؟

حيدر شمس 
 گروه سياسي انديشکده برهان
اين روزها که روابط بين الملل باز هم روي واقع گرايانه اش را به آرمانگرايان سياست خارجي در ايران نشان داده است و برجام در کُما رفته و اميدي به بازگشتش حتّي در قلب پديدآورندگانش وجود ندارد، برخي تلاش مي کنند تا اين شکست را از سرمايه اجتماعي رهبري هزينه کرده و خود را نزد افکار عمومي تبرئه نمايند. متن ذيل نگاهي کلان به مديريت رهبر معظم انقلاب در قبال برجام است.
هزينه هاي رابطه با آمريکا براي رهبري
از آغاز رسمي مذاکره با ايالات متحده به عنوان طرف اصلي ايران در مذاکرات، هم موافقان مذاکره و هم برخي مخالفان آن با هر نيّت سعي داشتند براي اثبات منطق خود از رهبر معظم انقلاب استفاده نمايند. رهبر معظم انقلاب امّا با اعتماد کامل به وعده هاي الهي و مردم، با توجه به اصرار دولت يازدهم بر مذاکره اجازه آغاز گفتگوهاي دوجانبه با آمريکا را صادر کردند.
طبيعتاً هزينه هاي بسياري مي توانست در آن مقطع براي شخصيّت حقيقي و حقوقي رهبر معظم انقلاب ايجاد شود:
اول: ايشان در طيّ دوران رهبري از مخالفان جدّي برقراري رابطه با ايالات متحده بودند. نمونه هاي ذيل حکايت از همين مخالفت دائمي دارد:
«مذاکره‌ با آمريکا مشکلي را حل نمي کند؛ کجا اينها به وعده‌هاي خودشان عمل کردند. شصت سال است که از 28 مرداد 32 تا امروز در هر موردي که با آمريکايي‌ها مسئولين اين کشور اعتماد کردند، ضربه خوردند». (19/11/1391)
 «خيلي‌ها بودند از همان اوائل انقلاب، مي گفتند آقا حالا که انقلاب پيروز شد، ديگر بس است؛ برويم با آمريکائي‌ها مسائل را تمام کنيم! اين معنايش اين بود که شعار ظلم‌ستيزي انقلاب تخطئه شود. اين را تشويق مي کردند. در طول زمان، بودند کساني که دنبال اين بودند؛ يعني برويم با آمريکا همراه شويم؛ آن کسي که دشمن اصلي ماست، برويم زير بال او؛ به دامن او پناه ببريم. معناي اين حرف، فروختن قضيه‌ي فلسطين است. معناي اين حرف، اغماض کردن از جنايات آمريکا در عراق و افغانستان و امثال اينهاست. معناي اين حرف، چشم بستن روي اين همه ظلمي است که آمريکا در جهان بر ملتها دارد انجام مي دهد.» (15/11/1389)
دوم: پيش بيني اي که رهبر معظم انقلاب از سرانجام مذاکرات در ابتداي آن ارائه فرمودند. يعني ايشان با شناخت کامل از ذات نظام غرب، و با اطلاع از اهتمام جدي برخي براي رسيدن به تعامل به هر قيمتي، امّا صادقانه در برابر مردم از آنچه از شرايط ادراک مي کردند سخن گفتند. نمونه  ذيل حکايت از همين واقعيّت دارد:
 «من البتّه هيچ‌وقت نسبت به مذاکره‌ با آمريکا خوش‌بين نبودم. نه از باب يک توهّم بلکه از باب تجربه؛ تجربه کرديم. نه از باب يک حالا اگر يک روزي ــ ما که در آن روز قاعدتاً نخواهيم بود ــ شماها ان‌شاءالله در جريان حوادث و جزئيّات و يادداشت‌ها و نوشته‌هاي اين روزها قرار بگيريد، خواهيد ديد که اين تجربه‌ ما از کجا حاصل شده؛ تجربه کرديم. لکن با وجود اينکه من خوش‌بين نبودم به مذاکره با آمريکا، با اين مذاکرات موردي، مخالفت نکردم، موافقت کردم.» (20/1/1394)
عدم خوش بيني به فرجام برجام بيش از دهها مرتبه توسّط معظم له گوشزد شده است. صرفاً از سال 92 تا 96 ايشان 17 مرتبه با مضمون "خوشبين نيستم" از عاقبت مذاکره سخن گفتند. اين در حالي است که در يک نظام سياسي سکولار يا غير ولايي يک رهبر يا مسئول محافظه کار تلاش مي کند در موارد اينچنيني احتياط کرده و پيش بيني خود را صريح و علني بيان نکند.
سوم: حمايت همه جانبه از تيم مذاکره کننده؛ تا آنجا که بسياري از کساني که اين روزها از خطّ رهبري زاويه پيدا کرده اند با طرح مجدد آن حمايت ها سعي دارند ايشان را به عنوان مقصّر اصلي شکست برجام معرفي نمايند. در اين ميان امّا توجه به اين نکته ضروري است که رهبر حکيم انقلاب آنگاه که درخواست بخشي از افکار عمومي براي مذاکره با آمريکا را پذيرفتند تمام سرمايه اجتماعي خود را صادقانه در اختيار تيم مذاکره کننده قرار داده و از لحاظ رواني امنيّت را براي تفکّري که تصوّر
مي کرد راه نجات در مذاکره است تاّمين کردند. اين اتّفاق هم احترام به افکار عمومي و ارتقاي سطح جمهوريّت ذيل ولايت فقيه بود و هم سبب مي شد نمايندگان ايران در عرصه 
بين الملل احساس ضعف نکنند و هم راه بهانه تراشي را پس از برجام بر معتقدين به ايالات متحده مُنسد کرد. جملات ذيل نمونه اي از اين حمايت هاست:
 «بنده هيئت مذاکره‌کننده را - همين دوستاني که اين مدّت اين زحمات را بر دوش گرفته‌اند - هم امين 
مي دانم، هم غيور مي دانم، هم شجاع ميدانم، هم متديّن مي دانم... علاوه‌ي بر اينها، بعضي از اين دوستان را از نزديک مي‌شناسم، بعضي را از دور با سوابق شان مي‌شناسم؛ اينها مردماني هستند متديّن و امين؛ اينها امين اند؛ قصدشان اين است که کار کشور را پيش ببرند، گره را باز کنند و دارند تلاش مي کنند براي اين کار. انصافاً غيرت ملّي هم دارند، شجاعت هم دارند.» (2/4/1394)
تلاش براي دخالت دادن رهبري در متن مذاکره با آمريکا
مذاکرات مستقيم با ايالات متحده بلافاصله پس از شروع به کار دولت يازدهم آغاز شده و در حدود پنج ماه بعد منجر به توافق ژنو مي شود. حسن روحاني تلاش ميکند طيّ يک نامه  پس از توافقنامه ژنو در آذرماه 1392 از معظم له براي روند مذاکره تأييد دريافت کند و در واقع سياست تعامل با آمريکا را به محوري ترين بخش نظام نسبت دهد. او در اين مرقومه از پيروزي هسته اي و حلّ و فصل نهايي اختلافات با غرب سخن مي گويد:
 «توفيق در اين مذاکرات نشان داد که مي‌توان با رعايت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقي و مستدلِ مواضع ملت ايران و اتمام حجت براي افکار عمومي جهان، قدرت‌هاي بزرگ را نيز به احترام به حقوق ملت ايران فراخواند و گام‌هاي بعدي را نيز در مسير حل و فصل نهايي اختلافات با استحکام برداشت.» (3/9/1392)
رهبر حکيم انقلاب در پاسخي کوتاه تلويحاً نسبت به آنچه در نامه ي رئيس جمهور آمده است ترديد کرده و با عبارت "آنچه مرقوم داشته ايد..." از آن ياد مي کنند. (3/9/1392)
مديريت رهبري بر فضاي سياسي کشور براي حصول توافق
آيت الله خامنه اي با ذکاوت معنوي و سياسي خود ترفند دشمن را براي فريب طرف ايراني ادراک کرده و به مهم ترين حيله غربي ها در ضمن مذاکره با ايران اشاره مي کنند. ايشان از تيم مذاکره کننده مي خواهند که فضاي محتوايي و متني مذاکره را اينگونه مديريت نمايند:
 «اين حرفي هم که حالا انسان مي‌شنود که مي گويند که «در يک برهه‌اي درباره‌ اصول کلّي توافق کنيم، بعد درباره‌  جزئيات»، اين را هم بنده نمي‌پسندم؛ اين را من نمي‌پسندم. با تجربه‌اي که از رفتارهاي طرف مقابل داريم، احساس مي کنم که اين وسيله‌اي خواهد شد براي بهانه‌گيري‌هاي پي‌درپي برسر جزئيات. اگر توافق مي کنند، جزئيات و کلّيات و همه را در يک‌جلسه‌ واحد تمام بکنند، امضا کنند. اينکه کّليات را جداگانه توافق کنند، و بعد بر اساس آن کلّيات - که يک‌چيزهاي مبهمي است، تفسيرپذير است، تحليل‌پذير است - بروند سراغ جزئيات، نه، اين منطقي نيست.» (19/11/93)
با وجود انجام کامل تعهدات ايران در توافق ژنو امّا آمريکا و اروپا به اين معاهده پايبند نيستند. امّا دولت يازدهم تلاش مي کند به يک توافق جامع و دائمي دست يابد. لذا به نقض عهد طرف مقابل بي توجّه است. در جبهه  داخلي برخي تلاش مي کنند براي کاهش فشار افکار عمومي در برآورده نشدن انتظارات ايران از معاهده  ژنو، پاي رهبري را به مذاکرات باز کرده و توافق هسته اي را توافق رهبري با آمريکا جلوه دهند. رهبر معظم انقلاب اذعان مي کنند که بر جزئيات مذاکرات مطلعند:
 « بنده هيئت مذاکره‌کننده را...هم امين مي دانم، هم غيور مي دانم، هم شجاع مي دانم، هم متديّن مي دانم؛ اين را همه بدانند. اکثر حضّاري که اينجا تشريف داريد، از محتواي مذاکرات خبر نداريد؛ اگر شما هم از محتواي مذاکرات و جزئيّات مذاکرات و آنچه در مجالس مي گذرد مطّلع بوديد، به بخشي از آنچه بنده گفتم، حتماً اذعان 
مي کرديد.» (2/4/1394)
امّا با وجود تأييد بر اطلاع از جزئيات مذاکره مکرر يادآور مي شوند که در آن جزئيات دخالتي ندارند و صرفاً خطوط کلي را به مسئولين تذکّر داده اند:
 «بنده در جزئيّات مذاکره دخالتي نکردم، بازهم نمي کنم؛ من مسائل کلان، خطوط اصلي، چهارچوب‌هاي مهم و خطّ قرمزها را به مسئولين کشور همواره گفته‌ام؛ عمدتاً به رئيس جمهور محترم که ما با ايشان جلسات مرتّب داريم، و موارد معدودي هم به وزير محترم خارجه؛ خطوط اصلي و کلّي. جزئيّات کار، خصوصيّات کوچک که تأثيري در تأمين آن خطوط کلان ندارد، مورد توجّه نيست؛ اينها در اختيار آنها است، مي توانند بروند کار کنند. اينکه حالا گفته بشود که جزئيّات اين مذاکرات تحت نظر رهبري است، اين حرف دقيقي نيست.» (20/1/1394)
بنابراين مغالطه اي که از سوي برخي نخبگان در فضاي عمومي کشور شيوع مي يابد مبني بر اينکه جزئيات توافق مورد تأييد رهبري است، ساختگي و کذب است. به اين معنا که تفاوتي بارز ميان اطّلاع ايشان از جزئيات با دخالت در آن وجود دارد.
حتّي رهبر معظم انقلاب از مسئولين مي خواهند که مردم و نخبگان و منتقدان را نيز در جريان جزئيات مذاکرات قرار دهند. ايشان به درستي اين عمل را سبب پيشرفت در مذاکره و افزايش وحدت و همدلي عمومي مي دانند. اما تيم 
مذاکره کننده معتقد است که جزئيات مذاکرات محرمانه است:
 «مسئولين بايد بيايند مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئيّات و واقعيّات مطّلع کنند؛ ما چيز محرمانه نداريم، چيز مخفي نداريم. اين مصداق همدلي با مردم است... الان فرصت خوبي است براي همدلي؛ يک عدّه‌اي مخالفند، يک عدّه‌اي اعتراض دارند؛ خيلي خب، مسئولين ما که مردمان صادقي هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّي‌اند، بسيار خب، يک جمعي از مخالفين را ــ از آن افرادي را که شاخصند ــ دعوت کنند، حرف هاي آنها را بشنوند؛ اي بسا در حرف هاي آنها يک نکته‌اي باشد که اين نکته را اگر رعايت کنند، کارشان بهتر پيش برود؛ اگر چنانچه نکته‌اي هم نبود، آنها را قانع کنند؛ اين مي شود همدلي.» (20/1/1394)
ايشان در عين حال به تيم مذاکره کننده اين اطمينان و اعتماد را مي دهند که کشور را در همين شرايط آرام براي دستگاه خارجي نگه خواهند داشت و از ايشان مي خواهند که براي توافق با غرب عجله نکنند. هر چند از آغاز فرآيند مذاکرات از سال 92 حدوداً 18 ماه مي گذرد:
 « مسئولين ما که مردمان صادقي هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّي‌اند، بسيار خب، يک جمعي از مخالفين را ــ از آن افرادي را که شاخصند ــ دعوت کنند، حرف هاي آنها را بشنوند؛ اي بسا در حرف هاي آنها يک نکته‌اي باشد که اين نکته را اگر رعايت کنند، کارشان بهتر پيش برود؛ اگر چنانچه نکته‌اي هم نبود، آنها را قانع کنند؛ حالا ممکن است بگويند آقا ما سه ماه بيشتر زمان نداريم؛ خب، حالا سه ماه بشود چهار ماه، آسمان که به زمين نمي‌آيد؛ چه اشکالي دارد؟ کمااينکه آنها در يک برهه ديگري هفت ماه زمان را عقب انداختند. خيلي خب، دوستان ما هم اگر چنانچه در اين همدلي‌ها و هم‌زباني‌ها و تبادل‌نظرها يک وقتي گرفته شد، چه اشکال دارد، وقتي گرفته بشود، يک خرده زمان آن تصميمات نهايي عقب بيفتد؛ طوري نخواهد شد.» (20/1/1394)
آيت الله خامنه اي با اطّلاع کامل از زير پوست سياسي کشور تلاش مي کنند جهت شفّافيّت بيشتر صحنه  سياسي کشور پيش از توافق نهايي همه ي شايعات را پاسخ دهند. مديريّت صحنه عمومي کشور به صورت صادقانه در اين سطح اعتماد عمومي به رهبري را افزايش مي دهد:
 «آنچه بنده اينجا در اين جلسه يا در جلسات عمومي 
مي گويم، عيناً همان حرف هايي است که در جلسات خصوصي به مسئولين، به رئيس‌جمهور محترم و به ديگران مي گويم. اين خطّ تبليغي‌اي که ديديم و مي‌بينيم دنبال مي کنند که بعضي از خطّ قرمزهايي که رسماً اعلام مي شود، در جلسات خصوصي از آنها صرف‌نظر مي شود، حرف خلاف واقع و دروغي است. آنچه ما اينجا به شما مي گوييم يا در جلسات عمومي مي گوييم، عيناً همان حرف هايي است که به دوستان، به مسئولين، به هيئت مذاکره‌کننده، همانها را بيان مي کنيم؛ حرف ها يکي است.» (2/4/1394)
پيام رهبري براي منتقدان مذاکره با آمريکا
در روزهاي منتهي به برجام است که رهبر معظم انقلاب اسلامي براي قطع هرگونه بهانه اي از خنّاسان و دلالان رابطه با آمريکا، از منتقدان مذاکرات مي خواهند که سطح انتقاد خود را تعديل نمايند. به اين ترتيب تمام فضاي سياسي و توان خارجي کشور در اختيار تيم مذاکره کننده قرار دارد:
 «انتقاد بکنيد لکن توجّه داشته باشيد که انتقادها با لحاظِ اين معنا باشد که آن طرف مقابل بعضي از عيوبي را که ما در انتقادمان ذکر مي کنيم ممکن است مي دانند، [امّا] خب به اين نتيجه رسيده‌اند يا ضرورتها آنها را به اينجا کشانده يا به هر دليل ديگري. البتّه بنده نمي خواهم بگويم اينها معصومند؛ نه، معصوم نيستند؛ ممکن است انسان يک‌جاهايي در تشخيص، در عمل خطا هم بکند، امّا مهم اين است که به امانت اينها و به ديانت اينها و به غيرت اينها و به شجاعت اينها ما اعتقاد داريم.» (2/4/1394)
تصويب برجام
23 تيرماه 1394 برجام پس از 17 روز مذاکره  فشرده به نتيجه مي رسد. جشني سياسي دولت به اوج خود ميرسد. بخشي از اين شادي به خيابان ها منتقل مي شود و بخشي از مردم خود را در آستانه يک گشايش اقتصادي بزرگ 
مي بينند. رئيس جمهور و وزير خارجه امّا از گشايشي سياسي بين ايران و غرب سخن مي گويند:
 «رئيس جمهور در سخنراني پس از توافق مي گويد: اجراي اين توافق آغاز يک امتحان است. اگر اين توافق به درستي اجرا شود، مي توان خشت هاي ديوار بي اعتمادي را 
يک به يک برداشت.»
 «محمد جواد ظريف در توئيتر خود مي نويسد: توافق سقف نيست، بلکه يک پايه محکم است که بايد ساختن آن را شروع کنيم.» (23/4/1394)
هنوز توافق هسته اي مراحل اجرايي شدن خود را طيّ 
مي کند. امّا رهبري نظام با شناخت دقيق دشمن راهبرد گذشته خود را پس از پايان مذاکرات در پيش مي گيرد. حفظ عزّت و اقتدار در برابر دشمن در اين مقطع مي تواند ضمانتي براي انجام تعهدات طرف مقابل باشد. بنابراين در خطبه ي عيد فطر سال 94 در قبال رجز خواني آن روزهاي مسئولان آمريکايي چنين مي فرمايند: (27/4/1394)
 «دراين چند روزي که از پايان اين مذاکرات گذشته است،حضرات مسئولين آمريکايي -دولتمردانشان، دولت زنانشان- مشغول رجزخواني‌اند، هر کدام با زباني رجزي مي خوانند… مي گويند ما درباره‌ صنعت هسته‌اي اين‌جور کرديم، اين‌جور گفتيم، ايران را تسليم کرديم؛ تسليم ايران را مگر به خواب ببينند. پنج رئيس جمهور ديگر [آمريکا] از اوّل انقلاب تا امروز، در اين آرزو که جمهوري اسلامي را تسليم کنند يا مُردند يا در تاريخ گم شدند، شما هم مثل آنها؛ شما هم اين آرزو را هرگز به دست نخواهيد آورد که ايران اسلامي را تسليم کنيد.»
 «با اين مذاکرات و با متني که تهيّه شده است، در هر صورت سياست ما در مقابل دولت مستکبر آمريکا هيچ تغييري نخواهد کرد. همان‌طور که بارها تکرار کرديم، ما با آمريکا در مورد مسائل گوناگون جهاني و منطقه‌اي مذاکره‌اي نداريم؛ در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌اي نداريم؛ گاهي در موارد استثنائي مثل اين مورد هسته‌اي، بر اساس مصلحت، مذاکره کرده‌ايم؛ اين مورد هم فقط نبوده است.»
 «حالا در همين مذاکرات باز حرف هاي تازه‌اي مي زنند. [مثلا] بازرسي‌ها، گفتيم که اجازه نمي دهيم از هيچ‌يک از مراکز نظامي هيچ بازرسي‌اي از سوي بيگانگان صورت بگيرد. مي گويند بايستي ما بياييم با دانشمندان شما مصاحبه کنيم يعني در واقع بازجويي کنيم. ما اجازه نمي دهيم به حريم دانشمندان هسته‌اي ما و دانشمندان در هر رشته  حسّاس و مهمّي، اندک‌اهانتي بشود. من اجازه نمي دهم بيگانگان بيايند با داشمندان ما، با فرزندان برجسته و عزيز ملّت ايران که اين دانش گسترده را به اينجا رسانده‌اند، بخواهند بنشينند حرف بزنند.»
اين هشدارها مي تواند طرف مقابل را از خيال بدعهدي به طرف ايراني خارج نمايد. يعني رهبر معظم انقلاب با تمام توان و با هر وسيله ممکن تلاش مي کنند ره آورد تيم هسته اي را به نتيجه دلخواه شان برسانند. اين همان صداقت و اعتقاد نهادينه شده به مردم در وجود آيت الله خامنه اي است.
مقابله رهبري با برجام هاي 2 و 3
پس از تصويب برجام فرصتي پيش آمده تا برخي از برجام هاي 
سلسله وار ديگري سخن بگويند. هنوز عيار طرف مقابل در ماجراي هسته اي مشخص نشده است که دلالان رابطه با غرب ميخواهند ايران را به يک مجموعه توافق برسانند. رهبر معظم انقلاب از سهل انديشان و ساده انديشان گله مي کنند که چرا ذات متفرعن و مستکبر آمريکا و غرب را نمي فهمند:
«يک عدّه‌اي در قضيّه‌ مذاکره و مسئله  مذاکره سهل‌انگاري مي کنند، سهل‌انديشي مي کنند، مطلب را درست 
نمي فهمند. حالا بعضي‌ها بي‌خيالند -بي‌خيالان جامعه، که هرچه پيش بيايد برايشان اهمّيّتي ندارد، مصالح کشور از بين برود، منافع ملّي نابود بشود- که حالا با آنها کاري نداريم امّا بعضي بي‌خيال هم نيستند لکن سهل‌انديشند، عمق مسائل را 
نمي فهمند. وقتي صحبت مذاکره مي شود، مي گويند آقا شما چرا با مذاکره‌ با آمريکا مخالفت ميکنيد؟ خب اميرالمؤمنين هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسين هم مذاکره [کرد]. خب اينها نشان‌دهنده‌ سهل‌انديشي است... با اين نگاه عاميانه و ساده‌انديشانه نمي شود به مصالح کشور رسيد. اوّلاً اميرالمؤمنين که با زبير يا امام حسين که با ابن‌سعد حرف مي زند، او را نصيحت مي کند؛ بحث مذاکره‌ به معناي امروزي نيست؛ مذاکره‌ امروزي يعني معامله، يعني يک چيزي بده، يک چيزي بگير... تاريخ را اين‌جور مي فهميد؟ زندگي ائمّه را اين‌جور تحليل مي کنيد؟ امام حسين رفت نهيب زد، نصيحت کرد، گفت از خدا بترس؛ اميرالمؤمنين زبير را نصيحت کرد، خاطره‌  زمان پيغمبر را يادش آورد، و گفت از خدا بترس؛ اتّفاقاً اثر هم کرد، زبير خودش را از جنگ کنار کشيد. امروز مذاکره به اين معنا نيست؛ براي اينکه ما با آمريکا که شيطان بزرگ است، بايد مذاکره کنيم يک عدّه‌اي واقعاً با نگاه سهل‌انديشانه و عوامانه و بدون فهمِ حقيقتِ حال مثال مي‌آورند...» (15/7/1394)
توجّه به اين نکته ضروري است که رهبر معظّم انقلاب حتي پيش از اجرايي شدن توافق نيز بر سر همان اصول خود مستحکم ايستاده اند. غير قابل اعتماد بودن آمريکا گرچه آن روزها براي بسياري کمرنگ شده بود، اما در نظر ايشان اصلي ثابت و مسلّم است. هر چند هرگز کوچک ترين اعمال نظري که از آن مخالفت با توافق هسته اي بشود انجام 
نمي دهند. به عبارت ديگر همچنان امنيّت رواني و سياسي تيم مذاکره کننده در بالاترين حدّ خود تأمين شده است.
موافقت مشروط رهبري با برجام پس از طيّ مراحل قانوني
برجام در پيوست قطعنامه 2231 روند تصويب خود در شوراي امنيت سازمان ملل مي گذراند و در شوراي عالي امنيّت ملّي به تاريخ 19/5/1394 تصويب شده و جزئياتش در مجلس شوراي اسلامي ايران به تاريخ 21/7/1394 به تصويب نمايندگان مي رسد. رهبر انقلاب با در نظر گرفتن ساختارهاي سياسي و امنيتي کشور در نامه اي به تاريخ 29/7/1394 به دکتر روحاني به عنوان رئيس شوراي عالي امنيّت ملّي با مصوّبه شورا در اين باره موافقت مشروط کرده امّا رعايت الزامات نُه گانه را در اين رابطه و پيش از اجرا توسّط ايران ضروري مي دانند:
1. گرفتن تضمين‌هاي قوي و کافي براي لغو تحريم ها
2. نقض برجام و توقف فعاليت هاي آن در صورت وضع هرگونه تحريم
3. آغاز فعاليتهاي بند 4 و 5 تنها پس از اعلام آژانس مبني بر پايان پرونده «پي ام دي»
4. آغاز نوسازي کارخانه اراک تنها پس از قرارداد طرح جايگزين و تضمين کافي اجرا
5. معامله و تبادل اورانيوم غني شده در برابر کيک زرد در صورت عقد قرارداد مطمئن و تدريجي
6. تهيه طرح توسعه ميان مدت صنعت انرژي اتمي و بررسي آن در شوراي عالي امنيت ملي
7. ساماندهي تحقيق و توسعه براي غني سازي مورد قبول در برجام در پايان دوره‌ي 8 ساله
8. مرجع بودن متن مذاکرات و نه تفسير طرف مقابل، در موارد ابهام سند برجام
9. تشکيل هيئت رصدکننده انجام تعهدات طرف مقابل و تحقق الزامات اجراي برجام
در مجموع رهبر معظم انقلاب به صراحت در همين نامه از متن توافق اعلام نارضايتي کرده امّا از التزام خود به آن خبر مي دهند:
 «محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعف هاي ساختاري و موارد متعدّدي است که در صورت فقدان مراقبت دقيق و لحظه ‌به‌ لحظه،‌ مي تواند به خسارت هاي بزرگي براي حال و آينده‌ کشور منتهي شود.» (29/7/1394)
ايشان در همفکري با تيم مذاکره کننده راههاي عملي شدن توافق را به ايشان معرفي مي کنند. همان مسيري که امروز پس از نقض برجام توسّط دولت و تيم مذاکره کننده دنبال مي شود. اين جملات حکايت از دورانديشي و فهم صحيح ايشان از روابط بين الملل است:
 «لازم است تضمين‌هاي قوي و کافي براي جلوگيري از تخلّف طرف هاي مقابل، تدارک شود، که از جمله‌ آن اعلام کتبي رئيس‌جمهور آمريکا و اتّحاديه اروپا مبني بر لغو تحريم هاست. در اعلام اتّحاديه‌ اروپا و رئيس‌جمهور آمريکا، بايد تصريح شود که اين تحريم ها به کلّي برداشته شده است. هرگونه اظهاري مبني بر اين‌که ساختار تحريم ها 
باقي خواهد ماند، به‌منزله‌ نقض برجام است.»
در ادامه امّا به هيچ کدام از خطوط قرمز رهبر معظم انقلاب عمل نمي شود و تحريم هايي متعددي پس از برجام وضع 
مي شود. اعضاي تيم مذاکره کننده و مسئولين دولتي به نقض هاي مکرر ايالات متحده در برجام و دستاورد تقريبا هيچ آن تصريح 
مي کنند. در اين ميان رهبر معظم انقلاب با صبر و حلم فرصت کافي را در اختيار دولت و تيم مذاکره کننده قرار مي دهد.
خروج آمريکا از برجام
 آمريکا در 18/2/1397 رسماً از برجام خارج مي شود و عملاً توافق را پاره مي کند. شخص رئيس جمهور روحاني نيز در واکنش به خروج آمريکا از برجام به همان حقيقتي که بارها توسّط رهبري اذعان مي شود، تصريح مي کند. حقيقتي که هم دوران رياست اوباما را شامل مي شود و هم ترامپ.
 دکتر روحاني: «تاريخ نشان داده ايران کشوري است که به تعهدات خود پايبند است و آمريکا هيچ گاه به تعهدات خود عمل نکرده است». (18/2/1397)
برجام با وجود تمام هزينه هايي که بر کشور تحميل کرد عملاً هيچ فايده اي براي کشور نداشت. ايالات متحده از برجام خارج شده و حقانيّت تدبير و دورانديشي آيت الله خامنه اي در اين باره به اثبات رسيد. آنچه اکنون در پيش روست تلاش سه کشور اروپايي است تا بتوانند محدوديّت هاي هسته اي ايران را همچنان حفظ کرده و در عين حال از انجام تعهدات خود شانه خالي کنند. با وجود تصريح رهبر معظم انقلاب در پاسخ به رئيس جمهور آمريکا (ترامپ) که:
 «الان نامزدهاي رياست جمهوري آمريکا دارند تهديد مي‌کنند که برجام را پاره مي‌کنيم؛ اگر آنها برجام را پاره کردند ما آن را آتش مي‌زنيم.» (25/3/1395)
آنچه در اين نرمش قهرمانانه از سبک مديريتي رهبر معظم انقلاب قابل ادراک است همانا ارتقاي سطح جمهوريّت نظام مي باشد. بدين معنا که معظم له براي کسب يک تجربه  تاريخي که 40 سال است برخي در انقلاب اسلامي در کشور آن را تنها راه علاج مي دانند از برخي منافع کوتاه مدت و ميان مدّت کشور صرف نظر کردند. اقناع مستدلّ افکار عمومي 
درباره  رابطه با آمريکا و برملا کردن ذات کاپيتاليستي اين رژيم و مهر بطلان بر تجويز جريان روشنفکري که از دوره مشروطه به اين سو غرب را راه سعادت مي خواند از کمترين فوايد مديريت جامع و کامل آيت الله خامنه اي در برجام است.
امّا همچنان خويشتن دار و صبور صحنه سياسي کشور را مديريّت مي کنند. ايشان به ته مانده  اميدواران به غرب فرصت مي دهند تا شانس مجدد خود را با سه کشور اروپايي نيز امتحان کنند. اين به واقع تنظيف فضاي سياسي و البته روشنفکري کشور از اعتماد به غرب است:
 «من به اين سه کشور هم اعتماد ندارم و مي‌گويم به اين‌ها هم اعتماد نکنيد. اگر مي‌خواهيد قراردادي ببنديد، تضمين واقعي و عملي بگيريد وَالّا فردا اين‌ها هم همان کار امروز آمريکا را به شيوه‌ي ديگري خواهند کرد…اين مسئله بسيار حساس است، اگر توانستيد تضمين قطعي و قابل اعتماد بگيريد که البته بسيار بعيد است، اشکالي ندارد و حرکت را ادامه دهيد، وگرنه نمي‌شود به اين شکل حرکت را ادامه داد...» (19/2/1397)
آيت الله خامنه اي در آثار به جا مانده از برجام به دنبال رساندن ايرانيان و فضاي روشنفکري و دانشگاهي و نخبگي کشور به اين حقيقت است که ذات تمدّن غرب که متّکي به استثمار و استعمار و در نهايت ولايت طاغوت است قابل اعتماد نيست و فارغ از توصيه هاي ديني نشان داده است که طاغوت اجازه ي رشد و توسعه را به ملّت ها 
و امّت هاي غير نخواهد داد. حقيقتي که امروز در آفريقا، آمريکاي جنوبي، غرب آسيا و شبه قاره هند از فقر مضاعف و تحقير سياسي و اقتصادي تا جنگ و خونريزي و تروريسم قابل مشاهده است. تمدّن غرب بر خرابه هاي ساير تمدّن ها بنا شده و موجوديّت خويش را در نابودي ديگران طلب مي کند. بر اساس اين تجربه تاريخي است که حکيم انقلاب اسلامي آزمون تيم 
مذاکره کننده و مسئولان کشور را نه تأمين منافع مادي کشور که اين بار تأمين عزّت و آبروي ملّت ميدانند:
 «مسئولان در معرض «آزمون بزرگ» قرار دارند که آيا عزت و اقتدار اين ملت را حفظ خواهند کرد يا نه» (19/2/1397)
 حفظ اصول حکومت ولايي، تأمين اقتدار و عظمت جامعه اسلامي، پذيرش نظرات مخالف، صداقت تامّ با مردم ورشد ذکاوت سياسي عموم مردم و... همه از اجزاي مديريّت 
بي بديل ايشان در مواجهه با تجربه برجام بود.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9221/1/20846/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha