آرشیو
انتخاب نشریه


سيدعلي تدين صدوقي : از هنر استراتژيك تئاتر استفاده نكرديم

سيد علي تدين صدوقي
سال جديد با تغييرات در سطح مديرت کلان هنرهاي نمايشي کشور شروع شد. البته اين تغييرات در اواخر سال گذشته صورت پذيرفت. ابتدا آمدن معاونت جديد هنري وزير ارشاد، سيد محمد مجتبي حسيني و دو ديگر در اواخر سال، آمدن شهرام کرمي به عنوان ميديرت اداره کل هنرهاي نمايشي و رفتن مهندس مهدي شفيعي اين مدير زحمت کش و بي ادعاي سه سال اخير مرکز هنرهاي نمايشي. اين تغييرات را البته بايد به فال نيک گرفت. چرا که هم معاونت هنري وزير و هم مديريت مرکز هنرهاي نمايشي، تازه نفس آمده اند وقطعا طرح هايي را براي ارتقاي سطح کيفي وکمي هنرهاي نمايشي کشور در دست دارند. بخصوص شهرام کرمي که خود سال هاست  دستي از نزديک بر آتش دارد و جزء نويسندگان و کارگردانان فعال عرصه تئاتر است. هرچند با پذيرفتن اين مسئوليت مهم فرصت کمتري پيدا مي کند تا به کارهاي اجرايي برسد اما نگاه او به تئاتر و هنرهاي نمايشي يک نگاه کاربردي وعملي است. او از نزديک با مسائل ومشکلات اهالي تئاتر آشناست وخود با آن دست و پنجه نرم کرده است. از اين رو اشراف کاملي بر کنه مشکلات وکمبودهاي تئاتر و هنرهاي نمايشي دارد. کرمي  در طي سال ها مديريتش در مناصب مختلف هنري نشان داده که مديري مدبر و کار آمد در عرصه مديريت فرهنگي هنري وبه ويژه تئاتر و هنرهاي نمايشي است. او سال هاست که تئاتر وهنرهاي نمايشي فرهنگي هنري شهرداري تهران را به خوبي اداره کرده وهر کجا بوده از خود خاطره اي خوش وعملکردي قابل قبول  و پر برکت به جا گذاشته است. اميد که در اين مسئوليت جديدي که بسيار خطير و مهم است بتواند چون هميشه  مثمر ثمر باشد و باري  را از دوش  تئاتر و هنرهاي نمايشي و اهالي تئاتر بردارد و مسائل و چالشهايي را که در سطح مديريت تئاتر وجود دارد رفع نمايد. ان شاء الله. چرا که او حالا مدير تئاتر کل کشور است و با عملکردي که همگان از او سراغ داريم انتظار از شهرام کرمي کمي بالاست و همين کار او را سخت تر مي کند.
بايد گفت تئاتر و هنرهاي نمايشي و اهالي آن هماره با مسائل و مشکلات و کمبودهاي فراواني مواجه بوده و دست و پنجه نرم کرده و مي کنند. مشکلاتي که بخش مهمي از آن مالي و بخش ديگرش اجرايي است. در انتهاي سال گذشته و بخصوص جشنواره تئاتر فجر مسائلي پيش آمد که متاسفانه به تئاتر لطمه هاي فراواني زد که در اين اولين مقاله سال نمي خواهم به آن  و تبعاتش اشاره نمايم چون همگي کم و بيش در جريان آن هستيم. اما سوال اينجاست که چه بايد کرد تا ديگر دچار اين چالش ها و بلبشو ها در سطح اجرايي  مديريت نشويم؟ با صحبت هايي که معاونت هنري داشته، مصمم است تا  سر و ساماني به هنرهاي نمايشي و مسائل پيرامون آن بدهد. وي خود را خدمتکار اهالي هنر و به ويژه تئاتر و هنرهاي نمايشي مي داند و گفته است که مي خواهد که از نيروهاي کارآمد و متعهد و متخصص و ولايي که تا حالا به گونه اي بر اثر ندانم کاري ها، باند
بازي ها و رابطه ها به کناري گذاشته شده اند و يا کمتر از آنها استفاده شده و نا اهلان و نفوذي ها و روشنفکر مآبان عرصه تئاتر، زمينه  را براي بروز و ظهور هر چه بهتر و بيشتر اين نيروها و اين هنرمندان ارزشي تنگ کرده اند، شرايط مناسب حضور اين نيروهاي کارآمد را به وجود بياورد.
يکي از مباحثي که در طي سال گذشته داغ شده بود و کماکان نيز ادامه دارد، موضوع تماشاخانه هاي خصوصي، نحوه فعاليت آنها و ورود چهره هاي عرصه سينما و تلويزيون به تئاتر و ايضاً بالا رفتن بهاي بليت ها  به همين دليل و بازاري شدن و افت سطح کيفي نمايش ها و سقوط سليقه تماشاکنان و قرار نگرفتن تئاتر در سبد فرهنگي اقتصادي خانوارها وهمگاني نشدن آن بر خلاف شعار دهان پر کن "تئاتر براي همه" که در حد همين شعار مانده است، 
مي باشد  که نظراتي بجا و نابجا  نيز در اين خصوص توسط مديران، هنرمندان و بعضي از منتقدان صاحب نام و 
صاحب قلم ابراز شده است. 
ما در سال قبل چندين مقاله ر اين زمينه در روزنامه رسالت، سايت ايران تئاتر و... به چاپ و نشر رسانده ايم و مفصلا در اين خصوص بحث کرده و راهکارهايي را نيز ارائه داده ايم که البته متاسفانه با وجود همان مافيا و دوستاني که گفته شد فرصت چنداني به دست نيامد تا با مديريت هاي وقت به طور جدي در ميان گذاشته شود ومشاوره هاي لازم به ايشان ارائه گردد و متاسفانه تنها در حد همان مقاله باقي ماندند. مانند در جه بندي تماشاخانه هاي خصوصي، درجه بندي نمايش ها و تعيين سطح کارگرداناني که در اين تماشاخانه ها 
اجرا دارند و با يکي دو اجرا در اين تماشاخانه ها مدعي اجرا در سطح حرفه اي  هستند و مي خواهند مثلا در تئاتر شهر به  روي صحنه بروند، جايگاه تئاتر شهر و کساني که در طي دوسه سال گذشته در آنجا نمايش اجرا کرده اند، پارتي بازي در اولويت بندي اجرا در تئاتر شهر، تبعيض در اختصاص بودجه و حمايت هاي مالي، نرسيدن نوبت اجرا به کساني که حقشان وشأنشان اجرا در تئاتر شهر است و سال هاست 
که به دليل همين دوست بازي ها و رابطه ها و گروه گرايي ها 
در پشت در هاي بسته مانده اند و ديگرعطايش را به لقايش بخشيده اند و...  ما حتي طريقه درجه بندي هاي کيفي و کمي و چگونگي اعمال  آن را  به صورت اصولي و منطقي  نيز در همان مقالات مفصلا توضيح داده و مثال هاي کاربردي نيز برايش آورده ايم. ظاهرا مديريت هاي وقت چيزهاي ديگري برايشان در اولويت قرار داشته که البته نمونه هاي آن را در عملکرد اجراي بعضي از نمايش ها ديديم که آوازه اش حتي تا شبکه هاي خارجي اي همچون من و تو هم رسيد  که اين به واقع جاي تاسف بسيار دارد. اين ها خود بخشي از دردهاي تئاتر است. هرچند که اميدواريم ديگر اتفاقاتي از اين دست نيفتد و شاهد مسائل اين چنيني نباشيم که تنها کاري که مي کند وارد آوردن ضربه هاي بعضا جبران ناپذير بر پيکره تئاتر وهنرهاي نمايشي و اهالي آن است.
ريشه اين مسائل را بايد در بخش هاي مختلف اجرايي اداره کل هنرهاي نمايشي يافت. بخش هاي مهمي همچون شوراي ارزشيابي ونظارت. البته شورا و رياست آن زحمت هاي 
فراوني را متحمل مي شوند و وطيفه خود را انجام
مي دهند اما نکاتي چند هست که بايد به جد مورد مداقه و توجه و بازنگري مجدد قرار گيرند تا با خيالي آسوده تر بتوانيم چراغ تئاتر وهنرهاي نمايشي را فروزان و تابنده نگه داريم، ان شاء الله. هرچند که در ديدار نوروزي با معاونت هنري قرار شد به زودي جلساتي  پيرامون همين مسائل و مشکلات و موارد مطروحه داشته باشيم. ان شاء الله به زودي اين جلسات حاصل گردد تا به راهکارهاي لازم و ضروري دست يابيم. 
البته مديريت مرکز هنرهاي نمايشي نيز خودش پيشنهاد جلساتي را نيز داد. از خدا مي خواهيم که اين جلسات نيز به زودي ميسر شود تا بتوانيم با همفکري وهمياري يکديگر و به کارگيري همه نيروهاي مخلص در اين عرصه،  بتوانيم تئاتر و هنرهاي نمايشي را به سر منزل مقصود برسانيم. در همين راستا بايسته و شايسته است که مروري بر خلاصه فرمايشات مقام معظم رهبري نماييم تا به اهميت موضوع  وجايگاه ويژه، اساسي و استراتژيک هنرهاي نمايشي و تئاتر بيش از بيش پي ببريم.
مقام معظم رهبري در ديدار با هنرمندان تئاتر و هنرهاي نمايشي فرمودند: «هنر تئاتراز لحاظ تأثير در شنونده و بيننده خصوصياتي دارد که فيلم، آن را ندارد. اين هنر (تئاتر) کارآيي‌هاي زيادي دارد و متأسفانه در بين مردم اين کارآيي‌ها شناخته نيست. درگذشته هم همين‌ طور بوده است. يک هنر دستي، يک کار ظريف که هنرمندي بنشيند و با دست آن را درست کند، در مقابل يک جنس لوکس کارخانه‌اي کمتر به چشم عامه مردم گيرايي دارد. اگر بخواهيم تئاتر را با فيلم مقايسه کنيم، يک چنين چيزي به ذهن مي‌آيد. قدرشناسان اين هنر کمند، درحالي‌که هنر تئاتر ازلحاظ تأثير در شنونده و بيننده خصوصياتي دارد که فيلم، آن را ندارد، يا دست‌کم در اغلب موارد ندارد. يک فيلم بايد خيلي قوي و بازي در آن فوق‌العاده و فيلمبرداري و کار فن و نورپردازي در آن استثنايي باشد تا صحنه بازي آدم‌ها را زنده و ملموس و واقعي جلوه بدهد. اما در تئاتر، انسان‌ها، انسان واقعي‌اند، حرف، حرفي است که از دهن خود او درمي‌آيد، چهره او در مقابل بيننده قرار دارد، تأثيرات قهري بين دو آدم که باهم حرف مي‌زنند در تئاتر هست و در فيلم نيست. چيزهايي وجود دارد که يقيناً شما که اهل تئاتر هستيد به خصوصياتش و ابعادش بيشتر از بنده وارد هستيد. بنده به‌عنوآن ‌يک مستمع و يک تماشاچي احساس خود را عرض کردم. هنر نمايش يکي از گوياترين و مؤثرترين زبان هاي اجتماعي است. به دو دليل و دو جهت، از هنرهاي نمايشي بايد حد اکثر استفاده بشود؛ يکي ازاين‌جهت که امروز حرف گفتني براي مردم زياد است، هزاران زبان لازم است تا انسان بتواند اين هزاران پيام را، اين هزاران حقيقت ناگفته را، اين هزاران زيبايي ناشناخته را براي مردم بيان کند. اگر همه انواع هنر در جامعه به کار گرفته شود، بازهم زيبايي‌هاي ناگفته و حقايق تصوير نشده و ترسيم نشده براي مردم، در جامعه، فراوان است. زيرا که هنرمند، يک انسان است، يک انسان محدود است و هزاران هنرمند، هزاران انسان محدودند، درحالي‌که حوادث و واقعيات و زيبايي‌ها و ظرافت‌هاي موجود در زندگي بشر نامحدود است. همه آن‌ها را نمي‌توانند ترسيم کنند. اما به‌هرحال وقتي‌که در يک جامعه‌اي بخصوص مثل جامعه انقلابي ما که اين‌همه حادثه نو دارد، اين‌همه مسئله نو دارد، اين‌همه شگفتي‌هاي استثنايي در آن مشاهده مي‌شود، که نظير برخي از اين‌ها را ما در کتاب‌ها و در آثار خوانده‌ايم، اين شهامت‌ها، اين ايثارها، اين هوشمندي‌ها، اين فداکاري‌ها، اين دشمني‌ها، اين دفاع‌هاي مقدس، اين دشواري‌هايي که در کار انتقال يک جامعه از وضع قبلي به وضع ايده آل وجود دارد، همه انقلاب‌ها با اين مشکل‌ها مواجهند، تمام اين‌ها بايد تبيين شود، تمام اين‌ها بايد تشريح شود. اگر وجود آن در جوامع معمولي لازم است، در يک جامعه انقلابي مثل جامعه ما به دلايل فراوان لازم‌تر و ضرورتش بيشتر است. ازجمله، همين حوادث شگفت‌آوري که در جامعه ما هست، مگر مي‌توان ترسيم کرد؟ يک خانواده شهيد داده را ملاحظه کنيد، يک انسان جانباز را در نظر بگيريد، رزمنده‌اي را که خانواده‌اي به جبهه جنگ مي‌فرستد، موردمطالعه قرار دهيد، يک‌شب جبهه را ترسيم کنيد و در ذهنتان منعکس کنيد. هيجان عظيم مردم در دفاع از انقلاب و ميهن را با هزاران نمونه و جلوه و اجزاء پراکنده آن به نظر بياوريد. دفاعي را که اين ملت و اين کشور از خود مي‌کند، خصومتي را که دشمنان با اين ملت مي‌کنند و کينه‌اي را که دشمنان به اين ملت مي‌ورزند، انتقال انسان‌ها از مراحل بي‌اعتقادي، بي‌ايماني، کم ايماني يا چسبيدن به زندگي مادي و شخصي، و انتقال به دنياي ملکوتي، فدا شدن در جمع را در نظر بگيريد. اين‌ها واقعاً هزاران موضوع زنده، مهم، جالب و زيباست که جز دست هنر هيچ‌چيز نمي‌تواند آن را ترسيم کند و جز زبان هنر هيچ‌چيز نمي‌تواند آن را بيان کند.اين‌ها را بايد با انواع و اقسام هنرها و از جمله هنر نمايش که يکي از گوياترين و مؤثرترين زبان هاست، تبيين کنيم. اين‌يک جهت که در جامعه بايد به هنر توجه شود، اهتمام شود و استعدادها به خدمت گرفته شود. نکته دوم مضمون است، مضاميني که امروز انقلاب در فضاي جامعه ما خلق کرده، همين مضامين که نمونه‌هايي از آن را عرض کردم؛ درزمينه جنگ، درزمينه جهاد و آن روح جهادي که امروز بر اين ملت مستولي است. بنده گاهي با برخي از خانواده‌هاي شهدا مي‌نشينم، توي خانه‌شان، روي فرششان و ميان محيط حقيقي زندگي خانوادگي‌شان، پدر، مادر، همسر، برادر و خواهر، فرزند، و مي‌گويم که حرفه‌اي آن‌ها را با ضبط‌ صوت ضبط کنند، خودم که دقيقاً آن‌ها را بشنوم و درست آن ظرافت‌هايش را به دست بياورم و مي‌گويم که آن حالات مختلف را عکس بگيرند، اما مگر کافي است، مگر قابل تصوير است؟ بارها تصور مي‌کردم که چرا من قدرت ندارم اين‌همه عظمت را در اين خانواده کوچک، در اين انسان، در اين زن، در اين مرد را نمايش بدهم تا بتوانم آن را بيان کنم. اصلاً قابل ‌بيان نيست. اين‌ها را شما به نمايش بگذاريد، اين‌ها را شما نشان بدهيد. شما مي‌توانيد، هنر مي‌تواند و هنر تئاتر خوب مي‌تواند، چون به اعتقاد من ظريف‌ترين و لمس نکردني‌ترين احساسات و عواطف بشري را هنر تئاتر و بازيگري خوب در نمايش مي‌تواند ارائه دهد. و شما مي‌توانيد اين کار را بکنيد. اين نقش شماست. تئاتر، هنر چندين زبانه، و زبان رسا و بليغ در نماياندن ظريف‌ ترين انديشه‏ها و عواطف بشرى، در ميان ما قدر ناشناخته مانده، و درخور توانايى آن، به خدمت آرمان هاي 
والا و زيبايى‏هاى انقلاب گرفته نشده است.»
معظم له در ادامه مي فرمايند : «الزامي ندارد تئاتر زبان ابهام و سمبليک و رازآلود داشته باشد. متأسفانه در محيط هنري ما، تئاتر از اول هم بد متولد شده. يعني تئاتر ما، يا تئاتر لغو بيهوده بوده، يا تئاتر اعتراضيِ بي‌جهت يعني بدون سمت‌وسوي درست.‌ تئاتر يعني بازيگري جلوي چشم بيننده در صحنه. برخلاف سينما، برخلاف فيلم که فقط روي پرده، شما يک‌چيزي را مي‌بينيد، اينجا در تئاتر، انسان، انسان‌ها را حس مي‌کند، حرفشان را از زبان خودشان مي‌شنود. خيال مي‌کنند که تئاتر حتماً بايستي زبان ابهام و رمزي و رازآلود داشته باشد که چنين چيزي نيست؛  الزامي ندارد تئاتر زبان ابهام و رمزي و رازآلود داشته باشد.»
زماني که فرازهايي از سخنان مقام معظم رهبري را در خصوص تئاتر مي خوانيم آنگاه متوجه مي شويم که معظم له اشراف کافي و وافي بر مقوله تئاتر و هنرهاي نمايشي دارند. اما به واقع ما تا چه اندازه درطي اين چند سال به فرمايشات ايشان در خصوص تئاتر عمل کرده ايم؟ شايد بهتر باشد که اصلا در اين خصوص چيزي نگوييم که  خداي ناکرده مايه شرمساري مان نشود. اما با توجه به مسائلي که در تئاتر پيش آمده وهمچنين اهميت هنري به نام تئاتر، ديگر لازم و ضروري است که رويکرد خود را تغيير دهيم. بياييم با خودمان صادق باشيم، ما نتوانستيم از تئاتر به عنوان سپري قابل اتکا در مواجهه و مقابله با تهاجم وناتوي فرهنگي، هنر ي، فکري، ديني بيگانگان استفاده کنيم، نتوانستيم به عنوان يک هنر موثر، فرهنگ ساز وزير بنايي از آن در ساختار فرهنگي، هنري جامعه و نسل در حال رشد استفاده نماييم. مقوله اي که هماره دغدغه مقام معظم رهبري بوده وهست و ايشان هميشه تاکيدات موکدي را در خصوص مقابله با  اين هجمه داشته و دارند. لزوم حمايت کافي و وافي ولازم مادي و معنوي از نمايش هاي ارزشي، ديني و دفاع مقدسي و هنرمندان اين عرصه البته به دور از گروه گرايي و خودي وغير خودي سازي، به شدت احساس مي شود. تا علاوه بر جاري و ساري ساختن آنچه که معظم له به آنها اشاره فرموده اند و اهداف بالادستي نظام مقدس مان در خصوص هنر به شدت استراتژيک تئاتر و نمايش است، بتوانيم با کوتاه کردن دست نفوذي ها و ايضا مافيا بازي ها، آنها را عملياتي نماييم. به ويژه با دلجويي ودعوت و ميدان دادن به هنرمندان صالح و متعهد و متخصص که بنا به هر دليلي از چرخه اجرايي به دور مانده اند واتفاقا داراي ايده اي ناب و دراماتيک در زمينه هاي مطروحه نيز هستند،  و باز گرداندن آنان به چرخه کار وتوليد فرهنگي هنري، تا اين گونه فضاي بروز و ظهور ايده ها و افکار و آثار در خور اين هنرمندان را برايشان ايجاد نموده و زمينه را براي مقابله موثر و جدي با ناتوي فرهنگي،هنري  مهيا نماييم .در همين راستا  و به ياري حق در مقالات بعدي به صورت مفصل تر و موردي  و تخصصي به مسائل، مشکلات و معضلات تئاتر وهنر هاي نمايشي در بخش اجرايي و مديريتي خواهيم پرداخت. در همين جا براي معاونت هنري وزرات  فرهنگ و ارشاد اسلامي، سيد محمد مجتبي حسيني و رياست مرکز هنرهاي نمايشي، شهرام کرمي از درگاه حضرت حق جل و علا، سلامتي و توفيق در کارها و مسئوليت هاي خطيري را که به عهده دارند، خواستاريم.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9195/1/17720/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha