آرشیو
انتخاب نشریه


گفتگو با اروپا سرکاري است

سيد مسعود علوي
اين ماجرا را زياد شنيده ايد که يک نفر وارد مغازه يک حقه باز مي شود، 
سر معامله اي ساده با او درگير مي شود، او هم درگيري را به خيابان
مي کشد، مردم که براي حل دعوا جمع مي شوند آن قدر شلوغ و پلوغ مي شود که معلوم نيست کي با کي دعوا مي کند. در اين هنگام مغازه دار 
به جماعت رو مي کند و مي گويد؛ لطفاً از جلوي مغازه من برويد آن طرف تر دعوا کنيد!
ماجراي ما با آمريکا، انگليس، فرانسه و آلمان نيز همين است. آمريکا طرف اصلي دعواي ما در برجام بود. حالا از برجام خارج شده و به انگليس و آلمان و فرانسه مي گويد؛ برويد آن طرف تر دعوا کنيد. جالب اين است که ما هم آن را پذيرفته ايم!
فدريکا موگريني مسئول سياست خارجي اروپا گفته که از رئيس جمهور ايران تضمين گرفته است که ايران علي رغم خروج ترامپ از برجام و وضع تحريم هاي جديد همچنان در توافق بماند!
وقتي آمريکا طرف دعواي ماست و تشديد تحريم ها و وضع آنها در واشنگتن پخت و پز مي شود، ما چه طور مي توانيم همچنان به برجام پايبند باشيم؟ وقتي در يک قرارداد، طرف اصلي زير آن زده است، کدام عقل سليم حکم مي کند ما همچنان به تعهد خود و ماندن در اين قرارداد اصرار داشته باشيم؟ مفهوم اين سخن آن است که کسي خانه اي از يک نفر خريده است، پول آن را هم داده است اما طرف از تحويل خانه خودداري مي کند، هم او مي گويد؛ من به عهد خود وفادارم ولو خانه اي هم به دست نياوردم!
اين عقلانيت ديپلماتيک که اکنون دستگاه ديپلماسي کشور از آن پيروي مي کند، در کدام دانشکده روابط خارجي تدريس شده و فارغ التحصيلان آن چگونه از آن مدرک گرفته اند؟
ماندن يا نماندن در برجام چيزي نيست که رئيس جمهور بتواند به تنهايي در باره آن تصميم بگيرد و بعد از سخنان ترامپ مبني بر خروج از برجام، آن را اعلام کند. اين موضع يعني ناديده گرفتن مجلس شوراي اسلامي، هيئت نظارت بر حسن اجراي برجام و شوراي عالي امنيت ملي به عنوان عالي ترين مرجع تصميم گيري در اين باره! رئيس جمهور مي توانست در نطق خود در واکنش به سخنان وقيحانه ترامپ، تعليق تعهدات برجامي ايران را اعلام کند و به قرائت جديدي از کاپيتولاسيون که 10 سال است بر فعاليت هاي علمي ايران سايه انداخته، پاسخ دهد. روز 23 ارديبهشت 58، روز لغو کاپيتولاسيون بود. در آستانه سالروز اين مناسبت ملي، آقاي روحاني اين موضع محکم را مبني بر خروج از کاپيتولاسيون علمي، 
مي توانست با سرافرازي اعلام کند. برجام بدون آمريکا يعني برجام منهاي برجام! اصلاً وجود خارجي ندارد که در آن بمانيم يا نمانيم. اروپايي ها اگر قدرت ماندن در برجام را داشتند به تعهدات خود عمل مي کردند و اجازه مي دادند ايران براي پرداخت حقوق کارکنان سفارتخانه هاي خود در آلمان، فرانسه و انگليس حداقل يک حساب بانکي باز مي کرد، مبادلات پولي و بانکي بين تجار و مقامات اقتصادي آنها پيشکش! اگر اروپايي ها به عهد و پيمان خود پايبند بودند، در سال 82 که با ايران توافق کردند، به توافق خود پايبند مي ماندند. آنجا که آمريکا نبود، آنها طرف دعوا و گفتگوي ما بودند. آنها اگر راست مي گفتند حد اقل در سفر اخير وزير خارجه ما به آلمان، از دادن سوخت به هواپيماي حامل ظريف دريغ نمي کردند. سوخت هواپيماي مسافربري که سوخت موشک نيست که آن را دريغ مي کنند.
توطئه اي که امروز در کار است، اين است که برجام به تعبير وزير خارجه انگليس همچنان به عنوان دستبند در دستان ايران عمل کند و ما را به عنوان متهم و بدهکار از اين گفتگو به آن گفتگو ببرند، بدون اينکه آنها به هيچ يک از تعهدات خود عمل کنند!
اين سخن که؛ «اگر اهداف ما از برجام بدون آمريکا محقق شود، چه بهتر!» يک آرزو و رؤياي دست نيافتني است، چرا که فهرست مطالبات اروپايي ها مبني بر ماندن ما در برجام در حالي که هيچ اختياري هم از خود ندارند، بيشتر و بالاتر از ادعاها و طلبکاري آمريکايي هاست.
برجام يک سند آشکار براي رسوايي کساني است که آن سوي ميز با ايران مذاکره کردند. آنها نشان دادند که قول و امضاي شان پشيزي ارزش ندارد، اشتهاي سيري ناپذير آنها همه منافع و منابع قدرت ما را مي بلعد بدون اينکه زحمت شليک يک گلوله را هم به خود بدهند.
فيلم سينمايي «زنده باد زاپاتا» را همه به ياد دارند. وقتي که زاپاتا را براي گفتگو دعوت مي کنند هيچ حرفي جز گلوله باران او ندارند. همين و بس! برجام يک مدل بازسازي شده از ادعاي گفتگو و مذاکره با زاپاتا بود. کدام عقل ديپلماتيک حکم مي کند ما به چنين گفتگوهايي تن بدهيم؟ در اين فضايي که آکنده از بوي باروت است ما نبايد يک لحظه دست از روي ماشه تفتگ هايمان برداريم. ضربه جولان را يک دستگرمي تلقي کنيم، ضربه نهايي را وارد کنيم تا طرف مقابل بداند گفتگو چيست و نتايج آن کدام است؟ آنها بايد طعم تلخ زدن زير ميز مذاکره و بدعهدي را در ميدان عمل ببينند نه در ميدان حرف! جولان يک تله براي ما نيست، اگر بود، نتانياهو سراسيمه به مسکو براي التماس و جلوگيري از پاسخ مقاومت نمي رفت! دوران بزن دررو در حوزه مسائل نظامي و ديپلماسي خارجي گذشته است. طرف مقابل بايد بايستد و فقط تماشاگر پاسخ ما باشد. آمريکايي ها هر وقت به کشوري حمله کردند، قبل از آن بخش عظيمي از نيروهاي آن کشور را خلع سلاح کردند. در مورد ايران و سرتاسر خطوط نبرد نيروهاي مقاومت، اين آرزو را به گور مي برند. دست آنها و وابستگانشان زير ساطور ملت ايران است. اين ساطور را هرچه ديرتر فرود آوريم، خسارات آن بيشتر خواهد شد. حرف از گفتگو با اروپا، يک سر کاري ديپلماتيک است. دولت به قطعنامه راهپيمايان روز جمعه احترام بگذارد و براي يک بار هم که شده حرف مردم را بپذيرد. حرف مردم در راهپيمايي عظيم جمعه گذشته، دو کلمه حرف حساب بود؛
1- حرف فقط يک کلام، آتش بزن به برجام
2- اروپا قابل اعتماد نيست
سانسور خبر راهپيمايي عظيم ملت در روزنامه هاي اصلاح طلب و طرفدار اعتدال و نيز ارگان دولت و سانسور حرف مردم در قطعنامه اين روز، مشکلات برجامي دولت را حل نمي کند. صورت مسئله «خسارت محض در مذاکرات» را نمي شود اين گونه پاک کرد.
اکنون اين سؤال مطرح است که آيا رئيس جمهور حرف ملت را مي شنود و اقتدار و عزت ملي را صيانت مي کند يا تجربه تلخ دستاوردهاي «هيچ» گفتگوهاي سال هاي 82 و 94 را تکرار مي کند؟ عقل حکم مي کند حتي يک لحظه نبايد پيشرفت کشور در رسيدن به فناوري هاي جديد را متوقف کرد. هيچ تعهدي در اين باره به دشمنان اسلام و ايران، معقول و مقبول و مشروع نيست. اگر دولت در اين مسير حرکت کند، به بن بست مي رسد. راه خروج از اين بن بست تضمين به مردم در مورد امنيت و پيشرفت کشور است. ملت ايران به اندازه کافي دليل براي دفاع مشروع از خود دارد. استکبار و استبداد جهاني هيچ دليلي براي تجاوزات روزافزون خود به حقوق ملت ايران ندارد. به همين دليل اجماع جهاني را از دست داده و به عربده کشي رو آورده است. بايد به اين عربده کشي ها، براي هميشه با تکيه بر قدرت مقاومت، در ايران و منطقه پايان داد.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9215/1/20314/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha