آرشیو
انتخاب نشریه


دکتر مريم اردبيلي:
هويت زنانه در غرب به بن بست رسيده است

فهيمه عشرتي
اشاره:
هويت مستقل زن مسلمان که با تولد انقلاب اسلامي گره خورده است، بار ديگر و اخيرا در بيانات مقام معظم رهبري مورد اشاره قرار گرفت. هويتي که با گذشت نزديک به چهار دهه از عمر انقلاب، امروز بيش از هميشه در معرض تهاجم فرهنگي و نفوذ نرم دشمنان نظام اسلامي قرار گرفته و در نتيجه بيش از هميشه نيازمند پاسداري و حراست از آن است. به همين منظور خبرنگار پايگاه بصيرت، گفتگويي با خانم دکتر مريم اردبيلي داشته که گزيده اي از آن در ادامه مي آيد. وي  هم در عرصه علمي و اجتماعي فعاليت داشته و هم در امور خانواده نيز همسر و مادر موفقي است. صاحب پنج فرزند است، دو مدرک دکتري دارد و تحصيلاتش را در دوره تاهل به سرانجام رسانده و در تمام سال‌هاي زندگي مشترکش شاغل و فعال اجتماعي بوده است. دکتر اردبيلي در دولت نهم مشاور استاندار فارس و مدير کل بانوان استانداري فارس نيز بوده است و اکنون در حوزه آينده پژوهي زنان فعاليت دارد؛

* مقام معظم رهبري اخيرا به هويت مستقل فرهنگي زنان مسلمان اشاره اي داشتند، درباره اين هويت بگوييد اينکه چه ويژگي هايي در زن مسلمان هويت او را از زن غربي متمايز مي کند؟
- تعريف هويت مستقل زن مسلمان از موضوعات حياتي و مهم است، اينکه به هر حال يک چنين هويت متمايزي براي زن مسلمان وجود دارد و به رسميت شناخته شده است. رسميت يافتن هويت مستقل زن مسلمان در دوران معاصر و ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي توسط حضرت امام (ره) مطرح شد. وقتي که حضرت امام فرمودند ما انقلابمان را مديون زنان هستيم و همچنين فرمودند صلاح و فساد ملت ها، به صلاح و فساد زنان آن ملت ها بستگي دارد، دربردارنده اين معني بود که ايشان براي زنان يک هويت اصيلي را قائلند که براي جامعه هم سرنوشت ساز خواهد بود؛ يعني يا جامعه را سمت صلاح خواهد برد يا فساد. با اين تفاسير مي توان گفت هويت مستقل زن مسلمان از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي به رسميت شناخته شد، اما نکته اي که وجود دارد اين است که ابعادش به درستي ترسيم نشده بود؛ يعني تعريف عملي و عيني و کاربردي اين هويت اتفاق نيفتاد و هنوز هم کاملا اتفاق نيفتاده است. به مرور از همان اوايل انقلاب تا زماني که فعاليت‌هاي
 زنان مقداري اوج گرفت، تحصيلات زنان بالاتر رفت و زنان فعال در سطوح جامعه ما بيشتر شدند، دو نوع برداشت و تلقي از الگوي حضور زن مسلمان ايراني ايجاد شد، که البته يک طيفي از نظرات و سلايق را شامل مي شد که حالا من دو سر طيف را ترسيم مي کنم؛ يک طيف عقيده داشت بر مبناي دين و بر مبناي اسلام گزاره هايي قابل استخراج است که ابعاد مختلف اين هويت را به درستي ترسيم مي کند و در جامعه امروزي هم قابل تحقق است. طيف ديگري به اين نتيجه رسيده بود که الگوي ما با الگوهايي که در اسناد جهاني، در هويت فمينيستي و در نگاه مادي گراي غربي نسبت به زن وجود دارد تفاوت ماهوي چنداني ندارد، بلکه فقط ما بايد آن را بومي سازي کنيم. در واقع يک جور مبنا، همان مبناي الگوي فمينيستي غربي در نظر گرفته مي شد با روکشي اسلامي جهت سازگاري نسبي با زيست زنان مسلمان. البته در اين طيف افرادي بودند که قائل بودند منتهاي آمال زنان ما اين است که به همان جايگاه زن غربي برسند و پيوستن به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان را ملاک قرار مي دادند و در نهايت مد نظرشان اين بود که ما بايد به شکل زنان غربي درآييم و اگر الان نمي توانيم به اين خاطر است که در دوره انتقال هستيم. اين تعارض جدي در تعريف هويت مستقل زن ايراني مسلمان بحث هاي جدي را دامن زد. اگرچه در اين ميدان کارهاي علمي صورت گرفت و نظريه پردازان صحبت هاي متنوعي کردند، اما هنوز ما به يک الگوي جامعي (همان طور که مقام معظم رهبري ترسيم نمودند که ناظر بر تعالي فردي زن و نقش موثر و محوريت او در خانواده و در عين حال نقش آفريني موثر او در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي باشد و همه روي آن اجماع پيدا کنند) دست نيافته ايم. هنوز عدم تعريف صحيح و اعمال سليقه‌هاي شخصي اين موضوع را آزرده مي کند و تا وقتي الگويي که قاعدتاً چيزي متمايز از الگوي غربي زن و چيزي متمايز از الگوي متحجرانه زن است، يعني الگوي سوم و الگوي متعادل و تعالي بخش و متوازن که بر مبناي دين عقيده داريم هم وجود دارد و هم قابل تحقق است شکل نگيرد هويت مستقل زن مسلمان شکل نخواهد گرفت. در جامعه فعلي هنوز ابعاد هويت مستقل زن مسلمان به طور کامل شکل نگرفته، لااقل تابلوي آن را نداريم و در سطح کشور تمام زنان و دختران ما نمي توانند بازنمايي خود را در آن ببينند. در دنيا هم از ما شعارهاي اين الگو را شنيده اند، نقدهاي ما را نسبت به الگوي غربي شنيده اند و تا حد زيادي هم در مجامع جهاني مورد قبول واقع مي گيرد، وليکن از ما مثال ملموس و عيني براي تحقق اينها مي خواهند. ما در نظام جمهوري اسلامي منشور حقوق و تکاليف زن را داريم که در واقع بديل بومي و با مباني ديني براي اسناد جهاني مثل کنوانسيون منع تبعيض است، اما هنوز گامي براي اجرايي شدن اين منشور به طور جدي برداشته نشده، براي همين ما هنوز بعد از سه چهار دهه در سطح شعارها باقي مانده ايم. البته با فضايي که بعد از انقلاب اسلامي باز شد تعدادي از زنان ما توانستند به جنبه هاي بسيار خوب اين آرمان دست پيدا کنند، براي همين ما زناني داريم که در عرصه هاي مختلف موفقند و درخشيده اند و به عنوان الگو مي توانيم آنها را مطرح کنيم. عرض من ناظر بر اين نيست که اين چنين زناني وجود ندارند، ولي عموميت آن بايد ملموس و عيني براي همه ترسيم شده باشد و بتواند زيبايي هاي خود را بنماياند تا همه به آن ملتزم شوند. 
* همان طور که مي دانيد و در بيانات رهبري نيز اشاره شده است اين هويت در معرض تهاجم است، شما امروز ابعاد اين تهاجم را در چه محورهايي مي بينيد؟
- از مهمترين ابعادش يکي داخلي و دروني است، يعني همين عدم شفافيت و عدم اجماع و عدم التزام دروني داخل کشور به اين الگو که باعث مي شود اين الگو از درون قوام خودش را براي اجرا از دست بدهد. در عرصه بين المللي هم الگوي غربي معارض الگوي اسلامي است و به شدت هم مخالف جهاني سازي الگوي اسلامي است. الگويي که حضرت امام در ابتداي انقلاب به عنوان بديل مطرح کردند، خطر جدي براي تمام فرآيندي است که در طول قرن اخير نظام سرمايه داري غربي با تمام قدرت رسانه اي خود و با همه آنچه در دنيا داشته پي‌گيري کرده است. اين گونه است که الگوي غربي هم معارض الگوي اسلامي است و هم سعي دارد ضعيفش کند. چراکه اگر الگوي اسلامي به جهان عرضه شود کاملا اين معادله را به هم خواهد ريخت. در نتيجه طبيعي است که ما در موضوع زنان در يک خط مقدم تقابل جهاني اسلام و کفر را طرح کنيم. حال اگر بتوانيم در داخل به درستي محققش کنيم، بعد مي توانيم در دنيا به عنوان طلبکار و مطالبه گر وارد شويم که چه بر سر زنان مي آوريد؟ امروز زن غربي متوجه نقص الگويي که براي پيشرفت به خوردش داده شده بود و تابلوي افتخاري که به دستش داده شده بود و تاجش هم بر سرش گذاشته شده بود که تو به اين درجات از شاخص هاي برابري جنسيتي رسيده‌اي، شده است. همه اينها نشان مي دهد اين الگو شکست خورده است، اما زن غربي الگوي بديلي ندارد که به جاي آن بگذارد، با خودش مي گويد من لااقل فرياد اعتراضم را بلند کنم تا بخشي از اين اصلاح شود و تکرار نشود ولي خود اين الگو، زن را به اين ورطه برده است. ما در همين فضايي که جهان عطشناک است و اينکه يک راه جديدي را تجربه مي کند، يعني نه سرکوب و ظلم هايي که به زنان در گذشته مي شده را مي خواهد و نه ظلم هاي جديدي که به زنان مي شود را، بايد پرچم الگوي زن مسلمان ايراني را بلند کنيم. خيلي ها زير اين پرچم مي‌آيند، نه فقط معتقدين به اديان الهي بلکه تمام زنان آزادي خواه دنيا چنين نگرشي را مطالبه خواهند کرد.
* چه راهکارهايي جهت مقاوم شدن در برابر نفوذ و تهاجم به هويت مستقل زن مسلمان پيشنهاد مي کنيد؟
- بخشي از پاسخ به اين سوال را در سوال هاي قبلي اشاره کردم، شامل انسجام دروني خودمان، درک اين هويت، تشخيص ابعاد آن، التزام به آن، اجماع درباره آن و تحقق آن در داخل. سريع هم بايد اقدام کنيم و با شعار دادن صرف، اتفاقي نمي‌افتد. الان مقام معظم رهبري راهبرد مشخص مي کنند، ديگر ما نبايد راهبردها را تکرار کنيم، ما بايد وارد عرصه عمل شويم.  نخبگان ما، فعالين زن ما، دلسوزان نظام اسلامي همه بايد وارد موضوع شوند. گام بعد اين است که در نظام بين الملل يارگيري کنيم. شروع کنيم با کشورهاي اسلامي به گفتگو درباره الگوهاي مشترک، اسناد مشترک و تفاهم هاي مشترک.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9208/1/19562/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha