آرشیو
انتخاب نشریه


سياست به سبک زين‌الدين زيدان

دکتر حامد حاجي‌ حيدري
از دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران
hajiheidari@PhiloSociology.ir
قضيه
بسياري از ناظران، علاقه‌مند بودند تا ببينند که زين الدين زيدان، در مقام مربي، چگونه خواهد بود؛ و به سرعت و در همان بازي اول معلوم شد که در اصل ماجرا توفيري رخ نداده است؛ او در مقام مربي هم بي‌اندازه درخشان بود و هست. در حالي که قبل از به دست گرفتن موفق سکان رئال مادريد در شرايط دشوار پس از بدبياري‌هاي رافائل بنيتز، تنها هدايت تيم دست سومي «رئال مادريد کاستيا» را در کارنامه خود داشت، با همان تجرب «سر بالا» که طي دوران بازي در مرکز زمين تيم ملي فرانسه و رئال مادريد داشت، باز هم موفق شد و کاملاً و بيش از حد موفق شد. او، از زمستان سال 2016 که زمام کهکشان را به دست گرفت، مدام و پيوسته و همواره، رکوردهاي تازه از خود به جاي گذارده است؛ او، به رکورد خيره کننده چهل بازي بدون باخت رسيد؛ او، به سومين قهرماني اروپا دست يافت؛ و او، به عنوان نخستين تيم تاريخ فوتبال اروپا، توانست از اين عنوان خود دفاع کند؛ او، به اولين سرمربي تاريخ تبديل شد که به عنوان بازيکن، کمک مربي و مربي قهرمان اروپا گرديده است؛ و او، ...؛ بگذريم... در طول تاريخ سياست، اغلب، شطرنج را سمبل بازي سياست شمرده‌اند. هر چند که در پيچيدگي، چيزي افزون‌تر از سياست نيست، ولي اگر بنا بر قياس و مدل‌سازي اين عميق‌ترين و ژرف‌ترين و فضيلت‌مندترين کنش انساني باشد، شايد فوتبال زين‌الدين زيدان، تمثيل بهتري در قياس با شطرنج باشد. زيدان، نه با مهره‌هاي بي‌روح، بلکه با بازيکنان رئال مادريد که به دشواري تن به فرماندهي مي‌سپارند، با «سر بالا»، افکار و مقاصد خود را پيش برد و مي‌برد، و از اين جهت، بي‌گمان براي «حکمراني درست» مي‌تواند بسيار الهام‌بخش باشد. و آن چه در اين نوشته براي من مهم است، همان خصلت ممتازي است که براي بازي و مربي‌گري زين‌الدين زيدان برشمرده‌اند؛ اين که او با «سر بالا» بازي مي‌کند و بازي مي‌خواند، و بدين ترتيب، همواره «ديدگاه مناسبي» به امور مي‌تاباند.
تاريخ سياست نيز، همواره عظيم‌ترين مردان خود را در اين خصلت شناخته است. بزرگ‌ترين خطر تهديد کننده کشورها، در هنگام بحران‌ها، نه کمبود امکانات، نه کاهش فرصت‌ها، نه عدم تحقق پيش‌بيني‌ها، و نه عدم وصول مطالبات بوده است؛ بلکه عمده‌ترين تهديد، «سياستمداران ناآماده براي بحران و هراسان در راس کشور» بوده است.
بدين‌ترتيب، براي اغلب ناظران دشوار بود که بپذيرند، مديران محترم دولت دکتر حسن روحاني در برخورد با بحران‌هايي مانند بحران اخير ارزي، تا اين حد دستپاچه و ناپخته عمل کنند و مدام سياست‌ها و تدابير مالي خود را از شهريور گذشته تا کنون صد و هشتاد درجه به صد و هشتاد درجه بچرخانند، طوري که تمام بازارهاي سرمايه را به سمت سرگيجه مطلق پيش ببرند. در حالي که به نظر مي‌رسيد که نرخ سود بانکي رو به مهار شدن دارد، دستپاچگي در مورد طلا و سپس ارز، دوباره نرخ‌هاي سود بانکي را به سمت گسيختگي مهارها پيش برد و از حد و حدود بيست درصد عبور داد. با تغيير مستمر سياست‌ها، اين تلقي در ميان مخاطبان دولت دکتر حسن روحاني پديد آمده است که دولت، با «سر بالا» کشور را اداره نمي‌کند، و اين خطرناک است.
برهان
اولين پندي که حتي از چهره زين‌الدين زيدان مي‌توان گرفت اين است که در سياست و حکمراني، «خوددار» و «تهييج‌ناپذير» باشيد. سياستمداران به سبب مسئوليت خطير خود، بيش از هر فرد ديگري در کشور در معرض خطر استرس و فشارهاي عصبي است؛ اما، استرس باعث مي‌شود که کارايي مدير در لحظات بحراني که بيش از هر زمان ديگري نيازمند تفکر و تحليل است، در عمل و زير فشار استرس و افکار منفي به شدت کاهش يابد. اتفاق بدتر اين است که حکمران، اين استرس را به کشور منتقل کند، و کشور را به دستپاچگي و حرکات غير معقول بکشاند.
برايان تريسي، در کتاب خود به نام «سياست بحران»، به دو احساس منفي که در نتيجه، بحران پديد مي‌آيند، اشاره مي‌کند؛ ملهم از نظر وي، اين دو احساس «ترس از شکست» و «ترس از طرد شدن» هستند. «ترس از شکست» هنگامي است که به شدت، خطر از دست رفتن «اشياء سياست» بر اثر بحران را احساس مي‌کنيد، و ترس از طرد شدن هنگامي است که مي‌انديشيد که فراتر از اشياء و امور ملموس سياست، «وجهه سياسي» خود را از کف مي‌دهيد و احساس مي‌کنيد که مردم نتيجه خواهند گرفت، توان و شايستگي کافي را براي مهار بحران در کشور خود نداريد. تأمل در وضع و حال زين الدين 
زيدان به ما نشان مي‌دهد که او به هر دليل، کمتر در معرض اين دو ترس بوده است. شايد اين بي‌پروايي، در هيچ موقعيتي مانند دقيقه حساس 110 بازي فينال جام جهاني 2006 آشکار نشد که او فارغ از شرايط حساس، با سر به سينه مارکو ماتراتزي ايتاليايي که به شرافتش اهانت کرد، ضربه زد؛ و در آن صحنه، همان طور که آن زمان ژاک شيراک، رئيس جمهور وقت فرانسه به نحوي اذعان کرد، پايبندي او به اصول، موجب شد که اين اقدام او نه تنها موجب افت وجهه او نگردد، « قهرمان ملي» و «مرد دل و جانها» لقب بگيرد. البته در ادامه هم معلوم شد که حتي «وجهه» هم براي او در قياس با اصول‌اش اهميت چنداني نداشت، وقتي معلوم شد که مي‌تواند با عدم صداقت، در مورد اهانت نژادپرستانه، طومار زندگي حرفه‌اي ماتراتزي را به هم بپيچد و براي خود کسب وجهه کند، اما چنين نکرد. اينجا چند کليد واژه وجود دارد: «خوددار» و «تهييج‌ناپذير» بودن/ عدم «ترس از شکست» و «ترس از طرد شدن»، «پايبندي به اصول» و «صداقت» و «اقدام مقتضي».
توصيه دوم ما به دکتر حسن روحاني اين است که به توانايي‌هاي خود و ملت خويش اطمينان داشته باشيد. براي يک سياستمدار بزرگ، اين، از نان شب واجب‌تر است. اين که در مراوده مستقيم با مردم خود، «ظرفيت»هاي آن‌ها را بشناسد و بدين ترتيب مطمئن باشد که «مي‌تواند» و «مي‌شود». طبيعي است که شکست‌هاي مقطعي، تا اندازه زيادي، اعتماد و اطمينان سياستمدار را به عنوان حکمران، نسبت به خود و توانايي‌هايش کاهش مي‌دهد، اما، نبايد فراموش کنيم که يک بحران، افزون بر اين‌که مي‌تواند منشأ شکست باشد، به عکس، مي‌تواند سکوي پرتاب و نقطه‌اي براي به اثبات رساندن توانايي‌هاي ملت باشد. بحران مالي اخير، به هيچ روي اولين بحران و بزرگ‌ترين بحران پيش روي ملت بزرگ ما نبوده است. و باز هم زندگي زين‌الدين زيدان که يک مهاجر مسلمان الجزايري‌الاصل است، خالي از اين دشواري‌ها نبوده است. به رغم مشاور دکتر حسن روحاني، آن‌ها که غذاي خوب نخورده‌اند و با هواپيما به مسافرت نرفته‌اند و لبوفروش‌زاده و راننده تاکسي‌زاده بوده‌اند، اغلب مردان بزرگ‌تري شده‌اند. سياستمداران سختي کشيده و برخواسته از جمع مستضعفين، با مواجهه با بحران‌ها، بحران‌هاي بزرگ‌تري را در زندگي خويش به ياد مي‌آورند که عبور سلامت از آن‌ها ميسر شده است، پس دليلي براي ترس نمي‌بينند. بر عکس، روشنفکران و روشنفکرزاده‌هايي که خوب خورده‌اند و خوب رفته‌اند، کمتر از مقاومت در قبال سختي‌ها چيز مي‌دانند.
نکته سوم اين است که شهامت حرکت رو به جلو را داشته باشيد؛ تعويق اقدام و دست دست کردن، يکي از شايع‌ترين رفتارهاي بسياري از سياستمداران ميان‌مايه، در هنگام دريافت اولين نشانه‌هاي بحران در کشورشان است. در واقع، اين سياستمداران، به نوعي، توان حرکت را از ترس اقدام اشتباه، از دست مي‌دهند، بدون اين‌که بدانند بزرگ‌ترين اشتباه، همين عدم تحرک مناسب است. دلايل مختلفي ممکن است براي فقدان شهامت حرکت در سياستمداران وجود داشته باشد؛ از جمله اين دلايل، عدم قاطعيت و التقاط فکري که ذات فکر اصلاح‌طلبي و روشنفکري خانه دارد، در هم تنيدگي روابط و ملاحظات نامربوط، و شخصي‌سازي و جناحي‌سازي امور اجتماعي و ملي. اين آفت‌ها باعث مي‌شوند که حکمران به اصطلاح در اثر رو در بايستي نتواند تصميمي را که مي‌داند درست است، به‌موقع اتخاذ و اجرا کند. اينجا‌ هم «پايبندي به اصول» و «مردمي بودن» مي‌تواند به سياستمدار کمک کند.
توصيه آخر و اصلي به دولتمردان اين است که حقايق را همچون زين‌الدين زيدان «با سر بالا» بيابيد و با مجهز شدن به ديدگاهي که همه چيز را از افق متعالي ببيند، به مردم خود بصيرت ببخشيد. اين موضوع، افزون بر اين‌که ريشه در اخلاقيات دارد، به لحاظ فني هم در حل مسئله و مشکل در هنگام وقوع بحران، نقش اصلي را ايفا مي‌کند. پيش از هر اقدامي در کشور بايد ماهيت مسائل پيش آمده را بشناسيم و به مردم بگوييم. براي اين کار بايد بتوانيم علت‌ها را از معلول‌ها تشخيص بدهيم. اين‌که کشور با کمبود نقدينگي روبه‌رو است، خود معلول مسائلي ديگر است که رئيس کل بانک مرکزي در پارلمان از آن‌ها پرده برداشت؛ براي چند سال، دکتر حسن روحاني کوشيدند تا براي تئوري‌پردازي «برجام»، بيهوده، دشمني‌هاي آشکار و پرپيشينه‌اي را که پيش از اين به سقوط مرحوم مصدق و سقوط رضاخان و نصف شدن جمعيت ايران در جنگ نامربوط اول و ... منجر شدند را کمرنگ نشان دهند، در حالي که واقعاً پر رنگ بودند. خدا را شکر که سکتورهاي مهمي از ملت، اين تئوري‌پردازي‌ها را باور نکردند، و اعتقاد راسخ خود را به مسير جهاد و مقاومت در اقدام تاريخي خود براي تشييع شهيد محسن حججي که دومين تشييع عظيم تاريخ ايران بود نشان دادند. پس از چند سال زشت‌گويي رسانه‌هاي خارجي و داخلي و نواهاي سازشکار، در يک لحظه تاريخي، و در حالي که همه جناح‌هاي سياسي کشور انتظار رويداد متفاوتي را نداشتند، مردم ايران به صحنه آمدند و نشان دادند که «با سر بالا» به رويدادهاي تاريخي مي‌نگرند و گذشته خصومت‌ها عليه اين ملت را به رغم روشنفکران و دولتمردان پر از زودباري به برجام و کدخداپيشگي قدرت‌هاي بزرگ جهاني، به ياد دارند. پس، دولتي‌ها مي‌توانند از مسير گذشته خود بازگردند، و به صراحت با مردم خود بگويند که آن‌چه از برجام به دست آمده «تقريباً هيچ/ almost nothing» بوده، و در اين صورت مردم هم به آنان خرده چنداني نخواهند گرفت؛ آن‌ها درک مي‌کنند که فائق آمدن به دشواري‌هاي بزرگ‌ترين محاصره تاريخ براي حفظ شرافت خود در مقابل امثال «مارکو ماتراتزي»، مستلزم تصميم‌هاي سخت خواهد بود (توأم با اقتباس‌هايي از پرويز درگي).


آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9197/1/17870/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha