آرشیو
انتخاب نشریه


به مناسبت ولادت با جلالت حضرت حجت بن الحسن العسکري ارواحنا فداه
برترين عمل شيعيان انتظار فرج است

مهندس محمود يادبودي
حجتي که نه تنها منجي بشريت از ظلم و جور و
 بي عدالتي در عالم هستند؛ که منجي دل هايند. به يقين دل هاي 
ناآرام با ياد حجت خدا (عليه السلام) آرام مي گيرد همان طور که با ذکر و ياد خدا آرام مي گيرد؛ «الّذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر اللّه تطمئن القلوب - آنها کساني هستند که ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرامش مي‏گيرد، آگاه باشيد که تنها با ياد خدا دلها آرامش پيدا مي‏کند.» (سوره رعد، 28) چرا که وقتي مي گوييم حجت خدا، يعني کسي که نور الهي در وجودش است، کسي که انسان کامل و خليفة الله است، کسي که ياد او ما را به ياد خداوند متعال مي اندازد. در نتيجه ذکر او ذکر خداست.
اسلام، تسليم شدن برابر حق است و ديني جهاني است که تاريخ مصرفش بي نهايت است؛ «إن الدّين عندالله الإسلام - همانا دين نزد خدا، تنها اسلام است.» (سوره آل عمران، 19) وهيچ ديني غير از اسلام پذيرفته نيست؛ «و من يبتغ غير الْإسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الْآخرة من الْخاسرينَ - و هر کس بخواهد غير از اسلام را به عنوان دين بپذيرد، از او قبول نمي‏شود و او در آخرت از زيانکاران است.» (سوره آل عمران، 85) و از خلقت و آفرينش حضرت آدم و حوا (عليهما السلام) آغاز و رفته رفته توسط ساير انبياء (عليهم السلام) رشد و تکامل يافت و با بعثت رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) کامل شد و با ظهور آخرين حجت خدا تمام مي شود؛ «ِاليوم أکملت لکم دينکم و أتممت عليکم نعمتي و رضيت لَکم الإسلام دينا - امروز است که دين شما را تکميل کردم و نعمت خود بر شما تمام نمودم و امروز است که دين اسلام را براي شما پسنديدم.» (سوره مائده، 3) با اين استدلال از آيات قرآن کريم بر آنيم که بگوييم اسلام ديني جهاني است چنانچه دعاهايي که از معصومين (عليهم السلام) رسيده تاييد کننده همين منظور است. 
شيخ کفعمي در مصباح و بلدالامين و شيخ شهيد درمجموعه خود ازحضرت رسول (صَلَّي اللَهِ عَلِيهِ وَ آله) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: هرکه اين دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجبي بخواند حق تعالي بيامرزد گناهان او را تا روز قيامت، و دعا اين است: «اللهمّ ادخِل علي اهل القُبور السرور - خدايا بفرست بر خفتگان در گور نشاط و سرور - اللهم اغن کل فقير، اللهم اشبع کل جايِع، اللهم اکس کل عريان - خدايا دارا کن هر نداري را، خدايا سير کن هر گرسنه اي را، خدايا بپوشان هر برهنه اي را - اللهم اقض دين کل مدين، اللهم فرج عن کل مکروب - خدايا ادا کن قرض هر قرضداري را، خدايا بگشا اندوه هر غمزده اي را - اللهم رد کل غريب، اللهم فک کل اسير - خدايا به وطن بازگردان هر دور از وطني را، خدايا آزاد کن هر اسيري را - اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمين - خدايا اصلاح کن هر فسادي را از کار مسلمين - اللهم اشف کل مريض - خدايا درمان کن هر بيماري را - اللهم سد فقرنا بِغناک - خدايا ببند رخنه فقر ما را به وسيله دارايي خودت - اللهم غيّر سوء حالنا بحسن حالک - خدايا بدي حال ما را به خوبي حال خودت مبدل کن - اللهم اقض عنا الدين واغننا من الفقر، انک علي کل شيء قَدير - خدايا ادا کن از ما قرض و بدهيمان را و بي نيازمان 
کن از نداري، که به راستي تو بر هر چيز توانايي.» دعا براي همگان است. مسلمان و غير مسلمان ندارد، بخصوص دعاهاي عمومي؛ با توجه به اينکه اسلام دين جهاني است، هدفش نجات بشريت است؛ «أولئک الذين هدي الله ... إن هو إلا ذکري‏ للعالمين - ايشان کساني بودند که خدا هدايت‏شان کرده بود، پس به هدايت آنان اقتدا کن، بگو من براي پيامبري خود از شما مزدي نمي‏خواهم، اين جز يادآوري و تذکري براي جهانيان نيست.» (سوره انعام، 90) اسلام ديني است الهي، خدا رب العالمين است؛ «الحمد لله رب العالمين»؛ پيامبرش (صلي الله عليه و آله) رحمة للعالمين است؛ «و ما أرسلناک إلاّ رحمة للعالَمين - و ما تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاده ‏ايم.» (سوره انبياء عليهم السلام، 107) قرآنش هدايت است براي مردمان و جهاني است؛ «من قبل هدي للناس و أنزل الفرقان - براي هدايت مردم، کتاب کامل جدا کننده حق ازباطل (قرآن) را فرستاد...» (سوره آل عمران، 4) 
دعوت به اسلام براي نجات بشريت است؛ «إنما مثل أهل بيتي فيکم کمثل سفينة نوح، من دخلها نجي، و من تخلف عنها غرق - مَثل اهل بيت من در ميان شما کشتي نوح است، هر کس به اين کشتي داخل شود نجات مي‌يابد و هر کس جا بماند، غرق مي‌شود.» صحبت از هر کس است، به گروه خاصي تعلق ندارد. شعائر الهي رهبرانش جهاني است؛ «هل من ناصر ينصرني - آيا کسي هست مرا ياري کند؟» اين دعوت و شعائر مربوط به تمام ملت ها در تمام زمان هاست و به زمان و ملت خاصي اختصاص ندارد، و در هدايت جهانيان مي فرمايد: «ان الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة - همانا حسين (عليه السلام) چراغ هدايت و کشتي نجات است.» و امروزه جامعه جهاني به جايي رسيده که تحمل بي عدالتي ها برايش ناممکن شده و همه منتظر کسي هستند که بشريت را از اين نابساماني ها نجات دهد. اين ‌را نمي توانند انکار کنند که خواسته بشريت از روز اول تا امروز چند خواسته است که از جمله اساسي‌ ترين آنها عدالت است؛ بشر به دنبال عدالت است، هيچ ‌وقت از اين خواسته منصرف نشده است و در نهايت، اين خواسته بر آورده مي شود، که در آثار ما آمده: «و انت الذي تملأ الله به الاَرض قسطا و عدلا کما ملئت ظُلماً و جَورا -و تويي آنکه پر خواهي کرد زمين را از قسط و عدل پس از آنکه پر شده باشد از ظلم و جور.» در اغلب متون «کما ملئت» است، در بعضي هم «بعد ما ملئت». (بحارالأنوار، ج‏۵۱، ص ۱۵۶)
لذا بايد گوش به فرمان اين رهبران جهاني داد و مطيع فرامين آنان بود؛ راه اصلي، دوري از آلودگي هاست. چنانچه آخرين حجت خدا (عليه السلام) مي فرمايد: آنچه باعث نجات آدمي مي شود دوري از گناهاني است که از آن نهي شده است. حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف): «و العاقبة لجميل صنع الله سبحانه تکون حميده لهم ما اجتنبوا المنهي عنه من الذنوب - شيعيان ما هنگامي به فرجام نيک و زيباي خداوند مي رسند که از گناهاني که نهي شده اند، احتراز نمايند.» (بحارالأنوار، ج 53، ص 177) 
حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) که خود جهاني است، محور خلقت است و: «سيدة نساء العالمين. سرور زنان دو عالم» مي فرمايد: «اگر به آنچه تو را به آن فرمان مي دهيم عمل کني و از آنچه برحذر داريم دوري کني، از شيعيان مايي و الاّ هرگز.» (بحارالانوار،ج ۶۸، ص ۱۵۵)
اگر حبّ به ولايت داشته باشيم نجات پيدامي کنيم و گرنه اگر در کنار ولايت باشيم و حب نداشته باشيم، عاقبت خيري پيش رو نخواهيم داشت، جهنم در انتظار ماست. چنانچه در تاريخ گذشتگان داريم که بسياري امام زمانشان را درک کردند، اظهارعلاقه مي کردند ولي درمقابل او ايستادند حتي شمشير بر او کشيدند. درعاشوراي حسيني، کساني که دوستدار امام زمانشان حسين بن علي (عليه السلام) بودند، او را دعوت به رهبري خود کردند ولي بر اثر آلودگي به گناه و چسبندگي به دنيا، بر او شمشير کشيدند و او و يارانش (عليهم السلام) را به شهادت رساندند. حبّ به ولايت تنها به علاقه ظاهري و دوست داشتن نيست بلکه حبّ به ولايت به مفهوم اطاعت و در مسير حق بودن، با رفتار و اعمال صالح است.
دشمنان اسلام، بخصوص دشمنان شيعيان جهان (شيطان بزرگ آمريکاي جنايتکار و صهيونيست هاي غاصب و...) از نماز و روزه و ديگر احکام الهي وحشت ندارند بلکه از بيداري مسلمين وحشت دارند؛ از قرآن خواندن بدون تدبر نگراني ندارند، از قرآن کنار عترت (عليهم السلام)، قرآن ناطق و تدبر و تفکر در آيات قرآن وحشت دارند. متاسفانه برخي از ما با ظلم بر خود، هر دو را کنار گذاشته ايم تا جايي که بسياري از ما از عبارات قرآن هم دور شده ايم و برخي جدا از عترت (عليهم السلام) به قرآن تکيه داريم و برخي جدا از قرآن تابع احساسات و بدون تفکر و تعقل با هزار آلودگي فکري و عملي به خاطر پرده پوشي بر گناهان، گرايش به عترت (عليهم السلام) آورده و به مدح و منقبت مي پردازيم بدون اينکه رفتارمان هيچ شباهتي به صفات الهي داشته باشد؛ و صد البته عده اي عاشقانه جسم و جان را فداي هر دو 
مي کنند و اينان کم نيستند که از عبارات قرآن (خواندن بي تدبر و تفکر) و عبارات عترت (دوستي ظاهري و احساسي و در عمل بدون هيچ اطاعتي) وارد اشارات قرآن و عترت (عليهم السلام) شده و رفتار و کردارشان رنگ و بوي الهي گرفته و مطيع امر مولا و پيرو ولايت حجت هاي الهي (عليهم السلام) هستند و از لذايذ معنوي بهره مندند.
محبت به تعلقات و اموال دنيا (خانه، لوازم زندگي، وسيله نقليه، پست و مقام، شهرت و...) در حد رفع نياز، آن هم به جهت آمادگي براي اطاعت حق و خدمت به خلق، خوب است، که توشه اي است براي آخرت ما. بايد همه اينها را دوست داشته باشيم ولي هر کدام جايگاه خود را دارند. محبت به خدا و رسول او، به جانشينان به حق رسول او، به امام زمانمان (صلوات الله عليهم اجمعين) که سلام خدا بر همگي آنها باد، بسيار خوب، لازم و واجب است. اما جايگاه خود را دارد. حتي محبت به قرآن و نهج البلاغه و تمامي احاديث رسيده از آنها و ساير کتب و ادعيه، تمامي کتب علمي و اخلاقي و علوم روز و عالماني که در اين راه زحمت کشيده اند، خوب است ولي جايگاه خود را دارد. به طورمثال؛ بچه ات را دوست داري، بيمار مي شود يا او را گروگان 
مي گيرند. يا هر حادثه اي ديگر، براي نجات او با اينکه تمامي اموالت را دوست داري مي دهي تا جان او را نجات دهي. پس جايگاه فرزند بالاتر از اموالت است. همين طور ساير موارد. لذا اگر در بحران ها حاضر شدي همه هستي ات (مال، پست و مقام، شهرت و... )، همسر و فرزندانت را، حتي جانت را در راه اطاعت از امام زمانت يا نايب برحقش که همان اطاعت از رسول خدا و خداست بدهي، انسان موفقي هستي و محبت خود را در حد معرفتت درست خرج کرده اي 
و نسبت به جايگاه هرکدام معرفت پيدا کرده اي. و گرنه اسير هواي نفس و تعلقات دنيايي شده اي. اين مي شود هدايت و استقامت کنار هم. در دعاي: «اللهم ارزقنا توفيق الطاعه... و اکرمنا بالهدي و الاستقامه...» داريم که خدايا ما را به هدايت و پايداري گرامي دار. اما عده اي فقط هدايت را دارند يا تنها استقامت را. (کوفيان هدايت شده بودند ولي استقامت نداشتند و در مقابل پول، مقام، ملک ري و حتي يک تکه طناب خيمه و... امام زمان خود را فروختند) عده اي استقامت دارند ولي هدايت نشده اند. مثل افسران ارتش زمان شاه. فرقه واقفيه هدايت شده بودند ولي استقامت نداشتند. «ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون - به راستي آنان که گفتند پروردگار ما الله است و در پاي اين گفته خود استقامت ورزيدند، نه ترسي دارند و نه اندوهگين مي‏شوند.» (سوره احقاف،13) 
حبّ به ولايت همان گونه که از فرمايش حضرت ولي عصر (ارواحنا فداه) پيداست، دوري از گناه و رسيدن به حق با تقواي الهي است، يعني دوري کنيم از آنچه نهي شده ايم 
تا به فرجام نيک برسيم. دوري از گناه بسيار سفارش شده است. حضرت علي (عليه السلام) فرمود: «افضل من اکتساب الحسنات اجتناب السيئات - پرهيز از گناهان برتر است از انجام نيکي و حسنات.» (غررالحکم، ص273) امام رضا (عليه السلام) فرمود: «الصَّغائر مِن الذُّنوب طُرُقٌ ألَي الکبائر - ارتکاب گناهان کوچک، راه دست زدن به گناهان بزرگ است.» (بحار70/353) در ضرب المثلي داريم  که؛ تخم مرغ دزد عاقبت شتر دزد مي شود. انحراف مسير، يک زاويه است که عرض آن کم است ولي هر چه جلوتر برويم بزرگتر مي شود. 
مکن کاري که  بر پا سنگت آيد
جهان با اين فراخي تنگت آيد
چو فردا نامه خوانان نامه خوانَند
تو نامه خود ببيني ننگت آيد
«بابا طاهر» 
پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) فرمود: «لا تنظروا إلي صِغر الذَّنبِ و لکن انظروا إلي من اجترأتم - نگاه نکنيد به کوچکي و خردي گناه، نگاه کنيد به آن کسي که نافرمانيش را مرتکب مي شويد.» (بحار 74/170) اينجا بحث فقهي در صغيره و کبيره بودن گناه مطرح نيست، اينجا سخن از تمرد از فرمان مولاست. همين که خداوند نهي فرموده کافي است، اگر اطاعت نکنيم مخالفت با فرمان حق است، کبيره و صغيره ندارد. حضرت علي (عليه السلام) فرمود: «أشد الذنوب عند الله سبحانه ذنب استهان به راکبه - ويرانگرترين گناهان نزد خداي سبحان آن است که به جا آورنده اش، آن را کوچک بشمارد.» (غررالحکم، 187) پس سخن در باب ترک گناه است؛ چون معصيت نکردن به مراتب مهم تر از اطاعت کردن است؛ «اجتناب السيئات أولي من اکتساب الحسنات - دوري از زشتي ها 
شايسته تر از جمع آوري خوبي هاست.» (غررالحکم/ ص185) لذا بايد بر آن باشيم که ترک گناه کنيم و تقوا را پيشه خود سازيم.
توضيح اين که يکي ازخطاهاي رايج اين است که برخي ترک گناه را با تقوا يکسان مي پندارند. حال آنکه ترک گناه از سلسله اعمال است و تقوا از جنس مَلکات. به عبارتي؛ تقوا از مقوله صفات است و ترک گناه، در رده افعال. براي رسيدن به صفات نيز گريزي از افعال نيست. از اين جهت است که تا فعل سامان نيابد، حال نيز به صورت خود باقي است. براي دوري و جدايي از رذايل و رفتن به سوي تقواي الهي چاره اي جز سامان دادن به اعمال نيست. پس گناه يعني نافرماني در اداي وظيفه. برخي گناهان، عقيدتي است، گناهان عقيدتي يعني جنبه رفتاري اعتقادات، جداي از باورهاي دروني.
«إن الله عز و جل لا يعذب العامةَ بذنب الخاصة... العامة استوجب الفريقَان العقوبةَ من الله عز وجل» اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: اي مردم! هنگامي که خواص، منکري را پنهاني و بدون آنکه عوام بفهمند انجام دهند، خداي عزّ و جلّ عوام را به گناه خواص عذاب نمي کند. ولي هنگامي که خواص، منکري را آشکارا انجام دهند و عوام، آن را دگرگون نسازند، هر دو گروه مستحق عقوبتي از جانب خدا مي شوند.» (بحارالانوار/ ج‏97/ ص 78 – 79)
لذا براي رسيدن به آنچه آخرين حجت خدا (عليه السلام) فرموده: «شيعيان ماهنگامي به فرجام نيک و زيباي خداوند مي رسند که از گناهاني که نهي شده اند، احتراز نمايند» فرجام نيک، ترک گناه است. ترک گناه زمينه رابراي انتظارفرج به مفهوم واقعي آن فراهم مي کند؛ وگرنه دل آلوده کجا و انتظار و ديدار ياري که مطهر است! بايد دل را از هرآلودگي پاک کرد و با تقواي الهي انتظار ديدار کشيد.
اهميت انتظار فرج: در احاديث به موضوع انتظار فرج توجه ويژه اي شده است، در اين روايات به فضيلت انتظار، وظايف منتظران، فوايد انتظار و معناي درست آن پرداخته شده است. براي رعايت اختصار تنها به ذکر چند حديث بسنده مي شود: 
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «انتظار فرج، عبادت است.»
امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: «محبوب ترين اعمال در نزد خداوند انتظار فرج است.»
امام جواد (عليه السلام) مي فرمايد: «برترين عمل شيعيان ما انتظار فرج است.»
امام صادق (عليه السلام) به زُراره فرمود: «اللهم عرفني نفسک، فَانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک، اللهم عرفني رسولک فَانک ان لم تعرفني رسولک لم اعرف، حجتک، اللهم عرفني حجتک فَانک ان لم تعرفني حجتک ضللت عن ديني - اگر زمان غيبت را درک کردي، اين دعا را هميشه بخوان: خدايا، خودت را به من بشناسان، چون اگر خودت را به من نشناساني، پيامبرت را نخواهم شناخت، خدايا رسول خود را به مـن معرفي کن چون اگر رسول تو را نشناسم، حجت تو را نخواهم شناخت، خدايا حجت خود را به من معرفي کن زيرا اگر حجت تو را نشناسم از دين خود گمراه شده ام.» 
اکنون که ما در زمان غيبت به سر مي بريم، غيبت را درک کرده ايم و اين تکاليف را بر عهده داريم که؛ با پاک سازي دل از آلودگي ها، خدا را از راه خودشناسي بشناسيم، رسول و حجت او را بشناسيم تا به گمراهي دچارنشويم و در جهل و تاريکي باقي نمانيم. لذا بايستي اين دعا ملکه ذهن ما شود و با دوري از محرمات و زندگي توأم با تقواي الهي رفتاري در شأن يک منتظر داشته باشيم تا بتوانيم از کساني باشيم که خداوند اراده و وعده فرموده است؛ 
قال الله  تبارک و تعالي: «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الاْرض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين - و ما اراده کرديم که بر مستضعفان منت گذارده و آنها را پيشوايان مردم قرار دهيم و وارث زمين گردانيم.» (سوره قصص/5)

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9206/1/19350/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha