آرشیو
انتخاب نشریه


حمايت از کالاي ايراني در بخش فرهنگ و هنر

سيد علي تدين صدوقي 
امسال نيز طبق روال سال هاي قبل، مقام معظم رهبري سال جديد را نامگذاري فرمودند. معظم له  امسال را سال "حمايت از کالاي ايراني" نامگذاري کردند. نامگذاري سال ها 
توسط مقام معظم رهبري در واقع راهکار اهداف  کلي کشور را در يک سال پيش رو نشان مي دهد که البته بيشتر در بخش اقتصادي متبلور مي شود. اما رهنمودهاي رهبر معظم و نامگذاري هر سال توسط ايشان در واقع مي تواند در همه ابعاد اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و هنري توسعه يافته و به منصه بروز و ظهور برسد. چيزي که از آن بيشتر مواقع غافل شده ايم کاربردي نمودن توصيه ها و راهکارها و منويات معظم له در بخش فرهنگي و هنري است. هرچند که در ديگر بخش ها نيز مسئولين بيشتر جنبه شعاري مسائل را مد نظر قرار مي دهند تا آنکه آن را عملي و کاربردي نمايند. چه بسا اگر به رهنمودها و فرمايشات مقام معظم رهبري در خصوص اقتصاد توجه کافي و لازم مي شد و همه جوانب آن مد نظر قرار مي گرفت 
و کاربردي مي گرديد، الان شاهد چنين اوضاع درهم و برهم اقتصادي نبوديم وارزش پولمان تا اين حد سقوط نمي کرد. به هر حال بايد گفت بخش مهمي از فرمايشات رهبري هماره در خصوص فرهنگ هنر بوده است. اصولا يکي از دغدغه هاي مهم ايشان مسائل فرهنگي وهنري بوده و مي باشد.
ايشان رهنمودهاي ارزنده اي را درخصوص فرهنگ و هنر و مقابله با هجمه و ناتوي فرهنگي، هنري، فکري فرموده اند. حتي زماني که سال گذشته را اقتصاد مقاومتي نامگذاري کردند، در بخش فرهنگ و هنر نيز مي توانستيم اين مقوله را کاربردي نماييم  که متاسفانه مسئولان به تخصيص بودجه کمتر به اين بخش، آن را تعبير کردند. در صورتي که کلا مفهوم مقاومت را در اين بخش از ياد برده بودند. در اينجا قصد ندارم که چگونگي ارتباط ماهوي اقتصاد مقاومتي با فرهنگ و هنر و کاربردي کردن آن در اين بخش را توضيح دهم، چرا که مقاله اي جدا را مي طلبد. از اين رو تنها به آن اشاره کرده و مي گذرم. اقتصاد مقاومتي در بخش فرهنگ و هنر در واقع هزينه هاي بجا و درست و در حد کافي و لازم است براي نهادينه کردن فرهنگ صحيح مصرف و تحليل  مفهوم اقتصاد و تاثير آن در جامعه، زندگي و آينده آحاد مردم. اين با توليد درست آثار هنري ميسر مي شود، ارائه طرح هاي اجرايي در خصوص توليدات فرهنگي هنري که البته اين اتفاق نيفتاد. يکي از دلايل اين مسئله مي تواند ناکارآمدي مديران فرهنگي، هنري و مشاوراني است که به اين مديران مشورت و راهکار ارائه مي دهند.
بگذريم، اما امسال همان طور که مي دانيم توسط مقام معظم رهبري سال "حمايت از کالاي ايراني" نامگذاري شده است. کالاي ايراني در واقع همه آن چيزي است که توسط جامعه ايراني در بخش هاي مختلف توليد مي شود. 
از پارچه و کفش و لباس گرفته تا وسايل برقي و الکترونيکي و رايانه اي و مواد خوراکي و صنايع دستي و اتومبيل و... اما يکي از کالاها و توليداتي که بسيار مهم است و در آينده کشور به صورت صد در صد دخيل مي باشد 
و نقش مهمي را ايفا مي کند و مي تواند راهکارهايي درخور را در بخش توليد و مصرف و ايضاً مسائل اقتصادي و توليدي کشور ارائه دهد و فرهنگ صحيح مصرف و کار و توليد و استفاده از کالاي ايراني را نهادينه کند، مقوله فرهنگ و هنر است. چرا که مي دانيم يکي از ابزارهاي استعماري کشورهاي غربي همين ترويج مصرف گرايي و استفاده لجام گسيخته از توليدات خارجي است تا بتوانند اين گونه اقتصادشان را هماره پويا و در رأس اقتصاد جهاني نگه داشته و چرخه توليد و کار را در کشور خودشان استمرار دهند تا علاوه بر ريشه کن کردن فقر در جامعه، سطح کيفي و کمّي زندگي مردم و رفاه جامعه شان را بالا نگه دارند. اصلا آنها با کار فرهنگي  و هنري اين مقوله را 
غير مستقيم و در جاهايي مستقيم در کشورهاي مقصد نهادينه مي کنند، بخصوص در بين اقشار جوان و نوجوان. پس چاره چيست؟ اگر خوب به فرمايشات رهبري در خصوص حمايت از توليد ايراني توجه نماييم خواهيم فهميد که بخشي از اين حمايت بايد معطوف به توليدات فرهنگي و هنري شود که يکي از مهم ترين بخش ها در توليدات هر جامعه اي 
را در بر مي گيرد، چرا که زمينه ساز زيرساخت هاي 
درست فرهنگي و هنري در بين آحاد مردم و کل اجتماع خواهد بود و توليد انديشه و تفکر را در پي دارد، آن هم از کودکي تا بزرگسالي. پس بخش مهمي از اين نامگذاري مربوط به فرهنگ وهنر است و بايد آن را در اين بخش، کاربردي نماييم. اين ميسر نمي شود مگر به تغيير ديدگاه هاي مديران فرهنگي و هنري و استفاده از مشاوران کارآمد و دلسوز و استفاده از طرح ها و ايده هاي 
کارآمد و کاربردي و اصولي مبتني بر فرمايشات مقام معظم ولايت و منطبق با فرهنگ جامعه بپردازيم. يکي از ابزارهاي فرهنگي هنري که مي تواند در اين خصوص بسيار کارساز باشد بخش هنرهاي نمايشي و تئاتر است. تئاتر به دليل نفس و ذات زنده اش تاثير مستقيم و آني و ژرف تري را در مخاطب به جا مي گذارد. از سويي تئاتر و هنر هاي نمايشي دامنه وسيع تري را تحت الشعاع قرار مي دهد، بخصوص در بخش کودک و نوجوان و جوان. چرا که حمايت از کالاي ايراني موضوعي نيست که در طي يک سال پرونده آن بسته گردد و به کناري گذارده شود. اين مقوله بايد در تمام سال ها و کل زندگي مورد مداقه قرار گيرد و عملياتي شود. کاري که ژاپني ها بعد از جنگ جهاني دوم انجام دادند و هنوز هم دارند با قدرت به آن ادامه مي دهند و همين مورد موجب گرديده که يکي از بزرگترين قطبهاي صنعتي، الکترونيکي، رايانه اي و... در اقتصاد جهاني شوند. به قول يکي از مديران رده بالاي ژاپني که در برابر شکست آنها در برابر آمريکا و بمب هايي که روي ناکازاکي و هيروشيما ريخته شد، گفته بود: "مهم اين است که تلفن روي ميز رئيس جمهور آمريکا ژاپني است و اين نشان مي دهد که ما برنده شده ايم." و البته او راست مي گفت؛ ژاپن برنده اين جنگ شده بود، و ما مي دانيم که جنگ اقتصادي بسيار مهمتر از جنگ هاي 
نظامي است. خيلي از جنگ ها يي که بين کشور ها 
در مي گيرد به خاطر مسائل اقتصادي است و ريشه در اقتصاد دارد.
هرچند که ژاپني ها در حيطه فرهنگي و هنري نيز پيشتاز شدند و به حمايت  صد در صد از توليدات و کارهاي داخلي شان 
در بخش  تئاتر و هنرهاي نمايشي همچون تئاتر "نو و کابوکي" و ايضاً سينما و فيلم و تلويزيون پرداختند  و با کارگرداناني همچون کوروساوا، فرهنگ و هنر خود را نيز در سراسر جهان و به ويژه غرب گسترش دادند و به نوعي به صادرات فرهنگي هنري نيز پرداختند به گونه اي که پس از فقط چند سال از جنگ و انفجار در دو شهر ژاپن، سيل گردشگران و توريستها به آنجا سرازير شد. حتي کوروساوا آثار معروفي همچون آثار شکسپير را طوري کار کرد که انگار کاري از اساس، ژاپني است و اگر قرار است اثر هنري اي آدابته شود بايد اين گونه به آن نگاه گردد. اينها همه در حالي است که ژاپن معادن و کاني ها 
و منابع ما را ندارد. آنها مديران و مشاوران و کارکنان ومسئولين کارآمد و فرهنگي دارند، و اين براي هر کشوري بزرگترين سرمايه است.
اما ما با وجود مواد و منابع غني فرهنگي هنري اي که داريم و با وجود منابع مادي بسيار، نتوانستيم در اين زمينه کاري کنيم. تا جايي که تهاجم فرهنگي هنري فکري در جامعه ما و بين قشر نوجوان و جوان ما دارد بيداد مي کند. به همين دليل بايد  بخشي از  "حمايت از کالاي ايرا ني"  به حمايت صد در صد و کافي و لازم از توليدات داخلي  در زمينه فرهنگ و هنر بازگردد، بخصوص در بخش هنرهاي نمايشي و تئاتر که مقام معظم رهبري تاکيدات فراواني نيز در اين خصوص داشته و دارند، و هنر نمايش و تئاتر براي معظم له بسيار مهم است.
همان طور که توليد و مصرف کالاي ايراني و حمايت از آن مقوله اي بسيار مهم و استراتژيک است و بايد در تمامي سال ها از آن حمايت شود، توليد در بخش فرهنگ وهنر و به ويژه هنرهاي نمايشي و تئاتر و حمايت صد در صد از آن نيز بسيار استراتژيک و مهم است. توليداتي که در اين بخش صورت مي پذيرد بيشتر خارجي است. يعني ما بودجه مي دهيم، هزينه مي کنيم و امکانات در اختيار مي گذاريم که مثلا فرهنگ وهنر بيگانه را روي صحنه ببريم و آب هم از آب تکان نمي خورد! هزينه مي کنيم و بودجه اختصاص مي دهيم، البته اين بودجه ها به همه تعلق نمي گيرد و حتما بايد رابطه داشته باشي. بودجه 
مي دهيم که مثلا براي صدمين بار هملت يا دون کيشوت يا مکبث يا آثار بکت و چخوف و... روي صحنه برود. يا مثلا آثار خارجي را بگيريم و آن را به شکل ديگر روي صحنه ببريم يا به زعم خودمان به اصطلاح ايرانيزه کنيم، که اصولا از پايه، کار غير اصولي و اشتباهي است. حال آنکه ادبيات، هنر و فرهنگ غني خودمان هنوز دست نخورده مانده است. هنوز بسياري از معضلات را داريم که بايد روي آنها به لحاظ فرهنگي و هنري کار کنيم، آن هم در بخش تئاتر و هنرهاي نمايشي، انجام اين کار ها در واقع يعني حمايت از کالاي فرهنگي هنري ايراني. 
حال چه کسي مي خواهد اين بخش از فرمايشات رهبري را در فرهنگ و هنر، کابردي و عملياتي سازد؟ الله اعلم. مديران ما بيشتر به فکر مسائل غير ذي ربط هستند تا کاري که براي آن انتخاب شده اند و مسئوليت پذيرفته اند. 
مثلاً در حوزه تئاتر و هنر هاي نمايشي، چه طرح ها و برنامه هايي در اين خصوص داريم و آيا اولا از کساني براي همکاري و مشاوره دعوت شده يا مي شود که در اين خصوص کارآمد باشند و کار  کنند و طرح و ايده و برنامه بدهند؟ يا اينکه فقط نامگذاري سال را در سربرگ هاي 
نامه هاي اداري مان تيتر مي کنيم و بعد همه چيز را به فراموشي مي سپاريم؟
درواقع بايد گفت يکي از کارهاي مهم معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، کار روي همين مقوله است. البته اگر کارهاي متفرقه و جلسات پي در پي و بي حاصل بگذارد که مسئولين محترم به اين بخش هم برسند و راجع به آن بينديشند. اصولا يکي از معضلات بخش فرهنگ و هنر؛، انتخاب مشاوران و دستياران مديران است. مشاوراني که بيشتر بر اساس رابطه ها انتخاب 
مي شوند تا ضابطه و شايسته سالاري و تعهد و تخصص و اعتقاد راسخ به نظام مقدس و طرح هاي بالادستي نظام در خصوص فرهنگ و هنر. ما در واقع توليدات قلابي را ارائه مي دهيم، پول خرج مي کنيم تا متون و 
نمايشنامه ها و فرهنگ ديگران را روي صحنه هايمان ببينيم. بنده منکر ادبيات نمايشي جهان نيستم و نخواهم بود، اما نه به اين شکلي که در حال حاضر و طي ساليان سال دارد روي آن کار مي شود. 
در هر حال بايد از توليدات داخلي در زمينه فرهنگ و هنر طبق فرمايشات مقام معظم رهبري، حمايت کامل و صد در صد به عمل آيد تا بتوانيم با قدرت هر چه بيشتر در تقابل با هجمه و ناتوي فرهنگي، هنري، ديني، فکري بيگانگان و جهان غرب بايستيم و بتوانيم نسل حاضر و نسل هاي 
بعدي را از گزندش مصون داريم. اين مهم ترين کار مسئولين و مديران فرهنگي هنري است به ويژه در بخش هنرهاي نمايشي و تئاتر. چون همان طور که گفته شد، مستقيم است و زنده و نفس به نفس، و همين خصيصه، آن را بسيار مهم و استراتژيک کرده است.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9203/1/18945/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha