آرشیو
انتخاب نشریه


گفتگو با ارميا قاسمي بازيگر جوان و تازه نفس سريال کوبار
هر روز بازيگري تجربه است

ناهيد جعفرپور کامي
اشاره:
ارميا قاسمي متولد 25 مهر 1368 در تهران است. دانشجوي انصرافي ترم 5 رشته عمران دانشگاه سراسري و انصرافي ترم 2 معدن 
مي باشد. يک برادر بزرگتر از خود به نام ايليا دارد. مرحوم مادرش کُرد کرمانشاه ايل کلهر و پدرش تهراني است. به مدت يک سال و 6 ماه در کانون فيلمسازان جوان دوره بازيگري را پشت سر گذاشت،  پس از پايان دوره از طريق دستيار قاسم جعفري براي بازي در فيلم "عين.شين.قاف" سال 93 معرفي شد. عاشق مادرش بود و مي گويد خيلي با او رفيق بودم، متاسفانه در مرداد سال 95 به خاطر بيماري از دستش دادم. با اين بازيگر جوان تازه نفس گفتگويي انجام داده ايم 
که با هم مي خوانيم؛
* آقاي قاسمي! شما جوان نوپايي هستيد که در عرصه بازيگري قدم گذاشته ايد. اين عرصه را چه طور مي بينيد؟
- بازيگري شغل کم دردسري نيست و به دور از سختي‌هاي کاري و همين طور بيکاري در دوران دوري از سينما يا تلويزيون دغدغه هاي 
ديگري را نيز به همراه مي‌آورد. هنر بازيگري هر روز به مشکلات بيشتري برخورد مي کند. اين روزها با افزايش تعداد سينماها و همچنين تعداد بالاي توليد آثار سينمايي در کشور، بسياري از جوانان يکي از مقاصد و آرزوهاي خود را بازيگري در عرصه سينما مي‌دانند و براي رسيدن به اين هدف راه‌هاي مختلفي را از جمله دانشگاه، کلاس‌هاي آموزشي و فعاليت مستقل در عرصه بازيگري تجربه مي‌کنند. يکي مثل خودم که نه توانستم در رشته معدن موفق باشم و نه در رشته عمران. علاقه ام را در اين حرفه ديدم و به سمتش آمدم تا ببينيم آخرش چه مي شود.
* شما در سريال "کوبار" با بازيگران بنامي همبازي هستيد. نترسيديد از اينکه نتوانيد بازي قابل قبولي در کنارشان ارائه دهيد؟
- اوايل خيلي مي ترسيدم، مخصوصا وقتي اولين کارم را بازي کردم. مدام به خودم مي گفتم حتما خراب کردم ولي بعدها کارگردان ها خيلي مرا تشويق کردند که اگر يک بار خراب کردي نترس، آن قدر ادامه بده تا خوب بازي کردن را ياد بگيري. در سريال "کوبار" بازي کردن در کنار اساتيد، خيلي برايم سخت بود چون وقتي به چهره شان نگاه مي کردم تک تک نقش هايي را که در سريال يا سينما بازي مي کردند جلوي چشمم مي آمد 
و مي گفتم من مي خواهم با اينها بازي کنم؟ صد در صد کم مي آورم. ولي خدا را شکر تا به الان نه ترسيدم و نه کم آوردم.
* آقاي قاسمي! "کوبار" يعني چه؟
- "کوبار" که نامي گيلکي است و به معني باران کوهي، يا باران کوبه اي، 
که همان قطره هاي درشت باران است. اين سريال در رشت فيلمبرداري شده است، در ارتفاعات شهر ديلمان. در ابتدا قرار بود نام سريال کوبار، "مرد" باشد اما شايد با تاثيرپذيري عوامل تصميم گيرنده 
فيلم از منطقه ديلمان يا آشنايي با اين نام اصيل نام سريال تغيير کرد.
* اولين کاري که به صورت حرفه اي در زمينه فيلم و تلويزيون انجام داديد؟
- اولين کار تصويري ام  فيلم "عين.شين.قاف"براي سال 93 معرفي شدم  که در 6 - 5 سکانس اين فيلم شروع شد که آن کار برايم خيلي لذت بخش بود.
* کار کردن با آقاي فريدون حسن پور براي شما که اولين کارتان با ايشان است چگونه بود؟
- سريال کوبار اولين تجربه همکارى من با فريدون حسن پور کارگردان خلاق و خوش فکر سينما و تلويزيون ايران به حساب مى آيد که از همکارى با اين کارگردان و بازيگرانى چون پژمان بازغى و پيام دهکردى بسيار خوشحال هستم. متن بسيار عالى فيلمنامه سريال کوبار دليل اصلى من براى حضور در اين سريال بود. تمام عوامل سازنده اين مجموعه نمايشى براى ضبط پلان به پلان کوبار زحمات زيادى براى جلب رضايت نظر مخاطب کشيدند، اميدوارم اين سريال مورد توجه مردم و مخاطبان تلويزيون قرار گرفته باشد.
* سواي بازيگري، شما سراغ حرفه هاي ديگر هم قبل از بازيگري رفتيد. چرا در آخر به اين نتيجه رسيديد که بازيگرشويد؟
- خب علاقه ام و حس دلي ام را در اين حرفه ديدم و اين دفعه با چشمي باز هدفم را انتخاب کردم. هدفي که شايد مي بايست سالها پيش نهايي اش مي کردم ولي انگار روزگار با من يار نبود و قسمت اين بود که امسال از قاب تلويزيون ديده شوم. 
* حالا که وارد اين حرفه شديد، دوست داريد بيشتر نقش منفي بازي کنيد يا مثبت؟
- براي من فرق آنچناني نمي کند. نقش هاي مثبت يک سري خط قرمز هايي دارد که بايد بيشتر به آن توجه شود. اما در نقش هاي منفي آزادي عمل بيشتر مي شود.همه ما در زندگي نقاط سياه و روشن در شخصيت و رفتارمان داريم و اين نوع نقش ها دايره وسيع تري 
براي کار در اختيار بازيگر قرار مي دهد.
* حس مي کنيد الان و در اين زمان بين مردم چه قدر محبوبيت داريد؟
- من الان در يک پاگردي هستم که مي توانم به مسير ديگري بروم اما اين مسيري که الان هستم را دوست دارم. من احساس مي کنم که مردم با من ارتباط برقرار کرده اند، چه خوب چه بد.
* از نگاه شما بازيگري چه معنايي دارد؟
- بازيگري معني زيادي دارد و مي توان هر نوع تعريفي از آن کرد. اما اين تعريف بستگي به آن دارد که به چه زاويه اي به آن نگاه کنيم. از نگاه من که بازيگر هستم، بازيگري يعني زندگي، آن هم زندگي جلوي دوربين.
* در جايي خواندم براي شما هم مثل خيلي از بازيگران شايعاتي درست کرده اند. درست است؟
- بله متاسفانه. شايعه کرده بودند که ارميا با اليکا شاکردوست تنها خواهر الناز شاکردوست ازدواج کرده است. وقتي شنيدم، شوکه شدم. بله، با ايشان چند تا همکاري کاري داشتيم براي طراحي، ولي من نمي دانم چرا اين شايعات به وجود مي آيد. اصلا چنين خبري نيست. اولا اينکه من فعلا قصد ازدواج ندارم که بخواهم ازدواج کنم، در ضمن تازه اوج کاري ام است، دوست ندارم برايم شايعه درست کنند. مگر هر دختر و  پسري براي کار بيرون مي روند يا کسي آنها را ديد، بايد با هم ازدواج کنند؟
* اگر بخواهيد در حرفه بازيگري ماندگار شويد چه کار 
مي کنيد؟
- اين اتفاق طبيعي است که خواه ناخواه روزي براي هر بازيگري مي رسد که بيننده تلويزيون از ديدن چهره اش خسته مي شود و آن روز ديگر بايد برود. من خودم را آماده کرده ام ولي اميدوارم آن روز نرسد.
* بزرگ ترين تجربه اي که از اين سريال به دست آورديد چه بود؟
- خيلي چيزها. هر روز بازيگري تجربه است. بازيگري يادت مي دهد که صبور باشي، بازيگري يادت مي دهد که حسود نباشي، چون هم جا براي تو هست و هم زمان. وقتي حسادت داشته باشي به همان اندازه هم کينه مي آيد و بعد از کينه نسبت به همه بدگمان مي شوي. بازيگري به من ياد داد که آرامش داشته باشم، آرامش داشتن مساوي است با درست کار کردن. چون قبل از اين خيلي با خودم کلنجار مي رفتم 
و اطرافم زيادي شلوغ بود اما حالا با آرامش، صبوري، بي حسادت و کينه، کار  مي کنم و از کارم هم لذت مي برم.
* تا به حال نقدي را درباره خودتان شنيده ايد که برايتان جاي پيشرفت داشته باشد؟
- صد در صد. هميشه بزرگترين منتقد مي تواند خودِ فرد باشد، وقتي تو با همه توانايي اي که داري، آن قدر منصفانه در باره خودت حرف بزني، يعني مي داني اشکال کارت کجاست. اينکه من جنبه خودم را بالاتر از آن چيزي که هست ببرم. من در اين سريال با خودم خيلي شوخي کردم و ما به ازاي بيروني اش را در وجود خودم مي ديدم و اين انتقادي بود که به خودم داشتم .خدا را شکر که از اين ماجرا آسيبي نديدم اما اين نگاه سطحي و کودکانه براي همه عمر جواب نمي دهد. بزرگ ترين نقدي که خودِ ارميا قاسمي به خودش مي کند 
اين است که جدي باشم و واقعيت را آن طوري که هست بپذيرم و دنياي اطراف را واقعي و با مختصات خاص خودش ببينم و ديگر دچار سبک سري نشوم.
* زندگي خوب، خيلي چيزها را به آدم هديه مي کند، زندگي به شما چه هديه هايي داده است؟
- هديه زندگي در اين 31 سال برايم اين بوده که دارم ياد مي گيرم بدي ها و تلخي ها را براي خودم قابل هضم کنم، چون همان طور که در زندگي به دست مي آوريم همان طور هم از دست مي دهيم. شايد فاصله اين دو از نظر زماني زياد يا کم باشد ولي اين اتفاق حتماً 
مي افتد، قانون روزگار همين است. براي همين موقع به دست آوردن، زياد هيجان زده نمي شوم تا موقع از دست دادن افسرده نشوم.
* هر آدمي در زندگي اش چيزهايي دارد که به آنها نرسيده، بزرگترين حسرت زندگي تان که هميشه به آن فکر مي کنيد چيست؟
- تقريباً آنچنان طلبي از خدا ندارم و بابت همه داشته ها و نداشته هايم 
شاکرش هستم.
* يک دسته بازيگران دوست دارند خيلي تکنيکي بازي کنند و يک دسته علاقه دارند حسي بازي کنند. شما از کدام دسته از اين افراد هستيد؟
- البته من در اين عرصه هنوز نوپا هستم و حالا حالاها بايد بياموزم، اما هرچه آدم بتواند گرم تر و احساسي تر بازي کند تا هم خود راضي باشد هم بيننده،  به نظرم خيلي جذاب تر است.
* هر بازيگري براي بهتر شدن کار خودش بايد با بازيگر روبه رويش 
همکاري کند. آيا براي شما هم اين اتفاق و همکاري شکل گرفت؟
- بعضي مواقع ممکن است توانايي بازيگر مقابل به اندازه بازيگران نباشد و همين مسئله باعث مي شود آنها کاملا وفادار به فيلمنامه باشند و خط به خط آن را اجرا کنند. بنابراين وقتي بازيگر نقش مقابل راه نيايد، ممکن است شوخي هاي کار، آن طور که در نظر داريد در نيايد، اما زماني که بازيگر مقابل تان پاسکاري درست داشته باشد طبيعي است شوخي هاي صحنه بيشتر درمي آيد. البته اين طور نيست که اگر بازيگر نقش مقابل همراهي نکند همه چيز از دست برود.
* دوست داريد خيلي زود مشهور شويد و مردم خيلي زود شما را بشناسند؟
- اگر هر روز همسايه ات را که يک بازيگر است ببيني باز هم برايت عادي نمي شود و دلت مي خواهد جاي او باشي. شهرت و بازيگري از دور براي مردم جذاب است. نمونه کوچکي از مزيت شهرت اين است که در نانوايي، بانک و خيلي جاهاي ديگر بدون نوبت کارت راه مي افتد و اگر مشکلي داشته باشي همه دورت را مي گيرند! هر کس بگويد از شهرت بيزار است و از معروفيتش خسته شده، دروغ مي گويد. شهرت و محبوبيت، لذت فراواني دارد و از الطاف خداوند است. 
* دوست داريد کار طنز را هم تجربه کنيد؟
- بله، دوست دارم که تجربه هايي در حوزه فيلم هاي طنز داشته باشم اما نمي خواهم در کار طنز دچار درجا زدن و کليشه شوم. من هميشه از خنداندن مردم لذت مي برم و طنز و شوخي در زندگي شخصي من نيز نقش قابل توجهي دارد و سعي مي کنم که هميشه با آدم هايي که در حلقه نزديک تري از روابط با من برخوردارند، شوخي کنم.
* و حرف آخر، چيزي که شايد من نپرسيدم و از قلم افتاد؟
- سپاس به خاطر اين گفتگو که واقعاً دوست داشتم. من واقعاً نمي دانم چه کسي مي خواهد اين گفتگو را کجاي اين سرزمين پهناور بخواند، شايد در مسير سفر، شايد در خانه، شايد زير سقف اين آسمان بلند، اما هر کجاي اين جهان که ايستادي، درست و با صبوري زندگي کن. براي رسيدن به آن چيزي که دوستش داري عجله نکن، فقط اجازه بده که زمان بگذرد و يادت باشد که ارميا قاسمي يک روز اين حرف ها را زد و تو آن را خواندي. تمام تلاشم را در اين 31 سال کردم که دينم را هر طور که هست ادا کنم و اميدوارم که موفق بوده باشم. 

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9216/1/20381/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha