آرشیو
انتخاب نشریه


ارزيابي وضع ما و دشمن!

دکتر حسن کربلايي
hassankarbalaei@gmail.com
دولت و مجلس از يک سو و ملت بزرگ و انقلابي ايران از سوي ديگر بايد همواره تحرکات خصمانه آمريکا و رژيم صهيونيستي را رصد کنند تا بتوانند موضع معقول و حکيمانه داشته باشند.
در حالي که آمريکا با خروج از برجام و فعال کردن وزارت خزانه داري اش 
به عنوان اتاق اصلي جنگ اقتصادي عليه ملت ما به فعاليت هاي خود شدت بخشيده است و همچنين رژيم صهيونيستي با حرکات موذيانه خود در منطقه در حال برپايي يک آتش افروزي است مجلس شوراي اسلامي نبايد با تصويب کليات لايحه جنجالي مبارزه با پولشويي فرسنگ‌ها دورتر از صحنه هاي اصلي نبرد با دشمن مطالبات 
«اف اي تي اف» را در دستيابي به اطلاعات مالي به صورت برخط در اختيار آنها قرار دهد.
راه اندازي "مرکز اطلاعات مالي" که به خواسته «اف اي تي اف» از ما به بهانه جلوگيري از پولشويي صورت گرفته را مي توان، يک پايگاه داخلي اتاق جنگ آمريکا در تهران تلقي کرد.
منظور از واژه "تروريسم" در بندهاي ت، ث، ج، ح و ... اين لايحه که بارها تکرار شده است چيست؟
آيا «اف اي تي اف» به قرائت ما از تروريسم رضايت مي دهد؟ آنها از واژه تروريسم خواست و قرائت خود را دارند و مقبوليت همان را از ما مطالبه دارند لذا چرا بايد با پاي خود وارد فرايندي شويم که هم تشديد تحريم ها را پذيرا باشيم و هم به خودتحريمي بپردازيم!؟ آيا اين به معناي نصب ديده بانان دشمن در خاک خودي نيست؟
وزير خارجه کشورمان اکنون با آغاز سفرهاي برجامي مي خواهد برجام را با تعهدات 5 کشور سرپا نگه دارد. او و معاونش گفته اند؛ اروپا دو ماه فرصت دارد که تضمين بدهد. سوال اين است دو سال گذشته هيچ کدام هيچ تضميني نداده اند در اين دو ماه قرار است چه اتفاقي بيفتد تا تضمين هاي لازم براي برجام گرفته شود.
سوال بعدي اين است که مرکز تصميم گيري درباره تحريم ها، آمريکاست؟ وقتي آمريکا از برجام خارج شده و به هيچ يک از تعهدات خود پايبند نيست از برجام چه چيزي مانده است که ما بدون آنها بتوانيم به آن دلخوش باشيم.
ماندن در برجام يعني انجام تعهدات يک طرفه! در حالي که هيچ تعهدي از آن طرف شکل عملي به خود نگرفته است.
اين با کدام عقلانيت سياسي و ديپلماتيک سازگار است که ما همچنان متعهد بمانيم بدون اينکه شاهد تعهد تضمين شده از آن سو باشيم!
سوال سومي که مطرح است آن است که اروپايي ها تقريباً مطالبه اي همسنگ آمريکا بلکه بيشتر براي تضمين تعهدات خود دارند. پس اگر مذاکرات حول آن مطالبات صورت بگيرد عملاً به معناي کنار گذاردن برجام و تحميل هزينه هايي جديد فراتر از برجام خواهد بود.
پس عملاً اروپايي ها هم برجام را پاره کرده يا از آن خارج شده اند. با اين وصف ايران به چه دليل بايد همچنان در برجام بماند در حالي که آمريکا از برجام خارج شده و اروپا هم عملا در برجام نبوده تا خارج شود چرا که اگر بود به تعهدات خود عمل مي کرد و نيازي به اخذ تضمين نبود.
دولت و ملت و نخبگان جامعه امروز بايد يک‌صدا در برابر شرارت هاي آمريکا و اروپا بايستند و هيچ ترديدي در آن نکنند. امروز وقت گله کردن از هم نيست وقت براي اين موضوع براي روزهاي پسابرجام به اندازه کافي وجود دارد اما دولت بايد از محرمانگي هاي برجام پرده بردارد و ملت را در جريان آنچه که تاکنون به آن رسيديم قرار دهد.
طي دو سال گذشته ما زمين داديم بدون اينکه زمان بگيريم، 
فرصت سوزي کرديم به اميد آنکه طرف سرعقل بيايد اما آمريکا با لابي صهيونيستي و مشاورت منافقين به سرعت به سمت يک 
آتش افروزي در منطقه مي روند!
آنها مي خواهند قبل از اين آتش افروزي با عزت و اقتدار ملي ما در داخل و توان بالفعل نظامي  در عمق استراتژيک ايران در منطقه بازي کنند، اين بازي نبايد تحت عنوان مذاکرات با اروپا تداوم يابد.
آمريکايي ها با تحريک منافقين داخل و خارج،مرزي براي اشتهاي امتيازگيري خود قائل نيستند. از يک طرف هم حال جنگيدن ندارند و مي خواهند بدون شليک يک گلوله به اهداف خود برسند کمااينکه در برجام رسيدند.
دولت بايد خيلي صريح و شفاف با دشمن صحبت کند و هزينه هاي عظيم اين ماجراجويي را به آنها يادآور شود. اين يادآوري بايد عزم ملي را در چنين پاسخگويي تمهيد کند. لذا از هر بگومگويي که غير از اين پردازش عزم ملي است بايد پرهيز کرد.
آقاي روحاني گفتگوي بي نتيجه با اروپا را در دهه 80 تجربه کرده است به طوري که خود آن را بي نتيجه اعلام کرد. آن هنگام او رئيس جمهور نبود اما رئيس هيات ديپلماسي ما با اروپا بود. چرا بايد اين تجربه تلخ را تکرار کرد؟ اروپا در بدعهدي آن هنگام با آمريکايي ها مسابقه گذاشته بود.
روحاني دو سال با اروپايي ها در سمت دبيري شوراي عالي امنيت ملي گفتگو کرد دستاورد آن گفتگو همانند برجام «هيچ» بود نه «تقريباً هيچ»!
آن سال ها همه فعاليت هسته اي ايران به دليل تعهد خود به حالت تعليق و تعطيل درآمد اما آنها نه تنها کاري نکردند بلکه ايران را محور شرارت در منطقه خواندند. اروپايي ها اصلاً نگاهي به اقدامات اعتمادساز ما نکردند و ساز خود را زدند. امروز هم در و دروازه گفتگو با اروپا بر همان پاشنه مي چرخد ضمن اينکه فهرست مطالبات خود را بالا هم برده اند. وقتي اروپا به تعهدات خود در موافقتنامه نوامبر 2004 هنوز عمل نکرده است چگونه انتظار داريد آنها تضمين به اجراي تعهدات خود در برجام پس از خروج آمريکا، آن هم پس از گذشت دو سال از امضاي خود بدهند؟ ايران اگر مي خواهد با اتحاديه اروپا گفتگو کند بايد اول تعهدات برجامي خود را تعليق و با عزم خروج از «ان پي تي» به ميز گفتگو برگردد. اين کمترين موضع در برابر «خوارج» جهاني است. چرا دولت از تفوه به اين موضع پرهيز دارد؟

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9217/1/20449/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha