آرشیو
انتخاب نشریه


روحانيت؛ هدايت، روشنگري و خدمت به مردم

احمد رضا هدايتي - کارشناس ارشد مديريت
نبرد و نزاع بين جبهه حق و باطل از بدو خلقت بشر وجود داشته و هم ‌اکنون نيز شياطين زمانه با تمام قوا و با استفاده از تمام ابزار و روش‌ هاي نوين و در عين حال متنوع و متفاوت، تلاش دارند تا با غلبه بر نسل بشر، انسان‌ها را در مسير انحراف و انحطاط قرار دهند.
در جريان اين مصاف نابرابر و ظالمانه، هيچ‌گاه شيطان و پيروانش به اين بسنده نکرده‌اند که فقط اهل فسق و فجور و کساني را که مثلاً وارد مراکز فساد و فحشا مي‌شوند، جذب و مريد خود نمايند، بلکه همواره در هر موقعيت و در هر مکاني در پي آن بوده و هستند تا افراد بيشتري را به گمراهي و ضلالت بکشانند، چرا که در واقع رجوع افراد به اين اماکن، حاصل کار شياطين و نتيجه نهايي عمل آنهاست.
اين نبرد از آن جهت نابرابر و ظالمانه است که اولاً؛ امروز اصحاب جبهه باطل با ابزاري مانند ماهواره و فضاي مجازي حتي به حريم خصوصي يعني خانه‌هاي مردم نيز وارد شده‌اند و ثانياً؛ در عمل ديده مي‌شود که زرق و برق زندگي مادي و دنيوي و ابزار و شگردهاي کاذب مورد استفاده شياطين، از جذابيت و زيبايي ظاهري بيشتري براي مخاطبين و مريدان شيطان برخوردار است.
يعني نه تنها روزبه‌روز ابزار و روش‌هاي مورد استفاده شياطين براي ايجاد انحراف در مسير انسان‌ها تنوع و افزايش يافته، بلکه با پيچيدگي بيشتري همراه شده است و فلسفه و رسالت حضور پيامبران و ائمه (ع) و علماي دين در بين مردم به‌ عنوان حجت خدا روي زمين نيز بر همين امر يعني نشان دادن مسير حق و جلوگيري از فريب انسان‌ها استوار بوده است.
حال صرف نظر از اصول و شيوه‌هاي تبليغ که در جاي خود حائز اهميت فراوان است و بايد کاملاً ضابطه‌مند، منطقي و متناسب با نياز روز جامعه باشد، اين سؤال مطرح است که آيا در چنين شرايطي، طلاب و ساير علماي دين، مي‌توانند براي ارشاد و راهنمايي جامعه صرفاً به حضور در مساجد و محافل مذهبي که مخاطبين آن عمدتاً از هدايت ‌شدگان و تربيت ‌يافتگان مکتب ائمه (ع) هستند، اکتفا نمايند؟
سؤال ديگر اين‌که؛ در دنياي کنوني که افراد جامعه پيوسته با انواع تهديدهاي فکري و ذهني و انواع ابزار و روش‌هاي مخاطره ‌آميز شيطاني و همچنين ناهنجاري‌هاي اخلاقي و رفتاري همنوعان خود مواجهند و دائماً و به طُرق مختلف در معرض تبليغات و سمپاشي‌هاي رسانه‌هاي خارجي و انواع وسوسه‌هاي شيطاني قرار دارند، چه تعداد از افراد (حتي کساني که با نام و ارزش‌هاي اسلامي ناآشنا نيستند) حاضر مي‌شوند بدون هدايت ديگران در مساجد و محافل مذهبي گام گذاشته و از فضائل علمي و اخلاقي علماي اسلام و آثار معنوي اين اماکن بهره ببرند؟ 
استاد انديشمند، شهيد آيت الله مرتضي مطهري درباره سيره تبليغي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي نويسد: «پيامبر اسلام، در کار تبليغ اسلام تحرک داشت؛ به طائف سفر کرد. در ايام حج در ميان قبايل مي‌گشت و تبليغ مي‌کرد. يک بار علي عليه السلام و بار ديگر مَعاذ بن جَبَل را به يمن براي تبليغ فرستاد. مُصعَب بن عُمير را پيش از آمدن خودش براي تبليغ به مدينه فرستاد. گروه فراواني از يارانش را به حبشه فرستاد. در سال ششم هجري به سران کشورهاي جهان نامه نوشت و نبوت و رسالت خويش را به آن‌ها اعلام کرد. در حدود صد نامه از ايشان باقي است که به شخصيتهاي مختلف نوشته است.» (پايگاه اطلاع رساني حوزه)
البته شايد اين نکته مطرح شود که در بدو پيدايش اسلام، مسجد و منبري وجود نداشته و لذا مبلغين با حضور در جماعات مختلف به کار تبليغ مبادرت مي‌کردند، اما در ادامه به اين موضوع اشاره خواهد شد که اکثر علما به‌ نوعي اين استدلال را رد مي‌کنند، با اين توصيف، بار ديگر اين سؤال مطرح مي‌شود که اکنون و با توجه به شرايط امروز جامعه، نقش و وظيفه طلاب و روحانيون بزرگوار در اين خصوص چيست؟
به‌ طور کلي با استناد به آيات و روايات اسلامي و بيانات بزرگان و علماي دين، چنين استنباط مي‌شود که به دور از افراط و تفريط، دو وظيفه و نقش اصلي را مي‌توان براي طلاب و روحانيون (مبلغين دين)  برشمرد. در گام نخست و مهمترين وظيفه يک طلبه و يا عالم ديني، تحصيل علم و تهذيب نفس در حد اعلاي آن است.
بديهي است که علم‌آموزي و تهذيب نفس براي يک روحاني و طلبه ديني حد و مرزي ندارد و فقط به مسائل مذهبي و اعتقادي يا دانش خاصي محدود نمي‌گردد.
در واقع ضرورت‌هاي تعامل با مردم در جهان معاصر اقتضا مي‌کند که اگر يک عالم ديني به علت وسعت مرز دانش نمي‌تواند بر تمام علوم اِشرافيت پيدا کند، بايد براي ايجاد ارتباط مؤثر با مردم و مخاطبين خود، حداقل در موضوعاتي مانند؛ مديريت، جامعه‌ شناسي، سياست،اقتصاد و حتي صنعت و کشاورزي يا موضوعاتي مانند؛ زبان خارجي، ورزش، هنرهاي هفتگانه و دانش مربوط به رايانه و فضاي مجازي، از يک اطلاعات نسبي و به روز برخوردار باشد.
رهبر معظم انقلاب (دامت برکاته) در اين خصوص ضمن تأکيد فراوان بر ضرورت ارتقاء فضائل اخلاقي طلاب، در موارد مختلف اهميت و ضرورت آگاهي روحانيون از دانش روز و آشنايي ايشان با ابزار نوين تبليغ را نيز مورد تأکيد قرار داده ‌اند؛ از جمله در يکي از سخنراني‌هايشان مي‌فرمايند: «امروز جمهوري اسلامي به کساني که بتوانند به زبان هاي 
زنده دنيا صحبت کنند و معارف الهي و پيشرفتهاي فکري و فرهنگ اسلامي را به مردم دنيا برسانند، احتياج دارد.» و در جاي ديگر فرمودند: «هنر، بهترين و رساترين وسيله تبليغ است.»
آيت الله مکارم شيرازي (دامت توفيقاته) نيز در اين زمينه مي‌فرمايند: «تمام خواهران و برادران طلبه، امروز بايد مجهز به سلاح سخن و قلم باشند تا بتوانند به خوبي سخنراني کرده و خوب بنويسند.» (مجله فکري تحليلي حوزه و روحانيت)
اما همان‌گونه که اشاره شد، کسب فضائل معنوي و علم و دانش فردي، هنگامي مفيد و ارزشمند است که اثر و انعکاس بيروني داشته و منجر به افزايش معرفت و بصيرت عمومي شود، بنابراين؛ در گام دوم، نقش يک طلبه متوجه وظيفه‌اي است که در قبال کل جامعه بر عهده دارد.
البته اين نقش‌آفريني ممکن است براي يک عالم ديني با به حداکثر رساندن تلاش‌ها براي رسيدن به حد اجتهاد و براي يک روحاني ديگر از طريق تأليف و تدريس در محيط‌هاي آموزشي مثل حوزه و دانشگاه، براي طلبه‌اي ديگر با حضور در مساجد به عنوان امام جماعت و براي گروهي با قبول مسئوليت و خدمت در دستگاه‌هاي مختلف اداري بروز و ظهور پيدا کند، اما قطعاً هيچ‌ يک از اين موارد، نافي وظيفه اصلي آنها يعني حضور در بين آحاد مردم و هدايت و ارشاد افراد جامعه نيست.
به اين ترتيب؛ ميزان حضور تبليغي و ارشادي هر روحاني و عالم ديني در جامعه و ميزان رجوع آنها به مردم مي‌ تواند 
متفاوت باشد، اما به‌ نظر مي‌رسد اين نقش در هيچ شرايطي منتفي نيست. آيت ‌الله سبحاني (دامت افاضاته) در اين زمينه مي‌ فرمايند: «طلاب بايد بدانند که درس را براي هدايت ديگران مي‌خوانند و اگر از اين مقوله استفاده نکنند، درس خواندن فايده‌اي ندارد.» (مجله فکري تحليلي حوزه و روحانيت)
در اين ارتباط، خداوند در آيات مختلف از جمله در آيه 128 سوره توبه مي‌ فرمايد؛ «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْکُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ - به يقين رسولي از خود شما به‌ سويتان آمد که رنج‌هاي شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است.»
در اين آيه صريحاً حضور پيامبران در بين مردم مورد اشاره قرار گرفته است و آيات و روايات مربوط به امر به معروف و نهي از منکر نيز بر اين دلالت دارد که مبلغين و مروجين دين بايد در متن و بطن جامعه حضور فعال داشته باشند، تا امکان اجراي کامل و فراگير اين فريضه اسلامي فراهم شود.
رسول خدا صلي الله عليه و آله نيز به پيشواي پارسايان حضرت علي (ع) فرمود: «اي علي! اگر خداوند به دستان تو انساني را هدايت کند، از آن چه خورشيد بر آن تابيده براي تو بهتر است.» همچنين در روايت ديگري چنين نقل شده است: «روزي داوود پيامبر عليه السلام به تنهايي به صحرا رفت. خداوند به او وحي فرستاد: اي داوود! چرا تو را تنها مي بينم؟ داوود گفت: خدايا! اشتياق من به ديدار تو زياد شده و خَلق تو ميان من و تو فاصله انداخته است. خداوند به او وحي فرستاد: به سوي مردم بازگرد که اگر بنده گريزپايي را نزدم آوري، نام تو را در لوح به زيبايي ثبت خواهم کرد.»
امام راحل (قدس سره) وظيفه قشر روحاني را ايفاي نقش در امور سياسي و اجتماعي جامعه و مردم مي‌دانند و در اين باره چنين مي‌فرمايند: «پيغمبر سفارش کرده است که بايد اهتمام (به) امور مسلمين (داشته باشيد). اهتمام به امور مسلمين فقط همين است که ما بگوييم نماز چند رکعت است و شک بين کذا چي است؟ اين اهتمام به امور مسلمين است؟ مسئله‌گويي که اهتمام به امور مسلمين نيست. امور مسلمين عبارت از امور سياسي مسلمين است، امور اجتماعي مسلمين است، گرفتاري‌هاي مسلمين است و کسي که اهتمام به اين نکند، به حسب آن روايت «فَلَيسَ بِمُسلِم» و ما اميدواريم که لااقل از اين دنيا نرويم و مشمول اين نشويم که (بگويند) شما مسلم نبوديد.» (شيعه در اسلام، جلد 17، ص 40)
ايشان در سخنراني ديگري مي‌فرمايند: «ما موظفيم براي تشکيل حکومت اسلامي جديت کنيم، اولين فعاليت ما را در اين راه، تبليغات تشکيل مي‌دهد. بايستي از راه تبليغات پيش بياييم. البته مسائل عبادي را بايد ياد بدهيد، اما مهم مسائل سياسي اسلام است، مسائل اقتصادي و حقوقي اسلام است، اينها محور کار بوده و بايد باشد. وظيفه ما اين است که از حالا (قبل از انقلاب اسلامي) براي پايه ريزي يک دولت حقه اسلامي کوشش کنيم.» (ولايت فقيه، امام خميني قدس سره، ص 151)
مقام معظم رهبري نيز در تاريخ 23/10/1383 در جريان ديدار مسئولين عقيدتي، سياسي نيروي انتظامي در اين زمينه مي‌ فرمايند: «ما بايد مثل پيامبر سراغ افراد برويم. درباره‌ پيامبر گفته شده است: «طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَي مَوَاسِمَهُ»؛ پيامبر مثل يک پزشک دوره ‌گرد 
حرکت مي‌کرد. پزشکان در مطب خود مي نشينند تا مردم به آنها مراجعه کنند؛ اما پيامبران نمي‌نشستند تا مردم به آنها مراجعه کنند؛ آنها به مردم مراجعه مي‌کردند. در کيف دارويشان هم وسيله مرهم‌ گذاري داشتند، هم وسيله نشترزني داشتند، هم وسيله‌ داغ‌ کردن زخم داشتند؛ آن جايي که احتياج به داغ کردن داشت.»
ايشان در موردي ديگر يادآوري مي‌ کنند: «اگرچه درس خواندن و آشنايي با معارف و خودسازي و پرداختن به درون و باطن، خود يکي از فرايض مهم بلکه مهم‌ترين فرايض است، اما اين فريضه مهم نبايستي ما را از جرياناتي که در کشور مي‌گذرد و وظايفي که در مقابل اين جريانات داريم و نيز از حضور در صحنه‌هاي اجتماعي و کمک به پيشرفت انقلاب و شناخت توطئه‌هاي دشمنان انقلاب و پيگيري شيوه‌هايي که اين توطئه‌ها را خنثي مي‌کند و لبيک گفتن به نيازهاي عمومي جامعه و رفتن در جبهه‌هاي خطر و احياناً جانبازي کردن و جان دادن، غافل کند.» (حوزه و روحانيت، ج 1، ص208)
حضرت آيت الله خامنه اي در تاريخ 26/2/95 در ديدار جمعي از مديران، مدرسين و طلاب حوزه هاي علميه تهران، پس از تبيين هدايت ديني و هدايت سياسي، به سومين وظيفه مهم روحانيت يعني «حضور هدايتگر و نيز ميداني در عرصه خدمات اجتماعي» پرداختند. ايشان افزودند: «حضور طلاب در خدمات رساني به مردم، مدرسه سازي، 
بيمارستان سازي، کمک به مردم هنگام حوادث و ديگر عرصه ها، نيروهاي مردمي را نيز به صحنه مي آورد و منشأ خدمات خواهد شد.»
مقام معظم رهبري در سخناني ديگري مي‌فرمايند: «تبليغ يعني رساندن. ابزار رساندن، به حسب شرايط متفاوت است. يک‏ وقت هست که شما مي‌‏خواهيد چيزي را به اتاق بغلي برسانيد؛ مي‌‏شود آن را در مشت گرفت و به آنجا برد؛ اما گاهي يک فرسخ فاصله هست؛ گاهي تا آن طرف دنيا بايد برويد؛ گاهي حجاب‌ها و ديوارها هست؛ گاهي از کوه‌ها و گردنه‌‏ها بايد عبور کنيد؛ گاهي آنچه را که برديد، طرف طوعاً و رغبتاً مي‌‏پذيرد؛ گاهي بايد با لطايف الحيل آن را به او بدهيد؛ گاهي ديگري آنجا ايستاده و نمي‌‏گذارد آن چيزي که شما بُرده‏‌ايد، به او برسد؛ بنابراين، تبليغ انواع و اقسامي دارد. در هر شرايطي، نحوه‌‏ رساندن به گونه‌‏ اي است. آن چيست که تشخيص مي‌‏دهد ابزار و نحوه‌‏ رساندن کدام است؟ آن، ابتکار و ذوق و سليقه و فهم و سرعت انتقال شماست.» (اداره ارتباطات دبيرخانه شوراي عالي حوزه‌هاي علميه،۱۳۹۰،ص۴۴۲)
ايشان حتي گفتن را رفع تکليف نمي‌دانند و خطاب به روحانيون مي‌فرمايند: «تکليف ما [ائمه جمعه] اين نيست که بگوييم: «ما گفتيم؛ هر کس مي‌خواهد، عمل کند». اين مربوط به اين دوره نيست که حکومت به دست مسلمين است؛ دوره اي 
که بار اداره جامعه بر دوش ماست؛ بخصوص دوره اي 
که دشمن اين همه تلاش مي‌کند، تا مفاهيم اسلامي را از ذهنها بزدايد. تکليف ما فقط اين نيست که حالا مطلبي را گفتيم؛ شد، شد؛ نشد، نشد؛ ما فقط بايستي حرفمان را بزنيم؛ اين گونه نيست. ما بايستي حرف خود را به دلها برسانيم؛ «و ما علي الرّسول الّا البلاغ». اين که چيزي را در هوا پرتاب کنيم، کسي گرفت، گرفت؛ نگرفت، نگرفت؛ به جايي رسيد، رسيد؛ نرسيد، نرسيد؛ اين قبول نيست. من اين را به عنوان يک مشکل مشاهده مي کنم.» (بيانات در ديدار ائمه جمعه‌ سراسر کشور 25/6/1370)
رهبر انقلاب، مسجد را يکي از مراکز مهم براي فعاليت‌هاي اجتماعي معرفي مي‌کنند، اما در عين حال با تأکيد بر ضرورت بسط فعاليت‌هاي مسجد به بيرون از آن فرمودند: «روحاني محترم اگر بخواهد مسجدي پويا داشته باشد لازمه‌اش بسط دادن فعاليت‌هاي مسجد به بيرون از آن و در بين جوانان است.» مقام معظم رهبري در ادامه مي‌فرمايند: «يکي از چيزهايي که به نظر من به شما کمک مي‏کند، اين چيزي است که در مورد نبي مکرم، امير المؤمنين فرمود: « طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَي مَوَاسِمَه‏» (شريف رضي،۱۴۱۴،ص,۱۵۶)
و مجدداً متذکر مي‌شوند: «نبايد پشت ميز و توي اتاق حبس شد. شکل اداري پيدا کردن ما مجموعه‏‌ روحاني‏ و مجموعه‌‏ آخوند، به نفع ما نيست. هر مسئوليتي هم در هرجا داريم، اين حالت طلبگي خودمان، حالت آخوندي خودمان، حالت روحاني‏ خودمان را - که اُنس با مردم، رفتن ميان مردم، گفتن به زبان مردم، شنيدن درددل مردم است- بايد از دست ندهيم.» (پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله العظمي سيد علي خامنه ‌اي،۱۳۸۹)
مقتداي مسلمين جهان معتقدند: «روحاني خوب آن کسي است که هميشه مردمي است. وقتي روحاني مي‌بيند يک جواني غمگين نشسته، چه اشکالي دارد برود پيشش بنشيند و با او حرف بزند و درد دلش را بشنود و کمکش کند. شايد آن جوان خجالت مي کشد که با يک روحاني حرف بزند، اينجاست که يک روحاني بايد نقشش را ايفا کند و سعي کند که جوان با او راحت باشد.» (سايت افسران جوان جنگ نرم)
شهيد بهشتي نيز اين موضوع را در سخنراني‌هاي مختلف مورد توجه قرار داده‌اند، از جمله؛ در سخنراني مراسم سالگرد شهادت استاد مطهري مي‌فرمايند: «روحانيت، نقش بيان اسلام اصيل را براي جامعه بر عهده داشت. اگر مردم مي‌خواستند بفهمند دينشان، اسلامشان، قرآنشان، کتابشان، سنتشان، عقايد اسلامي و احکام اسلامي و اخلاق اسلامي چه گفته است، به روحاني مراجعه مي‌کردند. روحانيان کم حرکت‌تر، آنهايي بودند که در ايفاي اين وظيفه مي‌نشستند تا مردم به آنها مراجعه کنند. روحانيان پر حرکت‌تر و مسئوليت شناس‌تر، 
آنهايي بودند که نزد مردم مي‌رفتند تا رسالت خداوند را تبليغ کنند.»
ايشان تأکيد مي‌کنند که «روحانيون هر قدر در مناطقشان به مردم بيشتر خدمت کنند، خدمت روحانيت‌شان را، بهتر انجام داده‌اند، خوب يادم مي‌آيد عده‌اي از طلاب پر تلاش عزيز ما به روستاها مي‌رفتند و همان کاري را مي‌کردند که امروز جهاد سازندگي مي‌کند. پيشگام و پيشتاز جهاد سازندگي، طلاب متعهد و متحرک و با ايمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزه‌ها بودند. مسئله، مسئله افتخار کردن نيست. در جامعه کسي قصد تقسيم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به ياد آوردن و به ياد آمدن است. روحانيون در نقش خدمت به مردم، بهتر مي‌توانند پيام اسلام را تبليغ کنند. حمام مي‌ساختند، راه مي‌ساختند، به بينوايان کمک مي‌کردند، درمانگاه مي‌ساختند، غسالخانه مي‌ساختند، مدرسه مي‌ساختند، حتي در آن اواخر شايد درحدود هفت‌، هشت‌، 10 سال قبل رفته بودند سراغ اينکه با خودياري مردم‌، برق و روشنايي براي مردم درست کنند و امثال اينها. يک خدمت ديگر روحانيت که در اين خدمت بسيار هم حساس عمل مي‌کند و بايد هم حساس عمل کند، روشنگري براي مردم بود، در جهت شناساندن انحرافات فکري که به نام اسلام تحويل مردم داده مي‌شود. روحانيون در بيدار کردن مردم نسبت به افکار انحرافي، نقش بسيارمؤثري داشته‌اند. در فرهنگ و آموزش و پرورش و دانشگاه و تدريس و مدارس؛ البته جاي شماست، خودتان را براي تدريس ممتاز مؤثر در يکي از شاخه‌هاي مورد نياز در مدارس و دانشگاه‌ها آماده کنيد و به آنجا بياييد. انقلاب فرهنگي که وظيفه امروز ماست و انقلاب اقتصادي که هنوز موفق نشده‌ايم و آن هم وظيفه امسال ماست‌.»
اهميت تأثير حضور در بين مردم در حدي است که مرحوم شهيد مطهري فرموده بودند: «اگر مقامات به من اجازه بدهند من به سينماها مي‏روم و سخنراني مي‏کنم براي جواناني که به مسجد و پاي منبر نمي‏آيند ولي تشنه فهميدن هستند.» آيت‌الله مصباح نيز همين شيوه را تأييد نموده و در صفحه 40 کتاب خود تحت عنوان «مباحثي درباره حوزه» مي‌نويسند: «براي اينکه جامعه در مسير خود جهت صحيحي داشته باشد و دچار انحراف نشود، ضرورت دارد که همواره کارشناسان ديني و مذهبي در جامعه وجود داشته باشند تا بتوانند مسير جامعه را تصحيح کنند و معارف صحيح را در دسترس اجتماع قرار دهند و مردم را از نعمت‌هاي عظيم معنوي که خداي تعالي به وسيله انبياء (ع) در دسترس بشر قرار داده است بهره‌مند کنند. در اين بين، روحانيت است که بايد نظام ارزشي اسلام را به شکل صحيح به جهانيان عرضه کند؛ بايد نظام اقتصادي، حکومتي و سياسي و بين‌المللي اسلام و ساير بخش‌هاي معارف اسلامي را که تمام شئون زندگي بشر را فرا مي‌گيرد تبيين نمايد.»
ايشان در صفحه 52 همين کتاب اين‌گونه آورده‌اند: «ارزش وجودي روحانيت در اين نيست که بتواند در يک جمعي در روستا مسئله بگويد يا در مسجدي براي چند پيرمرد و پيرزن روضه بخواند، مسئله بقاي اسلام در دنيا مطرح است که بار آن امروز بر دوش روحانيت است. يکي از مسائل قابل بحث و اظهار نظر مسئله جايگاه روحانيت در بين مردم است. در جامعه شناسي اثبات شده است که در هر جامعه اي تقسيم کار بيشتر صورت گيرد، پيشرفت کار بهتر خواهد بود.» (همان منبع - ص 52)
آيت الله صافي گلپايگاني نيز معتقدند: «يک روحاني بايد هميشه با مردم بوده و ملجأ و پناهگاه آنان در مشکلات ديني، اجتماعي و فکري مردم باشد و هميشه و در همه حال، خودش به ياد حضرت بقية الله الاعظم ارواح العالمين له الفداء بوده و مردم را نيز به آن امام عزيز و مهربان دعوت نمايد.» (مجله فکري تحليلي حوزه و روحانيت)
البته قطعاً آنچه در مراوده با مردم بيش از هر چيز ديگري تأثيرگذار خواهد بود، رفتار عملي و عامل بودن به آن چيزهايي است که مردم از انجام آنها نهي يا به انجام آنها ترغيب و تشويق مي‌شوند.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9210/1/19702/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha