آرشیو
انتخاب نشریه


گفتگو با حميد رضا آذرنگ بازيگر و کارگردان تئاتر، تلويزيون و سينما
تماشاگر، مهم ترين رکن نمايش است

ناهيد جعفرپور کامي
اشاره:
حميد رضا آذرنگ بعد از درخشش در تئاتر در سال هاي اخير حضور موفقي در سينما و تلويزيون داشته است. دوسال قبل در سريال "جاده قديم" به کارگرداني بهرام بهراميان توانست استفاده درستي از لهجه در قالب يک شخصيت روستايي ارائه کند. او اين روزها در فيلم تحسين شده "بيست و يک روز بعد" در نقش يک مدير کلوپ فيلم هاي ويدئويي بازي جذابي ارائه کرده است. آذرنگ در جشنواره فيلم فجر سال قبل با فيلم هايي نظير آباجان، قاتل اهلي و آذر، حضور موثر و موفقي داشت. وي جوايز متعددي در جشنواره هاي داخلي و خارجي تئاتري و سينمايي به دست آورده است. ملکه، افسون، گيتا، کسوف، آبجي و معبد سوخته از جمله کارهاي قابل بحث کارنامه بازيگري آذرنگ محسوب مي شود. با حميد رضا آذرنگ درباره حضورش در حوزه بازيگري گفتگويي انجام داديم که خواندنش خالي از لطف نيست؛
* شما از معدود بازيگران تئاتريد که در کار تصويري همچون تئاتر خيلي خوب هستيد و تغيير مديوم چيزي از شما کم نکرد. چرا برخي از بازيگران در تئاتر خوب هستند اما نمي توانند توانايي هايشان را در کار تصويري نشان دهند؟
- به خودم مي بالم که ريشه بازيگري ام تئاتر است. البته معتقدم ديگر بازيگران تئاتري هم در کار تصوير موفق هستند اما چرا اين اتفاق گاهي نمي افتد، دلايل مختلف دارد. راستش من هرگز تلاش نکردم در کار تصوير، تئاتري بودنم را به رخ بکشم يا در بازي ام از آکسون هاي عجيب و غريب استفاده کنم و به بقيه بگويم که تئاتري هستم. ضمن اينکه تلاش کردم انتخاب هاي خوبي هم داشته باشم و در هر کاري چه سينما، تئاتر و تلويزيون نقش هاي متفاوتي را تجربه کنم. به عنوان مثال حميدرضا آذرنگ را در سريال " جاده قديم" متفاوت از ديگر کارهايش ديديد. علاوه بر آن براي بازي در هر يک از رسانه هاي تئاتر، سينما و تلويزيون هيچ وقت تفاوت قائل نشدم و با خودم نگفته ام که چون قرار است يک بار پخش شود پس کم فروشي کنم. اميدوارم هميشه بتوانم نظر تماشاگرانم را جلب کنم.
* اين روزها برخي از سريال هاي شما از شبکه آي فيلم 
باز پخش مي شود. از ديدن دوباره اين سريال ها 
چه حسي داريد؟
- برخي سريال ها از آن دست سريال هايي هستند که ديدن دوباره آنها براي بينندگان تلويزيون جذاب است. راستش براي من هم عجيب است که چطور اين سريال ها همچنان براي مخاطبان تماشايي است و بعد با خودم مي گويم حتما به دلشان نشسته که دوباره نگاه مي کنند. من پيام هاي زيادي از سوي مردم دريافت مي کنم. اين در حالي است که سليقه مردم متفاوت اما کمي شبيه است.
* اکثر هنرنمايي هايتان در قالب نقش هاي جدي بوده است. بازي در اين قالب خاص اصرار خودتان است؟ دل تان نمي خواهد بازي در نقش هاي طنز را بيشتر تجربه کنيد؟
- اصولا هيچ وقت خودم را بازيگر طنازي نمي دانم. خودم فکر مي کنم بازيگري هستم که مي توانم در موقعيت هاي طنز قرار بگيرم و کارم را به درستي انجام دهم اما اينکه بخواهم با بذله گويي مخاطبانم را بخندانم کاري است که در حيطه علاقه مندي هايم جايي نخواهد داشت. اساسا در شخصيت هاي واقعي خودم هم بذله گويي وجود ندارد و در گفتگوهاي روزمره دلم مي خواهد به جاي اينکه مخاطب را به خنده بيندازم نکته اي بگويم که او را به فکر وا دارد.
* به طور ويژه نقشي وجود دارد که دل تان بخواهد ايفايش کنيد اما تاکنون موقعيتش برايتان پيش نيامده باشد؟
- سعي مي کنم در انتخاب نقش هايم خيلي دورانديشي نکنم. بازيگران مجبورند بنا به بازي در نقش هاي مختلف دوره هاي زيستاري مختلفي را تجربه کنند تا بتوانند با نقش هايشان يکي شوند و به بهترين شکل ممکن ايفايشان کنند. اين اتفاق به طور مداوم زندگي شخصي، دايره دوستان، واژگان، عادات و تفريحاتشان را در بازي هاي زماني کوتاه مدت 
تغيير مي دهد و اين تغييرات باعث مي شود بازيگر ابعاد متنوعي را در وجود خودش کشف کند. 
* شما اين ابعاد را کشف کرده ايد يا هنوز نه؟
- اين راز پرورش بازيگران حرفه اي است. من هم در سال هاي 
اخير به اين نتيجه رسيده ام که بايد نقش هايي را بازي کنم که مطابق با حال و هواي کنوني و تجربه زيستاري همين دوره ام باشند. با مروري به کارنامه کاري ام مي توان اين مسير را به خوبي پيدا کرد. 
* انتخاب بازيگري به عنوان يک حرفه جزء اهداف تان 
بود يا اتفاقي بازيگر شديد؟
- به نظرم بيشتر آدمها به هنر نمايش و بازيگري علاقه مند 
هستند و در يک سني آن را تجربه مي کنند اما گروه محدودي هستند که آن را پيگيري مي کنند و به عنوان شغل، آن را ادامه مي دهند. من هم از بچگي به بازيگري علاقه مند شدم و بعدها جزء اهدافم شد و فکر مي کنم تا به امروز هم موفق بوده و هستم. 
* از اينکه بازيگري را به عنوان حرفه انتخاب کرده ايد 
راضي هستيد؟
- بله، بازيگري را دوست دارم . نکته اين است که در بدو ورود به دنياي بازيگري خيلي زود جايگاهم را پيدا کردم و نامم سريع بر سر زبان ها افتاد. پيشکسوتان خيلي مرا راهنمايي کردند، ملاقات هايي با آنها داشتم و توصيه هايي 
به من مي کردند و من هم حرف شان را گوش کردم و تا به امروز خودم را موفق مي دانم. البته همه بزرگاني که به من توصيه مي کردند خيلي از نقش ها را نپذيرم و از خودم بيشتر مراقبت کنم، جزء اولين افرادي بودند که فراموشم کردند. 
* شما چقدر آدم حرف شنويي بوديد که توصيه هاي ديگران را قبول مي کرديد؟
- بله. چون بزرگان حرفه سينما بودند و آن زمان اين ديدگاه ها 
وجود داشت که بهتر است هر نقشي را قبول نکني. دوره اي بود که بازيگران سينما کمتر در تلويزيون حضور پيدامي کردند اما بازيگران معروفي نقش هاي تلويزيون را قبول مي کردند 
و فضا تغيير کرد.
* الان احساس مي کنيد موقعيت هايي را از دست داده ايد؟
- همين طور است. اما باز هم خوشحالم که هيچ حاشيه اي دور وبرم نيست و آهسته و پيوسته کارم را ادامه داده ام.
* اما اکنون شرايط به سمتي رفته که خيلي از بازيگران کم کار شده اند و از مافيا و دلال بازي حرفه بازيگري حرف هاي زيادي شنيده مي شود؛  
- يکي از خانم هاي بازيگر چند وقت پيش به من گفت من بازيگر خوبي هستم. به همين دليل هميشه سر کارم هستم و آنهايي که بازيگر نيستند خانه نشين شده اند. من واقعا تعجب کردم و معتقدم اين قضاوت، آخر بي انصافي است. من همين جا اعلام مي کنم که در اين چندين سال بازيگري ام 
هرگز همزمان در چند کار بازي نکرده ام چون آدم آهني نيستم که از صبح تا شب سر يک فيلم باشم و شب تا صبح مقابل دوربين يک اثر ديگر. اگر چنين باشد چه زماني فرصت پيدا مي کنم ذهن و بدنم را آماده کنم؟ آيا بازيگري که همزمان در چند فيلم بازي مي کند تعريفي از نقش دارد؟ آيا بازيگري در چنين شرايطي استاندارد است که بشود به آن فخر فروشي هم کرد؟ از روشم احساس رضايت دروني دارم. هنوز منتظر يک نقش خوب هستم  و مي دانم روزي نقش مهم  و خوبي به من پيشنهاد مي شود که خستگي همه اين سالها را از من دور مي کند اما معتقدم بهتر است به جاي قضاوت ديگران کمي منصف باشيم. 
* آقاي آذرنگ! در اين جامعه اي که زندگي مي کنيم 
به نظر شما چگونه مي شود زندگي کرد که نه به ديگران آسيب بزني و نه ديگران بتوانند به سادگي به تو آسيب وارد کنند؟
- اين خيلي سخت است. هر کسي بايد راهش را خودش پيدا کند. نمي شود براي همه يک نسخه نوشت. هر کسي بايد ياد بگيرد به حقوق و حريم شخصي و خصوصي ديگران احترام بگذارد. هيچ نهاد و سيستمي نمي تواند مردم را وادار کند که رفتارهاي شخصي خود را اصلاح کنند. اين تصميم و اراده کاملا شخصي است. 
* شما همواره بازيگر محبوبي بوده ايد و مردم دوست تان 
دارند. علت اين محبوبيت را در چه مي دانيد؟
- مردم نازنين همواره به من لطف داشته اند و من هميشه بسيار قدردان و سپاسگزار آنها هستم. من اين را به دليل لطف خداي مهربان و مردم عزيز مي دانم. هميشه سعي مي کنم نکات مثبت زندگي را ببينم و همين باعث شده روحيه بهتري داشته باشم و مورد لطف و محبت هموطنان گرانقدرم قرار بگيرم.
* دنياي بازيگري خوب است؟
- بازيگري يعني يک دنيا خاطره. ما براي موفقيت در اين حرفه بايد بسياري از چيزهاي شخصي مان را فدا کنيم. چيزهاي زيادي را از دست مي دهيم اما در عوض آن قدر دنيايش قشنگ و زيباست که وقتي پيش خود محاسبه مي کنيم درمي يابيم که به تمام سختي هايش مي ارزيده است. 
* اساسا چه تمهيداتي مي انديشيد تا در نمايش هاي 
پر بازيگر، سررشته کارگرداني از دست تان در نرود؟
- اصولا کارگردان بايد به غير از وظايف اصلي خود، روان شناس 
خوبي هم باشد. بازيگران موجودات حساسي هستند و 
نمي شود با همه يک روش برخورد داشت. اصولا کارگرداني موفق است که با هر بازيگر با زبان خودش برخورد کند. اين طور کارگردان مي تواند بخشي از فضاي کار را در خدمت خود بگيرد. من هميشه قبل از استارت تمرين ها زماني را براي طراحي فرم اصلي نمايش مي گذارم و وقتي تمرين ها 
را شروع مي کنم کاملا مي دانم چه مي خواهم و تمرين را به سمت آن مسير راهنمايي مي کنم. 
* پيشينه و سابقه بازي در تئاتر چقدر کمک مي کند که بازيگر در مديوم هاي ديگر هم موفق باشد؟
- خب، اين يک اصل است. مثلا بچه اي که دوران تحصيلي ابتدايي را نگذرانده نمي تواند به مقاطع ديگر راه پيدا کند. چرا که ابتدا بايد اصول را بياموزد. در مورد بازيگر هم کاملا همين است. بازيگري که سالها در تئاتر بوده و آموزش ديده و به قولي خاک صحنه خورده، هم قدر نقشي را که به او محول شده بيشتر مي داند و هم قدر جايگاهي را که به او مي دهند. بارها ديده شده بازيگراني که بدون پشتوانه در سينما يا تلويزيون ظاهر شده اند آن کار، اولين و آخرين کارشان شده است. بازيگري که در تئاتر زحمت کشيده باشد در همه مديوم ها مي تواند درخشان ظاهر شود.
* غالبا چه چيزي از يک متن، شما را درگير و مجاب مي کند که براي کارگرداني آن متن اقدام کنيد؟
- هميشه براي انتخاب متن، چندين اصل را مورد ارزيابي قرار مي دهم؛ حرف اصلي نمايش، ميزان جذابيت درام، ميزان جذابيت پرسوناژ، ميزان جذابيت صحنه ها و آخرين مورد که مهم ترين مورد هم هست ميزان جذابيت متن براي تماشاگر است. تماشاگر به نوعي مهم ترين رکن نمايش است و در همه مراحل توليد اثر بايد به رضايت او فکر شود، نه اينکه تنها براي پر کردن صندلي ها و فروش بليت به تماشاگر فکر کنيم. 
* نظرتان راجع به مخاطبان تئاتر چيست؟ انتظارتان از 
تفاوت هاي اين مخاطبان نسبت به گذشته چيست؟ 
- سالها پيش که اولين روزهاي حضورم در اين حرفه بود، به ياد دارم همه سالن ها پر از تماشاگر بود. از آن زمان هيچ کدام از ابزار تبليغاتي فعلي وجود نداشت. تنها تبليغ نمايش ها، 
پوستر بود. در آن زمان تماشاگر، خود دغدغه داشت و تئاتر را پيگيري مي کرد. چون آن زمان صداقت بيشتري بين هنر تئاتر و مخاطبانش وجود داشت. همه نمايش ها مدت ها تمرين مي شد و تماشاگر اين را حس مي کرد. اما در حال حاضر متاسفانه تماشاگران ديگر براي ديدن تئاتر به سالن ها 
نمي روند بلکه براي ديدن بازيگر مورد علاقه خود که از سينما يا تلويزيون به تئاتر آمده، تئاتر را دنبال مي کنند. من به عنوان يک کارگردان تنها انتظاري که دارم اين است که فقط و فقط چهره دليل انتخاب نمايش نباشد. 
* دليل گرايش بسياري از کارگردان ها براي روي صحنه بردن 
نمايش هاي خارجي را چه مي دانيد؟
- کارگردان هاي ديگر را نمي دانم اما خود من به اين دليل از نمايشنامه هاي خارجي استفاده نمي کنم که ساختار کاملتري دارند، عميق تر هستند و مختص به يک جامعه يا زبان نيستند.
* وضعيت امروز اجراها در سالن هاي خصوصي را چطور مي بينيد؟ اساسا گسترش بيشتر اين سالن ها 
را به نفع تئاتر مي دانيد يا نه؟
- در حال حاضر اين سالن ها باعث شلوغ تر شدن تعداد نمايش ها در تهران شده اند و با باز شدن اين سالن ها هزاران کارگردان پا به عرصه گذاشته اند که من شخصا اين را کاملا به ضرر تئاتر مي بينم. دانشجويي که ترم هاي اوليه خود را پشت سر مي گذارد ، اتودهاي کلاسي و آزمون ها و تجربه هاي اوليه خود را با پرداخت مبلغي به اين سالن ها به روي صحنه 
مي برد. از آن به بعد درب ياد گرفتن را به روي خود مي بندد، بگذريم که مخاطباني هم در اين ميانه با ديدن اين تجربه ها 
به احتمال زياد ديگر هيچ وقت به ديدن تئاتر نمي آيند، 
اما خود آن دانشجو خودش را کارگردان حرفه اي 
مي بيند که نمايشش در کنار نمايش حرفه اي به روي صحنه 
مي رود. اضافه شدن اين سالن ها متاسفانه به کيفيت هنر نمايش لطمه بزرگي زده، چرا که هر کدام هزينه گزافي را براي برپايي آن مجموعه پرداخته اند. پس به هر شکلي که شد بايد اين هزينه ها جبران شود و اين گونه مي شود که ديگر کيفيت کارها مهم نبوده و فقط توان گروه براي پرداخت کرايه روزانه سالن مورد توجه قرار مي گيرد.

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9088/1/1745/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha